مشاوره و راهنمایی از تئوری تا عمل
جت اطلاع رسانی بیشتر ایجاد شده
صفحات وبلاگ
نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠

خلّاقیت

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌ و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت. دوران حاضر را به دلیل وی‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژگیهای خاصی که دارد عصر خلاقیت ونوآوری نامیده اند. تفکر خلاق، ابداع- اختراع و نوآوری از قابلیتهای منحصر بفرد انسان به عنوان اشرف مخلوقات است سیر حرکت تحولی وتکاملی انسان از واپسین روزهای حیات زمینی شناخته شده در عصر سنگ تا تمدن پیچیده و پسا صنعتی امروز، مرهون خلاقیت و نوآوری است . با توجه به اهمیت ونقش خلاقیت و نوآوری جنبه های متفاوت آن حداقل از ابتدای قرن بیستم بعنوان یک موضوع اساسی ، مورد مطالعه وﭘﮋو‍ﻫشهای بسیاری قرار گرفته است.

تعریف خلّاقیت

به طور کلی، ارائه تعریفی جامع، مانع و دقیق از خلّاقیت که شامل همه ابعاد و کنش های آن باشد، اگر غیرممکن نباشد، امری بسیار مشکل است. پس از سال ها مطالعه و پژوهش درباره خلّاقیت هنوز روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش نتوانسته اند تعریف جامعی که مورد قبول بیشتر دست اندرکاران باشد به دست دهند; زیرا افراد مختلف برداشت های متفاوتی از خلّاقیت داشته و بالطبع تعاریف متفاوتی از آن ارائه نموده اند. ریشه اصلی چنین اختلافاتی ناشی از ماهیت پیچیده و مرکب مغز و کنش های آن است.به نظر برخی روان شناسان، خلّاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص و احتمالا خشنودی دیگران خواهد بود.متداول ترین برداشت از خلّاقیت عبارت است از اینکه فرد فکری نو و متفاوت ارائه دهد. خلّاقیت را می توان با تولید یا خلق اثر نو و متفاوت ارزیابی کرد، اما باید به خاطر داشت که هر خلاقیتی لزوماً منجر به تولید اثر قابل مشاهده نمی شود.به هر حال، باید در مطالعه خلّاقیت به دو نکته مهم توجه داشت:

اول اینکه خلّاقیت می تواند خلق اشکال جدید یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلّاقیت های تازه است.

دوم اینکه خلّاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی و لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. از این رو، ممکن است چیزی را خلق کند که پیشتر هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد، اگرچه ممکن است آن چیز به صورت های مشابه یا کاملا یکسان قبلا توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

عوامل مؤثر در رشد خلّاقیت

ابتدا می توان این سؤال را طرح کرد: آیا امکان پرورش خلّاقیت وجود دارد؟   تورنس تحقیقی انجام داد که سؤال مزبور فرضیه  آن را تشکیل می داد. بر اساس این تحقیق، تورنس نتیجه گیری می کند که می توان دسته ای از اصول را به کودکان یاد داد که به آن ها اجازه می دهد تعداد بسیار زیادی عقیده، آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی دراین مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند.بنابراین، در این مورد که خلّاقیت را می توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان شناسان از مدت ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته اند.راجرز وجود شرایطی را برای پرورش خلّاقیت ضروری می داند. وی آن ها را تحت عنوان «شرایط درونی آفرینندگی» به شرح زیر بیان کرده است:

 1.ایمنی روان شناختی   این مرحله را می توان به سه فرایند به هم پیوسته تقسیم کرد:

الف. پذیرش فرد به عنوان ارزش نامشروط. وقتی با فردی به گونه ای رفتار نماییم که نشان دهیم او در حقوق خود و در آشکار ساختن خویش ارزش دارد ـ صرف نظر از اینکه شرایط فعلی یا رفتار او چگونه است ـ در حال پرورش آفرینندگی هستیم.

ب. فراهم آوردن فضایی که در آن ارزشیابی بیرونی وجود ندارد. هنگامی که داوری های ما در مورد خودمان بر معیارهای بیرونی نباشد، ما داریم به پرورش آفرینندگی می پردازیم; جایی که فرد خویشتن خود را در فضایی می بیند که در آن مورد ارزشیابی قرار نمی گیرد و توسط معیارهای بیرونی اندازه گیری نمی شود. چنین فضایی بی اندازه آزادکننده و فراهم کننده خلّاقیت است.ج. فهم همدلانه: فهم همدلانه همراه با دو مورد ذکر شده، غایت ایمنی روانی را فراهم می آورد و این شالوده ای برای پرورش آفرینندگی است.

2. آزادی روان شناختی

هنگامی که به فردی اجازه کامل آشکارسازی نمادین را می دهیم آفرینندگی پرورش می یابد. آزادی روان شناختی به فرد امکان می دهد تا درباره ژرف ترین بخش خویشتن خود بیندیشد، احساس کند و همان باشد. این امر ادراک های مفاهیم و معانی را که در بخشی از آفرینندگی به شمار می روند پرورش می دهد.برخی دیگر از روش های پرورش خلّاقیت عبارتند از: بازیابی های فکری، حل معما و جدول، سرگرمی ها و هنرهای زیبا، نویسندگی به عنوان یک تمرین خلّاقیت، تمرین در حل خلاق مسائل، و مطالعه. چنان که بیکن، فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن 16، اظهار داشته است، مطالعه انسان را کامل و قدرت تصور را تغذیه می کند، لیکن برای آنکه از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم باید مطالب مناسبی برای مطالعه انتخاب کنیم.

الگوهای پرورش خلّاقیت

1. جستجوی عدم شباهت ها مثلا پس از ایجاد یک ایده محتمل، به جستجوی جایگزینی هایی بپردازیم که منطقی هستند، اما با ایده اول فرق دارند و یا حتی متناقض اند.

2. پیش بینی کردن (مطلوب اندیشی)بسیاری اوقات ما از فرضیات معین بی اطلاعیم و یا نمی خواهیم بپذیریم که این فرضیات ممکن است به طور تدریجی رفتار و افکار ما را بدون آگاهی خود هدایت کنند. یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها تمرینِ وادار کردن افراد به پیشگویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر است.

3. جستجوی نقد دیگران راه دیگر برای تشخیص فرضیات نادرست، درخواست از دیگران برای انتقاد از ایده های ماست. بسیاری از مردم از چنین چیزی گریزانند. برخی آن را می پذیرند و برخی با روبه رو شدن با آن دفاعی برخورد می کنند.

4. تحلیل مسائل در جزئیات هدف این است که ایده های خود را به اجزای ترکیب کننده آن ها خرد نماییم و بدین سان، خود را از قید فرضیات محدودکننده متنوع رها سازیم. این راهبرد به توجه کردن به کنش ها و مایه هایی که نوعاً با اشیا همراه نیستند توجه دارد. مثلا، در رابطه با کاربردهای متنوع یک تکه آجر می توان به ویژگی هایی همچون رنگ، وزن، سنگینی، شکل و اینکه دارای منافذی است و الکتریسیته را منتقل نمی کند، اشاره نمود.

5. استفاده از تمثیل این مورد نیز تفکر خلاق را تسهیل می کند. تمثیل نقش کلیدی در تحول علم و فنّاوری داشته است; مثل اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، که بر اساس شبیه سازی بود.

6. استفاده از موقعیت گروهی برای افزایش تولید ایده های خلاق یکی از مهم ترین ویژگی های چنین جلساتی این است که آزمودنی ها باید با نگرش کاملا دوستانه و باز با پیشنهادات انطباق پیدا کنند. در چنین جلساتی ایده های تند تشویق می شوند.

7. توقف کار روی مسئله برای مدتی و سپس بازگشت به آن این امر همان عملی است که موجب می گردد افراد گاهی احساس کنند پس از مدتی کار روی مسئله و موفق نشدن، فکرشان متوقف می شود.

8. تلاش برای ارتباط به منظور گسترش ایده های خلاق، باید به برقراری ارتباط ایده ها پرداخت. این امر می تواند به صورت نوشتاری صورت پذیرد; زیرا زبان نوشتاری در طول زمان باقی می ماند و می تواند با ارزیابی شدیدتری موردنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، قرار دادن ایده ها در معرض و دسترس دیگران به ما فرصت می دهد تا مجدداً به آن ها نظر بیندازیم و دقایقی آن ها را ارزیابی کنیم. امر ارزیابی سبب می شود تا ایده هایمان را روشن تر و مشخص تر تعریف کنیم.

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٢۸ خرداد ۱۳٩٠

خلّاقیت

به یارى خلاقیت بود که انسان توانست پس از حدود 50 هزار سال غارنشینى، جریان تحولى را به راه اندازد که تمدن‏‌ساز شود. البته روند تحول قرن‏‌ها کند یا کم‏‌شتاب بود، ولى از دو سده‌ی پیش با اختراع روش علمی‌ و همگرایى دو موج بنیان‏‌کن انقلاب علمى و انقلاب صنعتى، تحول تمدن بشرى شتاب گرفت. دوران حاضر را به دلیل وی‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ژگیهای خاصی که دارد عصر خلاقیت ونوآوری نامیده اند. تفکر خلاق، ابداع- اختراع و نوآوری از قابلیتهای منحصر بفرد انسان به عنوان اشرف مخلوقات است سیر حرکت تحولی وتکاملی انسان از واپسین روزهای حیات زمینی شناخته شده در عصر سنگ تا تمدن پیچیده و پسا صنعتی امروز، مرهون خلاقیت و نوآوری است . با توجه به اهمیت ونقش خلاقیت و نوآوری جنبه های متفاوت آن حداقل از ابتدای قرن بیستم بعنوان یک موضوع اساسی ، مورد مطالعه وﭘﮋو‍ﻫشهای بسیاری قرار گرفته است.

تعریف خلّاقیت

به طور کلی، ارائه تعریفی جامع، مانع و دقیق از خلّاقیت که شامل همه ابعاد و کنش های آن باشد، اگر غیرممکن نباشد، امری بسیار مشکل است. پس از سال ها مطالعه و پژوهش درباره خلّاقیت هنوز روان شناسان و متخصصان آموزش و پرورش نتوانسته اند تعریف جامعی که مورد قبول بیشتر دست اندرکاران باشد به دست دهند; زیرا افراد مختلف برداشت های متفاوتی از خلّاقیت داشته و بالطبع تعاریف متفاوتی از آن ارائه نموده اند. ریشه اصلی چنین اختلافاتی ناشی از ماهیت پیچیده و مرکب مغز و کنش های آن است.به نظر برخی روان شناسان، خلّاقیت ترکیبی است از قدرت ابتکار، انعطاف پذیری و حساسیت در برابر نظریاتی که یادگیرنده را قادر می سازد خارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولد بیندیشد که حاصل آن رضایت شخص و احتمالا خشنودی دیگران خواهد بود.متداول ترین برداشت از خلّاقیت عبارت است از اینکه فرد فکری نو و متفاوت ارائه دهد. خلّاقیت را می توان با تولید یا خلق اثر نو و متفاوت ارزیابی کرد، اما باید به خاطر داشت که هر خلاقیتی لزوماً منجر به تولید اثر قابل مشاهده نمی شود.به هر حال، باید در مطالعه خلّاقیت به دو نکته مهم توجه داشت:

اول اینکه خلّاقیت می تواند خلق اشکال جدید یا صورت های جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت، عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلّاقیت های تازه است.

دوم اینکه خلّاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی و لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. از این رو، ممکن است چیزی را خلق کند که پیشتر هیچ گونه سابقه ذهنی از آن نداشته باشد، اگرچه ممکن است آن چیز به صورت های مشابه یا کاملا یکسان قبلا توسط شخص دیگری و در موقعیت خاصی خلق شده باشد.

عوامل مؤثر در رشد خلّاقیت

ابتدا می توان این سؤال را طرح کرد: آیا امکان پرورش خلّاقیت وجود دارد؟   تورنس تحقیقی انجام داد که سؤال مزبور فرضیه  آن را تشکیل می داد. بر اساس این تحقیق، تورنس نتیجه گیری می کند که می توان دسته ای از اصول را به کودکان یاد داد که به آن ها اجازه می دهد تعداد بسیار زیادی عقیده، آن هم عقایدی خیلی بهتر نسبت به زمانی که هیچ گونه تربیتی دراین مورد ندیده باشند، از خود ابراز دارند.بنابراین، در این مورد که خلّاقیت را می توان پرورش داد تردید وجود دارد. روان شناسان از مدت ها قبل این اعتقاد را که هر استعدادی را می توان با تمرین تربیت نمود و پرورش داد، پذیرفته اند.راجرز وجود شرایطی را برای پرورش خلّاقیت ضروری می داند. وی آن ها را تحت عنوان «شرایط درونی آفرینندگی» به شرح زیر بیان کرده است:

 1.ایمنی روان شناختی   این مرحله را می توان به سه فرایند به هم پیوسته تقسیم کرد:

الف. پذیرش فرد به عنوان ارزش نامشروط. وقتی با فردی به گونه ای رفتار نماییم که نشان دهیم او در حقوق خود و در آشکار ساختن خویش ارزش دارد ـ صرف نظر از اینکه شرایط فعلی یا رفتار او چگونه است ـ در حال پرورش آفرینندگی هستیم.

ب. فراهم آوردن فضایی که در آن ارزشیابی بیرونی وجود ندارد. هنگامی که داوری های ما در مورد خودمان بر معیارهای بیرونی نباشد، ما داریم به پرورش آفرینندگی می پردازیم; جایی که فرد خویشتن خود را در فضایی می بیند که در آن مورد ارزشیابی قرار نمی گیرد و توسط معیارهای بیرونی اندازه گیری نمی شود. چنین فضایی بی اندازه آزادکننده و فراهم کننده خلّاقیت است.ج. فهم همدلانه: فهم همدلانه همراه با دو مورد ذکر شده، غایت ایمنی روانی را فراهم می آورد و این شالوده ای برای پرورش آفرینندگی است.

2. آزادی روان شناختی

هنگامی که به فردی اجازه کامل آشکارسازی نمادین را می دهیم آفرینندگی پرورش می یابد. آزادی روان شناختی به فرد امکان می دهد تا درباره ژرف ترین بخش خویشتن خود بیندیشد، احساس کند و همان باشد. این امر ادراک های مفاهیم و معانی را که در بخشی از آفرینندگی به شمار می روند پرورش می دهد.برخی دیگر از روش های پرورش خلّاقیت عبارتند از: بازیابی های فکری، حل معما و جدول، سرگرمی ها و هنرهای زیبا، نویسندگی به عنوان یک تمرین خلّاقیت، تمرین در حل خلاق مسائل، و مطالعه. چنان که بیکن، فیلسوف و نویسنده انگلیسی قرن 16، اظهار داشته است، مطالعه انسان را کامل و قدرت تصور را تغذیه می کند، لیکن برای آنکه از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم باید مطالب مناسبی برای مطالعه انتخاب کنیم.

الگوهای پرورش خلّاقیت

1. جستجوی عدم شباهت ها مثلا پس از ایجاد یک ایده محتمل، به جستجوی جایگزینی هایی بپردازیم که منطقی هستند، اما با ایده اول فرق دارند و یا حتی متناقض اند.

2. پیش بینی کردن (مطلوب اندیشی)بسیاری اوقات ما از فرضیات معین بی اطلاعیم و یا نمی خواهیم بپذیریم که این فرضیات ممکن است به طور تدریجی رفتار و افکار ما را بدون آگاهی خود هدایت کنند. یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها تمرینِ وادار کردن افراد به پیشگویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر است.

3. جستجوی نقد دیگران راه دیگر برای تشخیص فرضیات نادرست، درخواست از دیگران برای انتقاد از ایده های ماست. بسیاری از مردم از چنین چیزی گریزانند. برخی آن را می پذیرند و برخی با روبه رو شدن با آن دفاعی برخورد می کنند.

4. تحلیل مسائل در جزئیات هدف این است که ایده های خود را به اجزای ترکیب کننده آن ها خرد نماییم و بدین سان، خود را از قید فرضیات محدودکننده متنوع رها سازیم. این راهبرد به توجه کردن به کنش ها و مایه هایی که نوعاً با اشیا همراه نیستند توجه دارد. مثلا، در رابطه با کاربردهای متنوع یک تکه آجر می توان به ویژگی هایی همچون رنگ، وزن، سنگینی، شکل و اینکه دارای منافذی است و الکتریسیته را منتقل نمی کند، اشاره نمود.

5. استفاده از تمثیل این مورد نیز تفکر خلاق را تسهیل می کند. تمثیل نقش کلیدی در تحول علم و فنّاوری داشته است; مثل اختراع چاپ توسط گوتنبرگ، که بر اساس شبیه سازی بود.

6. استفاده از موقعیت گروهی برای افزایش تولید ایده های خلاق یکی از مهم ترین ویژگی های چنین جلساتی این است که آزمودنی ها باید با نگرش کاملا دوستانه و باز با پیشنهادات انطباق پیدا کنند. در چنین جلساتی ایده های تند تشویق می شوند.

7. توقف کار روی مسئله برای مدتی و سپس بازگشت به آن این امر همان عملی است که موجب می گردد افراد گاهی احساس کنند پس از مدتی کار روی مسئله و موفق نشدن، فکرشان متوقف می شود.

8. تلاش برای ارتباط به منظور گسترش ایده های خلاق، باید به برقراری ارتباط ایده ها پرداخت. این امر می تواند به صورت نوشتاری صورت پذیرد; زیرا زبان نوشتاری در طول زمان باقی می ماند و می تواند با ارزیابی شدیدتری موردنظر قرار گیرد. از سوی دیگر، قرار دادن ایده ها در معرض و دسترس دیگران به ما فرصت می دهد تا مجدداً به آن ها نظر بیندازیم و دقایقی آن ها را ارزیابی کنیم. امر ارزیابی سبب می شود تا ایده هایمان را روشن تر و مشخص تر تعریف کنیم.

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - یکشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩٠

خیال باطلمقد مه ای بر روان شناسی عمومی دوره کاردانی

روان‌شناسی، علم کاربردی مطالعه رفتار و فرایندهای ذهنی بر پایه یافته‌های علمی و تحقیق شده می‌باشد. رفتار به فعالیت‌ها و اعمالی اشاره دارد که قابل مشاهده و قابل اندازه‌گیری می‌باشند، مانند صحبت کردن و راه رفتن، اما فرایندهای ذهنی به اعمال و فرایندهایی اشاره دارد که به صورت مستقیم قابل دیدن و درک کردن نیست و نمود آنها را می‌توان در رفتار و دیگر فرایندها مشاهده کرد، مانند تفکر و یا هیجان و ترس. امروزه، روانشناسی از سنین خردسالی و نوجوانی گذشته و پا به مرحله جوانی و بزرگسالی گذاشته‌است و به درجه‌ای از ثبات و استحکام رسیده‌است (شاملو، ۱۳۷۰). روانشناسی با در نظر گرفتن نیازهای طبیعی انسان و درک روح زمان، به عنوان پرچمدار مطالعه پیچیدگیهای بشر امروز است.روان‌شناسی امروز به حدود ۵۴ رشته و شاخه متفاوت از قبیل روان‌شناسی بالینی، روان‌شناسی کودکان و کودکان استثنائی، روان‌شناسی صنعتی و سازمانی، روان‌سنجی، روان‌کاوی، روان‌شناسی مهندسی، روان‌شناسی فیزیولوژیک, روان‌شناسی ورزش, روان‌شناسی مدیریت و... تقسیم شده‌است. روان‌شناسی به مطالعه مفاهیمی مانند هوش، رفتار، هیجان‌ها (احساسات)، روابط درونی و روابط اجتماعی و شخصیتی فرد می‌پردازد.

روان شناسی چیست؟

روان شناسی عبارت است از مطالعه و شناخت علمی چگونگی و چرایی ابعاد مختلف رفتار موجود زنده، به ویژه انسان. در این تعریف بیشترین توجه به رفتار و جنبه های مختلف آن است. به دیگر سخن، به یک معنا می توان روان شناسی را رفتار شناسی نامید، چرا که موضوع اصلی روان شناسی به عنوان یک علم رفتاری ، مطالعه فعالیت ها و واکنش های حیوان وانسان در شرایط و موقیعت های مختلف است. و اما منظور از " رفتار" آن دسته از حالت ها، عادت ها، فعالیت ها، کنش ها و واکنش های نسبتاً پایداری است که از انسان سر می زند و همواره قابل مشاهده، اندازه گیری ، ارزیابی و پیش بینی است.  رفتارهای انسانی را می توان به انواع مختلف تقسیم کرد، از جمله:

رفتار شخصی:  رفتاری است که کاملاً جنبه شخصی دارد، مثلاً فردی همواره لباس قهوه ای رنگ می پوشد و یا عادت دارد روزی سه مرتبه مسواک بزند.

رفتار شغلی: یعنی رفتار خاص یا عادتی که انسان در کار و حرفه از خود نشان می دهد، مثلاً همیشه بعد از نماز صبح کارش را شروع می کند ویا همواره با دو انگشت تایپ می نماید.

رفتار تحصیلی: عبارت است از رفتار کودک یا بزرگسال در ارتباط با امور تحصیلی، فی المثل دانش آموزی همیشه قبل از تدریس معلم درس مورد نظر را مطالعه می کند و یا این که برای یادگیری بهتر خلاصه نویسی کرده، با صدای بلند درس می خواند.

رفتار اجتماعی:رفتار فرد در تعاملات بین فردی  و معاشرت های اجتماعی است، به عنوان نمونه خوش قول بودن و تقدم درسلام داشتن. در ارزیابی رفتار باید توجه کرد که رفتار چه کسی، در چه شرایط  و موقعیتی و با چه فراوانی و شدتی مورد بررسی قرار می گیرد؛ چرا که زمانی می توانیم برداشت وتفسیر جامعی از رفتار یک فرد داشته باشیم که شرایط زمانی و مکانی، موقعیت بروز رفتار و ویژگی های زیستی ، ذهنی و روانی وی را مورد توجه کافی قرار دهیم. از زمانی که روان شناسی به عنوان یک علم مستقل مطرح شده است، روان شناسان در زمینه موضوعات خاص، پژوهش های فراوانی به عمل آورده اند، به گونه ای که امروزه شاهد شعب و شاخه های مختلف روان شناسی هستیم. روان‌شناسی طی تاریخچه کوتاه خود به گونه‌های متفاوتی تعریف شده است. اولین دسته از روان‌شناسان حوزه کار خود را مطالعه فعالیت ذهنی می‌دانستند. با توسعه رفتارگرایی در آغاز قرن حاضر و تأکید آن بر مطالعه انحصاری پدیده‌های قابل اندازه گیری عینی، روان‌شناسی به عنوان بررسی رفتار تعریف شد.

متداول ترین شاخه های روان شناسی عبارت است از:

1-روان شناسی رشد و کودک روان شناسی کودک به مطالعه مستمر رشد از زمان تشکیل نطفه تا دوران بلوغ و نوجوانی می پردازد. موضوعاتی از قبیل نقش وراثت و محیط در شکل گیری شخصیت کودک، چگونگی رشد بدنی، ذهنی،عاطفی، کلامی، اجتماعی ، حسی و حرکتی، همچنین نحوه بازی، خویشتن داری، تقلید و همانند سازی کودک و نوجوان و تحولات دوران بلوغ در این شاخه از روان شناسی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد.

2-روان شناسی شخصیت:در این شاخه از روان شناسی ابعاد مختلف شخصیت، جنبه های ادراکی، هیجانی، ارادی و بدنی افراد و چگونگی سازگاری فرد با محیط مورد مطالعه قرار می گیرد.

3-روان شناسی اجتماعی:روان شناسی اجتماعی ازتعامل فرد واجتماع، قانون های روانی گروه ها و سازمان های اجتماعی بحث می کند و در زمینه هایی از قبیل: معیارها و هنجارهای اجتماعی، مناسبات بین گروهی، باورهای عام، تکوین بازخوردها وتغییرنگرش ها و نقش رسانه ای جمعی به مطالعه و تحقیق می پردازد.

4-روان شناسی بالینی :این رشته از روان شناسی ویژگی های شخصیتی، اختلالات عاطفی و مشکلات رفتاری افراد را با بهره گیری از ابزارهای روان شناختی مورد بررسی ودرمان قرار می دهد.

5-روان شناسی مرضی:  در این شاخه از روان شناسی اختلالات عاطفی و رفتاری و بیماری های مختلف روانی مورد بررسی قرار گرفته، روش های درمانی متداول در جهت حفظ بهداشت روانی ارائه می شود.

6- روان شناسی کودکان استثنایی:روان شناسی کودکان استثنایی به مطالعه ویژگی های جسمی، روانی، حسی، حرکتی، شناختی و اجتماعی کودکان عقب مانده ذهنی، نابینا و نیمه نابینا، ناشنوا و نیمه ناشنوا، ناسازگار، مصروع، کودکان معلول جسمی- حرکتی، دانش آموزان مبتلا به اختلال خاص در یادگیری و کودکان و نوجوانان تیز هوش و خلاق می پردازد. این شاخه از روان شناسی همچنین در زمینه علل مختلف معلولیت، راه های پیشگیری از معلولیت و روش های اصلاح و ترمیم نارسایی ها و اختلالات رفتاری مباحثی را مطرح می کند.

7-روان شناسی تربیتی:

این رشته ازروان شناسی که درواقع مهمترین وکاربردی ترین رشته های روان شناسی است، تلاش دارد اصول، قوانین و یافته های روان شناسی و شاخه های مختلف آن را در قلمرو تعلیم و تربیت مورد استفاده قرار دهد. در روان شناسی تربیتی موضوعاتی از قبیل: روشهای مختلف یادگیری و قوانین آن، فرایند تفکر و اندیشیدن، یادآوری و به یادسپاری، حافظه و فراموشی، هوش و انگیزش، سنجش و اندازه گیری و کاربرد آزمون های روانی، نقش معلم و متعلم در انتقال یادگیری، شرایط و موقعیت یادگیری، انضباط و پیشرفت تحصیلی مورد توجه و مطالعه قرار می گیرد.

روان شناسی تربیتی و قلمرو آن

همان گونه که پیش تر اشاره شد موضوع اصلی روان شناسی تربیتی یا پرورشی به کار بستن قواعد و یافته های شاخه های مختلف روان شناسی در فرایند تعلیم و تربیت است. به عبارت دیگر هدف اصلی روان شناسی تربیتی توجه عمیق به امر مهم آموزش و پرورش و پرداختن به عوامل مؤثر در یادگیری، پیشرفت تحصیلی، سازگاری، تحول ذهنی و روانی و رشد متعادل انسان است.

ارکان اصلی روان شناسی تربیتی

به طور خلاصه می توان موضوعات، پایه ها یا ارکان اصلی روان شناسی تربیتی را در هفت محور زیر مورد توجه قرار داد:

1- قوانین و عوامل موثر در فرایند یادگیری

2-ویژگی های یادگیرنده یا تربیت شونده

3-موضوع یادگیری یا پیام تربیتی

4-موقیعت یادگیری یا شرایط انتقال پیام تربیتی

5-روش های تعلیم و تربیت یا انتقال پیام

6-ویژگی های مربی یا انتقال دهنده پیام

7-ارزیابی و ارزش سنجی

تاریخچه روانشناسی انسان گرایی

نفوذ پیشینیان بر روان شناسی انسان گرایی در نخستین سالهای دهه 1960 جنبشی در روان شناسی امریکا بوجود آمد که به عنوان روانشناسی انسان گرایی یا نیروی سوم شناخته شده است. این جنبش قصد آن نداشت که مانند بعضی از دیدگاههای نو فرویدی‌ها یا نو رفتارگرایان شکل تجدید نظر شده یا انطباق یافته‌ای از مکتبهای فکری موجود باشد. بر عکس چنانچه از اصطلاح نیروی سوم استنباط می‌شود، روانشناسی انسان گرایی می‌خواست جای دو نیروی عمده روانشناسی یعنی رفتارگرایی و روانکاوی را بگیرد. پیش بینی اندیشه‌های روان شناسان انسان گرا را مانند همه جنبشها می‌توان در آثار روانشناسان پیشین یافت. « فرنتز برنتانو » اظهار داشته بود که روان شناسی باید هشیاری را به عنوان یک کیفیت یکپارچه مطالعه کند. « اوزالد کولپه » هم به روشنی نشان داد که تجربه‌های هشیار چندان ساده و ابتدائی هم نیستند. « ویلیام جیمز » در مورد تمرکز بر هوشیاری و توجه به کلیت فرد پافشاری کرد. روانشناسان گشتالت بر تجربه هشیار به عنوان زمینه درست و مفیدی برای مطالعه روان شناسی اصرار داشتند. در پیشینه روانکاوی نیز تعدادی از پایه‌های مواضع انسان گرایانه وجود دارند. آدلر ، هورنای ، اریکسون و آلپورت با دیدگاه فروید مبنی بر اینکه افراد زیر نفوذ نیروهای ناهشیار قرار دارند، مخالف بودند. آنها بر این باور بودند که ما در درجه نخست موجوداتی هشیاریم و دارای اختیار و اراده آزاد هستیم.

ظهور روان شناسی انسان گرایی

همانند دیگر جنبشها در روانشناسی نوین به نظر می‌رسد که روح زمان موجب می‌شود که اندیشه‌های پیشایند به یک جنبش واقعی تبدیل شود. روانشناسی انسان گرایی ظاهرا بازتابی از ندای ناآرامی و نارضایتی جوانان سالهای دهه 1960 علیه جنبشهای ماشین گرایی و ماده گرایی فرهنگ معاصر غرب بود. جنبش روانشناسی انسان گرایی به وسیله تاسیس مجله روان شناسی انسان گرایی ، در سال 1961 ، انجمن روان شناسی انسان گرایی امریکا در سال 1962 و شعبه روانشناسی انسان گرایی انجمن روان شناسی امریکا در سال 1971 قوام یافت، اما برخلاف تمامی سمبلها و خصائص یک مکتب فکری ، روانشناسی انسان گرا عمدا یک مکتب نشد. این قضاوت خود روانشناسان انسان گراست که با گذشت سه دهه از آغاز جنبش در گردهمایی سال 1985 که برای بحث درباره ماهیت این رشته تشکیل شده بود، بیان داشتند.

آبراهام مازلو در تاریخ روان شناسی انسان گرا

مازلو پدر روحانی روان شناسی انسان گرایی خوانده می‌شود و احتمالا بیش از هر کس دیگری در این جنبش جرقه ایجاد کرده و مسئولیت علمی بدان اعطا کرده است. در ابتدا مازلویک رفتارگرای پرحرارت بود، عقیده داشت که پاسخهای همه مسائل جهانی را می‌توان با رویکرد مکانیستی و علوم طبیعی پیدا کرد. سپس یک رشته تجارب شخصی ، تولد نخستن فرزندش ، جنگ جهانی دوم و برخورد کردن با سایر اندیشه‌ها درباره ماهیت انسان (فلسفه ، روانکاوی و روان شناسی گشتالت) او را متقاعد کرد که رفتارگرایی بسیار محدودتر از آن است که بتواند پاسخگوی مسائل پایدار انسانی باشد.

مازلو همچنین از تماس با برخی از روان شناسان اروپایی که از آلمان نازی گریخته و در ایالات متحده ساکن شده بودند، مانند آدلر ، هورنای ، کافکا و ورتهایمر تاثیر پذیرفت. احساس احترام او نسبت به ورتهایمر و مردم شناس امریکایی روت بندیکیت او را به سوی نخستین مطالعه‌اش در مورد اشخاص سالم از نظر روانی و خود شکوفا رهنمون شد. در دانشگاه برندیز در والتام ، ماساچوست ، از 1951 تا 1969 بود که مازلو نظریه‌اش را تدوین کرد و پالایش داد و به صورت مجموعه‌ای کتاب منتشر ساخت. او از جنبش گروه حساسیت آموزی حمایت کرد و در سالهای دهه 1960 یکی از روان شناسان معروف شد. او در سال 1967 به ریاست انجمن روان شناسی امریکا انتخاب شد.

توجه به سلسله مراتب نیازهای انسان و ویژگیهای افراد خود شکوفا بخش عمده پژوهشهای او را تشکیل می‌دهد. ار مباحث مهم دیگر نظریه مازلو در انسان گرایی ویژگیهای شخصیت سالم ، اعتماد به نفس و رابطه آن با سلامت روانی ، فرانیازها یا انگیزه‌های متعالی ، تجارب اوج (حالت عرفان) ، حرمت زدایی ، آرمان شهر روانی ، وجدان را می‌توان نام برد.

کارل راجرز در تاریخ روان شناسی انسان گرا

یکی از چهره‌های معروف روان شناسی انسان گرا ، کارل راجرز است. او در دوران تحصیل در دانشگاه به عنوان نماینده فدراسیون جهانی دانش آموزان مسیحی به چین سفر کرد و ظاهرا تحت تاثیر این تماس با فرهنگ شرقی ، دید جدیدی نسبت به انسان پیدا کرد. تحصیلات راجرز در رشته‌های تاریخ و روان شناسی بود. او پس از پایان تحصیلات خود در رشته تاریخ به عضویت پیروان یک انجمن دینی در نیویورک در آمد، اما در عین آشفتگی به این محیط روحانی متوجه شد که نمی‌تواند به آئین خاصی پایبند باشد و تصمیم گرفت کوششهای خود را در زمینه امور تربیتی و درمان متمرکز سازد. در نتیجه بخشی از عقاید وی در مورد ویژگیهای طبیعت انسان محصول تماسهایی است که او با مراجعان خود داشته است.

کوششهایی که راجرز در تشکیل و رهبری گروههای کوچک معمول می‌داشت و نیز تلاشهای او در زمینه آموزش و پرورش ، همگی به صورتی او را در عقایدی که در مورد روان شناسی انسان بدست آورده بود، تائید و تقویت می‌کردند و بر غنای باورهای روان شناختی وی می‌افزودند. راجرز طرز تفکر خود را مرهون محیط فرهنگی خویش می‌دانست که بر سنتهای یهودی مسیحی متکی بود. او با اعتمادی که به عقاید خویش داشت، آرزو می‌کرد گسترش جهانی پیدا کند و می‌کوشید نظریه‌های خود را برای افراد بیشتری توضیح دهد. تحقق خود ، توافق و عدم توافق ، انسان با کنش کامل ، توجه مثبت غیر مشروط ، درمان مبتنی بر مراجع محوری و ... از مفاهیم نظریه انسان گرایانه راجرز هستند

تاریخچه روان شناسی شناختی

جان بی واتسون در بیانیه رفتارگرایی خود در 1913 نوشت: روان شناسی باید هر گونه اشاره به هوشیاری را کنار بگذارد. روانشناسانی که از پیام واتسون پیروی کردند ، ذهن ، فرآیندهای هوشیار و همه اصطلاحات ذهن گرایانه را از روان شناسی حذف کردند. تا چند دهه در محتوای کتابهای روانشناسی کارکرد مغز توضیح داده می‌شد. مادر آنها هیچگونه اشاره‌ای به ذهن دیده نمی‌شد. گفته می‌شد که روان شناسی برای همیشه هشیاری یا ذهن خود را از دست داده است.ناگهان (یا چنین به نظر می‌آمد، هر چند از مدتها پیش به تدریج در حال ساخته شدن بود) روان شناسی آماده شد تا هوشیاری را باز یابد. در سال 1979 در مجله روان شناسی آمریکایی یا مجله رسمی از انجمن روان شناسی امریکا مقاله‌ا‌ی با عنوان رفتار گرایی و ذهن به چاپ رسید که در واقع درخواستی برای بازگشت به درون نگری بود و این مطلب به دنبال سخنرانی رئیس انجمن روان شناسی آمریکا در سال 1976 بود که گفته بود روان شناسی در حال تغییرات و این تغییر مستلزم بازگشت به هوشیاری است.هنگامی که صاحب منصبی از انجمن روانشناسی امریکا و یک مجله معتبر این چنین باز و خوشبینانه درباره هوشیاری بحث می‌کنند. باید گمان کنیم که یک جنبش تازه یعنی انقلابی دیگر در روان شناسی در راه است.

نفوذ پیشینیان بر روانشناسی شناختی

مانند همه جنبشها در روانشناسی ، روانشناسی شناختی یک شبه ظهور نکرد. بسیاری از جنبه‌های آن بوسیله کارهای دیگران پیش بینی شده بود. گفته شده است که روانشناسی روان شناختی هم جدیدترین و هم قدیمی‌ترین رشته در تاریخ این موضوع است. این گفته بدان معناست که علاقه به هوشیاری در نخستین روزهای حیات روانشناسی حتی پیش از آنکه به صورت یک علم رسمی در آید، امری بدیهی بوده است. در نوشته‌های فیلسوفان یونانی یعنی افلاطون و ارسطو به فرآیندهای شناختی اشاره شده است، چنانکه در نظریه‌های تجربه گرایان و تداعی گرایان انگلیسی نیز چنین بوده است.وقتی که روان شناسی به صورت یک رشته علمی جداگانه در آمد توجه به آن بر هوشیاری باقی ماند. ویلهم رونت به دلیل تاکیدش بر فعالیت خلاق ذهن یکی از پیشروان روانشناسی شناختی است. ساخت گرایان و کارکرد گرایان با هوشیاری سروکار داشتند که یکی از آنها عناصر هوشیاری و دیگری کارکردهای آن را مطالعه کرد.رفتار گرایی یک تغییر بنیادی در روان شناسی ایجاد کرد بدین معنا که هوشیاری را تقریبا به مدت 50 سال از این رشته بیرون راند. بازگشت به هوشیاری ، آغاز رسمی جنبش روان شناسی شناختی را می‌توان در سالهای دهه 1950 ردیابی کرد. هر چند نشانه‌های آن در سالهای دهه 1930 به چشم می‌خورد. ای . آر . گاثری روان شناس رفتاگرا با اظهار تاسف در مور الگوی ماشینی روان شناسی اظهار داشت که روان شناسی باید محرک را به صورت امور ادراکی یا شناختی توصیف کنند.ای.سی. تولمن با رفتار گرایی هدفمندش موجب شد که اهمیت متغیرهای شناختی به مقدار زیاد شناخته شود. تاکد او بر استفاده از نقشه شناختی ، نسبت دادن هدف به حیوانات همگی در جهت کاهش رویکرد محرک - پاسخ در رفتار گرایی و افزایش علاقه نسبت به عوامل شناختی خدمت کرد.

روان شناسی گشتالت با تاکید بر سازمان ، ساخت ، روابط ، نقش فعال آزمودنی و نقش مهمی که ادراک در یادگیری و حافظه ایفا می‌کند، بر جنبش شناختی نفوذ داشته است.یکی دیگر از پیش بینی کنندگان جنبش شناختی ژان پیاژه روان شناس سوئیسی است. نظریه او درباره رشد کودک بر حسب مراحل شناختی تدوین شده است.از سوی دیگر تاثیر روح زمان در حال تغییر در فیزیک را بر ظهور روان شناسی شناختی نباید از نظر دور داشت. رد کردن عینیت و ماشین گونه بودن موضوع علم و به رسمیت شناختن ذهنی بودن آن از طرف فیزیکدانان نقش حیاتی تجربه هشیار را در کسب دانش درباره جهان از نو احیا کرد. انقلاب در فیزیک دلیل نیرومندی برای پذیرش هوشیاری به عنوان بخش اساسی موضوع علم روانشناسی بود.اگر چه روان شناسی علمی حدود نیم قرن در برابر الگوی فیزیک نوین مقاومت کرد و با تلقی کردن خود به عنوان علم عینی رفتار به یک الگوی علمی منسوخ وفادار ماند اما سرانجام به روح زمان پاسخ داد و با پذیرش مجدد فرآیندهای شناختی شکل خود را به قدر کافی تعدیل کرد.

تاسیس روانشناسی شناختی

بنیان گذاری روانشناسی شناختی یک شبه اتفاق نیافتاد. همچنین پیدایش آن را نمی‌توان تنها به یک نفر مختص دانست. جنبش شناختی مانند روان شناختی کارکرد گرایی مدعی است که بنیان گذار منحصر به فردی ندارد، شاید به این علت که هیچ یک از روان شناسان که در این زمینه کار می‌کردند، جاه طلبی شخصی برای هدایت یک جنبش تازه را نداشتند. علاقه آنان در این تلاش فقط به ارائه تعریف مجددی از روانشناسی معطوف بود.جرج میلر و اولریک نسیو هر چند رسما بنیانگذار روان شناسی شناختی محسوب نمی‌شوند، اما خدمات آنان در رشد روانشناسی شناختی زیاد حائز اهمیت است. میلر به کمک همکارش بروند یک مرکز پژوهشی در هاروارد برای مطالعه ذهن انسان تاسیس کرد. میلر و برونر برای مشخص کردن موضوع مطالعه خود کلمه شناخت را انتخاب کردند و مرکز مطالعات خود را مرز مطالعات شناختی نامگذاری کردند.اولریک نسیونیر در سال 1967 کتاب روانشناسی شناختی خود را منتشر کرد. کتابی که سهم عمده‌ای در رشد و تحکیم روانشناسی شناختی داشته است. به دنبال انتشار این کتاب نسیو لقب پدر روانشناسی شناختی را گرفت.

وضع کنونی روان شناسی شناختی

جروم بروند روانشناسی شناختی را انقلابی می‌داند که نمی‌توان مرزهای آن را تعیین کرد. نفوذ آن بر بیشتر زمینه‌های روانشناسی گسترش یافته و علاوه بر روانشناسی رفتار گرایی ، روانشناسی بالینی ، روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی صنعتی و سازمانی ، روانشناسی تربیتی و ... را تحت تاثیر خود قرار داده است. به عنوان مثال در روانشناسی بالینی و روان درمانی ، روش درمانی شناختی از پر کاربردترین انواع روان درمانی است که توسط آیرون بک ارائه شده است.علاوه بر تاثیر این شاخه از روانشناسی در سایر مباحث ، عمدتا از مباحث دیگر نیز تاثیر پذیرفته است. بطوری که روانشناسی شناختی را تلفیقی از زبان شناسی ، مردم شناسی ، علوم رایانه ، هوش مصنوعی و علوم عصب شناختی می‌دانند.توجه به مذهب یکی از پدیده های بارز در دهه های اخیر میباشد . مطالعاتی که درباره نقش و کارکرد دین در هر یک از حوزه های علوم صورت می گیرد ناشی از همین اقبال و روی آوردن مردم به معنویت است .

 روان‏شناسى در متون اسلامی

با توجه به آنچه در متون اصیل اسلام راجع به انسان گفته شده، چه موضوعى را مى‏توان براى روان‏شناسى در نظر گرفت؟در این باب، پیشنهادهایى وجود دارد که عبارتند از: "روح"، "نفس" و "فطرت" .

فرضیه روح

نظر برخى بر آن است که موضوع مطالعه روانشناسی اسلامی «روح‏» می باشد. و چنین استدلال مى‏کنند که: قرآن، انسان را صرفا یک پیکر فیزیکى نمى‏داند، بلکه بیان مى‏کند که پس از پیکربندى، از روح الهى در وى دمیده مى‏شود. آنچه حقیقت انسان را تشکیل مى‏دهد، همین روح است. پس روان‏شناسى آدمى، به معناى «روح‏شناسى‏» است.دو نکته قابل تامل در خصوص این دیدگاه وجود دارد:

نخست آنکه، در این بیان، روان‏شناسى به منزله علمى معطوف به جوهر حقیقى انسان در نظر گرفته شده است. در حالى که روانشناسی در پى شناخت واقعیت و وضع موجود آدمى نیز هست، نه صرفا حقیقت او.

دوم آنکه، در استدلال مذکور، مساله قابل شناخت‏ بودن حقیقت وجود آدمى یا روح الهى، مفروغ عنه گرفته شده است; در حالى که این مساله نیز قابل تامل است. قرآن هنگام بحث از امکان دریافتن حقیقت روح ، سخن را کوتاه مى‏کند و آدمى را برخوردار از این مجال نمى‏داند و او را متنبه مى‏سازد که بهره ورى او از علم، اندک و ناچیز است. در اشارتى که قرآن نسبت ‏به روح دارد، آن را حقیقتى «امرى‏» در برابر «خلقى‏» معرفى مى‏کند که منطق آن، منطق «کن فیکون‏» است و «امر» خدا، و نیز روح که از جمله آن است، در قوالب ما محصور شدنى نیست و از منزلگاه علم و منطق انسان، بسى فراتر است و بنابراین، براى انسان قابل فهم نیست لذا به نظر نمى‏رسد که بتوان «روح‏» را به عنوان موضوع روان‏شناسى اسلامى در نظر گرفت.

فرضیه نفس

گروهى دیگر بر این عقیده‏اند که، باید موضوع بررسیهای روان شناختى اسلامى را «نفس‏» دانست. این «نفس‏» با «روح‏» فرق دارد و در روان شناسى جلوه‏هاى پست و عالى نفس، هر دو مورد توجه می باشد.دلیلى این سخن ، آن است که قرآن، على رغم کوتاه کردن سخن در باب روح، هنگام سخن گفتن از نفس، جلوه‏هاى مختلف آن را مورد بحث قرار داده است، چنانکه از جلوه‏هاى امارگى، لوامگى، اطمینان نفس و ویژگیهاى هر یک، سخنها به میان آورده است. به علاوه در روایات، موارد فراوانى از دعوت آدمى به شناخت نفس خویش وجود دارد، و این امر، نه تنها ممکن شمرده شده است، بلکه اهمیت آن، از سایر معرفتها نیز فراتر قرار گرفته است.البته نفس را موضوع روان‏شناسى اسلامى خواندن، کلام تامى نیست. به دلیل آنکه باید معین کرد که نفس، از چه حیث، موضوع روان‏شناسى اسلامى است; و از چه حیث، موضوع علم النفس فلسفی؛ و از چه حیث، موضوع معرفت النفس عرفانی

فرضیه فطرت:

نظر سوم آن است که، موضوع روان‏شناسى اسلامى فطرت می باشد

نظریه‏هایى را که در خصوص فطرت عرضه شده است، مى‏توان بر این اساس تقسیم بندى کرد که در آنها، فطرت، یا به منزله امرى «محتوایى‏» و یا امرى «ساختارى‏» در نظر گرفته شده است.

سه دیدگاه وجود دارد:

فطرت به منزله محتواهاى مثبت ضمیر آدمى

فطرت به منزله محتواهاى مثبت و منفى ضمیر آدمى

فطرت به منزله ساختار وجود آدمى

به نظر مى‏رسد در هر سه دیدگاه مذکور، فطرت، مترادف طبیعت انسان در نظر گرفته شده است، یعنى به منزله آینه‏اى که عناصر بنیادین وجود آدمى را و یا ساختار اساسى آن را نشان مى‏دهد. در حالى که ملاحظه موارد استعمال این مفهوم در منابع اسلامی آشکار مى‏سازد که فطرت، به گستردگى مفهوم طبیعت انسان، مورد استعمال قرار نگرفته است. بلکه، فطرت، صرفا ناظر است‏به بعد معینى از وجود آدمى، یعنى معرفت و میلى ربوبى، که آدمى با آن سرشته شده است.

موضوع روان‏شناسى اسلامى "عمل "در این دیدگاه، با توجه به انسان‏شناسى اسلامى ، می کوشد بر اساس تصویرى که در منابع اسلامى از انسان ترسیم شده است، روان‏شناسى متناسبى را بر حسب اقتضاهاى آن، پدید آورد. عمده‏ترین و برجسته‏ترین ویژگى انسان را بر حسب آنچه در منابع اسلامى ذکر شده است، اینست که او، برخوردار از «عمل‏» است. در منابع اسلامى، در باب انسان، از این امور سخن رفته است که: در کالبد او، روح دمیده مى‏شود; او داراى نفسى است که جلوه‏هاى مختلفى دارد; در ضمیر او معرفت و میلى ربوبى (فطرت) نهاده شده است; او برخوردار از عقل است که با آن مى‏تواند حق را از باطل، و خیر را از شر تمیز دهد; و رابطه علم و عمل خویش را بسنجد و عمل خود را در پرتو علم خویش سامان دهد ودر اهمیت مفهوم عمل در انسان‏شناسى اسلامى، همین بس که مى‏توان گفت: هویت هر فرد آدمى، برآیند مجموعه اعمال اوست. از این رو اگر بگوییم هر فردى، معادل عملى است که انجام داده، سخنى گزاف نخواهد بود و حتى فراتر از این، مى‏توان گفت هر فردى، عین عملى است که انجام داده است. لذا قرآن در وصف فرزند نوح علیه‌السلام، وى را «عمل‏» غیر صالح مى‏خواند، نه فردى که «داراى‏» عمل غیر صالح است، چنانکه در وصف انسانهاى منزلت‏ یافته، آنان را عین منزلتهایشان که حاصل عمل آنان بوده مى‏خواند، نه همچون کسانى که برخوردار از منزلتهایى هستند. و در همین سیاق، باید به آیه‏اى نگریست که قائل است: «انسان جز تلاش خود، چیزى به دست نخواهد آورد.» به عبارت دیگر، مى‏توان گفت مراد آن است که انسان، چیزى جز تلاش خود نیست. با توجه به جایگاه خطیر و رفیع «عمل‏» در انسان‏شناسى اسلامى، به نظر مى‏رسد موضوع اصلى روان‏شناسى اسلامى را باید در حیطه این مفهم بنیادى و کلیدى جستجو کرد. به عبارت دیگر، مى‏توان «عمل‏» فرد را در خور آن دانت که موضوع تحقیق روان شناختى قرار گیرد.

روان شناسی اسلامی

روشنفکران پیشاهنگ روان شناسی در واقع فیلسوفان باستان هستند، اما سنت و شکل روان شناسی نوین اندکی بیش از صد سال سابقه دارد. صدمین سالگرد روان شناسی نوین در سال 1979 جشن گرفته شد. هرمن ابینگهاوس (herman ebinghaus) روان شناس قرن 19 می گوید: «روان شناسی پیشینه ای دراز اما تاریخچه ای کوتاه دارد.» آنچه که فلسفه قدیم را از روان شناسی جدید متمایز می سازد و پیدایش یک نظام مستقل را نشان می دهد،‌رویکردها و فنون مورد استفاده است.» و اما «اصطلاح روان شناسی اسلامی تحت عنوان علم النفس الاسلامی برای اولین بار در مقدمه کتاب «الدراسات النفسیه عند المسلمین و الغزالی بوجه خاصه» که تقریر دکتر احمد فؤاد الاهوانی است و استاد عبدالکریم العثمان تحریر کرده است در سال 1962 آمده است.

تعریف روان شناسی اسلامی در سال 1962 که از طرف دکتر احمد فؤاد الاهوانی مطرح گردید این است که: «روان شناسی اسلامی شاخه ای از روان شناسی است که به مباحث دینی نزد مسلمانان می پردازد.» با توجه به نظریه های مختلف که در روان شناسی اسلامی مطرح است تعریف جامعی که می توان ارایه کرد: «روان شناسی اسلامی، مطالعه علمی رفتار است که با فرهنگ و جهان بینی اسلامی متناسب باشد.»موضوع روان شناسی اسلامی فراتر از بعد ظاهری و فیزیولوژیکی، بعد باطنی و پنهانی رفتار انسان است. یعنی رفتار انسان با عنایت به اسباب ظاهری و باطنی آن.

اصول روان شناسی اسلامی

برخی از اصول موضوعه روان شناسی اسلامی که در کتاب های علم النفس الاسلامی و روان شناسی اسلامی بیان شده است «بحث از طبیعت انسان، هدفمندی و انگیزه و علاقه و بحث از نفس و ماهیت آن، احوال نفس و حالات و عوامل فساد و صلاح نفس، علاقه نفس به جسم، روح و قلب، بحث از افکار و وسوسه، و درباره امید به زندگی و مسایل زندگی دنیا و سپس آخرت»و موضوع «شهوت، فطرت، تضادهای موجود بین آنها، عوامل تقویت کننده و تضعیف کننده هر کدام، مکانیسم بروز اختلال های روانی واکنشی و غیر واکنشی، معیارهای بیماری و سلامت روانی، ارایه سبک و روش زندگی»از اصول موضوعه روان شناسی اسلامی می باشد مکتب روان شناسی اسلامی هم مانند هر یک از مکاتب روان شناسی، پشتوانه فلسفی دارد،‌زیر بنای تفکر روان شناسی اسلامی از مفاهیم دینی گرفته شده است که آن را در چارچوب علمی بیان می کند. «ما بر اساس مفاهیم روان شناختی که در کتاب و سنت آمده است، می توانیم هم یک دیدگاه روان شناختی داشته باشیم و هم قانون مندی های خاص روان شناختی را از آن استخراج کنیم مثلاً در آیه 19 انفال (اِن تتقو الله یجعل لکم فرقاناً) هواپرستی و هواخواهی ها موجب می شود که انسان حقایق را به گونه ای دیگر ببیند و واقعیت ها را با همان تحلیل ها بسنجد. ما ادعا نمی کنیم که قرآن و سنت در همه زمینه های روان شناسی مطلب دارد، باید در این رابطه تلاش کنیم و این مفاهیم را به دست آوریم. مفاهیمی که بدست می آوریم یا هماهنگ با یافته های علمی است، در این صورت اطمینان بیشتری نسبت به یافته های علمی پیدا می کنیم و حتی ممکن است آنها در نزد ما اعتبار و ارزش بیشتری پیدا کند و یا به یک سری مفاهیم و موضوعات روان شناسی برخورد می کنیم که روان شناسی موجود به آن نپرداخته است، این نیز برای یک روان شناس مفید خواهد بود؛ چرا که افق جدیدی را فراروی او می گشاید. فایده دیگر این کار این است که چه بسا ممکن است مطالبی را بدست بیاوریم که با تحقیقات موجود در روان شناختی هماهنگ نباشد،‌این نیز زمینه ساز تحقیقات عمیق و گسترده تر در هر دو منبع و روش خواهد شد.»

«اساسی ترین عامل اهتمام و توجه و تکاپوی جدی متفکران اسلامی درباره انسان شناسی و بالخصوص پیرامون روان شناسی، تأکید شدید قرآن مجید و احادیث کاملاً معتبر از بانی بزرگ اسلام پیامبر گرامی ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ است که با اشکال و عبارات گوناگون شناخت و اصلاح نفس را مطرح فرموده اند تا آنجا که برای وصول به خداشناسی، خودشناسی را مقدمه لازم معرفی فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» از طرف دیگر پس از دوران رنسانس، روان شناسی مانند دیگر علوم تدریجاً از مادر اصلی خود که فلسفه بود جدا شده و به جریان افتاد. در نتیجه روان شناسی معاصر در دو قرن 19 و 20 با برچسب دانشگاهی رسمی در غرب و شرق به راه افتاد به طوری که تدریجاً از دیدگاه اکثریت متفکران علوم انسانی، طریق منحصر برای روان آدمی تلقی گشته در نتیجه، علمی به عنوان علم النفس اسلامی از دیدگاه دانشگاهی ناپدید شد.»«در ابتدای قرن 20 دوباره به فعالیت دانشگاهی پرداخت و پیرامون موضوعات روان شناسی اسلامی بحث هایی صورت گرفت که رساله دکترای دکتر محمد عثمان النجاتی تحت عنوان «الادراک الحسی عند ابن سینا» در سال 1942 میلادی به رشته تحریر درآمد و اولین کتاب با عنوان روان شناسی اسلامی تحت عنوان «الدراسات النفسیه عندالمسلمین والغزالی» منتشر گردید. سپس دامنه بحث گسترده شد و مجلاتی در این زمینه منتشر شد که مجله «المسلم» در نوامبر 1974 به چاپ رسید.» سپس در گوشه و کنار ملت های مسلمان همایش ها و کنگره هایی برگزار گردید. در کشور جمهوری اسلامی ایران نیز قبل از انقلاب ممکن است به صورت متفرقه از سوی کسانی نظیر شهید مطهری (ره) کارهایی صورت می گرفته، ولی گرایش به روان شناسی اسلامی با ابتکار بزرگانی چون علامه مصباح یزدی (دام ظله) و استاد غروی (مد ظله) قبل از انقلاب در مؤسسه در راه حق آغاز و هم اکنون در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) و پژوهشکده حوزه و دانشگاه ادامه دارد و حاصل آن کتابهایی نظیر روان شناسی رشد با نگرش به منابع اسلامی و مکتب های روان شناسی و نقد آن و چندین رساله و پایان نامه نیز با این گرایش به رشته تحریر درآمده است که هر سال رشد و تعالی این گرایش فزونی دارد.

جایگاه روان شناسی در قرآن و سنت

قرآن و روایات با عبارات مختلف به موضوعاتی نظیر شناخت و اصلاح نفس و خودشناسی می پردازند و بر نقش روان بر رفتار تأکید می کنند. از سویی برای هر یک از اصول موضوعه روان شناسی اسلامی دستوراتی دارد که به اهمیت این مسئله اشاره دارد. تا جایی که قرآن (29 حجر) خلقت انسان را از روح خود می داند. در کلام وحی و روایات به واژگانی مانند سکون، روح، سلام و... پرداخته است که تشریح آن نیازمند تفصیل است. نکته اساسی، توجهی است که از ابتدای خلقت انسان تا بی نهایت از طرف خدا به انسان شده است که تمام آن برای به سعادت و آرامش رسیدن انسان است و لاجرم رفتار انسان قطره ای از نظرگاه اقیانوس بی کران آفریننده است.

مقایسه با علوم غیر اسلامی

تفاوتی که از طرف برخی از مخالفین روان شناسی اسلامی مطرح می شود این است که آیا روان شناسی اسلامی علم است یا خیر و ثانیاً آیا اصول روان شناسی اسلامی علمی است؟

برای پاسخ به این دو سؤال ابتدا باید علم، روش علمی، وظیفه علم و نظریه علمی را تعریف کنیم. «علم عبارت است از کاربرد روش علمی در پیدا کردن جواب برای مسایل حل شدنی» و روش علمی «تلاشی است نظامدار برای پاسخ دادن به پرسش های خاصی (که حل شدنی باشد اما نتوان فوری و با سرعت بدانها جواب داد). با آن که شاخه های علوم متفاوت با یکدیگرند و فنون پژوهش علمی نیز ممکن است از یک علم به علم دیگر، به گونه قابل ملاحظه ای متفاوت باشد، ساختار همه آنها متکی بر یک نظام منطقی است و در همه آنها یک فلسفه مشترک به نام «روش علمی» وجود دارد. ویژگی و جنبه کلی (و جهانی) همین «روش علمی»‌ است که جست و جو و کاوش برای قوانین کلی حاکم بر رفتار را در بر می گیرد.» و «مهم ترین وظیفه هر علم تدوین و توسعه تئوری است. (کرلینگر، 1973؛ اشمیت، 1992)» و نظریه علمی «نظریه مجموعه ای از مفهوم، تعریف و فرضیه مرتبط به هم که با مشخص کردن روابط میان متغیرها، دید و یا نظری منظم و منسجم از پدیده های مورد بحث به دست می دهد و هدفش تبیین و پیش بینی پدیده هاست.»

با توجه به تعاریف فوق روان شناسی اسلامی به دلیل این که نظامدار بوده و ساختار آن متکی بر یک نظام منطقی است، یک علم است. و «بنابر اصول خود به تعریف مفهوم و فرضیه مرتبط با هم در مورد عامل حیات، شهوت، فطرت، تضادهای موجود بین آنها، عوامل تقویت کننده و تضعیف کننده هر کدام، مکانیسم بروز اختلال های روانی واکنشی و غیر واکنشی، معیارهای بیماری و سلامت روانی، ارایه سبک و روش زندگی در مقیاس وسیع پرداخته و به طور کلی، در هر یک از شاخه های مربوط به روان شناسی فردی و اجتماعی و هر جنبه ای که به انسان مربوط می گردد، دیدگاه اختصاصی خویش را دارد. از سوی دیگر مهم ترین خصوصیت و فایده ای که نظریه برای استفاده کننده آن در بردارد عبارتند از منظم کردن یافته ها، ایجاد فرضیه، توان پیش بینی و توان تبیین؛ مکتب روان شناسی اسلامی تمام فعل و انفعال های فردی و اجتماعی انسان را در وجود دو جریان ذاتی و غیر اکتسابی به نام فطرت و شهوت خلاصه می نماید و به تضاد بین این دو جریان معتقد است و عوامل تقویت کننده و ضعف هر کدام را بیان می کند.روانشناسی اسلامی علل را واقع بینانه توجیه می نماید و برای پیش گیری و کنترل این کشمکش ها، قوانین و اصول کاملاً مشخص و ضمانت های اجرایی قوی دارد.»اصول روان شناسی اسلامی علمی است "در مقایسه با روان شناسی نوین که «در سال 1908 یک روان شناس انگلیسی به نام ویلیام مکدوگال (William mcdugall) روان شناسی را به عنوان علم رفتار تعریف کرد.» رفتاری که قابل مشاهده علمی و تجربی باشد و «یکی از اشکال هایی که به روان شناسی اسلامی گرفته می شود این است که چون وجود روان، فطرت، شهوت و فعل و انفعال های روانی میان آنها قابل لمس نیستند، جنبه علمی ندارند و تنها جنبه هایی که امکان آزمایش داشته باشند و قابل مشاهده و لمس علمی باشند، علمی هستند. این اشکال به وسیله مکتب های مادی طرح ریزی شد و توسط بعضی از افراد مسلمان کم اطلاع ممکن است تکرار شود، باید به صورت جدی و دقیق مورد ارزیابی قرار گیرد. در این جا به طور اجمال به این اشکال جواب داده می شود؛ مشخصه های عامل حیات در انسان حسی ـ عقلانی هستند. ما حضور عالم حیات را در تمام ارتباط های خود حس می کنیم، مثلاً وقتی با هم دست می دهیم، مولکول های هر یک را همراه عامل حیات حس می کنیم، در حقیقت اگر بدن ما تنها از مولکول ساخته شده بود امکان حس عمق و سایر انواع حواس اصولاً وجود نداشت و لذا می توانیم بگوییم که ما عامل حیات را در خود و دیگران لمس می کنیم، منتها این لمس به صورتی نیست که ما عامل حیات را جدا کنیم و به مدعیان نظریه مکانیستی حیات را نشان دهیم و در این قسمت بعد عقلانی ما باید وارد عمل شود. نکته بسیار اساسی این است که تمام آموزش های الهی را فقط فطرت های سالم می پذیرند. (پاسخ دیگر) البته باید توجه داشت که غیر قابل لمس بودن بعضی جنبه های مربوط به روان شناسی، منحصر به نظرات روان شناسی اسلامی نیست، بلکه در مورد اغلب و شاید تمامی مکاتب روان شناسی چنین روندی وجود دارد.همانطور که روان شناسی نوین علم به معنای اخص (تجربه و آزمایش) است، روان شناسی اسلامی هم علم به معنای اعم (هم با تجربه و آزمایش و هم امور غیر تجربی) است و اصول موضوعه آن نیز مانند سایر مکاتب علمی و وابسته به روش های علمی است. بنابراین با تلاش و کوشش روان شناسان مسلمان می توان فراتر از روان شناسی نوین به علم روان شناسی پرداخت رابطه دین و روانشناسی از دیدگاه دانشمندان اسلامی  بر اساس روان شناسی انسان در اسلام ؛ به هر میزان که اعمال و رفتار یک فرد منطبق با خواسته ها و گرایشات و نظارت روح ملکوتی و مجرد ( منطبق با دین الهی و تائیدات عقل ، فطرت و وجدان ) او باشد ، آن فرد در زندگی خود از یک شخصیت متعادل و طبیعی برخوردار میگردد و چنین شخصی غالباً از یک آرامش روانی حقیقی برخوردار میشود به طوری که بروز هیچ حادثه ای نمی تواند آرامش او را بر هم زند و این مطلب قابل مطالعه و اثبات است . « قلنا اهبطوا منها جمیعا فاما یاتینکم منی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم ولا هم یحزنون . سوره بقره آیه : 38 » ترجمه : گفتیم :” همگی ( آدم ع و حوا و ابلیس ) از آن ( بهشت ) فرود آئید تا آنگاه که از جانب من برای شما هدایتی آید ؛ پس هر کس از آن ( دین و هدایت من ) پیروی کند ، هرگز برای او ترس و اضطراب ( از آینده ) و غم و اندوه ( از گذشته ) نخواهد بود . “ و به هر میزانی هم که اعمال و رفتار یک فرد منطبق با غرایز و تمایلات و خواسته های روح حیوانی او باشد و گرایشات و خواسته های روح مجرد ( شخصیت اصلی و حقیقی انسان و معنای آیه شریفه : ” و نفخت فیه من روحی“ ) نا دیده گرفته شود ( انحراف و لغزش از معیارهای دین الهی ، عقل ، فطرت و وجدان و انجام گناه ) ، آن فرد در زندگی خود دچار یک شخصیت نا متعادل و غیر طبیعی خواهد شد و آرامش و تعادل روانی او نیز دچار اختلال شده و غالباً یک اضطراب خاصی بر زندگی او مستولی میشود ، بطوریکه حتی برای لحظه ای هم احساس آرامش نمیکند . « و من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا . سوره طه آیه : 24 » ترجمه : وهر کس از یاد من ( ایمان به من و هدایت من ) اعراض و رویگردان شود ، زندگی سخت ( و تنگی ) خواهد داشت .

مرحوم استاد علامه طباطبائی (ره) در ذیل این آیه شریفه میفرماید : ” و اگر فرمود : کسیکه از ذکر من اعراض کند ” معیشتی ضنک “ یعنی زندگی تنگی دارد ، برای این است که کسی که خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید ، دیگر چیزی غیر دنیا نمی ماند که وی به آن دل ببندد و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد ؛ در نتیجه همه کوششهای خود را منحصر در آن میکند و فقط به اصلاح زندگی دنیایش میپردازد و روز به روز آنرا توسعه بیشتری داده ، به تمتع از آن سرگرم میشود و این معشیت او را آرام نمیکند ، چه کم باشد و چه زیاد . برای اینکه هر چه از آن بدست آورد به آن حد قانع نگشته و به آن راضی نمیشود و دائما چشم به اضافه تر از آن می دوزد ، بدون اینکه این حرص و عطشش به جایی منتهی شود ، پس چنین کسی دائما در فقر و تنگی بسر میبرد و همیشه دلش علاقمند به چیزی است که ندارد ، صرفنظر از غم و اندوه و قلق و اضطراب و ترسی که از نزول آفات و روی آوردن نا ملایمات و فرارسیدن مرگ و بیماری دارد و . . . . پس او علی الدوام در میان آرزوهای بر آورده نشده و ترس از فراق و جدایی از آنچه برآورده شده ، بسر میبرد . “ به عنوان یک اصل در روان شناسی انسان در اسلام ؛ تمایلات و گرایشات معنوی روح ملکوتی یا روح مجرد انسان و شخصیت اصلی انسان با ارضاء شدن خواسته ها و تمایلات روح حیوانی و نفس اماره ارضاء نمیشود و به همین علت است که ؛ روح و روان اصلی انسان « من » بخودی خود از نرسیدن به خواسته ها و گرایشات معنوی خود در طول حیات یک فرد دچار اضطراب و نگرانی میشود . در این میان ؛ در روان شناسی انسان در اسلام ( علم النفس ) ، مکانیسم « توبه » مطرح است که بر اساس آن نیروی وجدان فرد ، در زمانی که فردی چه بصورت جزئی و چه بصورت کلی دچار انحراف و لغزش از معیارهای دین الهی ، عقل ، فطرت و وجدان خود میشود و مرتکب گناه یا انحراف میگردد ، او را بسوی طلب آمرزش از پروردگار خود و جبران لغزشها دعوت میکند و فرد می تواند با کمک این مکانیسم بسیار مؤثر و کارآمد ، تعادل روانی و شخصیتی خود را بازسازی و ترمیم نموده و مجدداً به یک آرامش حقیقی دسترسی پیدا کند . نگاهی به آیات کلام الله مجید گویای این موضوع بسیار مهم و اساسی میباشد :« قالا ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفر لنا و ترحمنا لنکونن من الخاسرین . سوره اعراف آیه : 23 » ترجمه : ( آدم ع و حوا پس از سرپیچی از اولین دستور الهی در خوداری از خوردن شجره نهی شده و پیروی از امیال غریزی خود و ترک اولی ) گفتند : ” پروردگارا ؛ ما بر خویشتن ستم کردیم و اگر بر ما نبخشایی و بر ما رحم نکنی ، مسلما از زیانکاران خواهیم بود . “ این آیه شریفه نشانگر نظارت وجدان یا نفس لوامه بر اعمال و رفتار انسان در ساختار وجودی و روح ملکوتی و مجرد انسان است که پس از اولین خطای آدم (ع) و حوا ، آنها را از درون وجود خودشان ( چه مرد و چه زن ) بسوی طلب آمرزش از بارگاه الهی و اصلاح لغزش و خطای خود دعوت نموده است و این ساختار شگفت انگیز بدون ذره ای شک و تردید در ساختار وجودی تک تک فرزندان حضرت آدم (ع) و حوا نیز وجود دارد و در مواقعی که خطا و لغزشی رخ میدهد ، افراد را بسوی طلب آمرزش از بارگاه الهی و اصلاح لغزش و خطای خود دعوت میکند . « فاما من تاب و ءامن و عمل صالحا فعسی ان یکون من المفلحین، سوره قصص آیه : 67 » ترجمه : اما آنکس که ( در دنیا ) توبه کند و ایمان بیاورد و عمل شایسته انجام دهد ، امید است که از رستگاران باشد . حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در تفسیر ارزشمند خود « نمونه » در ذیل این آیه شریفه میفرماید : ” و از آنجا که روش قرآن این است که همیشه درها را بسوی کافران و گنهکاران باز میگذارد تا در هر مرحله ای از فساد و آلودگی باشند ، بتوانند به راه حق بر گردند ، در این آیه میفرماید : ” اما کسی که توبه کند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد ، امید است که از رستگاران باشد . “ بنا براین ( میفرماید ) راه نجات شما در سه جمله خلاصه میشود : 1. بازگشت بسوی خدا 2. ایمان و عمل صالح 3. که به دنبال آن مسلما نجات ، فلاح و رستگاری است

گرایشهای جدید در روانشناسی مذهب ـ مایکل آرگیل

طی سالیان اخیرروز افزون به مذهب ، باعث پدید آمدن سؤالات زیادی در حوزه های مختلف علوم گشته است . علم روانشناسی نیز جدا از این تاثیرات نببوده و سعی کرده است در ارتباط باگرایشات نوین به مذهب ، پاسخهای مناسبی را ارائه بدهد گرچه هنوز این پاسخها با توجه به محقین روانشناس درباره رابطه مذهب باانسان است ، به موارد و جنبه های گوناگون معطوف می گردد.

اینکه تصور افراد از خدا چگونه است ؟ کودکان و بزرگسالان از خداوند چه تصویری دارند و این تصور در زندگی آنان چه نقش و اهمیتی را دارا است ؟ ارتباط بین مسایل و موضوعات مختلف انسان با مذهب به چه صورت است ؟ ایمان مذهبی در تکوین شخصیت انسانی چگونه عمل می کند ؟ افراد مذهبی چه تفاوتهایی با افراد غیر مذهبی در کردار و رفتار فردی و اجتماعی دارند ؟ و هزاران سؤال جدید که روانشناسان باآن روبرو هستند و خواهان پاسخگویی به این سؤالات می باشند .

ارتباط غیر کلامی

اکنون ثابت شده است مه هیجان ، ابتدا با علایم غیر کلامی به ویژه در حالات چره و نوع صدا ظاهر می شود . عقاید و احساسات مذهبی که به طور غیر کلامی از طریق موسیقی ، تاریکی ، روشنایی ، خشم وحرکات بدن بیان می شوند و در تمام مذاهب یکسان است و برخی از آنها عمومیت دارند . بسیاری از موسیقیهای مذهبی ترکیب خاصی از هیجانها می باشند . آثار مذهبی باخ نمونهای از این هیجان لذتبخش است . موسیقیی به عنوان “ زبان هیجانها ” تعریف می شود . خواندن سرود مذهبی نوعیی فعالیت گسترده مذهبی و گروهی است . سرود مذهبی ترکیبی از آهنگ غیر کلامی و واژه هایی است که عقاید مذهبی را در قالب شعر بیان می کند .

تفاوتهای جنسی

یکی از بهترین یافته های روانشناسی در دنیای مسیحی حاکی است زنان بیش از مردان مذهبی می باشند و تحقیقات بسیاری پیرامون تفاوت های جنسی صورت گرفته است . گرچه در این مورد توضیحات بسیار کمی ارائه شده . زنان به طور کلی هیجانها و احساسات و علایم غیر کلامی را بیشتر نشان می دهند . روابطشان با یکدیگر در جمع خانواده و دوستان صمیمی تر می باشند . علاوه بر ایین زنان بیشتر از مردان برای سلامتی و خوشبختی همسرانشان تلاش می کنند . اما این نتایج نباید نظر ما را منحرف کنند . شاید بتوان دلایل ذیل را در این باره مطرح کرد : زنان از طریق وظایف و نقشهای پرورشی ، اجتماعی می شوند و از جهت زیست شناختی آمادگی بیشتری را برای مراقبت از خانواده و فرزندان دارند . این مسئله نقش مهمی در گرایش آنان به خدا و مذهب ، به عنوان نیرویی که می تواند در حفظ و تضمین سلامت روحی واخلاقی و انسجام خانواده مؤثر باشد دارد .

مهارتهای اجتماعی

در حالیکه اکثر مذاهب به پیروان خود آموزش می دهند که همسایه خود را دوست داشته باشند ، اما این مسئله بدلیل ابعاد گسترده ای که دارد ، نیازمند قواعد اجتماعی دیگری نیز می بباشد . برای مثال یک بیمارستان روانی در آلمان تعدادی راهبه را به عنوان پرستار به بخش اسکیزوفررنی معرفی کرد . راهبه ها آنچنان مورد علاقه بیماران بودند که حالشان روبه و خامت گذاشت و مدت بستری شدن آنها افزایش یافت . در زمینه مؤثرترین مهارتهایی اجتماعی جهت انجام وظایف متفاوت در مکانهای مختلف تحقیقاتی به عمل آمده و در این باره اطلاعاتی به تفصیل ارائه شده است . همانطور که مهارتهای پزشکی برایی پزشک مجرب ضروری است ؛ پرستار ، معلم و والدین خوب نیز به مهارتهای اجتماعی نیاز دارند . هر کسی که در صدد دوست داشتن همسایه خود برمی آید ، باید از مهارتهای اجتماعی برخوردار باشد. نگرش مثبت مذهبی چه تفاوتهایی ایجاد می کند ؟ چنین نگرشی موجب می شود که فرد بیشتر نگران وضعیت دیگران باشد و با استفاده از مهارتهای سودمند به آنان کمک کند . بسیاری از تحقیقات اخیر نشان می دهند که این حمایت اجتماعی فواید بسیاری در بر دارد ، از جمله سلامت روان ، سعادت و طول عمر . چنین حمایتی شامل کمک به دیگران ، گوش دادن به مشکلات دیگران ، پند و اندرز دادن و گرد آوری افراد در یک گروه اجتماعی است .

تاثیرات مذهب بر رفتار

تحقیقات بسیاری در زمیینه تاثیر مذهب بر رفتار غیر مذهبی به عمل آمده است تا تفاوتها و قضاوتهای اخلاقی مذهبیون و غیر مذهبیون از هم مشخص گردد. در غالب موارد عملکرد مذهبیون خوب است . آنان بیشتر به یاری دیگران می شتابند و در راه خیر و نیکو کاری قدم بیشتری بر می دارند و از نظر صداقت و مهربانی از اعتبار و شهرت برخوردار می باشند . به عبارت دیگر لازمه تعصب مذهبی ، تعهد به مذهب می باشد . جنایتکاران ، بیکاران   مورد بخشش مذهبیون نیستند و ننسبت به آننان خشونت بیشتری روا می شود . به عبارت دیگر ، گروههای مذهبی گناهکاران را دوست ندارند و خطاهای کاری را نظیر گناه مذهبی می دانند . آنان حفظ اعتماد به نفس را به اعضای گروه خود دستور می دهند . مذهب بر سلامتی و خوشبختی مذهیون تاثیر می گذارد . آنها اغلب کمتر متارکه می کنند و مدعی هستند که ازدواجشان بیشتر قرین سعادت و خوشبختی است . چنانچه نتایج صحیح باشند نشان می دهد که محدود کردن زوجها برای حفظ بنای خانواده به نتایج سودمندی می انجامد . در این اقشار آمار خودکشی در مقایسه با دیگران کمتر است . نشانه های سلامتی و سازش در سالمندان مذهبی به ویژه افراد بیوه و مجرد به چشم می خورد . به عقیده برخی از صاحبنظران در این مورد حمایت اجتماعی نقش مهمی ایفاء می کند .

  ماهیت باور مذهبی

در سالهای نخست باورهای مذهبی نظیر باورهای جهان مادی بود. تاثیر فیلسوفان هندگرا تحصیلکرده های شرق موجب شد تا تمایز قابل ملاحظه ای میان فرضیه های جهان مادی و فرضیه های مذهبی بوجود آید . فرضیه های جهان مادی بطور مستقیم و غیر مستقیم قابل اثبات می باشند ، اما فرضیه های مذهبی به این روش قابل اثبات نیستند و به اجماع و تایید علما بستگی دارند . از نظر روانشناسی دقیقا فرضیه ها و باورهای مذهبی به چه شباهت دارند ؟ نظریه ای حاکی است که آنها طرحهاییی برای رفتار هستند و شامل شناخت و تصویر ذهنی مشخص می باشند . برخی معتقدند باورهای مذهبی سرشار از کنایه و قیاس هستند . پاره ای از متخصصان رشته الهیات قائل به نوعی مذهب تفسیری می باشند . باورهای مذهبی در برگیرنده ارزشها و نظارت بنیادی پیرامون هستی می باشند و می توانند رفتار انسان را کنترل کنند .

 

ماهیت ارتباطات مذهبی

دریافتیم که ارتباطات غیر کلامی در بیان مذهب نقش مهمی ایفاء می کنند ، علاوه بر این به توانهای خاص علایم غیر کلامی ، در ترکیب با واژه ها پی بردیم . کاربد موضعات تاثیر گذار می باشد که در قالب تمثیل کنایه و قیاس بیان می شوند. همانطور که در بالا بحث شد مذهب تنها کنایه نیست ، شاید علائم غیر کلامی ومعنادار که همراه این پیامها و کنایه ها می باشند و نیز نصایح و احکام مذهبی برای زندگی سعادت بار که با واژه های معمولی بیان می شوند ، معنای بیشتری را منتقل می کنند . یکی از دلایل بوجود آمدن زبان خاص مذهبی آن است که واژگاه زبان مادری معمولا در جهان مادی کاربرد داد و انتظار می رود تا واژگان برایی امور غیر مادی استفاده شوند . در گذشته اغلب تصور می شد که روانشناسی به مذهب آموزش می دهد یا گاهی نیز عکس آن امکان دارد . روانشناسی و مذهب در توضیح و جهت بخشیدن به زندگی همسو می باشند . بسیاری از افراد پاسخهای مذهبی را بیش از پاسخهای روانشناسی می پذیرند . اصول ، عقاید و سنتهای مذهبی حائز اهمیت هستندو حقایقی را در خصوص ماهیت انسان مطرح می کنند . شاید معلمان و دبیران مذهبی ، متخصان رشته الهیات و روحانیون از دانش و تخصصی برخوردار باشند که روانشناسان فاقد آنها هستند . انطباق آن دو از وظایف روانشناسی مذهب می باشد. روانشناسی و مذهب در معنی بخشیدن به زندگی هم سو می باشند با این حال پاسخهای مذهبی برای افراد بیش از پاسخهای روانشناسی قابل پذیرش است .   

مروری کوتاه بر دیدگاه های چند تن از روانشناسان غربی در روانشناسی دین

دیدگاه‌ نظریه‌پردازانی‌ که‌ در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریة‌ خاصی‌ را به‌ طور مستقل‌ ارائه‌ کرده‌اند مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است. ابتدا نظریه‌ ویلیام‌ جیمز (1901) پیرامون‌ تجربیات‌ دینی‌ که‌ به‌ صورت‌ گزارش‌های‌ افراد مختلف‌ ارائه‌ شده‌ مطرح و نهایتاً‌ نظریة‌ ناهشیار به‌ عنوان‌ منبعی‌ برای‌ تجربیات‌ جذبه، عرفان، اشراق‌ و هرگونه‌ تجربیاتی‌ که‌ نوعی‌ ارزش‌ معنوی‌ دارد ارائه‌ شده‌ است. سپس‌ نظریة‌ گوردون‌ آلپورت‌ (1950) در خصوص‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ درونی‌ و بیرونی‌ و تفاوتهای‌ هریک‌ با دیگری‌ مطرح شده‌ است. در ادامه‌ نظریه‌ اریکسن‌ (1968) در خصوص‌ ایمان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نیاز حیاتی‌ انسان‌ بزرگسال‌ که‌ تحول‌ یافتة‌ ظرفیت‌ اعتماد کودک‌ به‌ جهان‌ و مادر است‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ است. مفهوم‌ دیگری‌ که‌ از سوی‌ اریکسن‌ مطرح‌ شده‌ «هویت» و «بحران‌ هویت» است. این‌ مفاهیم‌ که‌ در بحث‌ شکل‌گیری‌ شخصیت‌ فرد مطرح‌ می‌شود با دینداری‌ارتباط‌ پیدا کرده‌ است. همین‌ ارتباط‌ باعث‌ شده‌ است‌ تا برخی‌ از روان‌شناسان‌ مانند جیمز مارشیا (1980) و آدامز (1989) گرایش‌ به‌ دین‌ را به‌ عنوان‌ بخشی‌ از هویت‌ فرد در نظر بگیرند. در خاتمه‌ نظریه‌ فولر و لوین‌ (1980) کاملاً‌ توضیح‌ داده‌ شده‌ است. طبق‌ این‌ نظریه‌ ایمان‌ طی‌ شش‌ مرحله‌ تکامل‌ می‌یابد. این‌ مراحل‌ از کودکی‌ و نوجوانی‌ آغاز شده‌ و تا میانسالی‌ تحول‌ می‌یابد.علم‌ روان‌شناسی‌ طی‌ یک‌ قرن‌ گذشته‌ نسبت‌ به‌ پدیدة‌ مذهب‌ موضع‌گیری‌های‌ بسیار متفاوتی‌ داشته‌ است. اگر چه‌ ویلیام‌ جیمز و استانلی‌هال‌ به‌ عنوان‌ متقدمین‌ روان‌شناسی‌ در آمریکا نسبت‌ به‌ مطالعة‌ دین‌ توجه‌ خاصی‌ داشتند اما روند مطالعات‌ روان‌شناسی‌ در غرب‌ و خصوصاً‌ آمریکا حاکی‌ از عدم‌ توسعة‌ رغبت‌های‌ متقدمین‌ توسط‌ متاخرین‌ است. ویلیام‌ جیمز (1902) در کتاب‌ گونه‌های‌ تجربة‌ دینی‌ خود که‌ شامل‌ بیست‌ سخنرانی‌ وی‌ است‌ به‌ بررسی‌ انواع‌ تجربیات‌ دینی‌ پرداخته‌ است. وی‌ ضمن‌ استناد به‌ تجربیات‌ شخصی‌ افراد در حالات‌ جذبه، خلسه‌ و احساس‌ حضور نزد پروردگار به‌ مسئله‌ وحدت‌ وجود که‌ از مباحث‌ اساسی‌ در فلسفه‌ و عرفان‌ است‌ توجه‌ می‌کند (ویلیام‌ جیمز 1356 صفحة‌ 109). دامنة‌ مطالعات‌ ویلیام‌ جیمز در زمینة‌ تجربیات‌ دینی‌ از کشور آمریکا فراتر رفته‌ و فرهنگ‌ شرق‌ را نیز در بر می‌گیرد. این‌ بررسی‌ها شامل‌ سرگذشت‌ غزالی‌ و اشاره‌ به‌ اشعار شبستری‌ در گلشن‌ راز نیز می‌شود. حاصل‌ این‌ مطالعات‌ منجر به‌ ارائه‌ یک‌ فرضیة‌ اساسی‌ در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ می‌شود (ویلیام‌ جیمز 1356 صفحه‌ 110). طبق‌ این‌ فرضیه،محتوای ناهشیار صرفاً‌ شامل‌ خاطرات‌ ناقص، تداعی‌ معانی‌ عجیب‌ و غریب‌ و مانند آن‌ نیست. بلکه‌ قسمت‌ ناهشیار شخصیت‌ انسان‌ می‌تواند منبع‌ و سرچشمه‌ بسیاری‌ از شاهکارها و آثار نبوغ‌ باشد. جیمز می‌گوید:«به‌ هنگامی‌ که‌ مسئله‌ تصوف، عرفان، دعا و نیایش‌ را مورد مطالعه‌ قرار داده‌ بودیم‌ ملاحظه‌ کردیم‌ که‌ در زندگی‌ مذهبی‌ نقش‌ عمده‌ را فیض‌نهایی‌ که‌ از قسمت‌ ناهشیار ما می‌رسد بازی‌ می‌کنند. بنابراین‌ من‌ فرضیه‌ خود را اینطور قرار می‌دهم: این‌ حقیقت‌ برتر که‌ ما در تجربیات‌ دینی‌ با آن‌ ارتباط‌ پیدا می‌کنیم، بیرون‌ از حدود وجود فردی‌ ما هرچه‌ می‌خواهد باشد، درون‌ حدود وجود ما، دنبالة‌ ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتی‌ که‌ ما به‌ این‌ نحو پایة‌ فرضیة‌ خود را بر روی‌ امری‌ که‌ مورد قبول‌ دانشمندان‌ روان‌شناس‌ است‌ قرار می‌دهیم، با علوم‌ امروزی‌ تماس‌ خود را حفظ‌ کرده‌ایم؛ حال‌ آنکه‌ علمای‌ علم‌ کلام‌ چنین‌ تماسی‌ را ندارند» (ویلیام‌ جیمز() 1356 صفحه‌ 197).

استانلی‌ هال‌ به‌ عنوان‌ اولین‌ رئیس‌ انجمن‌ روان‌شناسی‌ آمریکا(APA) نیز به‌ عنوان‌ یکی‌ از پیشکسوتان‌ روان‌شناسی‌ در آمریکا به‌ بررسی‌ دین‌ علاقمند بود و نشریه‌ای‌ را در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ تاسیس‌ کرد که‌ تا سال‌ 1915 چاپ‌ می‌شد. مقالات‌ چاپ‌ شده‌ در این‌ نشریه‌ عمدتاً‌ به‌ آموزش‌های‌ اخلاقی‌ و مذهبی‌ کودکان‌ و نوجوانان‌ مربوط‌ می‌شد (استانلی‌ هال‌ 1891 به‌ نقل‌ از ریچارد.اِل‌ . گورساچ 1988). همانطور که‌ در ابتدای‌ مقاله‌ ذکر شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیری‌های‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزة‌ علم روان‌شناسی‌ داشته‌اند. آنچه‌ که‌ در این‌ مقاله‌ بیشتر به‌ آن‌ توجه‌ می‌شود ذکر نظریاتی‌ است‌ که‌ مذهب‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ موضوع‌ مستقل‌ و حائز اهمیت‌ مورد توجه‌ قرار داده‌ و دربارة‌ آن‌ نظریه‌پردازی‌ کرده‌اند. و نه‌ کسانی‌ که‌ دربارة‌ انسان‌ نظریه‌پردازی‌ کرده‌اند و دین‌ را نیز مانند سایر موضوعات‌ مشمول‌ همان‌ نظریه‌ کلی‌ خود دانسته‌اند. همانطور که‌ در ابتدای‌ مقاله‌ اشاره‌ شد روان‌شناسان‌ موضع‌گیرهای‌ متفاوتی‌ نسبت‌ به‌ بررسی‌ دین‌ در حوزة‌ علم‌ روان‌شناسی‌ داشته‌اند. از میان‌ بینانگذاران‌ مکاتب‌ مختلف‌ در روان‌شناسی‌ زیگموند فروید با پدیدة‌ دینی، برخوردی‌ کاملاً‌ منفی‌ داشته‌ و به‌ صورت‌های‌ مختلف‌ کوشیده‌ است‌ تا اصالت‌ دین‌ را نادیده‌ بگیرد. از سوی‌ دیگر بنیانگذار رفتاری‌ نگری‌ جان‌ واتسن‌ (1925) نیز با توجه‌ به‌ اینکه‌ موضوع‌ علم‌ روان‌شناسی‌ را «رفتار» قابل‌ مشاهده‌ و اندازه‌گیری‌ اعلام‌ می‌کند و با هرگونه‌ روش‌های‌ بررسی‌ درون‌ نگرانه‌ مخالفت‌ می‌کند و برای‌ بررسی‌ اعتقادات‌ مذهبی‌ مجالی‌ باقی‌ نمی‌گذارد (ال.بی.براون‌ () 1987 صفحه‌ 98).ریچارد گورساچ‌ (1988) که‌ به‌ بررسی‌ تاریخچة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ پرداخته‌ است‌ معتقد است‌ که‌ از دهة‌ 1930 تا 1960 در زمینه‌ روان‌شناسی‌ دین‌ مطالعه‌ مهمی‌ انجام‌ نشده‌ است. البته‌ گوردون‌ آلپورت‌ از سال‌ 1950 در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ کتاب‌ فرد و دینش‌ را تالیف‌ کرد که‌ بایستی‌ حرکت‌ او را در این‌ زمینه‌ حائز اهمیت‌ دانست. هنر آلپورت‌ این‌ بود که‌ به‌ عنوان‌ یک‌ روان‌شناس‌ اجتماعی‌ با ارائه‌ نظریة‌ جهت‌گیری‌ درونی‌ و بیرونی‌ نسبت‌ به‌ دین‌ در انسان‌ توانست‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ اجتماعی‌ در زمینة‌ تعصبات‌ نژادی‌ را با در نظر گرفتن‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد مورد مطالعه‌ قرار دهد (اِل.بی، براون 1987 صفحه‌ 98). تقسیم‌بندی‌ آلپورت‌ در خصوص‌ جهت‌گیری‌ مذهبی‌ فرد توانسته‌ است‌ توجه‌ زیادی‌ را طی‌ سالیان‌ اخیر به‌ خود معطوف‌ دارد و در مطالعاتی‌ که‌ عامل‌ مذهب‌ مورد توجه‌ روان‌شناسان‌ باشد به‌ عنوان‌ یک‌ نظریه‌ کارآمد مورد استفاده‌ قرار گیرد. آلپورت‌ بر حسب‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ افراد، آنها را با دو جهت‌گیری‌ دینی‌ درونی‌ و بیرونی‌ تقسیم‌بندی‌ کرد. از نظر آلپورت‌ افراد مذهبی‌ با جهت‌گیری‌ درونی‌ ضمن‌ درونی‌ سازی‌ ارزشهای‌ دینی، مذهب‌ را به‌ مثابه‌ هدف‌ در نظر می‌گیرند. در حالیکه‌ افراد با جهت‌گیری‌ بیرونی، دین‌ را صرفاً‌ وسیله‌ای‌ برای‌ نیل‌ به‌ اهداف‌ دیگر در نظر می‌گیرند (آلپورت‌ و راس‌ 1967 به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون 1997). اخیراً‌ نظریه‌ آلپورت‌ در زمینه‌ جهت‌گیری‌ دینی بیرونی‌ به‌ دو مقولة‌ اجتماعی‌ و شخصی‌ بسط‌ یافته‌ است. طبق‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ افراد دارای‌ جهت‌گیری‌ دینی‌ بیرونی‌ اجتماعی‌ از مذهب‌ جهت‌ نیل‌ به‌ اهدف‌ اجتماعی‌ سود می‌جویند، در حالیکه‌ در جهت‌گیری‌ مذهبی‌ بیرونی‌ شخصی‌ افراد از مذهب‌ جهت‌ کسب‌ امنیت‌ فردی‌ استفاده‌ می‌کنند (گورساچ‌ و مک‌ فرسون‌ 1989، کرک‌ پاتریک‌ 1989 به‌ نقل‌ از اِ‌ ی‌ فولتون 1997).یکی‌ دیگر از روان‌شناسانی‌ که‌ در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نظریه‌ای‌ راهگشا مطرح‌ کرده‌ است‌ اریک‌ اریکسن‌ است. اریکسن‌ که‌ یک‌ نو فرویدی‌ است‌ نسبت‌ به‌ دین‌ موضع‌گیری‌ مثبتی‌ دارد. وی‌ معتقد است‌ بین‌ نهادهای‌ اجتماعی‌ به‌ وجود آمده‌ در طول‌ تاریخ‌ زندگی‌ انسان‌ و نیازهای‌ روان‌شناختی‌ او ارتباط‌ وجود دارد. به‌ نظر اریکسن‌ دین‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نهاد اجتماعی‌ در طول‌ تاریخ‌ در خدمت‌ ارضأ «اعتماد اساسی» بشر بوده‌ است. اریکسن‌ بر خلاف‌ فروید دین‌ را به‌ عنوان‌ بازگشت‌ به‌ دورة‌ کودکی‌ ندانسته‌ و آن‌ را برای‌ تامین‌ نیاز اعتماد اساسی‌ بشر ضروری‌ می‌داند (اریک. اریکسن 1968 صفحه‌ 106).اریکسن‌ اولین‌ مرحلة‌ تحول‌ «من» را به‌ عنوان‌ «اعتماد» در برابر «عدم‌ اعتماد» نامیده‌ و معتقد است‌ که‌ کودک‌ در اولین‌ مرحله‌ از تحول‌ شخصیت‌ خود به‌ تدریج‌ جهان‌ خارج‌ و مادر را به‌ عنوان‌ پدیده‌ای‌ قابل‌ اعتماد درک‌ می‌کند. وی‌ معتقد است‌ «اعتماد» در دوران‌ کودکی‌ پایه‌ ظرفیت‌ «ایمان» در بزرگسالی‌ را فراهم‌ می‌کند. ایمان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ نیاز حیاتی، انسان‌ را به‌ سوی‌ پذیرش‌ دین‌ سوق‌ می‌دهد (اریک. اریکسن 1968 صفحه‌ 106).مفهوم‌ دیگری‌ توسط‌ اریک‌ اریکسن‌ مطرح‌ شده‌ است‌ که‌ با دین‌ ارتباط‌ پیدا می‌کند. این‌ مفهوم‌ عبارتست‌ از «هویت» و «بحران‌ هویت». مفهوم‌ هویت‌ که‌ توسط‌ اریکسن‌ مطرح‌ شد از سوی‌ جیمزمارشیا در یک‌ الگوی‌ چهار وضیعتی‌ هویت‌ توسعه‌ یافت.

 این‌ چهار وضعیت‌ عبارتند از: هویت‌ یافتگی، بحران‌ زدگی، دنباله‌روی‌ و آشفتگی. هریک‌ از چهار وضعیت‌ هویتی‌ تعریف‌ شده‌ از سوی‌ مارشیا در تجدید نظرهای‌ بعدی‌ با توجه‌ به‌ دو بعد عقیدتی‌ و بین‌ شخصی‌ تفکیک‌ شد (گرو توند و همکاران‌ 1982 و آدامز و همکاران‌ 1982 به‌ نقل‌ از اِ‌ی. فولتن 1997). براساس‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ آدامز و همکارانش‌ به‌ ارائه‌ یک‌ پرسشنامه‌ جهت‌ سنجش‌ وضعیت‌ هویت‌ فرد تحت‌ عنوان‌ «سنجش‌ عینی‌ وضعیت‌ هویت‌ من‌ توسعه‌ یافته» که‌ به‌ صورت‌ مخفف‌ باEOM - EIS مشخص‌ شده‌ است‌ اقدام‌ کردند (آدامزو همکاران‌ 1989). البته‌ هنوز پژوهش‌های‌ انجام‌ شده‌ در زمینة‌ رابطة‌ دین‌ و هویت‌ بسیار اندک‌ است‌ و بدون‌ پژوهش‌های‌ کافی‌ نمی‌توان‌ به‌ دقت‌ ارتباط‌ این‌ دو مقوله‌ را با یکدیگر دقیقاً‌ مشخص‌ نمود (اِ‌ی. فولتن 1997). علیرغم‌ پژوهش‌های‌ اندک‌ در این‌ زمینه‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ آدامز 1989 دین‌ را در کنار شغل، سیاست‌ و فلسفة‌ زندگی‌ به‌ عنوان‌ یک‌ عنصر عقیدتی‌ در پرسشنامه‌EOM-EIS وارد کرده‌ است، خود نشان‌ دهندة‌ ورود دین‌ به‌ عنوان‌ یک‌ سازة‌ روان‌شناختی‌ در حیطة‌ روان‌شناسی‌ تحول‌ شخصیت‌ حائز اهمیت‌ است.پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزة‌ تحول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ و نیز مسلح‌ شدن‌ روان‌شناسی‌ به‌ روش‌ بررسی‌ تحولی‌ مفاهیم‌ و سازه‌های‌ روان‌شناختی‌ به‌ مطالعات‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیز کمک‌ شایانی‌ کرده‌ است. فولر و لوین‌ 1980 (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ لورنس1994) در زمینة‌ بررسی‌ ایمان‌ به‌ ارائه‌ نظریه‌ای‌ تحولی‌ شامل‌ شش‌ مرحله‌ پرداخته‌اند. این‌ نظریه‌ که‌ از برخی‌ جهات‌ به‌ نظریة‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ کلبرگ‌ شباهت‌ دارد، می‌تواند در مطالعة‌ ارتباط‌ دین‌ با متغیرهای‌ دیگر با توجه‌ به‌ مراحل‌ مختلف‌ ایمان‌ و سطح‌بندی‌ افراد در مراحل‌ مختلف‌ آن‌ کمک‌ شایانی‌ نماید. از نظر فولر ولوین‌ (1980) (به‌ نقل‌ از وایتزمن‌ و لورنس 1994 صفحه‌ 119) ایمان‌ مذهبی‌ برای‌ افراد در سنین‌ مختلف‌ دارای‌ ساختار متفاوتی‌ است. این‌ دو نظریه‌پرداز ساختار ایمان‌ را مجموعه‌ای‌ از باورها می‌دانند که‌ در هر مرحله‌ تعیین‌ کنندة‌ چگونگی‌ عملیات‌ ذهنی‌ در استدلال‌ یا قضاوت‌ دربارة‌ موضوعات‌ مورد توجه‌ در حیطة‌ دین‌ است. به‌ طور خلاصه‌ شش‌ مرحلة‌ ایمان‌ از نظر فولر ولوین‌ (1980) به‌ ترتیب‌ زیر است:

مرحله‌ اول‌ - ایمان‌ شهودی‌ - فرافکنی:

در این‌ مرحله‌ ایمان‌ بیانگر ابراز آرزوهای‌ کودک‌ است. کودکان‌ در سن‌ 3 تا 7 سالگی‌ دارای‌ جهت‌گیری‌ خیالبافانه‌ و تقلیدی‌ هستند، ولی‌ محتوای‌ فکر آنها دارای‌ الگوهای‌ نسبتاً‌ سیال‌ است. در مرحلة‌ اول‌ فولر همانند مرحلة‌ اول‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ کلبرگ‌ کودک‌ کاملاً‌ خود میان‌ بین‌ بوده‌ و در عین‌ حال‌ در خصوص‌ تابوهای‌ موجود در جامعه‌ نسبت‌ به‌ برخی‌ از اعمال‌ کاملاً‌ آگاهی‌ دارد.‌‌

مرحله‌ دوم‌ - ایمان‌ اسطوره‌ای‌ - سطحی:

کودک‌ در این‌ مرحله‌ به‌ درونی‌ کردن‌ داستانها، اعتقادات‌ و جنبه‌های‌ مختلف‌ مربوط‌ به‌ فرهنگ‌ جامعه‌ می‌پردازد. اعتقادات‌ و قواعد اخلاقی‌ در این‌ مرحله‌ کاملاً‌ عینی‌ و سطحی‌ هستند. این‌ مرحله‌ با گسترش‌ و تصریح‌ شکل‌گیری‌ شخصیت‌ کودک‌ تحت‌ تأثیر ویژگی‌های‌ شخصیتی‌ دیگران‌ همراه‌ است.

مرحله‌ سوم‌ - ایمان‌ ترکیبی‌ - قراردادی:

در مرحلة‌ سوم‌ نوجوان‌ نسبت‌ به‌ دیدگاهها و باورهای‌ موجود در خارج‌ از خانواده‌ آگاهی‌ می‌یابد. بنابراین‌ در این‌ مقطع‌ ایمان‌ مذهبی‌ در خدمت‌ تدارک‌ جهت‌ یابی‌ منسجم‌ از دنیای‌ متنوع‌ و پیچیده‌ بوده، دیدگاههای‌ معارض‌ با یکدیگر را در یک‌ چارچوب‌ کلی‌ با یکدیگر ترکیب‌ کرده‌ وحدت‌ می‌بخشد. مرحله‌ سوم‌ اصولاً‌ در نوجوانی‌ آغاز می‌شود و به‌ اوج‌ خود می‌رسد و در عین‌ حال‌ برای‌ بسیاری‌ از بزرگسالان‌ به‌ عنوان‌ یک‌ تعادل‌ جویی‌ دائمی‌ تلقی‌ شده‌ از این‌ مرحله‌ فراتر نمی‌روند. در مرحلة‌ سوم‌ اگر چه‌ شخص‌ دارای‌ یک‌ «ایدئولوژی» است‌ که‌ شامل‌ مجموعه‌ای‌ از باورها و ارزشهای‌ بیش‌ و کم‌ باثبات‌ است، اما این‌ ایدئولوژی‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ واقعیت‌ مستقل‌ مورد بررسی‌ و آزمایش‌ قرار نمی‌دهد.

‌‌مرحله‌ چهارم‌ - ایمان‌ وابسته‌ به‌ طرز تفکر فردیت‌ یافته:

مرحلة‌ چهارم‌ شامل‌ درونی‌ کردن‌ باورهای‌ فرد است. انتقال‌ از مرحلة‌ سوم‌ به‌ چهارم‌ بسیار حائز اهمیت‌ است. چون‌ با این‌ انتقال‌ نوجوان‌ و یا بزرگسال‌ باید مسئولیت‌ پذیرش‌ هرگونه‌ سبک‌ زندگی، ارزشها و تعهدات‌ عملی‌ نسبت‌ به‌ آنها را به‌ عهده‌ گیرد.

مرحله‌ پنجم‌ - بازنگری‌ در ایمان‌ تثبیت‌ شده:

در مرحله‌ پنجم‌ علیرغم‌ تثبیت‌ اعتقادات‌ فرد که‌ طی‌ مراحل‌ قبل‌ شکل‌ گرفته‌ است، شاهد بروز یک‌ بحران‌ در اعتقادات‌ شخص‌ هستیم. این‌ تردید و بازنگری‌ نسبت‌ به‌ اعتقادات‌ در فواصل‌ نیمه‌ عمر انسان‌ رخ‌ می‌دهد. فولر و لوین‌ با استفاده‌ از مفاهیم‌ روان‌ تحلیل‌گری‌ مرحلة‌ پنجم‌ را مورد تجربه‌ و تحلیل‌ قرار می‌دهند. بنابر نظر آنها در این‌ مرحله‌ اطمینان‌ نسبت‌ به‌ ارزشها توسط‌ فشارهای‌ حاصل‌ از سرکوبی‌ بخش‌ هشیار شخصیت‌ در دوران‌ اولیه‌ زندگی‌ زیر سؤ‌ال‌ و یا مورد بی‌توجهی‌ قرار می‌گیرد. این‌ نظریه‌پردازان‌ از به‌ گوش‌ رسیدن‌ پیامهای‌ مربوط‌ به‌ جنبه‌های‌ عمیق‌ «خود» سخن‌ می‌گویند. این‌ پیامها شامل‌ بازشناسی‌ انتقادی‌ بخش‌ ناهشیار اجتماعی‌ انسان‌ است. محتوای‌ دینی‌ پیامها عبارتند از: اسطوره‌ها، تصاویر آرمانی‌ و تعصب‌هایی‌ که‌ با توجه‌ به‌ تربیت‌ ناشی‌ از طبقات‌ اجتماعی‌ خاص، سنت‌های‌ مذهبی‌ و گروههای‌ قومی‌ بخصوص‌ عمیقاً‌ در «سیستم‌ خود» فرد رسوخ‌ کرده‌ است.

‌‌مرحله‌ ششم‌ - ایمان‌ جهانی:

همانطور که‌ در مرحله‌ ششم‌ قضاوت‌ اخلاقی‌ کلبرگ‌ مطرح‌ شده‌ است، مرحله‌ ششم‌ از تحول‌ ایمان‌ نیز از جهت‌ وقوع‌ بسیار اندک‌ است. کسانی‌ که‌ مرحلة‌ ششم‌ ایمانی‌ جهانی‌ را تجربه‌ کرده‌اند، احساس‌ رابطة‌ نزدیک‌ و صمیمانه‌ بین‌ خود و جهان‌ پیرامون‌ خود را گزارش‌ کرده‌اند. تجارب‌ مطرح‌ شده‌ در مرحلة‌ ششم‌ تحول‌ ایمان‌ مبنی‌ بر احساس‌ رابطة‌ نزدیک‌ بین‌ فرد و جهان‌ پیرامون‌ را در نظریة‌ فولر تحت‌ عنوان‌ تجربة‌ اوج‌ در افراد خود شکوفا و نیز در توصیفات‌ تجارب‌ دینی‌ مطرح‌ شده‌ توسط‌ ویلیام‌ جیمز (1901) در کتاب‌ گونه‌های‌ تجارب‌ دینی‌ وجه‌ تشابه‌ بسیار زیادی‌ دیده‌ می‌شود. اگر چه‌ نظریه‌ فولر و لوین‌ به‌ عنوان‌ پایه‌ و مبنایی‌ نظری‌ امکان‌ پژوهش‌های‌ سازمان‌ یافته‌تری‌ را فراهم‌ می‌کند ولی‌ هنوز جمع‌بندی‌های‌ روشن‌ در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند پژوهش‌های‌ متعددی‌ است. پیشرفت‌های‌ بدست‌ آمده‌ در حوزة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ ضرورت‌ انجام‌ پژوهش‌های‌ طولی‌ و استفاده‌ از روش‌های‌ تجربی‌ را از نظر برخی‌ از روان‌شناسان‌ مانند گورساچ‌ (1988) ( به‌ نقل‌ از راتیزمن‌ و لاورنس 1994 صفحه‌ 120) محرز کرده‌ است.علت‌ انتخاب‌ نظریة‌ این‌ روان‌شناسان‌ در مقالة‌ حاضر و طرح‌ دیدگاه‌ آنان، علاقة‌ آنها به‌ دین‌ و مطالعة‌ آن‌ با نوعی‌ گرایش‌ مثبت‌ آنها به‌ دین‌ بوده‌ است. البته‌ ممکن‌ است‌ نظریات‌ روان‌شناسان‌ دیگری‌ را نیز بتوان‌ به‌ این‌ مجموعه‌ اضافه‌ کرد. چون‌ بررسی‌ کامل‌ دیدگاه‌ همة‌ روان‌شناسان‌ در زمینة‌ روان‌شناسی‌ دین‌ نیازمند نقد و بررسی‌ مبانی‌ جهان‌بینی‌ و اعتقادات‌ هریک‌ از روان‌شناسان‌ نسبت‌ به‌ دین‌ است، بنابراین‌ ضروری‌ به‌ نظر می‌رسد تا دیدگاه‌ روان‌شناسانی‌ که‌ با استفاده‌ از روان‌شناسی، دین‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ متغیر خنثی‌ مانند سایر متغیرها در نظر می‌گیرند و یا حتی‌ آن‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ ارزش‌ منفی‌ در نظر می‌گیرند جداگانه‌ مورد بحث‌ و بررسی‌ قرار گیرد.

وراثت و محیط

وراثت و محیط هردو در رشد تاثیر دارند : تحقیقات روانشناسان رشد نشان داده‌است که وراثت ( آمادگیهای ارثی که از طریق ژن به فرزندان انتقال می‌یابد ) و محیط ( فراهم بودن امکانات لازم جهت افزایش توانمندیهای کودک ) می‌تواند در وضعیت آیند ه کودک تاثیر داشته باشد . تعریف محیط. هر آنچه که بیرون از انسان است، و بر انسان احاطه دارد، محیط به حساب می‌آید. در روانشناسی می‌گویند: «محیط... شامل تمامی متغیر های خارج از وجود فرد می‌شود که از آغاز باروری و انعقاد نطفه تا هنگام تولد و سپس تا مرگ، انسان را دربر گرفته و بر او تأثیر می‌گذارد یا از وی تأثیر می‌پذیرد.» و یکی از عوامل بسیار مؤثر بر انسان محیط و وراثت است زیرا در دید ظاهری انسان چنین می‌پندارد که انسان هر آنچه دارد از محیط و وراثت است زیرا کم‌تر کسی را می‌توان یابید که بر خلاف محیط و جو حاکم رشد کند در برخی از چیزها آنچه که محیط بر انسان تحمیل می‌کند چاره‌ای ندارد مگر آنکه آن را پذیرا شود و محیط نیز از رحم مادر آغاز می‌گردد تا شامل جامعه، مدرسه و حتی آب و هوا می‌شود بدین جهت می‌توان بحث کرد که محیط در هوش، اخلاق، و چگونگی رفتار و گفتار انسان چه تاثیرهایی بر جا می‌گذارد. این باور که سازندة شخصیت انسان، محیط، فرهنگِ حاکم و وراثت است، از دیر زمانی در علم کلام و روانشناسی مطرح بوده و بحثی است که از شرق تا غرب عالم دامن گسترده است و بسیاری از متکلمان و روانشناسان پذیرفته‌اند که انسان پروردة همان محیط و وراثت است؛ روسو می‌گوید: «تمام آنچه را که هنگام تولد نداریم و در بزرگی احتیاج پیدا خواهیم کرد، بوسیلة تربیت به دست می‌آوریم. این تربیت را می‌توان یا از طبیعت یا از آدمیان یا از اشیا فراگرفت، توسعة داخلی قوا و اعضای بدن پرورشی است که از طبیعت می‌گیریم. تربیت آدمیان به ما یاد می‌دهد که چگونه باید از این توسعة قوا استفاده نمود آنچه را که به واسطة آزمایش چیزهایی که ما را احاطه نموده و بر ما تأثیر دارد می‌آموزیم، تربیتی است که اشیا به ما می‌دهد بنابراین هریک از ما به وسیلة سه استاد تربیت می‌شود.» شکی نیست همان گونه که آب و هوای سالمِ محیط زیست، بر مزه و طعم میوه‌های درختان و رنگ چهره اثر می‌گذارد، بر اخلاق، آداب و تربیت نیز اثر گزار است و به عیان دیده می‌شود که وراثت و محیط، اثر عمیقی بر انسان دارد و او را به سوی راه و رسم حاکم بر محیط می‌کشاند، کودک از سنین سه سالگی تا دوران تثبیت شخصیت، بیش‌تر از هر زمان از محیط تاثیر می‌پذیرد چنان که در گویش‌های زبانی، عملکردها، رسوم و عادات و... می‌توان دید، بنابراین محیط سالم، انسانِ سالم به بار می‌آورد، آیة ﴿أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِیهَا (النساء:97) به نحوی قبول تاثیر محیط بر انسان است. با همة اینها، محیط و وراثت یکه تاز میدان نیستند، در نهایت، انسان در گرو اعمال خویش است و سرنوشت او به دستش رقم می‌خورد، در کلام اسلامی در بحث جبر و اختیار، این مسأله مطرح است که، محیط و وراثت تا چه حد بر انسان تاثیرگذار است، در کتاب الهیات چنین می‌نگارد‌: «شکی نیست که این عوامل (محیط، وراثت و فرهنگ) در ساختار شخصیت انسان تأثیر دارد، لیکن این تاثیر به حدی نیست که اختیار را از انسان بگیرد، زیرا اگر چنین باشد، تلاش مربیان و عملکرد مصلحان بیهوده خواهد بود.»

از این رو اختیار انسان بر وراثت و محیط حاکم می‌شود، انسان با اختیار می‌تواند، بسیاری از صفات رذیله را از خود دور کند. اگرچه مشکلات و رنج‌های فراوان دارد. امروزه در روانشناسی نیز تاثیر محیط و وراثت را به گونه‌ای دیگری طرح می‌کنند، و می‌گویند: «در حقیقت، ویژگی‌های روانی، حاصل کنش متقابل بین وراثت و محیط هستند. امروزه دیگر از مشاجرة قدیمی وراثت در مقابل محیط سخن نمی‌گویند و به جای آن پژوهشگران می‌پرسند چگونه وراثت توانمندی‌های فرد را محدود می‌سازد؟ و یا شرایط مساعد و نامساعد محیطی تا چه اندازه می توانند توانمندی ارثی را تغییر دهند؟

عوامل محیطی را می‌توان به این شکل تقسیم کرد:

الف: عوامل محیطی پیش از تولد:

عوامل محیطی قبل از تولد در رشد فرد تاثیر مهمی دارد که ما به مهمترین آنها اشاره می‌کنیم.

۱. سن مادر: به طور کلی زنانی که از مراقبتهای بهداشتی، پزشکی و تغذیه مناسب برخوردار باشند می‌توانند در هر سنی نوزادان سالمی به دنیا آورند و خود نیز سالم بمانند. اما به اعتقاد بسیاری از متخصصان بهترین زمان برای حاملگی سنین بین ۲۰ تا ۳۵ سالگی است. سنین پایینتر از ۲۰ سالگی بدلیل وزن کم و عدم رشد کافی احتمال مشکلات حاملگی از قبیل کم خونی و مسمومیت حاملگی بیشتر است. این موضوع و خطرات ناشی از نارس بودن نوزاد، کم وزنی در سنین بالاتر از ۳۵ سالگی علی الخصوص بالای ۴۰ سالگی بروز اختلالات کروموزومی به ویژه سندرم داون (منگول) بیشتر است.

۲. تغذیه: زنان حامله باید رژیم غذایی مناسب داشته باشند تا بتوانند هم سالم بمانند و فرزندانی سالم به دنیا آورند.

۳. داروها: اغلب داروها دارای تاثیرات منفی بر سلامت جنین هستند . داروهایی نظیر الکل، نیکوتین، هورمونها، بعضی از پادتن‌ها، هروئین، متادون همگی در در جنین تاثیرات مخربی می‌گذارد. بسیاری از نوزادانی که مادرانشان در دوران حاملگی داروهای فوق را مصرف می‌کردند، دارای علائمی از اختلالات رفتاری از خود نشان دادند.

۴. بیماریها و اختلالات مادر: بیماریهای ویروسی نظیر سرخجه، آبله مرغان در دوران اولیه بارداری بسیار خطرناک است . و یکی از سخت‌ترین بیماریهای ویروسی در سه ماهه اولیه بارداری سرخجه‌است که ممکن است منجر به ناهنجاریهای قلبی، ناشنوایی، نابینایی و یا عقب ماندگی ذهنی نوزاد شود. اختلالات و بیماریهای دیگر نظیر ایدز، سیفلیس، مسمومیت حاملگی نیز موجب اختلالاتی در نوزاد خواهد شد.

۵. عامل ارهاش : اگر مردی با ارهاش مثبت با زنی با ارهاش منفی ازدواج کند . چنانچه فرزندشان ارهاش مثبت داشته باشد ممکن است خون مادر در مقابل ارهاش مثبت پادتن تشکیل دهد. این پادتن در بارداری بعدی این پادتنها ممکن است به ارهاش مثبت خون جنین حمله کند. این تخریب ممکن است مختصر ویا گاهی باعث فلج مغزی، ناشنوایی و یا عقب ماندگی ذهنی شود. خوشبختانه این مشکل قابل کنترل است و می‌توان بعد از تولد نوزاد و با آزمایش خون آن (نمونه بند ناف) چنانچه مادری ارهاش منفی و فرزند ارهاش مثبت دارد با تزریق آمپول روگام از تولید پادتن خون مادر جلوگیری می‌شود.

۶. اضطراب مادر: اگر چه بین سیستم عصبی مادر و جنین هیچ ارتباطی وجود ندارد. اما حالات عاطفی مادر مانند نفرت ترس و اضطراب در سیستم عصبی مادر تاثیر گذاشته باعث آزادسازی بعضی از مواد شیمیایی ( مانند اپی نفرین و استیل کولین ) و وارد شدن آن به جریان خون و همچنین تحت این شرایط بعضی از غدد فعال شده مقادیر زیادی هورمون را به خون وارد می‌کنند. این تغییرات از طریق جفت به جنین منتقل می‌شود و باعث تاثیرات منفی بر جنین خواهد شد.

ب: عوامل محیطی پس از تولد:

۱. محیط فرهنگی و اجتماعی: در هر جامعه‌ای سنت‌ها، باورها نگرشهاو بطور کلی فرهنگ خاصی حاکم است. در آن فرهنگ برای اینکه فرد به عنوان عضو جامعه پذیرفته شود، خانواده وسایر اعضای جامعه تلاش می‌کنند در پرورش وی ارزشها و باورهای جامعه را لحاظ کنند و بر اساس فرهنگ حاکم بر جامعهٔ خود به تربیت فرزندان بپردازند. بطور مثال در بعضی از جوامع توجه به فردیت باعث تربیت افراد مستقل می‌شود و یا در بعضی دیگر از فرهنگ‌ها روح همکاری و جمع گرایی به عنوان یک اصل پذیرفته شده و رفتارهای متناسب با آن مورد توجه و تشویق قرار می‌گیرد. به نظر بسیاری از روان شناسان، فرهنگ و جامعه باعث نوعی نگرش در آموزش و پرورش شده، باعث ایجاد تبعیض در رشد شناختی کودکان و نوجوانان می‌شود . به عنوان نمونه انتظار پیشرفت در ریاضیات و مهندسی برای پسران و شغل‌های متناسب با آن و انتخاب اسباب بازیهای متناسب با جنسیت باعث نوعی نگرش سوگرانه شده و بالطبع در رشد توانمندیهای آنها تاثیر مستقیم می‌گذارد.

۲. محیط اقتصادی: کودکی که متولد می‌شود با توجه به وضع اقتصادی والدین از امکانات و محرکهایی برخوردار است . روشن است چنانچه وضعیت اقتصادی خانواده و جامعه در سطح بالایی باشد کودک و نوجوان از حداکثر امکانات محیطی، چه در محیط خانواده و چه در مدرسه برخوردار خواهد بود.این افراد به لحاظ فضای زندگی، وسایل بازی و محرکهای مناسب جهت پرورش قوای حسی از تحریکات مناسبی برخوردار هستند.

۳. محیط خانوادگی: نوع ارتباط والدین با همدیگر و همچنین چگونگی تعامل آنها با فرزندان می‌تواند در چگونگی شکل گیری شخصیت تاثیر بسزایی داشته باشد.یکی از بحث‌های مهم در روان شناسی رشد کودک و نوجوان، نحوه ارتباط والدین است . به طوری که در اکثر نظریه‌های رشد کودک و نوجوان، به اهمیت رفتار والدین توجه شده‌است.رفتار والدین با فرزندان چه خشن و چه محبت آمیز، چه منع کننده باشد و چه اورا آزاد بگذارند غالبا مطابق الگوی فرهنگی خاص که در آن جامعه قرار دارد انجام می‌گیرد.عواملی متعدد در محیط خانوادگی می‌تواند در رشد کودک و نوجوان تاثیر بسزایی داشته باشد که اهم آن عبارتند از : شیوه‌های تربیتی یا روشهای فرزندپروری وضع اقتصادی خانواده تعداد افراد خانواده وضع روان شناختی والدین تحصیلات والدین پذیرش فرزند نگاه والدینی روابط برادران و خواهران عوامل اشاره شده در رشد کودک و نوجوان بسیار با اهمیت می‌باشد. خانواده‌ای که از لحاظ اقتصادی در سطح مطلوبی باشد، والدینی که از تحصیلات بالایی برخوردار باشند، نگاه مسئولیت پذیر در والدینی، پذیرش بدون قید شرط بدون توجه به ناتوانیهای فرزند و... محیط مطلوبی را برای رشد همه جانبه کودک و نوجوان ایجاد می‌کند. دیدگاههاى دانشمندان در اهداف و فوائد علم روانشناسى مطابق نظر علماى علم منطق از ارسطو و سقراط و افلاطون و سایر فلاسفه یونان باستان و نیز فلاسفه اسلامى متقدم و متاخر از شیخ‏الرئیس بوعلى سینا و سایر فلاسفه اسلامى، اصلى است در منطق که هر علمى همانطور که نیاز به تعریف و موضوع دارد، به تعیین فایده و هدف از آن علم نیز نیاز دارد. پس طالبان علم روانشناسى به هنگام پیاده کردن مسائل و احکام مربوط به آن علم، اهداف و فواید کلى آنها را نیز در نظر گرفته و در مرحله عینیت، جامه عمل مى‏پوشانند. منتها از مطالعه منابع وسیع مربوط به این علم استفاده مى‏شود که به طور کلى دو نوع هدف در این علم مورد نظر دانشمندان مى‏باشد: یکى هدف‏هاى کلى مربوط به علم روانشناسى صرف‏نظر از خصوصیت دیدگاه مذاهب و مکتب‏هاى گوناگون پیرامون موضوع آن و دیگرى هدف‏ها و مقاصدى که براى صاحبان هر مکتب و نظرات گوناگونى که در انواع مختلف و اقسام متعدد علم روانشناسى و رشته‏هاى گوناگون آن مورد نظر مى‏باشد.

قسم اول از اهداف و فواید علم روانشناسى، عام بوده، همه دیدگاههاى مختلف در رشته‏هاى علم‏النفس، آنها را در گرفته و مشترک مى‏باشند.

و اما قسم دوم هدف‏هاى خاصى بوده، صاحب عقیده و مکتب خاص در مجموعه رشته‏هاى علم روانشناسى آنها را مد نظر قرار داده، آنها را در خارج مى‏خواهند پیاده کنند.

از جمله فوائد قسم اول سه فایده زیر را مى‏توان ذکر کرد:

فایده اول

روانشناسى در شناختن رفتار افراد انسان‏ها و بررسى علل و اسباب رفتار و توجه به شرائط معینى که باعث‏بروز رفتار خاصى مى‏شوند و در فهم تاثیر عوامل ارثى و عوامل مربوط به محیط جغرافیائى و اجتماعى و فرهنگى در رفتار اجزا به ما کمک مى‏کند. تحقیقات روانشناسان، بسیارى از پندارهاى بى‏اساس را درباره افراد و نوع قضاوت ما در مورد آنان را تغییر مى‏دهد مثلا در گذشته عده‏اى تصور مى‏کردند که موقعیت اجتماعى یا اقتصادى و وضع طبقه‏اى افراد یا عوامل نژادى امتیازهاى خاصى براى عده‏اى از افراد انسان به وجود مى‏آورد درحالى که دیگران فاقد این امتیازها مى‏باشند. براى این دسته از انسانها، «اصالت‏خانوادگى‏» یا موقعیت ممتاز اجتماعى قائل مى‏شدند و مى‏پنداشتند که این عده از انسانها باهوش‏تر از دیگران هستند و اینان تنها صلاحیت رهبرى را دارند و تحصیل در مراحل علمى عالى‏تر باید به این عده اختصاص یابد و تنها اینان مثلا صلاحیت‏حکومت‏بر دیگران را دارند! .

و نظیر اینگونه نظریات واهى و بى‏اساس از قبیل «خبث‏باطن‏» و «بدجنسى‏» و «پستى و رذالت‏» و مانند اینها در مورد عده‏اى، در اذهان انسانهاى جاهل و ناآشنا به مبانى علمى وجود داشت و این‏گونه افکار واهى چه‏بسا باعث مى‏شد که فرصت تربیتى را از عده‏اى سلب و مانع رشد و ترقى ایشان شوند. و علم روانشناسى و تحقیقات دانشمندان با کشف تاثیر عوامل ارثى و عوامل جعرافیائى و عوامل اجتماعى و فرهنگى این حقیقت را ثابت نموده‏اند که تعداد افراد کودن یا افرادى که داراى استعداد فوق‏العاده باشند، معدود هستند و اکثریت مردم در هر اجتماع از لحاظ استعداد در حد متوسط قرار دارند و علاوه بر این، استعداد فوق‏العاده در رشته‏اى از رشته‏هاى علوم هرگز دلیل این نیست که تنها صاحبان اینگونه استعدادها حق استفاده از تحصیلات عالى را داشته باشند یا این که صلاحیت‏حکومت‏بر دیگران را بدون رضایت ایشان دارا باشند و علم روانشناسى این حقیقت را ثابت نموده که حتى افراد کودن و از لحاظ روانى عقب‏افتاده نیز قابل تربیت هستند و ایجاد فرصت‏هاى مناسب تربیتى مى‏تواند در رشد و پیشرفت اینگونه افراد تاثیر بسزائى داشته باشد پس همه افراد انسان قابل تربیت هستند و این حقیقت‏با تحقیقات روانشناسان و مربیان بزرگ موافقت دارد و روانشناسى ما را به دوره‏هاى مختلف رشد، آشنا ساخته و روشن مى‏سازد که هر فردى از انسانها در هر دوره از رشد نیازهاى خاصى داشته و با مشکلات و مسائل معینى روبرو است و جهات اخلاقى و اجتماعى انسانها در هر دوره‏اى از رشد وضع مشخصى داشته و رشد شخصیت افراد در هر دوره تابع اصول و قواعد معین و مشخصى است.

فایده دوم

فایده دوم روانشناسى در رابطه با استعداد و امیال و رغبت‏هاى افراد انسان‏ها مطرح مى‏باشد.

کوشش دانشمندان در زمینه تشخیص استعدادهاى افراد تست‏هاى متعددى به وجود آورده است که مى‏توان توسط این تستها استعدادها و امیال و رغبت‏هاى مختلف افراد را اندازه‏گیرى نمود بدینوسیله در انتخاب شغل به ایشان کمک نمود. تحقیقات دانشمندان روانشناس روشن‏گر اصول و قواعد بسیار با ارزشى است که راهنماى خوبى براى مربیان و معلمان در مورد یادگیرى بچه‏ها است.

فایده سوم

فایده سوم روانشناسى تایید اصول دموکراسى و روشن نمودن ارزشهاى والاى انسانى است، علوم زیستى و روانى این حقیقت را ثابت کرده‏اند که همه انسانها صرف‏نظر از نژاد و جنس، عقیده، ملیت، داراى شخصیت قابل احترام بوده، صلاحیت این را دارند که در وضع خود و جهان زندگى خویش تصمیم بگیرند و راه زندگى خود را تعیین نمایند. با توجه به مطالب بالا مى‏توان به این حقیقت اعتراف نمود که علم روانشناسى همانند رشته‏هاى دیگر علمى داراى روش‏هاى معینى است که به کمک آنها مى‏کوشد و حقایق مورد توجه خود را گردآورى کند تا براساس آنها به فرضیه‏سازى و خلق تئورى اقدام نماید .

اما سؤالى: در اینجا مطرح است و آن این که این فرضیه‏ها و تئوریهاى مورد نظر در روانشناسى کدام‏ها مى‏باشند؟ در پاسخ این سؤال مى‏توان چنین بیان کرد که این فرضیه‏ها و تئوریها به ملاحظه دیدگاههاى مختلف در رشته‏هاى گوناگون روانشناسى مختلف بوده و در حقیقت همان فوائد قسم دوم را تشکیل مى‏دهند و از اینجاست که در کتاب مقدمه روانشناسى ص 112 چنین آمده است: «یکى از هدفهاى مهم گفتارهاى ما درباره روانشناسى این است که ما بین روانشناسى علمى و روانشناسى غیر علمى فرق بگذاریم‏» . و «واتسون‏» یکى از روانشناسان امریکائى نیز فرضیه و تئورى خاص خود را چنین بیان مى‏کند: «هدف از روانشناسى به وجود آوردن یک اصول علمى جهت ضبط رفتار و روبرو شدن با مسائل رفتارى چه هنگام مشاوره و چه در کلینیک‏هاى روانى‏» چنانکه ملاحظه مى‏شود هدفهاى علم روانشناسى در نظریه مربوط به رفتار که یک مکتب خاص برخى از دانشمندان جدید غرب است، منطبق مى‏گردد. «جمیل صلیبا» که یکى از دانشمندان لبنان در کتاب خود «علم‏النفس‏»  وظائف و اهداف روانشناسى را تحت عنوان «الشروط العامة للحیاة‏النفسیة‏» شرح مى‏دهد که ترجمه آن این است: «در روانشناسى وظائف ادراک عمومى از حافظه و عادت و وظیفه تمییز و ادراک و احساسات و تصورات و معانى عامه و عواطف و لذت و الم و غیر اینها توضیح داده مى‏شود» . «دکتر احمد عزت راجح‏» استاد علم‏النفس در دانشگاه اسکندریه در کتاب خود: «اصول علم‏النفس‏»  . هدف علم روانشناسى را از دیدگاه نظریه «رفتارگرائى‏» تحت عنوان «اهداف علم‏النفس‏» چنین مى‏نویسد: «لعلم النفس شانه فى ذلک شان العلوم الآخرى اهداف ثلاثة:

1- فهم السلوک و تفسیره.

2- التنبؤ بما سیکون علیه‏السکوک.

3- ضبط السلوک و التحکم فیه بتعدیله او توجیهه او تحسینه او العمل على ازالته‏» .

«یعنى براى روانشناسى که شان و مرتبه آن مثل سایر علوم است، سه هدف مهم و اصلى وجود دارد:

هدف اول: درک معناى رفتار و سلوک و تفسیر و توضیح آن.

هدف دوم: بیان رشد و کیفیت آن براساس رفتار.

هدف سوم: ضبط رفتار انسانها و استوارى آنها به معناى تعدیل رفتار و توجیه آن و کوشش در زیبا ساختن و زیبانمودن رفتار...» .

سپس شروع مى‏کند به موارد هر یک از این اهداف سه‏گانه را توضیح داده، مصادیق و کیفیات و ویژگیهاى آنها را بیان مى‏کند .

تأثیر وراثت بر رفتار

رشتة وراثت شناسی رفتاری ترکیبی از روشهای وراثت شناسی و روان شناسی را در بررسی شیوة به ارث رسیدن ویژگی های رفتاری به کار می گیرد . می دانیم که بسیاری از ویژگی های بدنی مانند قد ، ساختار استخوانی و رنگ مو وچشم به ارث میرسند.وراثت شناسان رفتاری با مطالعة این مسئله سروکار دارندکه تا چه اندازه ویژگیهای روانی نظیر توانائی ذهنی ، خلق و خوی و استواری هیجانی از والدین به فرزندان به ارث می رسند.

وراثت و هوش

گالتن دانشمند انگلیسی دربارة خانواده هایی که افراد بسیار باهوش در میان آنها دیده می شود ، مطالعه کرد و متوجه شد که در میان فرزندان این خانواده ها تعداد افراد بسیار باهوش بیشتر از خانواده های معمولی است و نتیجه گرفت که عوامل ارثی در میزان هوش تأثیر دارند . آزمایشی هم در دارالایتام دربارة بچه هایی که دارای زمینه های ارثی مختلف بودند به عمل آمد و تصور می شد که چون محیط دارالایتام برای همة بچه ها یکسان است بنابراین آنها باید دارای خارج قسمت هوشی مشابه باشند ولی وقتی این دسته از بچه ها را در معرض آزمایش قرار دادند متوجه شدند که اختلاف هوشی آنان مانند بچه هایی است که در محیط های مختلف پرورش یافته اند و از این آزمایش نتیجه گرفتند که عامل ارثی در میزان هوش تأثیر دارد . تحقیقات بسیار زیادی در مورد تشابه هوش کلی والدین و فرزندان آنها انجام گرفته است اکثر این تحقیقات تشابه بسیار زیادی را بین ضریب هوشی والدین و ضریب هوشی فرزندان آنها نشان داده است . وجود تشابه زیاد ، روان شناسان را وادار کرده است تا هوش را جزء صفاتی به حساب آورند که بیشتر از سایر صفات به ارث می رسد . معنی این جمله این است که اکثر والدین کودک باهوشتر از دیگران باشند کودک نیز باهوشتر از سایر کودکان خواهد بود . به عبارت دیگر ، تفاوت هوشی او از سایر کودکان محصول توارث خواهد بود . بعضی از معتقدان به برابری آدمیان ، بدون آنکه بتوانند از نظر خود دفاع کنند ، اظهار داشته اند که آدمیان از نظر هوش استعداد و دیگر صفات روانی ، وراثت یکنواخت دارند . واقع امر این است که هر وقت دربارة یک صفت متغییر آدمی از نظر وراثت به قدر کافی بررسی شده است . قراینی به دست آمده اند که اگر چه کم بوده اند ، همواره بر تفاوتهای وراثتی گواهی داده اند .

وراثت و فرهنگ

آدمی آفریده ای خارق العاده است . تنها آدمی دارای (( اندیشة نمادی )) و (( خودآگاهی )) است . آدمی ، می تواند به همان صورت که طبیعت را کنترل و برآن غلبه می کند ، خود را نیز کنترل و بر خود غلبه کند . آدمی ، می تواند تکاملش را بشناسد و آن را کنترل و هدایت کند . نخستین واقعیت بنیادی دربارة تکامل نوع آدمی این است که در یک زمان دو گونه رشد تکاملی می کند . تکامل زیستی و تکامل فرهنگی ، تکامل آدمی را فقط در نتیجة تأثیر متقابل این دو نوع تکامل برهم می توان فهمید. بخشی از ماهیت آدمی ، به صورت غیر قابل اجتناب ، همان ماهیت زیستی است . اگرآدمی رااز نظر زیستی وفلسفی در نظر بگیریم ، محصول استثنائی فرآیند تکاملی است .

آدمی دو نوع وراثت را انتقال می دهد : تکامل زیستی و تکامل فرهنگی .

وراثت زیستی آدمی بسیار شبیه وراثت دیگر جانداران است وفقط از پدر و مادر به فرزندان آنها انتقال می یابد .

وراثت فرهنگی به وسیلة تعلیم ، تقلید ، آموختن و به طور عمده به وسیلة زبان انتقال می یابد . فرنگ مجموعة عادتها، اعتقادات ها ، رسم ها ، زبان ، تکنیک انجام کارها و به طور کلی همة چیزهایی است که در نتیجة آموختن انجام می دهند یا می اندیشند .

زبان آدمی از نشانه های ویژه و ممتاز فرهنگ و وسیله ای است که انتقال فرهنگ را از نسلی به نسل دیگر امکان پذیر ساخته است . فرهنگها بوسیله ژنهای سلولهای جنسی انتقال نمی یابند و ژنهایی برای فرهنگهای امریکایی، ژاپنی، روسی، یا ایرانی وجود ندارند . فرهنگ را هر کس منفرداً ازوالدینش ، از برادران و خواهرانش ، از معلمانش، از دوستانش ، از همسایگانش ، از کتابها ، رادیو وتلویزیون و مانند آنها کسب می کند.به طور کلی وراثت از مهمترین جنبه های زندگی انسان است که هر انسانی بالاخره از نسل قبل از خود خصوصیاتی را به ارث می برد که در تشکیل شخصیت او مؤثر است البته توارث به تنهایی تعیین کننده این عوامل نیست البته تأثیر عوامل مختلف در یکدیگر و در رفتار فرد طوری است که نمی توان اندازة تأثیر هر یک از آنها را روی رفتار معیین ، مشخص نمود و نمی توان یک یا چند عامل معیین را پایه و اساس فرد قرار داد . چنانچه قبلاً بیان شد دسته ای از روان شناسان دو عامل اساسی یعنی محیط و وراثت را منشأ و پایة رفتار افراد قرار می دهند . عوامل ارثی و محیط جغرافیایی یا محیط طبیعی همراه با محیط اجتماعی و فرهنگی دررفتار فرد تأثیر . می کند مؤلفان کتاب روان شناسی ، فرد را معادل محیط ضرب در وراثت می دانند نه محیط به علاوه وراثت ، منظور این است که وراثت و محیط روی یکدیگر و روی موجود زنده تأثیر متقابل دارند . پس نتیجه می گیریم که همواره در بررسی شخصیت افراد علاوه بر وراثت باید به محیط نیز توجه داشت و تحقیق تنها در زمینة وراثت برای شناخت ما کافی نیست و همواره در کنار آن باید محیط را نیز بررسی کنیم ودر نظر داشته باشیم .

مکتب زیست شناختی

مغز آدمی با 1100 گرم تا 1400 گرم در حدودده میلیاردنورون عصبی و ارتباطات پیچیده بین آنها ،احتمالا پیچیده‌ترین ساختار در عالم هستی است. همچنین انواعی از غدد در داخل بدن قرار دارند که تحت فرمان مغزدر رفتار و اعمال ما تغییراتی ایجادمی‌کنند. در این مکتب سعی می‌شود. پیوندهای رفتار با عصب و هورمون بدن شناخته شود. در عین حال موجودات دارای یک ریشه وراثتی هستند که ما را از همان بدوباروری تخم کاز دیگران متفاوت می‌کند. شناخت اثرات توراث در رفتار و شخصیت از دیگر زمینه‌های رویکرد زیست شناختی می‌باشد.

مکتب رفتار گرایی

جان. بی. واتسونبنیانگذار رفتار گرایی کسیبود که علیه سنت زمانه خود «درون گرایی» قیام کرد و خواستارروان شناسیعاری از درون گرایی شد. درونگرایی وونت دارای اشکالاتی بود نظیر توجه به مسائلی که با مشاهده و روش‌هایی عینیقابل اندازه گیری نیست. به اعتقاد واتسون برای اینکه روان شناسی بصورت واقعی «علم» نامیده شود. باید تحقیقات وداده های حاصل از آن مانند دیگر علوم مثل فیزیک وشیمی بصورت علنی وآشکار قابل بررسی باشد. او در این راه بر «رفتار» به عنوان چیزی که با چشم قابل مشاهده است و می‌توان با مسائل مختلف اندازه گیری و ثبت کرد ، تاکید کرد. نارضایتی روانشناسان از محدودیت‌های درون نگری وونت باعث شد رفتارگرایی به سرعت رواج یابد (بخصوص در دهه 1920). در آمریکا طی این سالها روان شناسان جوان‌تر تا مدتها خود را «رفتارگرا» می‌نامیدند. همچنین تعریف «روان شناسی یعنی علم رفتار» از همین زمان هارواج پیدا کرد.

مکتب روانکاوی

این مکتب همزمان بارفتار گرایی ولی در شاخه‌ای جدا ازعلوم انسانی یعنی پزشکی،عصب شناسی وروان پزشکی) توسط «زیگموند فروید» پایه گذاری شد.این رویکرد با استفاده از نتایج علوم پزشکی وهیپنوتیزم (خواب تلقینی) دیدگاهی متهورانه در زمینه «انسان و شخصیت» او ارائه کرد. دیدگاهی که به مثابه یک انقلاب در حوزه علوم پزشکی و علوم انسانی بود.

فروید ذهن را به سه قسمت «خودآگاه، نیمه‌آگاه وناخودآگاه» تقسیم کرد و اساس نظریه‌های خود را برمحور ناخودآگاه قرار داد. ناخودآگاه ، تمامی باور،ترس‌ها،آرزوها و امیال است که به نحوی در دوران کودکی (مثل تنبیه شدن یا منع شدن) از حوزه آگاهی فرد طرد شده‌اند (((سرکوبی). این طرد به معنی از بین رفتن آنها نیست بلکه آنها در ناخودآگاه فرد فعال هستند و قسمت اعظم رفتار او را شکل می‌دهند.

مکتب گشتالت گرایی

این مکتب درآلمان و در مقابل دیدگاه رفتار گرایی ، بوجود آمد. گشتالت یک واژه آلمانی به معنی «کل و یکپارچه» است. بدین ترتیب مکتب گشتالت و طرفداران آن کل گرا هستند. آنها مخالف تجزیه رفتاربه قسمت کوچک‌تر بدون در نظر گرفتن کلیت آن هستند. در نظر آنان کل چیزی متفاوت وفراتر از اجزا است و این کل است که به اجزا معنی و مفهوم و هدف می‌دهد.

مکتب شناخت گرایی

این مکتب بر مطالعه روی فعالیت‌های عالی مغز یعنی به یاد سپردن ، استدلال کردن ، تصمیم گرفتن و حل مسئله تاکید می‌کند. موضوعاتی که با مشاهده مستقیم و عینی قابل بررسی و مطالعه نیستند، اما می‌توان آنها را بصورت غیر مستقیم ارزیابی و استنباط کرد. نظریه‌هایاین مکتب نوعی بازگشت به اصول اولیه زیبایی وروان شناسی در قرن نوزده می‌باشد، با این تفاوت که روش و ابزار مطالعه علمی‌تر است.

مکتب انسان گرایی

این مکتب بر انسان وتجارب شخصی او (ادراک شخصی) از واقعیات تکیه دارد. در واقع این انسان است که صرف انسان بودن مورد توجه قرار می‌گیرد. طرفداران چنین رویکردی سوال پرارزشی را مطرح می‌کنند و آن اینکه آیا هدف روان شناسی بررسی رفتار‌های تجزیه شده است یا کوشش در جهت حل مسائل مربوط به شادکامی و تحقق توانایی‌های بالقوه؟ این مکتب ازادبیات ومعارف انسانی برای اثبات نظریاتش استفاده می‌کند و حتی گاهی مخالف روش علمی در روانشناسی است این یک رویکرد افراطی و متضاد است

عوامل موثر پزشکی در روانشناسی

گاهی اتفاق می‌افتد که فردی بر اثر یک بیماری جسمی دچار مشکلات روانی می‌شود. در بعضی موارد، این ارتباط آنقدر روشن است که نیازی به توضیح ندارد. مثلاً کسی که دچار حمله قلبی شده باشد، پس از آن افسرده می‌شود. امّادر موارد دیگر، مثل بیماری تیروئید یا سرطان لوزالمعده، فرد ممکن است دچار بیماری باشد امّا از آن خبر نداشته باشد و تنها چیزی که در ظاهر احساس می‌کند افسردگی واضطراب ، احتمالاً به همراه بدن درد گسترده، باشد. تنها با بررسی جامع علل بروزمشکلات روانی است که می‌توان به کشف بیماری جسمی نایل شد.با توجه به آنچه گفته شد، هرگاه خود را از نظر هیجانی دچار مشکل وعدم تعادل دیدید، قبل از هر کار دیگر، نسبت به انجام آزمایش‌های کامل پزشکی اقدام کنید. و هرگاه تصمیم گرفتید روان درمانی شوید، اگر روان درمانگر در همان جلسه نخست سوالات مستقیمی درباره وضعیت پزشکی شما نپرسید، بهتر است به سرعت به سراغ یک رواندرمانگر دیگر بروید!

 

راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی، چاپ چهارم ( dsm-iv ) دارای چند فصل در رابطه با بیماری‌های روانی ناشی از وضعیت عمومی پزشکی وبیماری‌های جسمی است.

1- نشانه‌های اضطراب و وحشت‌زدگی می‌تواند بر اثر عوامل زیر باشد:

مشکلات غدد درون ریز (مثل پرکاری تیروئید، کم‌کاری تیروئید، تومور غدّه

فوق کلیوی، کاهش قندخون، افزایش ترشح هورمون‌های قشر غدّه فوق کلیوی)

بیماری‌های قلبی عروقی (مثل نارسایی قلبی،آمبولی (انسداد ناگهانی شریان یا ورید به وسیله لخته که به وسیله جریان خون به آن محل آورده شده است) ریه، نامنظمی تپش قلب)

مشکلات تنفسی (مثل بیماری‌های ریه،ذات‌الریه، تنفس عمیق و طولانی (افزایش تهویه))

مشکلات متابولیسمی (مثل کمبودویتامین، بیماری پورفیری)

بیماری‌های اعصاب (مثل صرع، تومور مغزی، اختلال دهلیزی، التهاب مغز(آنسفالیت))

2- تکانه‌های عصبیمی‌تواند بر اثر عوامل متعددی به وجود آید، مانند:آسیب دیدگی سر

حادثه‌هایی که منجر به ناهشیاری می‌شود

حمله صرع در دوران کودکی

3- تغییرات خلق و خو می‌تواند براثر عوامل زیرباشد:

بیماری‌های عصبی حاد (مثل پارکینسون، بیماری هانتینگتون)

بیماری‌های مغزی- عروقی (مثل سکته مغزی)

مشکلات متابولیسمی (مثل کمبود ویتامین)

مشکلات غدد درون ریز (مثل پرکاری تیروئید، کم‌کاری تیروئید،پرکاری پاراتیروئید، کم کاری پاراتیروئید، افزایش یا کاهش هورمون‌های قشر غدّه فوق کلیوی)

بیماری‌های ویروسی یا عفونی (مثل هپاتیت، مونو نوکلئوز (افزایش تعدادمونوسیت‌ها در خون)، hiv )

بعضی سرطان‌ها (مثل سرطانلوزالعمده)

تغییرات شخصیتی می‌تواند بر اثر عوامل متعددی به وجودآید، مانند:تومورهای سیستم مرکزی اعصاب

آسیب‌دیدگی سر

بیماری‌های مغزی- عروقی

بیماری هانتینگتون

صرع

بیماری عفونی با درگیری سیستم مرکزی اعصاب (مثل hiv )

مشکلات غدد درون ریز (مثل کم‌کاری تیروئید، افزایش یا کاهش ترشح هورمون‌های قشر غده فوق کلیوی)

5- اختلالات جنسی می‌تواند بر اثر عوامل زیرباشد:

بیماری‌های عصبی (مثل اسکلروز چندگانه (نوعی تصلّب مغز و نخاع که درآن نقاط متعددی تصلّب پیدا می‌کند)، ضایعه طناب نخاعی (دنباله نسج عصبی مغز درمجرای نخاعی که تا اولین یا دومین مهره کمری ادامه دارد)، نوروپاتی، ضایعه گیجگاهی)

مشکلات غدد درون ریز (مثل بیماری قند، کم‌کاری تیروئید، کاهش یا افزایش ترشح هورمون‌های قشر غدّه فوق کلیوی، افزایش ترشح هورمون غدّه هیپوفیز، کم‌کاری تخمدان یا بیضه، اختلال غدّه هیپوفیز)

بیماری‌های عروقی

بیماری‌های دستگاه تناسلی

6- اختلال خواب می‌تواند بر اثر عوامل متعددی به وجود آید، مانند:

بیماری‌های عصبی حاد (مثل پارکینسون، بیماری هانتینگتون)

بیماری‌های مغزی-عروقی

مشکلات غدد درون زیر (مثل پرکاری تیروئید،کم‌کاری تیروئید، افزایش یا کاهش ترشح هورمون‌های قشر غدّه فوق کلیوی)

عفونت‌های ویروسی و باکتریایی

مشکلات تنفسی (مثل برونشیت مزمن، آسم)

دردهای ناشی ازبیماری‌های مربوط به عضلات و استخوان‌ها (مثل آرترید روماتوئید)

7- خستگی مزمن

نشانه‌های خستگی مزمن ( cfs ) بسیار زیاداست، مانند ضعف، درد عضله و مفاصل، سردرد، مشکلات حافظه و تمرکز، و مشکل خواب. هیچکس تا کنون یک دلیل مشخص برای cfs پیدا نکرده است. در واقع پژوهش‌های اخیر آشکارساخته است که cfs یک اختلال پزشکی پیچیده با علل چندگانه است. اگر cfs زود تشخیصداده شود، درمان‌های دارویی جدید می‌تواند به بهبود آن کمک کند.

فردی که دچارخستگی مزمن باشد، به دلیل احساس درماندگی و ناراحتی‌ای که در بیشتر مواقع دارد، به سهولت ممکن است دچار افسردگی شود. بنابراین، یک روش درمان نیز می‌تواند روانی باشد: یادگیری چگونگی کنار آمدن با این بیماری. شیوه‌های روان‌پویشی می‌تواند به بیمارکمک کند که به شناسایی و درمان تعارضات هیجانی گذشته خود بپردازد و به رنجش‌های ناخودآگاه اجازه ندهد که بیماریش را تشدید کنند. روش‌های درمانی شناختی- رفتاری به ویژه هیپنوتیزم و تصویرسازی ذهنی هدایت شده می‌تواند به بیماری کمک کند تا با آرامش بیشتری با عوارض بیماری کنار بیاید.

روان شناسی هنر درمانی(Art Therapy)

  هنر درمانی رشته ای است که در آن با خلق یا مشاهده یک اثر هنری از طریق دریافت و بیان احساسات شخص ، برای کمک به او استفاده می شود. بر خلاف هنر که تنها به منظور خلق اثر هنری انجام می شود ، تمرکز هنر درمانی ( که بطور معمول شامل نقاشی ، سفالگری ، کار با زغال ، مداد رنگی و مواد مشابه است) بر فرایند خلق یک اثر هنری می باشد و فعالیتهای مقدماتی به کار گرفته شده برای درمان ، به خلق اثر و نتیجه حاصل از آن ترجیح داده می شود. در این رشته، ممکن است یک قطعه هنری هیچگاه به پایان نرسد.

یک هنر درمانگر بر این باور است که عمل انجام شده در راه خلق یک اثر هنری ، مجموعه ای از فعالیتهای داخلی را در جهت شرکت دادن ابعاد فیزیکی ، احساسی و معنوی درمان راه اندازی می کند. برای افرادی که قادر به ایجاد یک کار هنری نیستند ، رفتن به موزه و یا نگاه کردن به کتابهای هنری نیز می تواند مفید باشد. بدون شک ، نگاه کردن به آثار هنری باعث نیروبخشی از نظر معنوی و افزایش آرامش می شود.  تاریخچه هنر درمانی چیست؟  با وجود اینکه مردم همیشه احساسات خود را از یک اثر هنری بیان کرده اند ، هنر درمانی به عنوان یک شغل و رشته درمانی، از سال  ۱۹۳۰  بوجود آمد. از جمله حوزه هایی که در حال حاضر در بسیاری از اوقات از هنر درمانی به عنوان بخشی از درمان استفاده می شود ،روانشناسی ( کاربرد هنر برای آشکار کردن احساسات نهفته ) و درمان فیزیکی (کمک به اعتماد به نفس و توانبخشی) است  . روانشناسان کودک و پزشکان خانواده ، اغلب به علت اینکه کودکان برای بیان احساسات توسط کلمات شرایط سختی را تحمل می کنند ، از هنر درمانی استفاده می نمایند . این رشته همچنین یک جزء حیاتی از فعالیتهایی است که در بسیاری از شیرخوارگاهها و آسایشگاهها یا در موارد نیاز به پرستاری طولانی مدت ، مورد استفاده قرار می گیرد. هنر درمانی چگونه تاثیر می کند ؟  هنر درمانی از طرق مختلف به درمان کمک می کند. نخست اینکه کیفیت زیبایی شناختی کارهای هنری می تواند خلق ، نشاط ،عزت نفس و آگاهی شخصی بیمار را بهبود بخشد . ثانیا ، تحقیقات نشان داده است که وقتی افراد در فعالیتهایی که از آن لذت می برند عمیقا درگیر می شوند ، فاکتورهای فیزیولوژیک مانند ضربان قلب ، فشار خون و تنفس آهسته می شود . به علاوه خلق هنر فرصتی است تا چشمها و دستها با هم تمرین کنند ، بین آنها هماهنگی ایجاد شود و مسیرهای عصبی بین دست و مغز تحریک و تهییج گردد  . از آنجا که هنر درمانی زبانی به غیر از الفاظ دارد، معمولا در مواقعی استفاده می شود که بیماران با مشکلات فیزیکی و احساسی مواجهند و بیان بیم و امیدها برایشان دشوار است یا نمی توانند براحتی در مورد عصبی بودن و احساسات پیچیده خود صحبت کنند .خلق اثر هنری به افراد کمک می کند تا طرز تفکر و احساسی را که معمولا توسط ضمیر نیمه خود آگاه پنهان می شود ، در دسترس قرار دهند  . از هنر درمانی چه توقعی می توانید داشته باشید ؟  یک هنر درمانگر معمولا کار خود را با کمک به تیم پزشکان انجام می دهد . جلسه هنر درمانی می تواند به صورت انفرادی و یا در قالب یک گروه کوچک انجام شود. جلسه درمانی برای افراد بالغ معمولا یک یا دو ساعت خواهد بود ولی برای کودکان و افراد مسن ممکن است کمتر باشد. یک درمانگر ،معمولا مطالب مورد بحث و ابزار مورد نیاز را آماده می کند ، مکان راحتی را در نظر می گیرد و یک موسیقی آرام نیز به عنوان زمینه به محیط درمان اضافه می کند  . زمان برای برنامه ریزی ، اجرا ، بازتاب کار و بحث و گفتگو در مورد کار نیز در جلسه لحاظ می شود. قبل از آغاز جلسه درمان ، درمانگر ممکن است از مراجع بخواهد که در مورد علت تمایل به انجام این درمان توضیح دهد تا بدین ترتیب اهداف او بهتر مشخص شود . یک جلسه یا کارگاه علمی آخر هفته ممکن است همه آن چیزی باشد که مراجع نیاز دارد. گاهی نیز جلسات منظم با درمانگر برای مدت شش ماه یا بیشتر ادامه پیدا می کند  . مزایای درمان با روش هنر درمانی چیست ؟  از نظر هنر درمانگران ، خلق اثر به تنهایی می تواند به طور طبیعی دارای مزایایی باشد. فرایند خلق اثر با بهبود بخشیدن به احساسات ، عزت نفس و اعتماد به نفس را تقویت می کند  . کاهش استرس نیز یکی از مزایای مهم آن است .تحقیقات نشان می دهد که سرکوب احساسات قوی می تواند به ایجاد استرس منتهی شود و این استرس قادر است علائم بیماری را تشدید کند. با توجه به اینکه هنر درمانی کمک می کند که مردم به ضمیر ناخودآگاه دسترسی داشته باشند و احساسات محصور شده خود را رها سازند ، این درمان برای آنها که از فشار روانی و بیماریهای ناشی از آن رنج می برند ،بسیار مفید می باشد. هنر درمانی همچنین برای درمان مشکلات رفتاری استفاده می شود و اغلب به عنوان یک درمان فرعی ،به روان درمانی خدمت می کند. این درمان بسیاری از اوقات در قالب برنامه درمانهای روانشناختی برای سوء استعمال دارو و الکل استفاده می شود. هنر درمانی برای بهبود بیماران از ضربه های شدید روانی و آسیبهای جدی ، اغلب به صورت جزئی مفید بوده است. همچنین هنر درمانی می تواند راهی برای ثبت و درک بهتر از تفکر و احساسات افرادی که بیماریهای مزمنی مانند پارکینسون و آلزایمر دارند ، ارائه دهد  چگونه می توانیم یک هنردرمانگر پیدا کنیم ؟  درمانگر هم به صورت مستقل و هم به صورت عضوی از تیم درمان که ممکن است شامل درمانگر مقدماتی ، روانشناس ، روانپزشک و مشاور توانبخشی باشد ، عمل می کند. شما باید با تعدادی از درمانگران دیدار کنید تا اطمینان حاصل کنید که با شخصی که نهایتا به عنوان درمانگر انتخاب می کنید راحت می باشید. درمانگر شما علاوه بر اینکه باید در هنر آموزش دیده باشد ، همچنین باید دارای گواهینامه هنر درمانی نیز باشد. انجمن هنر درمانی تاکید می کند که یک هنر درمانگر باید شرایط زیر را دارا باشد:

۱) درجه لیسانس با حداقل تحصیل  ۱۵  ترم تحصیلی در کارگاه هنری و  ۱۲  ترم در روانشناسی.

۲) درجه استادی در هنر درمانی 

۳) یک سال سابقه کار پیش از فارغ التحصیلی تحت سرپرستی یک درمانگر ثبت شده.

هیئت مربوط به صدور گواهینامه هنری  (ATCB) ، یک سازمان مستقل است که گواهینامه ها را به درمانگرانی که آموزش بعد از لیسانس و دوره انترنی را به پایان رسانده اند ، اهدا می کند . درمانگران باید امتحان تشریحی که توسط  (ATCB) برگزار می شود را پشت سر بگذارند تا گواهینامه هیئت را دریافت کنند. در یک جلسه هنر درمانی به چه نکاتی باید توجه داشت ؟  با توجه به اینکه در حین جلسه هنر درمانی ، افکار و احساسات قوی می تواند به سطح بیاید ، باید مطمئن باشیم که درمانگر ما در این امر متبحر می باشد. توجه داشته باشیم که چنانچه درمانگر از موادی نظیر تربانتین و الکل استفاده می کند ، حتما سیستم تهویه مناسبی در اتاق نصب شده باشد

 

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

چشم اندازها و نظریه های فراغت

اکثر نظریه‏های فراغت در قرن بیستم پدید آمده است و بسیاری از آنها از مشکلات انقلاب صنعتی ناشی شده‏اند. در رویکردهای سنتی و اولیه به اوقات فراغت پنج نگرش نسبتاً متمایز وجود دارد که سه نگرش را از میان آنها شرح می‏دهیم.

1- اوقات فراغت از دیدگاه زمانی به منزله زمان آزاد2- اوقات فراغت به معنای آزادی به منزله فعالیتی آزادانه3- اوقات فراغت به معنای حالتی از بودن فارغ‏البال بودناوقات فراغت از دیدگاه زمانی: برخی از این دیدگاه‏ها، اوقات فراغت را زمانی دانسته‏اند که شخص در درجه اول برای پول کار نمی‏کند. اما این تعریف تنها در صورت اشتغال و در رابطه با کار دستمزدی قابل درک است و به ویژه در مورد زنان که کارهای خانگی بدون دستمزد را انجام می‏دهند، بدون فایده است.
عده‏ای دیگر از جمله فرهنگ جامعه‏شناسی، اوقات فراغت را به منزله «وقت آزادی که پس از پرداختن به ضروریات عملی زندگی باقی می‏ماند» تعریف می‏کنند. این تعریف وقت آزادی را درنظر می‏گیرد تا آن طور که مایل هستیم بگذرانیم
.
وقتی که آن را آنطور که مایل هستیم می‏گذرانیم (غیر از امور الزامی زندگی روزمره) مشکلی که در تلقی اوقات فراغت به عنوان وقت آزاد وجود دارد آن است که کشیدن خط بین ضروریات و کارهای ضروری زندگی و وقت آزاد دشوار است. و به تعریف‏ ما از کارهای ضروری برمی‏گردد. اینکه ما چه کارهایی را ضروری می‏دانیم و اینکه برخی کارهایی را که ضروری‏اند اما اهمیت کمتری دارند در وقت آزاد انجام می‏دهیم. مثل رفتن به کلاس‏های زبان برای پیشرفت درسی و کاری و یا رفتن به باشگاه ورزشی برای حفظ سلامت، شادابی و تناسب اندام
.
به نظر پارکر وقت مازاد یعنی وقتی که طبق تعریف فوق فراغت محسوب می‏شود وقتی است که پس از پرداختن به همه اموری که تفریح به حساب نمی‏آید، باقی مانده باشد. پس در این معنا ملاک زمان فراغت انجام اموری است که تفریح به شمار می‏آید
.
به عبارت دیگر می‏توان اوقات فراغت را زمانی دانست که به صلاحدید و انتخاب خود فرد مورد استفاده قرار می گیرد. در این رابطه سه زمان را در فعالیت‏های روزمره می‏توان تشخیص داد
:
1-
زمان لازم برای خود زندگی 2- زمان لازم برای فراهم کردن امکانات زندگی 3- زمان تحت اختیار که به صلاحدید خود فرد انتخاب و گذرانده می شود
.
با این حال همانطور که مطرح شد چیزی که برای بعضی از افراد ضروری است، می‏تواند برای دیگران اختیاری باشد. مثل همان رفتن به کلاس زبان یا سالن ورزش
.
اشکال دیگر آن است که واژه فراغت را غالباً به رفتار مثبت و سازنده ربط می‏دهند در حالی که به نظر می‏آید وقت آزاد تا حدزیادی انباشته از بار معنایی منفی است
.
این نگرش از فراغت یعنی نگرش زمانی، بین زمان و اوقات فراغت ارتباط مثبتی برقرار می‏کند
.
اوقات فراغت به منزله فعالیت: یک برداشت معمول دیگر از فراغت آن است که از فعالیت‏هایی تشکیل شده که آموزنده و آگاهی‏بخش است. این برداشت فراغت را دسته‏ای از فعالیت‏ها در نظر می گیرد و آن را مجموعه فعالیت‏های جدی یا نسبتاً غیرفعالانه‏ای می شمارد که ضرورت‏های زندگی اقتضا نکرده باشد مثل نقاشی، نمایش، ورزش
.
کاپلان با توصیف اوقات فراغت به منزله فعالیتی متمایز از کار به عنوان هدف به آن نگاه می‏کند، در حالی که خود کار وسیله‏ای برای رسیدن به یک هدف است. از نظر او فراغت شامل شماری از فعالیت‏ها است که ممکن است فرد به اختیار خود از آنها برای استراحت، سرگرم ساختن خود، افزودن به دانش خود یا توسعه مهارتهایش سود می‏گیرد
.
نش فراغت را در این معنا و شامل مشغولیت های غیرفعال، عاطفی، فعال و خلاق درنظر می‏گیرد و با توجه به طبقه‏بندی مازلو از نیازها آنها را ارزشگذاری می ‏کند
.
بسیاری از نظریه پردازان به فراغت به منزله فعالیت‏هایی که آزادانه انتخاب شده می‏نگرند. با این حال آزادی انتخاب به ندرت قابل حصول است. از این رو دومازیه اصطلاح «نیمه فراغت» را برای فعالیت‏هایی که شخص مجبور به انجام آنها است اما در هنگام انجام رضایت‏خاطر او را فراهم می‏کنند، وضع کرده است
.
اوقات فراغت به منزله حالتی از بودن: کاپلان پیچیدگی این مفهوم وتعریف آن را نشان می‏دهد. از نظر او هیچ چیزی را نمی‏توان فی‏نفسه (برای همه) به عنوان فراغت تلقی کرد. و تقریباً هرچیزی را (چنانچه رضایت‏بخش) باشد می‏توان اوقات فراغت دانست. مطابق الگوی انسان‏گرایانه، اوقات فراغت فی‏نفسه هدف تلقی می‏شود و حالتی از بودن به حساب می‏آید
.
پی‏یر معتقد است: اوقات فراغت مشتمل بر یک حالت روحی روانی است. نتیجه ساده عوامل خارجی نیست، همینطور نتیجه اجتناب‏ناپذیر وقت آزاد و تعطیل هم نیست. بلکه در درجه اول یک نوع طرزفکر و یک حالت روحی است. فراغت یا فارغ البال ‏بودن در این معنا «حالت آرام یک وقار فکورانه» است
.
دوگرازیا نیز این نگرش را به فراغت دارد و آن را به معنای رها و آزاد بودن از ضرورت‏های زندگی روزمره می‏داند. او فراغت را به منزله وقت آزاد پنداشتن یک تصور غلط و عامیانه دانسته و به باد انتقاد می‏گیرد: «ذهنیت نگاه کردن به ساعت»، شتابی بی‏روح و اعمالی غیرفکورانه را به وجود می‏آورد. وقت آزادی که از طریق صنعتی شدن به وجود آمده است با رخوت و ذهنی غیرنقاد و شیفته تفریح توام است. ما «فراغت واقعی» را برای توده‏ها توسعه نداده‏ایم، شاید هم چنین فراغتی «خارج از ظرفیت اکثر مردم» باشد
.
در نگرش دوگرازیا که به نگرش ارسطو نزدیک است، ‏«فراغت، مردان و زنان را به کمال رسانده و دری به آینده می‏گشاید. لازم است که فراغت یعنی فارغ‏البال بودن تسلط ماشین را بشکند و انرژی انسان را برای بیان آزاد، جست‏وجوی حقیقت، زیبایی و دانش رها کند
.
چشم‏اندازهای کنونی درباره اوقات فراغت: اوقات فراغت و سبک زندگی، اوقات فراغت در جامعة مصرفی

پیش‏تر اشاره کردیم که در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20، اوقات فراغت در تقابل با کار و از روی شغل افراد فهم و تعیین می‏شد. در رویکردهای اولیه تصور می‏شد که بدون کار فراغتی وجود ندارد و صنعتی شدن سبب توسعه فعالیت‏ها و اوقات فراغتی می‏شود چون زمان کار را کاهش داده است و سبب شده تفکیک فزاینده‏ای میان ساعات کاری و غیرکاری پدید آید. در این رویکرد کار در تقابل با فراغت فهم‏پذیر بود. و باز اشاره کردیم که این تعریف آمیختگی فعالیت‏های کاری با کارهای فراغتی را نادیده می‏گیرد و بیشتر نگرش وقت آزاد به فراغت دارد. درنتیجه بسیاری از فراغت‏های پنهان نیز نادیده می‏ماند.
اما در دهه‏های 60 و 70 به بعد همراه با رشد کارخانه‏ها، تکنولوژی‏ و تخصصی شدن ساختار مشاغل دگرگون شد و طبقه متوسط جدید نیز رشد کرده و خود به قشرهای متعددی تقسیم شد و مقوله مدرن فراغت به وجود آمد. هرکدام از قشرهای طبقه متوسط از جمله تحصیلکردگان، گروه خرده بورژوازی، یقه سفیدان دفتری و کارمندان نگرش‏ها، فراغت‏ها و سبک‏های زندگی خاص خود را دارند. ارزش‏های این طبقه متوسط رشد یافته عبارتند از
:
1-
فرهنگ مصرفی و تجاری

2-
مالکیت خانه مسکونی
3-
سبک زندگی خاص
4-
جنسیت‏زدایی
5-
تحرک اجتماعی فزاینده
این خرده بورژوازی فرهنگ مصرف را ایجاد کرده و گسترش می‏دهد و در تلاش برای مشروعیت‏بخشی به آن است.
بوردیو در کتاب تمایز خود، تغییرات فرهنگی معاصر را توسط مصرف و سبک‏ زندگی تحلیل می‏کند و نه شغل و تولید و طبقه اجتماعی. یعنی با حوزه‏ای از زندگی که بیرون از دنیای کار و شغل قرار دارد. در این نگرش، دست کم برای بخش بزرگی از طبقات متوسط جدید، نظام‏های ارزشی که بر مصرف استوارند جایگزین ارزش‏های قبلی که مبتنی بر کار و تولید بود می‏شوند
.
در چنین جامعه‏ای آنچه که تشخص، هویت و منزلت اجتماعی ایجاد می‏کند، مصرف است و مصرف تظاهری کالا و مصرف تظاهری زمان هر دو به حوزه نسبتاً مستقل شده فراغت پیوند می‏خورد. درنتیجه اهمیت کار در تعیین و ایجاد هویت اجتماعی کمرنگ می‏شود. درعوض آنچه که برای هویت‏یابی اهمیت دارد سبک زندگی و مصرف است. اما خود این سبک زندگی و مصرف یعنی چگونه زیستن و چه چیزهایی را برای مصرف برگزیدن، شامل نوعی بازاندیشی‏های مداوم، تصمیم‏گیری‏های روزانه درباره چگونگی رفتار، چگونگی پوشاک و خوراک می‏گردد و مدام باید در پرتو اطلاعات و معیارهای جدید بازبینی و ارزیابی و تجدید شود
.
کارکردن اساساً به فرصتی برای تامین فراغت تبدیل می‏شود و اهمیتی ثانوی می‏یابد. در جامعه مصرفی است که مقوله مدرن فراغت به وجود می‏آید و چالش‏های مستمری برای وقت و امکانات و فضاهای فراغتی بیشتر میان مردم و کارفرمایان صورت می‏گیرد
.
بوردیو تمایزهای اجتماعی را در مجموعه متنوعی از اعمال که معمولاً به فراغت مربوط می‏شوند می‏جوید مثل تعطیلات، ورزش‏ها، مطالعه، موسیقی و امور ذوقی. سبک زندگی و سلیقه را از این طریق می‏توان دریافت
.
بنابراین در جامعه و فرهنگ مصرفی، خود فراغت و نحوه گذران آن نوعی تمایزمنزلت و هویت ایجاد می‏کند. توجه به نقش فراغت و اهمیت آن در زندگی روزمره انسان‏ معاصر نشانگر اهمیت یافتن و استقلال یافتن آن از کار است
.
بنابراین در مطالعات فرهنگی خود مفهوم فراغت، مشاهده و مطالعه می‏شود نه به عنوان دنباله و استمرار کار. چون معنای آن از استراحت، بازآفرینی و تقویت استعدادهای انسانی در سایر عرصه‏ها به جست‏وجوی لذت، تفریح، رضایت و خوشی و رهایی دگرگون شده است درنتیجه بازارهایی و تبلیغاتی برای آن ایجاد می‏شود. تجاری شدن فراغت تحقق می‏یابد
.
اوقات فراغت نیز تبدیل به چیزی می‏شود که می‏توان آن را خرید و مصرف کرد. مصرف کالا و مصرف زمان به فراغت پیوند می‏خورد و فراغت نیز شیء‏واره می‏گردد. و رابطه خود را با رهایی، آزادی و فارغ‏البال بودن و با آن برداشتی که فراغت را حالتی از بودن که فارغ از دغدغه‏های گوناگون باشد، از دست می‏دهد
.
لذت‏جویی فرهنگ مصرف‏گرای مدرن، با ایجاد شهربازی‏ها و مراکز تفریحی و ورزشی و توریستی و فروشگاه‏های بزرگ، فراغت را تجاری ساخته و به مصرف و خرید هرچه بیشتر پیوند داده و لذت و معنا را در خرید بیشتر و پیروی از وسوسه‏های بی‏پایان بازار و مدهای جدید زندگی مستقر می‏سازد. اما این پارادوکس در فراغت مدرن وجود دارد که سرمایه‏داری به جای رواج التذاذ آزادانه از تفریحات، شکلی از فراغت را ایجاد و تبلیغ می‏کند که بیشتر به کنترل عواطف و بدن علاقمند است. ریختن انسان‏ها به قالب‏هایی که صنعت فرهنگ ایجاد کرده است
.
بنابراین در فراغت مدرن، بیشتر نوعی کنترل و انقیاد دیده می‏شود تا برآوردن خواهش‏های نفسانی و کامجویی
.
درواقع انسان‏ها به نحوی پنهان به سبک‏ها و فراغت‏ها و مصرف‏هایی هدایت می‏شوند که فرهنگ‏ سرمایه‏داری آن را ایجاد و تبلیغ می‏کنند. در این میان البته هستند انسان‏های فرهیخته و معترضی که از این الگوها تبعیت نمی‏کنند و در زندگی نه براساس معیارهای رایج و تبلیغ شده بلکه براساس معیارهای انتقادی خودشان فکر و عمل می‏کنند. چه در حیطه کار و چه در حیطه‏های دیگر زندگی از جمله فراغت و مصرف. اما به نظر می‏رسد بخش وسیعی از مردم ناآگاهانه از این سبک‏ها و الگوها تبعیت می‏کنند. این همان چیزی است که به آن فراغت توده‏وار گفته می‏شود
.
امروزه اوقات فراغت گستردگی زیادی یافته، از طرفی به عنوان امری سودبخش به جامعه مصرفی پیوند خورده و از سوی دیگر باعث ارتقاء کیفیت زندگی توده‏ها شده است. و در عین حال به عنوان مشکل قرن بیستم نامیده شده است
.
جوامع صنعتی اوقات فراغت را بدین‏گونه که امروز می‏شناسیم به وجود آورده است. به نظر گادبی،در جامعه جدید امکانات فراغتی افزایش یافته اما در عین حال تغییراتی پدید آمده که مفهوم فراغت جامعه را نفی می‏کند: این تغییرات عبارتند از: ماده‏گرایی بی‏حدوحصر، تقاضاهای فزاینده برای کار و انتقال «ارزش‏های کاری» به فراغت. در حالی که توانایی‏های فراغتی‏مان افزایش یافته، خیلی مانده است تا به آن جامعه فراغتی که درباره‏اش نوشته شده برسیم. آنچه تاکنون افزایش یافته «ضدفراغت» است. یعنی فعالیتی که بی‏اختیار، به عنوان وسیله‏ای برای رسیدن به هدفی، از روی ناچاری، با الزامات شدیداً تحمیلی، با اضطراب زیاد، آگاهی از گذر زمان و کمترین حد آزادی فردی که مانع خودشکوفایی است، پذیرفته شده است. به نظر لیندر سوئدی، زندگی در این دوره آنقدر طاقت‏فرسا شده که عملاً افراد ضرورت صرف زمان برای اوقات فراغت را نادیده می‏گیرند
.
جوامع صنعتی با همه امکاناتی که دارند برای رشد اقتصادی بیشتر حالتی مصمم گرفته‏اند. بنابراین یکی از مشکلات‏مان این است که زمان را به عنوان کالا تلقی می‏کنیم. اصطلاح «عمق‏بخشی به زمان» برای توصیف توانایی شخص برای انجام همزمان چندین کار وضع شده تا بتوان فعالیت‏های زیادی را در ظرف 24 ساعت انجام داد
.
پژوهش‏ها نشان می‏دهد بسیاری از مردم بیشتر روزشان را بیش از یک کار انجام می‏دهند. درنتیجه برخی از افراد در خانه و درکار پول خرج می‏کنند تا در مصرف زمان صرفه‏جویی کنند
..
درنتیجه امروز مفهوم اوقات فراغت تقریباً با معانی قدیمی‏اش در تضاد قرار گرفته است
.
دوگرازیا می‏گوید: زمانی که انسان بر استبداد همنوع، پیروز و از آن رها شد گرفتار استبداد زمان گردید. دقیقاً همان طور که زمان مصروف در کار با دقتی بیشتر تحت کنترل درآمد، زمان فراغت نیز درست مانند آن تنظیم گردید
.
تصور کنید که اوقات فراغت خود را چگونه سپری می‏کنیم. فروشگاه‏های غذای آماده در خیابان ها ما را به تعجیل بیشتر ترغیب می‏کنند (مک دونالدی شدن) در حین رانندگی به صرف غذا و قهوه و چای می‏پردازیم و تلفنی نیز حرف می‏زنیم. به این ترتیب در ثانیه‏های ارزشمند صرفه‏جویی می‏کنیم.اما اگر در زندگی خود شتاب به خرج دهیم آیا می‏توانیم فراغت بال و خوشبختی را حس کنیم؟ آیا خوشبختی می‏تواند با کالاهای مصرفی مرتبط باشد؟

حقیقتاً خود ما نیز نمی‏دانیم که تا چه حد اعتیاد ما به کار و فراغت از دست رفته ما و جست‏وجویمان برای خرید خوشبختی، نوعی فرار از آزادی است. اگر آزادی را دارا باشیم، به انتخاب‏های دشوار نیز ناگزیر خواهیم بود. شاید، حقیقتاً در جست‏وجوی «عدم آزادی» هستیم که خود را به دروغ به صورت آزادی به ما می‏نمایاند.به تعبیر اریک فروم، اضطراب انتخاب ما را به گریز از آزادی می‏کشاند.
توکویل، نویسنده فرانسوی که یک قرن پیش درباره فرهنگ آمریکایی مطلب نوشته و هنوز نوشته‏هایش از حقیقت برخوردارند، فقدان فلسفه فراغت را این گونه توصیف می‏کند: «فراغت برای ما مانند مربا برای آلیس در سرزمین عجایب است. مربا را فردا با نان خواهید خورد ولی آن فردا هرگز فرانمی‏رسد. همیشه امروز است

غالباً فعالیت‏هایی که نیازمند زمان، فکر و دقت هستند، نظیر رسیدگی به خانواده، گوش سپردن به مشکلات دیگران و عیادت از بیماران از برنامه ما حذف می‏شوند و جای خود را به کارهای فشرده و پرمشغله‏ای می‏دهند که تا زمان و سررسید مقرر باید انجام پذیرند. ولی برخی افرادی که زمانی چند در مسابقه پرشتاب و فشرده حفظ موقعیت شرکت کرده‏اند به تدریج به ارزش‏ها و لذت‏های ساده‏تری بازمی‏گردند که محیط، طبیعت، خانواده و دوستان به آنها عرضه می‏کنند
.
دهه 1990، دهه «قحطی زمان» و «بیماری شتابزدگی» نامیده شده که در آن بعضی از مصرف‏کنندگان پول کافی داشتنده ولی فرصت خرج آن را نداشتند. در سال‏های پیش‏رو نیز، مصرف‏کننده به ستوه آمده باید مدام در جست‏وجوی راه‏های جدیدی باشد که بتواند از عهده مسئولیت‏های سنگینی که کار، عشق و خانواده بر دوش او می‏گذارد برآید. زمانی که برخی افراد برای اوقات فراغت خود کنار می‏گذارند موهبتی است برای هرچه غنی‏تر کردن زندگی‏شان ولی برای بعضی دیگر این اوقات مصیبت و بلا محسوب می‏شود. یکی از موارد زمانی است که انسان تنها می‏شود. برای برخی دیگر مثلاً برای گروه‏ها و دسته‏هایی که به دنبال هیجان و دردسر می‏گردند، چنین زمانی موقعیتی است برای تخریب و ویرانگری و در برخی از موارد، فراغت پوشش کار و تجارت را به خود می‏گیرد. ناتوانی در ایجاد آسودگی حتی برای یک دقیقه، شکایتی متداول است و نشانه‏ای از ناهنجاری‏های عصبی است. حتی اوقات فراغت نیز به سرعت زمان کار سپری می‏شود. برخی افراد دادن تعطیلی به خود را دشوار می‏بینند و در اوقات تعطیل دچار ناراحتی عصبی می‏شوند. جاذبه شغل دوم تنها به سبب کسب پول بیشتر نیست بلکه نشانگر اهمیت بیشتری است که در مقایسه با فراغت به کار داده می‏شود. تلقی زمان به عنوان نوعی کالا می‏تواند زندگی ما را کوتاه‏تر کند
.
بسیاری از نویسندگان به فراغت به عنوان مشکلی اجتماعی نگاه می‏کنندو نمود‏های این مشکل را در ناآرامی، نیاز به هیجان، ناتوانی از تنها ماندن، فقدان انضباط شخصی، کسالت، خستگی مفرط و فقدان تجربة بازی می‏بینند. به نظر اینان، عمده تهدیدی که در فراغت وجود دارد به دلیل استفاده نامعقول از آن است
.
اگرچه قرن بیستم زمان لازم برای فراغت را برای بسیاری از مردم فراهم آورده است. اما رهبران دولت‏های کنونی باید پرسش ارسطو را مجدداً طرح کنند: مردان و زنان باید اوقات خود را با چه فعالیت‏هایی پر کنند؟

از نظر ارسطو انسان‏ها باید قادر باشند از اوقات فراغت خود استفاده کنند( و فراغت سودمندی داشته باشند). دوگرازیا معتقد است که همه می‏توانند وقت آزاد داشته باشند ولی هرکسی نمی‏تواند اوقات فراغت داشته باشد با این حال امروزه، گسترش فرهنگ مصرفی و فراغت توده‏وار، تفاوت‏های اجتماعی و طبقاتی سابق را در استفاده از فراغت از بین برده و یا کاهش داده است. به نوعی افراد متعلق به طبقات مختلف اوقات فراغت خود را با مشغولیت‏های کمابیش یکسانی پر می‏کنند. هرچند هنوز بین افراد طبقات پایین و بالا در مورد استفاده از فراغت به ویژه در زمینه‏هایی چون تفریح و سرگرمی، ذایقه فرهنگی و روابط اجتماعی، تفاوت‏هایی وجود دارد و افراد قشر کم‏درآمد بسیار کمتر برای تفریح خود هزینه می‏کنند.
در چارچوب فراغت توده‏وار، مفهومی به نام «فرهنگ مردمی» ایجاد شده که مهم است چون مدام بر ارزش‏های متداول فرهنگی تاکید می‏کند. فرهنگ مردمی فرهنگ نخبگان و فرهنگ اقلیت نیست. بلکه فرهنگی است که غالبا در طول اوقات فراغت توسط اکثریت مردم اجتماع مصرف می‏شود و شامل موسیقی‏های مردمی( پاپ)، فیلم‏های تلویزیونی، اخبار ورزشی، کتاب‏های مصور و حتی غذاهای آماده‏ای مثل مکدونالد و مرغ سوخاری کنتاکی می‏شود
.
فرهنگ مردمی فرهنگی است که مردم آن را می‏خواهند و اغلب در اوقات فراغت آنها نمایان می‏شود. بازاریابی، تبلیغات و خرید کالاها، فرهنگ مردمی را قابل دسترس می‏سازد.

منابع مورد استفاده
تورکلیدسن، جرج، اوقات فراغت و نیازهای مردم، ترجمه عباس اردکانیان، انتشارات نوربخش، 1382.
لس‏هی‏وود و همکاران، اوقات فراغت، ترجمه محمد احسانی، نشر امید دانش، 1380
.
وبلن، تورستاین، نظریه طبقه مرفه، ترجمه فرهنگ ارشاد، نشر نی، 1383
.
استریناتی، دومینیک‌،مقدمه‌ای برنظریه‌های فرهنگ‌عامه،ترجمه ثریا پاک نظر،گام نو،1379

دومازیه، ژوفر،«زمان فراغت از دیدگاه تاریخی و جامعه شناسانه»،ترجمه م. آدینه، مجله فرهنگ وزندگی، شماره12 ،1352.
استوری، جان، مطالعات فرهنگی درباره فرهنگ عامه،ترجمة حسین پاینده، نشر آگه،1386

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

عوامل تاثیرگذار بر زمان و فضای فراغت

زمان فراغت و فضای فراغت همواره در تغییر و در معرض مذاکره و چانه‏زنی بوده است. مثل چانه‏زنی بر سر کاهش ساعات کار روزانه و بر سرکاهش تعداد هفته‏های کاری و افزایش تعطیلات استحقاقی یا تلاش برای افزایش ساعات کار ، موزه‏ها، گالری‏ها و تسهیلات ورزشی محلی یا تلاش و چانه‏زنی برای گسترش فضاهای فراغتی مثل فضاهای عمومی‏ای چون پارک‏ها، فضاهای بازی و تفریح، ورزش و تسهیلات و فضاهای مربوط به بانوان.
یکی از کارکردهای اوقات فراغت، پرورش استعدادهای ما است. اما همواره برای انسان‏ها، در این زمینه محدودیت‏هایی وجود داشته است. امروزه خرج کردن برای فراغت و شرکت در مسابقه شادی و هیجان و در مسابقه‏های خصوصی جای فراغت های جمعی سامان‏یافته جای فراغت‏های جمعی را گرفته است.
درهرحال همواره، ارزش‏های اجتماعی و نوع جامعه، انواع خاصی از فراغت و فضا و زمان فراغتی را تعیین می‏کرده است. واین امر همواره تحت تاثیر ملاحظات اقتصادی و دینی قرار داشته است. مثل ممنوعیت تجارت در روز های تعطیل به دلایل اقتصادی، سیاسی اما با استدلال‏های مردم‏پسند. در هر حال امروزه با وجود تبلیغ اشکال «طبیعی» و سالم فراغت، فراغت تحت تاثیر فرهنگ و مکانیزم‏های تنظیم‏کننده قرار دارد.
در غرب یکشنبه‏ها روزی برای استراحت، ورزش، صرف غذا در رستوران‏ها، خوابیدن، به باغچه رسیدن، دید و بازدید اقوام، کارهای نظافتی و سرگرمی است. اما به تعطیلی این روز جنبه‏ای الزامی و قانونی داده شده است . در قرن هفدهم فرهنگ عمومی دوره رنسانس (آداب و رسوم عامیانه، کارناوال‏های شادی، رقص‏ها، نمایش‏ها و میگساری‏ها) همه مورد حمله سیاستمداران و روحانیون قرار گرفت و به جای آن یکشنبه‏گرایی و تقدس آن رواج داده شد. نتیجه این اقدام، خصوصی‏تر شدن گذران فراغت، درون خانگی‏تر شدن و کنترل بیشتر آن بود.
این نوع فراغت نشانه سلامت اجتماعی و اساسی برای طبیعی بودن شمرده شد. این تفریح و استراحت عاقلانه که توسط بورژوازی برهمه تحمیل شد، نوعی قداست به شیوه زندگی بورژوایی می بخشید.
اما در یکشنبه‏ها بسیاری از مراکز تفریح، موزه‏ها، یا به کل تعطیل‏اند و یا ساعات کمتری بازهستند، برنامه‏های تلویزیونی هم با سایر روزها فرق دارد و این همان پارادوکس یکشنبه و روز های تعطیل رسمی است که با وجود افزایش امکان مردم برای انجام فعالیت‏های خودخواسته و آزاد، دسترسی آنها به بسیاری از فرصت‏های ابتدایی فراغت محدود می‏شود و این اتفاقی نیست بلکه در جهت حمایت از استفاده «درست» و «سالم» از زمان است. که شامل خویشتن‏داری، فروتنی، سکوت و پرهیز از میگساری است. روز تعطیل روزی برای خانواده است. برای رفتن به کلیسا و مکان های مذهبی، برای بازی با بچه‏ها و نظافت و برای دیدار با والدین. این محدودیت‏ها بر همه آحاد جامعه یکسان وارد نمی‏شود و حق انتخاب مردم را کلاً از بین نمی‏برد و بسته به طبقه، جنسیت، نژاد و میزان سلامت، در تغییر است.
معنا و کارکردی که مردم به فضا می‏دهند ثابت و جهانشمول نیست. یعنی همه مردم و همیشه فضا را براساس مقولاتی چون عمومی و خصوصی، محل کار و محل تفریح و... معنا نمی‏کنند. در بسیاری از موارد مردم معانی و موارد استفاده فضای فراغت را به چالش می‏گیرند مثل پیاده‏روها، پارک‏ها و میادین.
فضاهای فراغت نیز مورد اعمال محدودیت‏هایی قرار می‏گیرد و تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و فرهنگی دگرگون می‏شود و حتی قوانینی برای آن تدوین می‏گردد. مثل دایر کردن رستوران در پارک‏ها و یا برگزاری نمایشنامه در پارک‏ها یا انجام ورزش در پارک‏ها و نظایر آن. درهرحال با وجود اعمال محدودیت و مکانیزم‏های تنظیم‏کننده در مورد فضا و زمان فراغت، مردم توسط اعمالشان همواره معناها و کارکرد (موارد استفاده) از زمان و مکان فراغت را بازسازی می‏کنند. فعالیت فراغتی سرشار از ارزش و معنا است(روجک، 1385) .

فضاهای فراغتی در ایران
مفهوم اوقات فراغت در دوران متاخر و در تقابل آن با کار شکل گرفت. ابتدا اوقات فراغت به صورت ایام مرخصی و استراحت تعریف می‏شد. در حالی که در دوره پیش‏صنعتی چنین تفکیک و گسستی وجود نداشت. در دوره کشاورزی روزهای غیرکار بیشتر از روزهای کار اما به صورتی منفعلانه تجربه می‏شد و نه به شکلی سازمان‏یافته. از این‏رو شکل‏گیری فضاهای فراغتی را در ایران باید امری متاخر و مربوط به گسترش شهر ها دانست.
در شهر باستانی و شهر اسلامی، اصلی‏ترین شکل گذران اوقات فراغت، گشت‏و گذار در شهر بود. این گذار با حضور در فضاهای عمومی شهر انجام می‏شد. بازارها، مساجد، تکیه‏ها، خیابان‏ها و میدان‏ها. در طول دوران شهر اسلامی یکی از راه‏های شهرنشینان برای گذران اوقات فراغت، خروج از شهر بود. این بازگشت به غیرشهر و به طبیعت، معنایی نمادین داشته و راهی برای گریز از تنش‏های زندگی شهری نیز بوده است و باید گفت در شهر مدرن نیز هنوز به مثابه یکی از روش‏های اساسی «استراحت» ، مطرح است. با وجود این، با گذشت زمان شاهد افزایش فضاهای فراغتی در درون شهرها بوده‏ایم و شهروندان تمایل کمتری به خروج از شهر داشته‏اند. در ایران اوایل قرن 20 (اواخر دوره قاجار) با ظهور شهر مدرن، این امر بروز یافت. ایجاد سینماها، چایخانه ها، باغ ملی و باغ وحش و پارک ها در شهرهای بزرگ موید این امر است. در دهه های اخیر با تغییرات فرهنگی و اجتماعی وسیعی که پدید آمده شاهد افزایش فضاسازی برای گذران اوقات فراغت هستیم.
یکی از عوامل مهم در تحول گذران اوقات فراغت پیدا شدن اتومبیل است. از زمان پیدایش آن شکل گذران فراغت فرق کرده است . افراد هم بیشتر با خانواده‏ها هستند و با خانواده جابه‏جا می‏شوند و هم امکان خروج از شهر(برای این که مثلاً در تعطیلات آخر هفته به به سفر بروند ) برایشان فراهم شده. توریسم هم افزایش یافته زیرا هم اوقات فراغت هم امکان تحرک و هم درآمد افراد بالا رفته است.
اما ورود عناصر جامعه مصرفی به جامعه ما به نحوی انسان‏ها را متمایل به کار بیشتر و درآمد بیشتر برای مصرف بیشتر می‏کند. از این رو با این که ساعات کار کم شده خیلی‏ها کار دوم دارند تا ماشین بهتر، خانه ییلاقی و... داشته باشند که عملاً سبب کمتر شدن فراغت می‏شود نه بیشتر شدن آن. در کشورهایی مثل کشور ما که در آنها خانواده و روابط خانوادگی هنوز قوی است شاید جوان‏ها جدا از خانواده اوقات فراغت‏شان را بگذرانند ولی زن و شوهر و کودکانشان فراغت را با هم می‏گذرانند(فکوهی، 1383).
فضاهای فراغتی یکی از حوزه های مهم مطالعات شهری است و فضاهای شهری وسیعی را دربرمی‏گیرد ازجمله:
1-
فضاهای تغذیه نظیر رستوران‏ها، رستوران‏های غذاهای حاضری، کافه‏ها، کافی‏شاپ‏ها، کافی‏نت‏ها و نظایر آن که براساس مشخصات فرهنگی، اجتماعی مصرف‏کنندگان خود به شدت قشربندی و تفکیک شده‏اند وبارهای معنایی خاص ونشانه‏هایی قابل مطالعه دارند.
2-
فضاهای ورزشی و ورزشگاه‏ها، سالن‏های ورزشی، باشگاه‏های تندرستی و بدنسازی، زمین‏های ورزش درون‏شهری و محله‏ای (فضاهای غیرهنجاری ورزشی مثل خیابان‏ها، زمین‏های بایر محل فوتبال کودکان و نوجوانان). این فضاها اغلب ایجاد خرده فرهنگ‏ها و روابط ویژه ای هستند.
3-
فضاهای بازی نظیر انواع کلوپ‏ها و باشگاه‏، بازی‏های فکری، فضاهای بازی درون آموزشگاه‏ها و دانشگاه‏ها، این فضاها غالباً با فضاهای ورزشی همپوشانی دارند.
4-
فضاهای فرهنگی نظیرسالن‏های کنسرت، تئاتر، سینما،کتابخانه‏ها، فرهنگسراها، موزه‏ها،‏ نمایشگاه‏ها وجشنواره‏ها که غالباً دارای جمعیتی متغیر و ناپایدارند و مطالعه برآنها کاری دشوار است
5-
فضاهای تفریحی متفرقه نظیر پارک‏های تفریحی، مکان‏های گشت وگذار و دیدنی، آثار تاریخی.
در هرحال بر عهده دولت‏ها است که فضاها و امکاناتی برای گذران فراغت فراهم کنند وگرنه خود افراد از طرقی که همواره به نفع جامعه نیست راه ‏حل‏هایی می‏یابند. سیاست فرهنگی باید وسایل سودمندی برای فراغت ایجاد و مردم را به انتخاب آزادانه آنها راهنمایی کند.

منابع
روجک، کریس،1385، مکانیزم‏های تنظیم‏کنندة زمان و فضای فراغت، ترجمه محمد رضا جلایی‏پور
فکوهی، ناصر، 1383، انسان شناسی شهری، نشر نی.

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

خانواده و اوقات فراغت

خانواده با وجود تغییراتی که داشته هنوز حتی در میان جوانان از اهمیتی اساسی برخوردار است. ارزش‏های کاری یا فراغتی همواره نسبت به خانواده در مرحله دوم اهمیت قرار داشته است. با این حال ارتباط میان این سه حوزه همواره متاثر از پایگاه اجتماعی، اقتصادی بوده است.

اگرچه اشکال زندگی‏های خانوادگی بسیار گوناگون و متنوع شده است اما انتظارات کنونی ما از خانواده،‏ یک زندگی عاطفی و متعادل و توام با روابط گرم و صمیمی است. و خانواده امروز جایگاهی برای تامین نیازهای عاطفی، امنیت، روابط گرم، فعالیت‏های آزادانه و به عبارت دقیق‏تر فعالیت‏های وقت آزاد و خارج از حیطه کار است.

امروزه اگرچه در کشورهای غربی،همزیستی‏های بدهن ازدواج، خانواده‏های تک‏والدی و استقلال اقتصادی همسران افزایش و مسئولیت‏های مشترک زوجین کاهش یافته است اما آنچه که دستخوش این تغییرات وسیع و وسیع بوده، روابط زن و مرد بوده نه خود خانواده. تاخیر سن ازدواج زنان به سبب اشتغال و تحصیلات و مخالفت در برابر روابط و شکل سنتی خانواده در بین زنان افزایش یافته اما روابط میان والدین و فرزندان ازدواج کرده کاملاً رایج است به نحوی که حمایت‏های اقتصادی و اجتماعی متقابل و گذران تعطیلات و اوقات فراغت به صورت مشترک در بسیاری از فرهنگ‏ها کاملاً رایج است. در چنین زمینه‏ای است که رابطه بین اشکال خانواده و نحوه گذران وقت آزاد باید مطالعه شود.

روابط میان اعضا و نوع گذران اوقات فراغت برحسب نوع خانواده متفاوت است. چه بسا اعضا سعی می‏کنند که فعالیت‏های مشترکشان را با هم انجام دهند برای مثال صرف غذا به ویژه درصبح و شب، انجام کارهای خانگی و گذران اوقات فراغت به ویژه در تعطیلات.

اما در عین حال هنگامی که زن و مرد هر دو شاغل اند و فرزندان آنها جوان هستند، درگذران وقت فراغت، درجه‏ای از استقلال فردی ، پذیرفته می‏شود. در برخی از خانواده‏ها به بحث‏ها و گفتگوهای خانوادگی و فعالیت‏های مشترک اهمیت زیادی داده می‏شود و زمان خانوادگی یعنی زمانی که اعضا گردهم جمع شده و اوقاتشان را در کنار هم سپری می‏کنند اهمیت بیشتری دارد تا زمان شخصی.

اما استراتژی خانوادگی دیگری نیز وجود دارد که در آن وظایف خانوادگی و فعالیت‏های شخصی به دقت مشخص و متمایز می‏شود. این نوع رابطه با زمان به ویژه در خانواده‏هایی که فرزندان آن نوعی استقلال کنترل شده دارند رایج است.

استراتژی یا نوع سوم روابط اعضا با یکدیگر و صرف زمان آن است که همه اعضای خانواده در زیر یک سقف و در یک مکان باهم جمع باشند. اما هرکدام به فعالیتی مشغول باشد بدون آنکه ویژگی خانواده سنتی یعنی با هم بودن و هماهنگی زمان کار و فراغت اعضا باهم مهم باشد. در این مورد می‏توان گفت که با هم بودن در یک مکان و احساس تعلق داشتن به خانواده، ملاک تشخیص خانواده است نه فعالیت‏های جمعی و مشترک اعضای آن.

با توجه به نوع خانواده، فعالیت‏های فراغتی ممکن است نقش یگانگی‏آور یا جدایی‏آور داشته باشد. مثال نوعی آن وجود رسانه‏های جمعی متعدد در خانواده است مثل وسایل صوتی و تصویری که چه بسا به مصرف شخصی شده از آن رسانه توسط هر عضو خانواده منتهی گردد. درهرحال اعضای خانواده کمابیش می‏کوشند خود را با زمان‏ها و وقت‏های گوناگونی که در خارج و داخل خانه باید سپری کنند هماهنگ سازند و زمان‏های متنوع خود را به نحوی تنظیم کنند که بخشی از اوقات خود را با اعضای خانواده سپری سازند. در این میان چه بسا اوقات فراغت درگذران وقت آزاد از مهم‏ترین وقت‏های آزاد مشترک اعضای خانواده باشد. اما مطالعات نشان می‏دهد که مدرسه و کار اثرات زیادی بر زمان و مکان خانواده دارند و خانواده قدرت کمی در مقابله با الزامات زمانی کار و مدرسه دارد. با این حال میان کار و خانواده، مناسبات جدید و گوناگونی را می‏توان مشاهده کرد.

درهرحال چنانچه اعضای اصلی خانواده یعنی زن و شوهر نتوانند یا نخواهند زمان‏های کار و فراغت خود را با هم آشتی داده و هماهنگ سازند، زمینه جدایی یا طلاق آنها فراهم می‏شود.

تاثیر شرایط خانواده بر روی مدیریت زمان

مطالعات نشان می‏دهد بیرون رفتن‏ها و گذران بیرون از خانه برای کسانی که چون یک زوج باهم زندگی می‏کنند اهمیت کمتری دارد. گذر از تنها زیستن به زیستن با دیگری، زندگی کاملاً‏ متفاوتی را به همراه می‏آورد.برای مردان، بیرون رفتن‏های کمتر، کار حرفه‏ای بیشتر و برای زنان کار خانگی بیشتر و اوقات فراغت کمتری را درپی دارد.

زندگی روزانه نوجوان و جوان از مدرسه تا ازدواج به گونه دیگری است. هرچه به زندگی بزرگسالی نزدیک می شوند بیشتر، دوستان خود را ترک می‏کنند. حضور آنان در بازار کار، زمان فراغت و معاشرت‏های آنها را کمتر می‏سازد و این در میان دختران بیشتر دیده می‏شود.

در زمانی که زندگی زوجی آغاز می‏شود، جهت‏گیری آشکاری به سوی خانواده به وجود می آید. برای مثال فعالیت‏های اجتماعی زوج‏های جوان به ملاقات با سایر زوج‏ها یا والدین و بستگان گرایش می‏یابد. اما به محضی که آنها دارای بچه می‏شوند کمتر به سینما و دیدن دوستان می‏روند و فراغت آنها حول حضور در فضای خانه خود یا والدین‏شان متمرکز می‏شود.

در مطالعه وقت آزاد و وقتی که در خانواده صرف می‏شود باید مسائلی چون کاهش زمان کار برای مردان اما افزایش زمان کار برای زنان، گوناگونی زمان‏های فراغت برحسب سن، مسیر حرفه‏ای زن و مرد، خانواده‏های تک‏والدی، کارگری یا خانواده‏های دارای دو فرد شاغل را مورد مطالعه قرار داد.

مطالعات فراغت، پیش از این به مراحل زندگی خانوادگی توجه می‏کرد و به فضاها و کارکردهای اوقات فراغت توجه نشان می‏داد. اما امروزه برای فهم و شناخت رابطه میان خانواده و وقت آزاد باید به دو محور مطالعاتی توجه و تاکید نمود: خانواده و زمان و خانواده و وقت آزاد.

از منظر زمانی، خانواده اولین کارگزار اجتماعی کردن است. هرچند مدرسه و رسانه‏ها نیز در این امر سهم بسزایی دارند. در جوامع امروزی به سبب تقسیم جنسیتی کار و اختصاص کار خانگی به زنان، غالباً زنان هستند که در مدیریت زمان در خانواده و در بچه‏ها نقش ایفا می‏کنند و فعالیت‏های همه اعضای خانواده را هماهنگ می‏سازند بنابراین سامان‏دهی به زمان خانواده اساساً‏ و عمدتاً توسط زنان کنترل و هدایت می‏شود.

در دهه‏های اخیر، رشد وسایل خانگی و کاهش بعد خانواده و کاهش ساعات کار همگی به افزایش وقت آزاد اعضای خانواده انجامیده است. بخشی از این زمان به دست آمده به فعالیت‏های خانوادگی و خانگی اختصاص می‏یابد و بخش دیگری از آن صرف مراقبت‏های شخصی و فراغت می‏شود.درهرحال وقت خانوادگی با وقت‏های اجتماعی دیگر در رقابت مستقیمی قرار دارد و آنچه در بودجه زمانی، زمان خانوادگی نامیده می‏شود، عملاً رو به کاهش است. وقت خانوادگی در میان وقت‏های متعدد اعضای آن جایگاهی بحرانی دارد. مثلاً‏ تغییر وقت بچه‏ها به سن‏ آنها و تغییر وقت شوهر به دوره کاری او و زمان زن به اشتغال نیمه‏وقت، یا تمام وقت یا عدم اشتغال او بستگی دارد.

بنابراین زمان خانوادگی محل تلاقی سه بعد زمانی متفاوت است:

1- مرحله زندگی هریک از اعضا

2- زندگی حرفه‏ای زن و شوهر

3- مرحله زندگی خود خانواده

و چنانچه تاثیر پایگاه اقتصادی اجتماعی خانواده را نیز درنظر بگیریم این وضعیت پیچیده‏تر می‏شود.

عادات مصرفی خانواده عامل دیگری است که بر روی نحوه گذران وقت فراغت در خانواده تاثیر می‏گذارد. تبلیغات(با تشویق آنها به خرید محصولات جدیدیا معرفی فعالیت‏های جدید به اعضای خانواده) بر روی عادات مصرفی و اوقات فراغت اعضای خانواده تاثیر می‏گذارند.

معاشرت‏های خانوادگی و وقت آزاد: براساس پژوهش‏های انجام شده شبکه‏های معاشرت بر سه نوع هستند و همه آنها بر نحوه گذران وقت آزاد اثر می‏گذارند.

1- شبکه معاشرت موسوم به سنتی که در خانواده گسترده وجود دارد و توسط زنان مدیریت می‏شود.

2- شبکه معاشرت موسوم به شبکه زوجی که روابط حرفه‏ای را در اوقات آزاد برقرار می‏سازد. این ماشرت ها رسمی‏تر است و ملاقات‏های سازمان‏یافته‏تر را دربرمی‏گیرد و نسبت به شبکه معاشرت سنتی که به خانه به منزله مکانی برای صمیمیت و خصوصیت وابسته است پیوستگی کمتری با مکان دارد و در فضای بیرون از خانه‏ها نیز صورت می‏گیرد.

3- شبکه معاشرتی مبتنی بر فرد که در زوج‏های طلاق گرفته یا در زوج‏هایی رایج است که همسران در آن فضای شخصی معاشرت و فعالیت‏های فراغتی خودشان را در خارج از مناسبات حرفه‏ای و خانوادگی‏شان تعریف می‏کنند.

شبکه خانوادگی یکی از شبکه‏های اولیه برای فعالیت‏های آزاد را تشکیل می‏دهد اما به نظر می‏رسد که این ساختار خانواده است که تا حدودی اهمیت خانواده در اوقات فراغت و نحوه گذران آن را تعیین می‏کند.

بدیهی است که سن بچه‏ها و مسیر حرفه‏ای همسران بر روی نوع انتخاب‏ها، محتوا و شریک‏های فعالیت‏های فراغتی تاثیر می‏گذارد.

آنچه باید اضافه کرد آن است که فردگرایی و تکثر علایق و گروه‏ها خود بر روی فردی شدن فراغت‏ها تاثیر می‏گذارد و در یک کلام آنچه عملاً رخ می‏دهد کاهش زمان خانوادگی است.

در میان عوامل کلی موثر بر چگونگی گذران اوقات فراغت عواملی که به خود فرد ارتباط دارد عبارت اند از اینکه در چه سن و چه جنس و چه مرحله‏ای از زندگی قرار دارد، چه نیازها و چه علایقی دارد، چه نگرش‏هایی دارد، چه توانایی‏هایی و چگونه شخصیتی دارد. عوامل اجتماعی وابسته به زمینه و شرایط اجتماعی شامل وقت آزاد، شغل و درآمد فرد و موقعیت‏ها و خدماتی است که او در اختیار دارد.

افراد نوجوان و سالمند فرصت فراغت بیشتری دارند. اما نحوه گذران فراغت آنها با یکدیگر تفاوت دارد. نوجوانان به تفریحاتی چون سینما و سالمندان به سرگرمی‏هایی چون باغبانی علاقمندند. برخی سرگرمی‏ها چون تماشای تلویزیون مورد علاقه هر دو گروه سنی است.

و سرانام آن که زنان با دو مانع عمده در فراغت روبرو هستند: تعهدات خانوادگی و بخصوص بچه‏داری و محدودیت‏های محیط اجتماعی که اجازه شرکت در فعالیت‏های فیزیکی و اجتماعی را به آنها نمی‏دهد. هرچند امروزه این محدودیت‏ها کمرنگ‏تر شده است. با این همه اگرچه محدودیت‏های اعمال شده بر زنان همواره بیشتر از مردان بوده اما مشارکت آنان در فعالیت‏های «فرهنگی» (هنری و ادبی) بیشتر از مردان است اما مردان بیشتر از زنان در فعالیت‏های ورزشی شرکت می‏کنند. درهرحال فعالیت‏های فراغتی زنان بیشتر از نوع درون خانگی است تا برون خانگی و هرچه طبقه اجتماعی افراد بالاتر باشد بر میزان فعالیت‏های برون خانگی زنان و مشابهت فراغت‏ آنها با مردان افزوده می‏شود. اما تحصیلات در مقایسه با طبقه نقش بیشتری در نحوه گذران و نوع فعالیت فراغتی دارد. و در مجموع، زنان شاغل کمتر از سایرین فرصتی برای فراغت دارند.

منابع مورد استفاده

تور کیلدسن ، جرج (1382) اوقات فراغت و نیازهای مردم، عباس اردکانیان، انتشارات نوربخش ، تهران
دبیرخانه شورای عالی جوانان (1374) چگونگی گذران اوقات فراغت جوانان ، انتشارات اهل قلم، تهران
رفعت جاه، مریم (1386) جنسیت و اوقات فراغت ،سمینار معماری کلان اوقات فراغت در تهران، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی، اردیبهشت 86
سعیدی رضوانی ، نوید (1373) شهرداریها و اوقات فراغت شهروندان، گروه مطالعات و برنامه ریزی شهری، وزارت کشور
هی وود، لس و همکاران (1380) اوقات فراغت ، محمد احسانی ، نشر امید دانش ، تهران

Furlong, A& Carmel . (1997) Leisure and life style in young people, open university press : USA

Green , (ed.) (1990) . Women's leisure , what leisure , Macmillan press: London

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

فراغت، تعیین کننده جایگاه انسان در زنجیره هستی

 

آرتور لاویجوی(1936Lovejoy,) در کتاب زنجیره بزرگ هستی(The Great Chain of Being) نوعی جهان بینی را تشریح کرد که در میان نخبگان فرهیخته دوران کلاسیک و نیز در جهان قرون وسطا رواج داشت. زنجیره بزرگ هستی چارچوبی برای فهم "فراغت" در کنار سایر بخش های زندگی، معرفی کرد که بیش از هزار سال الهام تداوم داشت.

برای مثال عده ای از یونانیان در دوره عالم را به شکل سلسله مراتبی منظم و وابسته به یک موجود کامل که خلقت از او نشات یافته است می دیدند. موجوداتی که به این هستی قائم به ذات( Being In Itself ) نزدیک تر بودند به سبب نزدیکی بیشترشان به کمال، کامل تر و بی دغدغه تر از مخلوقات پایین تر از خود بودند. از سوی دیگر مخلوقاتی که از کمال کمتری برخوردار بودند،بیشتر در معرض آشفتگی و بی نظمی قرار داشتند. با این وجود، همه مخلوقات، در زنجیره هستی دارای جایگاه خاصی بودند و این جایگاه که توسط خالق برای آنها معین شده بود، ذات آنها را تعیین می کرد.
در این میان، انسان ها موقعیت منحصر به فردی داشتند. حیوانات، گیاهان و جمادات پس از آنها جای داشتند و از خدا آن چنان دور بودند که امیدی به بهتر شدن مرتبه و جایگاه شان نبود. در فرادست انسان ها، موجودات کامل تری قرار داشتند که در درون مدار خدا جای داشته و لاجرم به سوی کمال جذب می شدند. تنها انسان ها دارای این اختیار بودند که به سمت کمال حرکت کنند و ارتقا یابند یا به سوی مراتب پایین تر هستی تنزل کنند. بر اساس این دیدگاه، جایگاه ما در زنجیره هستی است که ذات انسانی ما- یعنی آزادی را مشخص می کند.
فضیلت (virtue ) در انتخاب های درست نهفته است. موجودات دیگر دارای کیفیت ها و فضیلت هایی هستند که به صورت تمام و کمال یکجا به آنها داده شده است. ماهی به محض تولد شنا می کند و پرندگان به سرعت پرواز را فرا می گیرند، هیچ انتخابی در کار نیست. اما به استثنای آزادی، دیگر فضایل و قابلیت های ذاتی به صورت یکجا به انسان داده نشده است. انسان ها باید از آزادی خود به درستی استفاده کرده و از زنجیره هستی بالا بروند. باید از استعداد خود برای تبدیل شدن به انسان تام و کامل آگاه شده و از "احتیاج و نیازمندی"(necessity) و وسوسه فرو غلطیدن به هستی مادون انسانی اجتناب کنند.
در نظر افلاطون و ارسطو، فراغت به معنای آزادی حرکت صعودی در زنجیره هستی در جهت نیل به استعداد و اصالت انسانی است. افلاطون نخستین نهاد آموزش عالی را که جد دانشگاه امروزی محسوب می شود بنا نهاد تا به مردم استفاده درست از آزادی فراغت را آموزش دهد. بازتاب این میراث، واژه یونانی فراغت است که از لحاظ ریشه شناسی، منشاء بسیاری از واژه های امروزی چون school وscholarship است. افلاطون کار و فراغت را در تقابل با یکدیگر قرار داده و تصور می کرد که کار زیاد نابخردانه است و این یکی از تعالیم اولیه آکادمی بود. مردم با کار بیش از حد ضرورت، دادن اهمیت افراطی به تجارت، دویدن درپی ثروت، شهرت و لذت، از آزادی خود استفاده نادرست کرده و "بردگی داوطلبانه" را انتخاب می کنند. بیکارگی نیز به همین اندازه نابخردانه است. فراغت صرفا داشتن "وقت آزاد" برای خوابیدن بیشتر، خیالبافی یا بی تحرکی نیست. فراغت فعال – پرداختن به ورزش یا موسیقی، اشتغال به بحث های عمومی و فلسفه ورزی، نشانه انسان فرهیخته است. هرچه فرد به خود ذاتی اش و به حقیقت نزدیک تر شود روح او پر انرژی تر می گردد. آموزش به معنای باز کردن چشم روان بر ماهیت اصیل و واقعی انسان و بر حقیقت بود. کسب انضباط و مهارت لازم برای پرداختن به هنرهای انسانی(Liberal Arts ) دشوار بود. دانش جویان باید در درس های خود تلاش بسیار می کردند. با این همه هدف آموزش آکادمیک، آزادی بود. هنرهای انسانی(خطابه، علوم، موسیقی، ورزش و ژیمناستیک)، هنرهای آزاد(free arts ) بودند و از آن رو آزاد بودند که خدا آنها را-دست کم قابلیت آنها را- به انسان اعطا کرده بود. فضیلت در دستیابی به این قابلیت های انسانی نهفته بود. بنابراین انسان ها برای آزاد بودن باید تلاش می کردند. ما باید برای نواختن موسیقی و انجام ورزش ها و سایر هنرهای انسانی،تمرین کنیم و آموزش ببینیم. کار کردن برای فراغت انجام می گرفت(هونی کات،1990).
شاگردان افلاطون بعد از مدرسه فرصت های فراوانی برای تمرین آنچه فرا گرفته بودند می یافتند. در آتن باستان یک بخش عمومی گسترده یعنی یک زیرساخت فراغتی وجود داشت که در آن افراد آزاد، کارهای آزاد انجام می دادند، و بقایای آن را ما امروزه در کتابخانه ها و پارک هایمان می بینیم. آگورای مشهور بیش از آن که یک بازار برای داد و ستد و تجارت باشد یک فضای باز برای فعالیت های روزانه مذهبی، سیاسی، قضایی و اجتماعی بود.با این وجود به نظر افلاطون و ارسطو حتی کسب هنرهای انسانی به منزله رسیدن به قله های استعداد انسانی نبود. در نظر افلاطون فلسفه ورزی، آزادانه ترین، انسانی ترین و سرگرم کننده ترین فعالیت فراغتی است. او برای توصیف فلسفه از استعاره ورزشی شکار استفاده می کند: "تعقیب و شکار حقیقت که همواره در گریز است.". در نظر او فلسفه ورزی به گروهی کوچک از افراد آکادمی- همچون امروز محدود نمی شود.فلسفه یک فعالیت روزمره دموکراتیک بود که همه شهروندان تحصیل کرده به آن دسترسی داشتند. فلسفه نوعی جست و جوی عملی برای معنا بود. جست و جویی برای پاسخگویی به پرسش های مربوط به زندگی، عشق، عدالت و زیبایی که همه انسان ها استعداد آن را داشتند. گذشته از این ناتوانی در فلسفه ورزی،ناتوانی در انسان کامل شدن بود. همان گونه که افلاطون می گوید،"زندگی بدون وارسی، ارزش زیستن را ندارد".
با این همه براساس نظر افلاطون، انسان ها همواره در "مرحله ابتدایی حکمت"(wisdom ) قرار دارند. آنها هرگز به حقیقت جاودانی اشراف نمی یابند و تنها( نظرات و افکار )حقایقی را در می یابند که ناپایدار است و با گذشت زمان برباد می رود. یافتن یک دید اجمالی درباره حقیقت برتر(transcendent truth) نیاز انسان به معنا و مقصود را برای همان روز برطرف می کند نه برای آینده.تعقیب حقیقت و معنا همواره نیازمند فعالیت های جدید و زندگی اصیل(authentic )مستلزم جست و جوی دائمی فراغت است(هونی کات،1990).
به علاوه، فلسفه ورزی، مانند شکار، یک کار گروهی است. افراد باید با همقطاران خود به گفتگوی دو نفره مشغول شوند و با کلمات خودشان به جست و جوی حقیقت زندگی خود برآیند و سعی کنند به پرسش هایی از این دست که عدالت یا عشق چیست؟ بهترین راه زیستن در کنار هم و لذت بردن از زندگی کدام است؟ و نظایر آن پاسخ گویند. این جست و جوی مشترک برای یافتن معنا، از نظر افلاطون کلید زندگی خوب است.

* Hunnicutt, Benjamin K, “The History of Western Leisure” in A Handbook of Leisure Studies, edited by Rojek, Chris and Susan M. Show, Palgrave, Macmillan, 2006, pp63-65.

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

بررسی سهم تلویزیون دراوقات فراغت جوانان

با وجود گسترش چشمگیر رسانه‌ها از جمله اینترنت به نظر می‌رسد همچنان تلویزیون سهم عمده‌ای در پرکردن اوقات فراغت جوانان دارد چراکه فعالیت مورد علاقه نوجوانان و جوانان برای گذران اوقات فراغت به ترتیب عبارتند از: فعالیت‌ ورزشی،تماشای تلویزیون، و مطالعه .

تماشای تلویزیون یکی از کم هزینه ترین راههای گذران اوقات فراغت است ضمن اینکه تلویزیون را در همه‌ی ساعات شبانه روز و در خانه می‌توان استفاده کرد شاید به همین دلیل تلویزیون همچنان یکی از پرطرفدار‌ترین رسانه‌های جمعی است.

بررسی سهم تلویزیون دراوقات فراغت جوانان (به خصوص درسالهای اخیرکه در ایران شیوه‌های فردی گذران اوقات فراغت به تدریج برای خود جایی باز کرده است)می‌تواند میزان اهمیت این رسانه را روشن کند.
دراین مقاله ابتدا با روش اسنادی به بررسی سهم تلویزیون در اوقات فراغت دانشجویان پرداخته و سپس با مطالعه ای میدانی، یافته های بخش اسنادی بر روی نمونه کوچکی از دانشجویان دختران مورد واکاوی قرار گرفته است

تعریف فراغت:
درادوارمختلف تعاریف متفاوتی از فراغت ارائه شده است زیرا مفهوم فراغت و چگونگی آن در زمان‌های مختلف متفاوت بوده‌است. یقیناً در عصری که فراغت تنها به معنی دست کشیدن از کار و استراحت ، رفع خستگی و کسب آمادگی برای کار مجدد بوده‌است ، نمی توانست با حال مطابقت داشته باشد. چنانچه کارل مارکس با توجه به وضع موجود در دوره‌ی خویش فراغت را اینگونه تعریف کرده: « بعد از ساعات کار طولانی روزانه فقط فرصت استراحت باقی می‌ماند که نتیجه اجباری کار است.» (کبری پورصادقی :12 و 13)
به تدریج با افزایش فراغت مفهوم آن نیز به معنی زمانی تبدیل شد که فرد از کلیه فعالیت‌های مربوط به تعهدات و مسئولیت‌های شغلی،اجتماعی و زیستی و اخلاقی و خانوادگی فارغ شده (هرچند همچنان نمی‌توان عملاً حتی در اوقات فراغت،زمانی را تصور کرد که فرد هیچ تعهدی نداشته باشد) و وقت و فرصت موجود را آزادانه صرف انجام فعالیتهای گوناگون می‌نماید که هیچکدام اجبار والزام خارجی درآن مشهود نیست. فراغت از وقت آزاد منفک است وقت آزاد شامل زمان فراغت هم می‌شود به عبارت دیگر اگر اوقاتی راکه صرف انجام و رسیدگی امور شخصی می‌شود مثل ساعات خواب ،غذا،خوردن و بهداشت شخصی را از زمان آزاد کسر نماییم ،اوقات فراغت بدست می‌آید.(همان :12 و 13)
در تعریفی آمده: «اوقات فراغت به فرد امکان می‌دهد که کارهای تکراری و قراردادی را که نهادهای اساسی جامعه به او تحمیل می‌کنند پشت سرگذارد و به حوزه‌های فراتر از خویشتن پابگذارد که درآن نیروهای آفریننده‌اش آزادانه بتواند با ارزش‌های مسلط تمدنش به مخالفت برخیزد یا آن‌ها را تقویت کند
خواندن یک کتاب فراگرفتن یک هنر،پرداختن به یک فعالیت ورزشی،تماشای تلویزیون گوش کردن به رادیو یا نوار رفتن به سینما،تئاتر،میهمانی،یاگردش همه می‌توانند بخشی از گذران اوقات فراغت باشد.( شهناز قلی‌زاده 1381).
فراغت اگر دارای نتایج مادی و یا ایدئولوژیک باشد نیمه فراغت است.
انواع فراغت:
در بررسی نحوه گذران اوقات فراغت و شیوه‌ها و وسایل مورد استفاده درگذران اوقات فراغت تحقیقات متعددی صورت گرفته است و نتایج گوناگونی را به دست داده است.
بسیاری از محققین جهت بیان وسایل مورد استفاده در گذاران اوقات فراغت به شکلهای مختلفی آن را تقسیم‌بندی نمودند. برخی شیوه‌های گذران اوقات فراغت را به صورت فردی و جمعی در نظر گرفتند. گروهی دیگر آن را به صورت فعال و غیر فعال در نظر گرفتند. گروهی دیگر براساس میزان فراوانی اوقات فراغت تقسیم بندی نموده‌اند. در بررسی حاضر ابتدا همزمان از دو شیوه در تقسیم‌بندی اوقات فراغت استفاده می‌کنیم به شرح زیر:
1-
تقسیم‌بندی شیوه‌های گذران اوقات فراغت براساس جمعی و فردی
2-
تقسیم‌بندی شیوه‌های گذران اوقات فراغت براساس فعال و غیرفعال
از ترکیب این دو تقسیم‌بندی طبقه‌بندی شیوه‌های گذران اوقات فراغت به صورت جدول ذیل بدست می‌آید.

 

جمعی

فردی

غیر فعال

ّب

الف

فعال

د

ج

با توجه به شکل فوق چهار نوع شیوه گذران اوقات فراغت به دست می‌آید که آنها را به اختصار و با ذکر نمونه توضیح می دهم.
الف-شیوه‌های فردی و غیر فعال گذران اوقات فراغت عبارتند از:
تماشای تلویزیون- گوش دادن به رادیو- تماشای ویدئو- گوش دادن به نوار- استفاده از کامپیوترو اینترنت- استفاده از مطبوعات و مکتوبات استراحت و دراز کشیدن.
ب-شیوه‌های جمعی و غیر فعال گذران اوقات فراغت عبارتنداز:
تماشای مسابقات ورزشیدر استادیوم ها - صحبت با افراد خانواده.
ج- شیوه‌های فردی و فعال گذران اوقات فراغت عبارتنداز:
انجام امور خیریه- بازدید از موزه‌ها و نمایشگاه‌ها- قدم زدن در پارک کوچه و خیابان-کارهای هنری ، موسیقی - رفتن به کافه تریا یا قهوه خانه- شرکت در پایگاههای بسیج
د-شیوه‌های جمعی و فعال گذران اوقات فراغت عبارتنداز:
بازی و ورزش- رفتن به سینما- رفتن به تئاتر- رفتن به پیک نیک و مسافرتهای سیاحتی و زیارتی- گفتگو و دیدار دوستان و اقوام.(سازمان ملی جوانان 1381: 112و113)

یکی از مهم ترین شیوه‌های فردی و غیر فعال گذران اوقات فراغت تماشای تلویزیون است. بسیاری از متخصصین در زمینه تعلیم و تربیت نه تنها تاثیر چگونگی گذران اوقات فراغت را درفرآیند اجتماعی شدن کودکان و نوجوانان مهم می‌دانند بلکه اثر آن را در اجتماعی شدن مجدد و همچنین اجتماعی شدن تدریجی افراد بزرگسال نیز مهم می‌شمارند.از مجموعه فعالیتهای گذران اوقات فراغت وسایل ارتباط جمعی و سایر وسایل گذران اوقات فراغت اثر قابل توجهی در اجتماعی شدن افراد دارد. امروزه در اکثر جوامع تا حدود زیادی فعالیتهای فراغتی جوانان بوسیله رسانه‌های جمعی و مراکز خاص تبلیغات جهانی تعیین می‌گردد و مسئولین این مراکز ازاین طریق نگرش تفکرات ،علاقه‌ها و اطلاعات خاص یک جانبه‌ای را از طریق مسئولین رسانه‌های جمعی به مردم می‌رسانند (همان 113).
سهم وسایل ارتباط جمعی در پر کردن زمان فراغت در جامعه امروز بسیار با اهمیت است، زیرا از یک جهت ضرورت اطلاع از اخبار رویدادها و حوادث و همچنین نیازهای مختلف فرهنگی در جهان امروز مردم رابه سمت این وسایل متمایل می‌کند. از جهت دیگر برای اکثریت مردم وسایل ارتباط جمعی سهل‌ترین و ارزان ترین و بعضاً مناسب ترین و موجه‌ترین امکان جهت استفاده در زمان فراغت می‌باشد.
نقش وسایل ارتباط جمعی در جوامع امروز بسیار گسترده و آشکار است کم‌تر جنبه‌ای از شئونات زندگی بشر امروز از وسایل جمعی متاثر نیست. دنیای امروز دیگر از جزایر بسته بی‌ارتباط تشکیل نشده بلکه به واسطه تاثیر وسایل ارتباط جمعی مرزها از میان برداشته شده و همانطور که مک لوهان می‌گوید:وسایل ارتباط جمعی دنیای بزرگ امروز را به دهکده جهانی تبدیل کرده است.
دراین دهکده جهانی تنها مساله سرعت انتقال اطلاعات و اخبار نیست بلکه دراین دهکده وسایل ارتباط جمعی،همشکلی ها و تشابهات زیادی را نیز ایجاد کرده است و مرزهای فرهنگی را کاهش داده و یا نابود کرده است.درگذشته هر منطقه عادات ،آداب،رسوم ،نوع غذا و پوشاک و به طور کلی فرهنگ خاص خودش را داشت که از فرهنگ مناطق دیگر متمایز بود. اما در اثر اشاعه فرهنگی که عمدتاً به واسطه وسایل ارتباط جمعی صورت گرفته است بسیاری از فرهنگ‌های بومی یا از بین رفته است ویا به طور کلی ضعیف گردیده است.
ابراهیم رشیدپور به نقل از مک لوهان در همین ارتباط تنها به تلویزیون اشاره می‌کند و می‌گوید:یک طفل 5 ساله در دورانی که وارد کودکستان می‌شود بیشتر از تمام ساعاتی که تاپایان تحصیلات خود در مدرسه و کلاس درس به سربرده اوقات خود را با تلویزیون گذرانده است.بقیه عمر او نیز در پای این گیرنده سحر‌آمیزسپری خواهد شد. انسان در اجتماع محدود به زمان هنگامی که به 65 سالگی می‌رسد به طور متوسط 9 سال از تمام عمر خود را جلوی تلویزیون سپری کرده است. (همان 115و114)

چرا رسانه‌های جمعی ایجاد شدند:
دردوره رنسانس هنگام رخت بربستن جامعه‌ی سنتی از جهان غرب انسان‌ها طوفانی از نیازها و فعالیتها برپا کردند که دیگر نظام قدیمی ارتباطات برای پاسخگویی به آن‌ها مناسب نبود. بدین معنی که آهنگ سرعت یافته‌ی جهان نیاز به انتقال اطلاعات به نقاط دوردست ، توجه به عقاید و علم ، گره خوردن فزاینده‌ی ‌معیارهای اقتصادی در نقاط مختلف با یکدیگر، اهمیت یافتن طبقه‌ی متوسط از نظر اقتصادی و سیاسی ، تحرک روز افزون اجتماع و تمامی این حرکت صعودی متشکل از عمل و تعامل فراخوان چیزی فراتر از کتاب‌های دست نویس ، نقاره چیها و جارچیهای شهری بود. در آسیا صدها سال قبل از گوتنبرگ انسان‌ها می‌دانستند چگونه به وسیله حروف چاپی متحرک ،کاغذ و مرکب کار چاپ را انجام دهند ولی امری که به ایجاد رسانه‌های جمعی بیانجامد روی نداد تا اینکه در اروپای غربی این فرایند با دیگر نیازهای مربوط جمع آمدند. آنگاه رسانه‌ها موجود مورد استفاده قرار گرفتند. زیرا بهترین وسیله‌‌ی موجود برای برآوردن برخی نیازهای مهم به شمار می‌رفتند. (ویلبر شرام ، جک لایل ، ادوین بی پارکر1377 :97).
کارکرد وسایل ارتباط جمعی
کارکرد خبری و آموزشی:
از عمده وظایف وسایل ارتباط جمعی پخش اطلاعات و اخبار در سطح جامعه است انسان امروز نیازمند به شنیدن اطلاعات تازه و قرار گرفتن در جریان حوادث است. روح کنجکاو بشر و همچنین نقش‌های مختلفی که فرد در جامعه امروز بر عهده دارد او را وادار می‌کند که پیوسته در جریان اخبار و رویدادها قرار داشته باشد. توصیه در مورد موضوع های عملی یا عقاید و گزینه‌های تصمیم‌گیری، ارضای کنجکاوی و علاقه‌ی عمومی، فراگیری ، خود آموزی ، کسب احساس امنیت به واسطه آگاهی حاصل می شود.
نقش آموزشی رسانه‌ها مهم‌تر از آموزش رسمی مراکز آموزشی در نظر گرفته شده است زیرا دامنه کار مراکز آموزشی محدود است در صورتی که آموزش از طریق وسایل ارتباط جمعی همیشگی است.البته وسایل ارتباط جمعی خصوصاًٌ تلویزیون آموزش را همراه با صحنه‌های زنده ارائه می‌دهد که شوق بیشتری را برای یادگیری ایجاد می‌نماید.
کارکرد یکپارچه سازی و تعامل اجتماعی:
پیدا کردن بینش راجع به اوضاع و احول دیگران همدلی اجتماعی ، همذات‌پنداری با دیگران و کسب احساس تعلق، یافتن مبنایی برای گفتگو و تعامل اجتماعی ، پرکردن جای یک همراه واقعی در زندگی، کمک به اجرای نقش‌های اجتماعی، توانا ساختن فرد به ایجاد پیوند با خانواده دوستان و جامعه.

کارکرد راهنمایی و راهبری:
همراه با وظایف آموزشی وسایل ارتباط جمعی افراد جامعه را در جهت اهداف خاص هدایت و راهبری می کنند وآنها را با مسولیت‌های فردی و اجتماعی خود آشنا می سازند و حقوق آن‌ها را بیان می نمایند واز این طریق سبب حرکت و مسولیت پذیری مردم میشوند تا در برابر شرایط اجتماعی جامعه خود عکس‌العمل مناسب نشان دهند. دراین ارتباط می‌توان به نقش مطبوعات در تقویت افکار مردم در تاریخ گذشته جهان ، در دفاع از حقوق اجتماعی و در مبارزات آزادی‌بخش اشاره کرد. موضوع مهم در ارتباط با وظیفه راهنمایی وسایل ارتباط جمعی مسئله توسعه اقتصادی در کشور‌های جهان سوم است که توسط رسانه‌های گروهی می‌توان ضمن دادن آموزش‌های لازم به تحریک و تشویق و هدایت مردم در جهت اهداف اقتصادی و اجتماعی پرداخت.

کارکرد تفریحی:
کارکرد مهم وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز کارکرد تفریحی است مردم امروز در بسیاری از مواقع بیش از آنکه تقاضای تنوع در برنامه های علمی و اجتماعی از رادیو و تلویزیون داشته باشند خواستار تنوع و افزایش برنامه‌های تفریحی فیلم و سریال و جز آن می‌باشند . گریزیا انحراف توجه از مشکلات ، آسودن ، کسب لذت درونی فرهنگی و زیبایی شناختی ، پرکردن اوقات فراغت ، تخلیه عواطف ، برانگیخته شدن جنسی همه در جهت برآوردن نیاز به تفریح است(سازمان ملی جوانان1381 : 114 و115).
البته برخورد افراد مختلف با توجه به پایگاه اجتماعی سطح سواد و شرایط سنی با وسایل ارتباط جمعی در زمان فراغتشان متفاوت است. بسیار دشوار است که انگیزه توقع یا استفاده خاصی را با نوع خاصی از محتوا مرتبط کنیم زیرا استفاده ازرسانه به طور کلی ممکن است درهر لحظه یکی از فواید فوق را داشته باشد. توقع اینکه مخاطبان بر موارد مذکور آگاهی داشته و آن‌ها را به عنوان فایده‌ی رسانه اعلام کنند نیز کمتر از آن دشوار نیست. تعدادی از این کارکردها برای هر استفاده کننده ای قابل تشخیص است اما به راحتی قابل بیان نیست. با وجود این برای هر یک از موارد فوق شواهد تجربی کافی وجود دارد تا ثابت شود که این مورد یکی از عناصر موجود در الگوی کلی انگیزش است که از رفتار مخاطبان پشتیبانی می‌کند.
تشریح کارکردهای رسانه صرفاً محدود به استفاده‌ی آشکارنیست بلکه ممکن است فرایندهای پنهان و ناشناخته‌ای در سطح جامعه در کار باشد که اهداف حقیقی رسانه‌ها را مخفی یا مخدوش کنند.(همان 118).

یافته های پژوهشی:
تلویزیون از جمله وسایل ارتباط جمعی است.محمد صادق دانشور دربررسی خود به این نتیجه رسید که چگونگی استفاده از ساعت فراغت جمعیت ده سال به بالای تهران و حومه درسال 1345 در زمینه استفاده از تلویزیون این چنین بود که حدود 4 درصد از جمعیت ده سال به بالای تهران از تلویزیون استفاده می‌کردند.
در پژوهش دیگر خانم زهرا نجار در سال 1352 به این نتیجه رسید که حدود 15 درصداز مردم برای اوقات فراغت از تلویزیون استفاده می‌کنند. در این پژوهش وی دریافت که به طور کلی ایرانیان بیشتر علاقه دارند تابه بحث و گفتگو بپردازند و در حقیقت رادیو و تلویزیون جوابگوی این نیاز است.
در پژوهش دیگری در سال 1361 تماشای تلویزیون 41 درصد از عمده‌‌ترین فعالیت پاسخ گویان در فاصله بیدار شدن از خواب تا زمان شروع فعالیتهای روزانه بوده است.
بر اساس پژوهش سازمان ملی جوانان در سال 1376 حدود 91 درصد از جامعه کلی مورد بررسی اولویت اول گذران زمان فراغت خود را تماشای تلویزیون ذکر کردند که البته دربین دو گروه جنسی زن و مرد نیز تفاوت چندان زیادی دیده نشد.
فریدون تندنویس نیز در پژوهشی دریافت که 6/82 درصد دانشجویان روزانه تلویزیون تماشا می‌کنند و دریافته های این پژوهش ذکر شده که اولین فعالیت فراغتی برای دانشجویان 21 دانشگاه از 25 دانشگاه بزرگ کشور تماشای تلویزیون بوده است و با کسب 2/16 درصد از کل امتیازات در بین 19 فعالیت فراغتی مقام نخست را کسب کرده است.
دانشجویان دختر بیشتر از دانشجویان پسر به تماشای تلویزیون می‌پردازند و در تعطیلات تابستان تماشای تلویزیون برای دانشجویان دختر و پسر اولین فعالیت فراغتی تلقی می‌شود ، تماشای فیلم‌های سینمایی و سریالهای تلویزیونی رتبه اول در مجموعه برنامه‌های تلویزیون را به خود اختصاص می‌دهد و پس از آن به ترتیب اخبار-برنامه‌های سیاسی- گزارش های ورزشی و غیره می‌باشد.(سازمان ملی جوانان1381 :115و116)
شهناز قلی‌زاده در تحقیقی که درسال 1381 برای بررسی نقش صدا و سیما در غنی ساختن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان 350 نفر از نوجوانان مذکر و مونث مناطق شمال و جنوب شهر تهران از سنین 12 تا 27 سال که با روش نمونه‌گیری تصادفی و سیستماتیک انتخاب شدند. به این نتیجه رسید که بیشترین میزان اوقات فراغت را جوانان سنین20تا 23 سال ساکن در مناطق شمالی شهر و کمترین میزان را نوجوانان 12 تا15 ساله ساکن جنوب شهر به خود اختصاص داده اند.
متوسط زمان فراغت نوجوانان و جوانان مناطق شمالی 201 دقیقه و مناطق جنوبی 5/143 دقیقه در شبانه‌روز است.میزان اوقات فراغت افراد از سن 12 تا 24 سالگی افزایش و از آن به بعد تا 27 سالگی کاهش می‌یابد. در هر دو منطقه شهر تهران متوسط زمان فراغت افراد مجرد بیشتر از افراد متاهل است. همچنین متوسط زمان فراغت دختران در شبانه روز در هردو منطقه بیشتر از پسران است. گوش دادن به نوار موسیقی تماشای تلویزیون تماشای فیلمهای ویدئویی مطالعه روزنامه و مجله و کتاب و رفتن به مجموعه های تفریحی در نوجوانان و جوانان شمال تهران بیشترو بازی و ورزش گوش‌دادن به رادیو و پرداختن به فعالیتهای هنری قدم زدن در خیابان‌ها و ایستادن سرکوچه در نوجوانان و جوانان جنوب شهر بیشتر است. نوجوانان و جوانان مونث در هر دو منطقه بیشتر از افراد مذکر از نحوه گذران اوقات فراغت خود ناراضی هستند و اوقات فراغت 75 درصد نوجوانان و جوانان بین ساعات 18 تا 20 قراردارد. انگیزه‌ی 62 درصد از نوجوانان تهرانی از تماشای برنامه‌های تلویزیونی تفریح و سرگرمی است. همچنین افراد مونث بیشتر از افراد مذکر سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی ایرانی،برنامه‌های طنز و کمدی،برنامه‌های خانواده را تماشا می‌کنند درحالی که در مورد تماشای سریال ها و فیلمهای سینمایی خارجی،برنامه‌های ورزشی، مستند، سیاسی،آموزشی و اخبار این رابطه برعکس است و برنامه‌های مورد علاقه نوجوانان و جوانان به ترتیب طنز (18%) سریال(76%) فیلم سینمایی(67%) وکمدی (55%) است. بر اساس نتایج به دست آمده فیلم‌های سینمایی با 75% و انواع شوها با 60% بیننده از جمله برنامه‌هایی هستند که نوجوانان و جوانان تهرانی دارای ماهواره به تماشای آن می‌نشینند. (شهناز قلی زاده1381: بخشی از چکیده پایان نامه )
اهمیت تلویزیون نزد مردم
در بین رسانه‌های جمعی تلویزیون تنها وسیله‌ای است که از حواس بینائی و شنوائی در آن واحد استفاده می‌کند و دارای پوشش وسیع و سرعت انتقال پیام است.
یک برنامه‌ی تلویزیونی برای رسیدن به مخاطب خود نیازی به واسطه ندارد و به علت ارتباط مستقیم و فوری با بیننده و عینیت دادن به رویدادها رسانه‌ای پرقدرت است.

تلویزیون می‌تواند خدمتی عمومی باشد در امر تسهیل و بهینه سازی فرآیند‌های سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی در تکامل فرهنگ و ارتقای آموزش و پرورش و سرگرمی و تفریح مردم.
تلویزیون جهان دومی است که خود از جهان حقیقی مایه و سرچشمه می‌گیرد که با زیستن درآن می‌توان تجارت و اطلاعاتی به دست آورد که برای زندگی حقیقی ایشان ارزشمند باشد.

نقاط قوت و ضعف تلویزیون به طور کلی:
الف)نقاط قوت: 1- تلویزیون اطلاعات زیادی را اگر چه سطحی برای مردم فراهم کرده ودسترسی به دنیایی که مردم درآن زندگی نمی‌کنند را امکان پذیر ساخته است. 2- تلویزیون افراد را قادر می‌سازد که در حیطه‌ی زندگی خود و یا خارج از فرهنگشان اطلاعات و تجارب جدیدی کسب کنند. 3- تلویزیون نقش بسیار مهمی درایجاد زمینه مشترک بین مردم جهان بوجود آورده است.
ب)نقاط ضعف: 1- تماشای تلویزیون یک فعالیت کمتر اداری است. 2- تلویزیون به ندرت تحلیل،تفکرو تعمیق مخاطب را بر می‌انگیزد. 3- برنامه‌ریزی تبلیغات تلویزیون روی پایین ترین طبقه عامه هدف‌گیری می‌شود. 4- موضوعات و مشکلات به اندازه‌ی کافی تحلیل نمی‌شوند. 5- تلویزیون برای جذب و نگهداری توجه مخاطبانش به مسایلی نظیر خشونت موضوعات مبتذل و مسایل جنسی می‌پردازد. 6- در تلویزیون می‌توان مرز بین واقعیت و تحریف را از طریق تدوین موقعیت‌های دوربین و .... از بین برد. 7- تلویزیون بیننده را از لحاظ اجتماعی منزوی می‌کند.8- تلویزیون نحوه‌ی تفکر ساده لوحانه و قالبی بودن را خواسته یا ناخواسته تشویق می‌کند.

خصوصی‌ شدن اوقات فراغت در ایران:
با تحولی که خانه بعد از انقلاب صنعتی و اطلاعاتی پیدا کرده بخش زیادی از اوقات فراغت در خانه صرف می‌شود و دیگر نیازی نیست افراد مسافت‌های طولانی را طی کنند تا به مکانی مناسب برای گذران اوقات فراغت خود برسند.
استفاده از تلویزیون ، رادیو، اینترنت ، بازی‌های رایانه‌ای مطالعه کتاب،مجله وروزنامه و حتی ورزش در خانه بسیار رواج یافته.
امروزه در بسیاری از خانه‌ها دستگاه‌های ورزشی است که افراد می‌توانند در یک اتاق به پیاده‌روی ، دو چرخه‌سواری و..... بپردازند و شرایطی چون ورزش در محیطی گسترده را تجربه کنند.
اکثر جوانان امروزه (حداقل درتهران) به رایانه‌های خانگی و شخصی دسترسی دارند آن‌ها می‌توانند در اتاق خود با چندین نفر آشنا شوند وبا آن‌ها تعامل کنند و به اطلاعات و تصاویر دورترین نقاط جهان دسترسی پیدا کنند و همچنین به بازی‌های رایانه بپردازند.
در مورد تلویزیون نیز این امر صادق است تقریباً همه‌ی خانواده‌های ایرانی در خانه‌های خود تلویزیون دارند. حتی تلویزیون علاوه بر اتاق نشیمن به آشپزخانه و اتاق‌های افراد خانواده نیز منتقل شده و بسیاری افراد حتی هنگام غذا خوردن نیز به تماشای برنامه‌های تلویزیون مشغولند.

با توجه به بررسی‌های که در شهرهای ایران انجام شده است انواع فعالیت‌های فراغت عبارتنداز:رفتن به گردش و سفر گوش دادن به رادیو دیدو بازدید تماشای تلویزیون رفتن به سینما،مطالعه،نشستن در خانه یا قهوه‌خانه، یا کافی‌شاپ ورزش و بازی، پارک و استفاده از اینترنت. درصد هر یک از این فعالیت‌های مذکوردر شهرهای مختلف ایران متفاوت است لیکن معمولاً شهرها به طور متوسط تماشای تلویزیون سهم سایر فعالیتهای فراغت را به نحو قابل ملاحظه‌ای کاهش داده و تلویزیون سهم بزرگی را در زندگی اوقات‌فراغت مردم اشغال کرده‌است.
در شهرهای سنتی ایران آن دسته از تفریحات و فعالیتهای فراغت که جنبه گروهی دارد رواج بیشتری از فعالیتهای انفرادی دارد مثل میهمانی و گردش‌های دسته‌جمعی نقش مهمی در گذران اوقات فراغت آن‌هاست در حالیکه مطالعه که یک فعالیت انفرادی است طرفداران بسیارکمتری دارد امادر شهرهای صنعتی چون تهران تفریحات انفرادی در مقایسه با شهرهای سنتی رواج بسیار بیشتری دارد.
اصولاً شیوه‌های مدرن گذران اوقات فراغت مانند رادیو،تلویزیون،سینما،اینترنت،مطالعه در شهرها بیشتر از روستاها،و در مراکز شهرستان‌ها بیش‌تر از شهرها معمول است.
درایران شیوه‌های فردی گذران اوقات فراغت به تدریج برای خود جای باز کرده است.(کبری پور صادقی ، صفحه 11)
جوانان با تلویزیون بیش از سایر هنرها روبه‌رو بوده وآن را احساس می‌کنند،لذا از طریق فهم صحیح این رسانه می‌توان آموزش صحیح وسریع سایر هنرها را تحسیل کرد.
تلویزیون در ایران:
چند سال است که با افزایش جمعیت جوان و نیاز آن‌ها به برنامه‌های مناسب تلویزیونی و نیز با گسترش شبکه‌های ماهواره‌ای که با هر ترفندی سعی در جذب و تاثیر‌گذاری برجوانان دارند. صداو سیما ایران نیز سخت‌گیری های خود در برنامه‌های سالهای اول انقلاب را کنارگذاشته و سعی در جذب مخاطب و تامین خواسته‌های آن‌ها تا حد امکان کرده است.
تلویزیون با برنامه‌های مناسبتی (در ایام نوروز،ماه رمضان،دهه فجر،دهه عاشورا،اعیاد و سوگواری‌ها)،برنامه های کمدی‌،سریال‌های که هر روز از تلویزیون پخش می‌شود (به‌ویژه فصل تابستان)،انواع مسابقه‌ها ، دعوت از خوانندگان پاپ و سنتی و هنرمندان محبوب ، پخش زنده‌ی مسابقات فوتبال و سایر ورزشها و ..... توانسته مخاطبان زیادی را جذب کند تا جایی که بسیاری افراد با داشتن ماهواره و امکان دسترسی به صدها شبکه درمواقع بسیاری تلویزیون ایران را انتخاب می‌کنند تاجایی که گاه شاهدیم با پخش یک برنامه (به دلیل طرفداران زیاد آن)به یکباره از حجم ترافیک کاسته می شود و به نظر می‌رسد افراد خود را به تلویزیون رسانده اند تا برنامه‌ی مورد علاقه‌شان را تماشا کنند و نمونه‌هایی از جمله سریال امام علی (ع)، نرگس،ترانه مادری،یا پخش زنده مسابقات فوتبال تیم ملی ایران یااستقلال و پیروزی و... از آن جمله اند.
اما سوال این است: آیا تلویزیون توانسته اوقات فراغت مردم به ویژه جوانان را به گونه‌ای مطلوب پرکند؟ و آیا جوانان بعد از سپری کردن اوقات فراغت خود با تلویزیون احساس رضایت می‌کنند؟ و سوال سوم اینکه چه انتظاری از تلویزیون دارند؟ .
در این بخش نتایج حاصل از مصاحبه با جوانان دانشجو تحلیل و سعی شده پاسخی مطلوب به این سوالات داده شود.

جدول مصاحبه ها

سوالات مصاحبه

تعریف از اوقات فراغت

ساعات اوقات فراغت در روز

چگونگی گذراندن اوقات فراغت به ترتیب اولویت

چه برنامه هایی را از طریق تلویزیو دنبال می کنید؟

انتظار شما از تلویزیون چیست؟

چه فعالیت فراغتی را دوست دارید انجام دهید؟

آیا ماهواره  یا سیدی استفاده می کنید؟

1

اوقاتی که به سرگرمی که می خواهم می پردازم.

5/2 ساعت

تماشای تلویزون- مطالعه روزنامه

سریال

شاد و مفرح کننده

ورزش هایی مثل اسکی یا اسب سوراری

سیدی فیلم را در روزه ای تعطیلات استفاده می کنم.

2

ساعاتی که فارغ از کار روزانه هستم

حدود 2 ساعت

کتاب ( رمان، داستان کوتاه)، تلویزیون، استفاده از اینترنت

کمدی، مستند تاریخی، سریال ها، فیلم های سینمایی، اخبار و فوتبال

سرگم کننده

خواندن کتاب تاریخی و استراحت

از ماهواره استفاده می کنم.

3

زمانی که فرد کار هایی را که دوست دارد انجام می دهد و یا فرصتی برای کاری که قبلا می خواسته انجام بدهد می یابد.

2 ساعت

استفاده از اینترنت، کتاب تاریخی یا روان شناسی، گاهی هم تلویزیون

سریال ها وفیلم ها

آموزنده

مطالعهی کتاب

از سیدی فیلم استفاد می  کنم.

4

فرصتی برای انجام کار هایی که دوست داریم.

حدود 1 تا 2 ساعت

تمااشی تلویزیون، استفاده از اینترنت، صحبت با دوستان، مطالعه مجله، گوش دادن به موسیقی

فیلم

جذابیت و سرگرمی

رفتن به سینما و رستوران

خیر

نتیجه :
در جمع های دوستانه ی دختران دانشکده یکی از مطالبی که طرفداران زیادی دارد ، بحث وگاه نقد برنامه های تلویزیونی است . کافیست فردای یکی از سریال های یا برنامه های پر طرفدار تلویزیونی به جمع های دخترانه که گاه در حیاط یا نمازخانه یا در کلاس ها دیده می شوند ، بپیوندید ، تا از اینکه غالب آنها به خصوص دختران تهرانی که دسترسی راحت تری به تلویزیون دارند ، این برنامه ها را دنبال می کنند ، تعجب کنید ، گویا همه اوقات فراغت آنها به تماشای تلویزیون می گذرد . هرچند این موضوع مختص دانشجویان دختر نیست ، و بالطبع تلویزیون در میان دانشجویان پسر نیز طرفدارانی دارد.
گویا مسئولین نیز ترجیح می دهند ،مردم به خصوص اوقات فراغت خود را با تلویزیون پر کنند.این موضوع را می توان با نگاهی به پروژه های میلیونی وگاه حتی میلیاردی ( مثل سریال یوسف پیامبر ) آن هم زمانی که همه کمبود بودجه را به عنوان دلیل اصلی ناتوانی در ایجاد موسسات وخدمات تفریحی ( مثل ورزشگاه ، پارک ،سینما، تئاتر و ...) می دانند .
شاید ویژگی رشته های دانشکده ی علوم اجتماعی نیز بر توجه و تمایل دانشجویان دختر به گذران اوقات فراغت خود از طریق تماشای تلویزیون دامن بزند ، به خصوص دانشجویان ارتباطات که گاه به عنوان تکلیف نیز به این برنامه ها توجه می کنند . برنامه های تلویزیون مسلما برای دانشجویان انسان شناسی و جامعه شناسی نیز بسیار جالب توجه است چراکه این برنامه ها در واقع انعکاسی از زندگی مردم و جامعه ی ایران است. ولی گذشته از ویژگی رشته های علوم اجتماعی و همپوشانی آن با رسانه های جمعی ، بسیاری از دختران دانشجو صرفا برای سرگرمی این نوع فراغت را انتخاب می کنند ، این موضوع را بخوبی می توان از مصاحبه ها فهمید . به نظر میرسد فرهنگ سرگرمی خواهی به دختران دانشجو نیز سرایت کرده ، چرا که هم در تعریفشان از اوقات فراغت و هم در انتظاری که از تلویزیون دارند ، اغلب سرگرمی را عنوان کرده اند و برنامه های مورد علاقه دانشجویان دختر سریال ها و فیلم ها بود.
دختران به لحاظ تسهیلات کمتر ومحدودیتهای بیشتری که نسبت به پسران در گذران اوقات فراغت دارند ، نارضایتی بیشتری از نحوه گذران اوقات فراغتشان دارند .
همانطور که از مصاحبه ها پیداست عده ای از مصاحبه شوندگان از شیوه گذران اوقات فراغت خود رضایت نداشتند ، اما اکثرا یا جایگزین بهتری که در دسترسشان باشد نمی شناختند یا سعی می کردن کمبودهای برنامه های تلویزیونی را با تماشای سی دی های فیلم و موسیقی یا استفاده از ماهواره پر کنند .

منابع :
-
پورصادقی حقیقت ، کبری ، اوقات فراغت دانشجویان دختر و پسر ، استاد : دکتر فرنگیس اردلان
-
سازمان ملی جوانان (1381) ، گزارشملی جوانان بررسی وضعیت اوقات فراغت جوانان ، انتشارات : موسسه فرهنگی اهل قلم .
-
قلی زاده ، شهناز ( 1381) بررسی تاثیر وسایل ارتباط جمعی ( تلویزیون ) بر اوقات فراغت نوجوانان و جوان تهران ، استاد راهنما : دکتر سید وحید عقیلی ، پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشکده روانشناسی و علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی.
-
ویلبر شرام ، جک لایل ، ادوین بی پارکر (1377) ، تلویزیون در زندگی کودکان ما ، ترجمه : محمود حقیقت کاشانی ، انتشارات سروش ، چاپ اول

 

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

مسائل فراغتی زنان خانه دار

مقدمه

 به اعتقاد جامعه شناسان فراغت تجربه ای است که فرد هنگام رهایی از الزامات کار روزانه بر اساس تمایلات و رهیافتهای شخصی و مشارکت داوطلبانه متناسب با نیاز و ذوق خود انتخاب می کند تا جسم ، فکر و شخصیت او رشد و پرورش یابد .

 

 گذران اوقات فراغت به شکل هدفمند ،‌اصولی و برنامه ریزی شده از ضروریات زندگی امروزی انسان است و دگرگونی جوامع بشری ، توجه به چگونگی بهره گیری از اوقات فراغت را از اهمیت بسزایی برخوردار کرده است .

 اگر چه همواره بیشتر توجهات به اوقات فراغت کودکان و نوجوانان بوده است، اما در این میان اوقات فراغت زنان خانه دار مسأله ای مهم و در خور توجه است . زنان پایه های اصلی شکل گیری یک خانواده سالم هستند و نقش انکار ناپذیر در حفظ سلامت روان بقیه افراد خانواده را دارند . از این نظر بسیاری از زنان خانه دار خارج از مشغله های روزانه و کار بیرون از خانه ، یا فراغتی محدود، اندک و تکه تکه دارند یا فراغت دارند اما آن را در تنهایی بدون داشتن برنامه ای از پیش اندیشیده شده می گذرانند ، برای بیشتر آنها فراغت یعنی تماشای تلویزیون یعنی فیلم و سریال در اوقات بیکاری ، یعنی خرید و بالا و پایین کردن مغازه ها. اما حکایت اوقات فراغت زنان به همین جا ختم نمی شود.

   بسیاری از زنان خانه دار از اوقات فراغت خود احساس رضایت نمی کنند. بر این اساس افسردگی هایی که دامنگیر زنان خانه دار می شود ناشی از احساس بطالت در گذران عمر است . در هر حال به اعتقاد بسیاری از کارشناسان روانشناسی اجتماعی ، زنان خانه داری که نمی توانند از اوقات فراغت و  بیکاری خود استفاده بهینه بکنند، بیشتر در معرض احساس ناامنی روانی وافسردگی قرار دارند. این نوع احساس افسردگی و ناامنی می تواند تأثیری مخرب بر خانواده بگذارد و نظام خانواده را باآسیب  جدی مواجه سازد.

  سلامت روانی زنان که غالبا دارای نقش مادری و همسری نیز هستند در سلامت خانواده و جامعه نقش موثری دارد و از آن جا که غالب آنان درگیر کارهای تکراری، بی وقفه و گاه ملال آور خانگی هستند بازآفرینی قوای جسمانی و روانی آنها از اهمیت زیادی برخوردار است. لذا هر چه اوقات فراغت زنان خانه دار با برنامه ریزی و رضایت بیشتری همراه باشد از بهداشت روانی بیشتر و روحیه شادتری برخوردار خواهند بود.

 

طرح مساله

اوقات فراغت یعنی ساعاتی که برنامه یا مسئولیتی به عهده نداریم. لحظه¬ای برای رفع خستگی جسمانی، فرصتی برای تفریح و هنگامه ای برای به خود پرداختن است. نحوه سپری کردن اوقات فراغت زنان، فارغ از مسئولیت های خانه داری، بچه داری یا شغل بیرون از خانه آن قدر جدی است که  می تواند ضامن سلامتی و شادابی زنان باشد.

  در تصویر اجتماعی یک زن، نقش او در مقام همسر و مادر از نقش زن خانه دار مجزا نیست. بازتاب های این تصویر در تبلیغات و رسانه ها به طور کلی زنان را در ترکیبی از سه نقش یادشده معرفی می کند. زنان خانه دار به هیچ اتحادیه و صنفی وابسته نیستند لذا برای اوقات فراغت و زمان بیکاری آنها هیچ گونه

برنامه¬ریزی نشده است. برخی زنان در زمان بیکاری به کلاس هایی از قبیل آشپزی، گلدوزی، شیرینی پزی یا کلاسهای کامپیوتر، زبان، رانندگی و یا باشگاه های ورزشی روی می اورند که در صورت وجود مشکلات مالی در خانواده این امکان نیز برای آنها وجود ندارد.

 زن خانه دار کالایی تولید نمی کند که از نظر اقتصادی مستقیماً دارای ارزش باشد. عملکرد اصلی اقتصادی او نیابتی است. با خدمت کردن به دیگران ، به آنان امکان می هد تا در فعالیت های مولد اقتصادی سهیم باشند. همچنین تهیه و خرید اقلام مصرفی خانواده از جمله مواد خوراکی، پوشاک و لوازم منزل بر عهده زن خانواده است. غالب زنان نیازهای خود را دراولویت آخر قرار می دهند و اگر پول یا فرصتی برای فراغت دست دهد معمولا زن خانه با از خود گذشتگی آن را درجهت رفاه بیشتر همسر یا فرزندان خود صرف می کند.

  زنان ایرانی از هر را شاید بتوان از سخت کوش ترین زنان جهان به حساب آورد. در گوشه و کنار این سرزمین هر جا که به نیروی انسانی مسئولیت پذیر و متعهد نیاز هست، می توان روی زنان حساب باز کرد.

زنان همه جا و به هر کاری که مشغول هستند، باید برای خود حق فراغت قایل باشند و به اهمیت بهره مندی از اوقات فراغت و برنامه ریزی برای آن بیندیشند. به طور معمول غالب زنان ما عادت کرده اند همواره کاری برای انجام دادن داشته باشند. این وضع به ویژه در شهرستان ها بیشتر به چشم

می خورد.

 

در این تحقیق برای شناخت چند و چون فراغت زنان خانه دار، در یک پژوهش میدانی از طریق مصاحبه با تعدادی از این زنان، میزان اوقات فراغت آنها و همچنین چگونگی گذران آن را مورد بررسی قرار دادیم.در کنار مصاحبه ها با مشاهده و با استفاده از تحقیقات پیشین به نتایجی دست یافتیم.این پژوهش در شهر تهران انجام گرفته است.

 

پیشینه تحقیق در ایران

بررسی چگونه گذران اوقات فراغت در بین بانوان اعم از خانه دار و شاغل مسئله ای است که در گذشته کمتر به آن توجه می شد. چرا که زن به عنوان موجودی در سطح پایین تر در خانواده مطرح بود. اما امروزه زن در خانواده به عنوان رکن اساسی و منسجم کننده روابط خانوادگی اهمیت بیشتری یافته است.

زمانی که مسائلی نظیر حقوق آنها و نیز شرایط و نوع زندگیشان توجه می شود به مسائل روحی و روانی و عاطفی آنها نیز باید توجه شود. از جمله مسائلی که به روان و روح انسان کمک می کند فراغتی است که پس از انجام کارهای روزمره و تکراری به  پیش می آید. اوقات فراغت و نحوه گذراندن آن، از جمله مسائلی است که امروزه در تحقیقات علوم انسانی مورد توجه قرار گرفته است.

در کشور ما تا دهه 1360 پژوهش های مشخص و مدونی در زمینه وقات فراغت انجام نگرفته است. اما از 10 سال پیش در این زمینه مطالعات جدی تری صورت گرفته است.

   وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال 1376 در شهر یزد با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان یزد طرحی را برای بررسی اوقات فراغت زنان خانه دار اجرا کرد. در این طرح چگونگی فراغت زنان خانه دار مورد مطالعه قرار گرفته است.

  تحقیق دیگری که در زمینه اوقات فراغت در ایران انجام شده مطالعه ای است که حسینی، رحیمی، آجرلو، مجیدی و روزبهانی در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک در بخش تحقیقات جمعیتی انجام داده اند. در این پژوهش به مشکلات فراغتی زنان به عنوان معضل دیرپایی که گریبان نیمی از جمعیت ایران را گرفته و برای رفع هر چه سریعتر آن باید چاره ای اندیشید اشاره شده است. از ان جایی که اولین قدم در حل هر مشکل، شناخت وضعیت موجود است این تحقیق با هدف بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت طراحی گردید.این پژوهش با روش کیفی در سال 1384 در شهر اراک انجام شد و جامعه پژوهش آن را زنان خانه دار تشکیل می دادند.

 

روش تحیق

  تعداد زنانی که مورد مصاحبه قرار گرفتند 30 نفر بود که به سبب ملاحظات روش شناختی و ضرورت تکمیل داده ها با مشاهده، عمدتا از بین آشنایان و خویشاوندان انتخاب شدند. از آن جا که بر اساس منابع نظری و پژوهشی به نظر می رسید تحصیلات عالی نقش مهمی در نحوه گذران فراغت داشته باشد با در نظر گرفتن این معیار، نیمی از زنان نمونه مورد مطالعه،دارای تحصیلات عالی(لیسانس) و بقیه فاقد تصیلات دانشگاهی و دارای تحصیلات دیپلم و زیر دیپلم بودند.

پرسش های این تحقیق عبارتند از:

-    میزان فراغت زنان خانه دار مورد مطالعه چقدر است؟

-    زنان خانه دار ، اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانند؟

-    فراغت زنان خانه دار بیشتر درون خانگی است یا برون خانگی؟

-    زنان مورد مطالعه در زمینه اوقات فراغت با چه مسایل و مشکلاتی مواجه هستند؟

 

یافته های پژوهش

  بر اساس یافته های این پژوهش، اوقات فراغت زنان مورد مطالعه بین 3 تا 8 ساعت در شبانه روز بیان شده است. اکثر آنها عنوان کردند که بیشتراوقات فراغت خود را با تماشای تلویزیون، صحبت تلفنی با دوستان و رفتن به خرید سپری میکنند و ورزش، مطالعه و فعالیتهای اجتماعی کمترین نقش را در گذران اوقات فراغت آنان دارد.

  با این همه، غالب این زنان از اوقات فراغت خود رضایت نداشتند و برخی از آنها نیز دچار احساس بطالت و افسردگی بودند.  یکی از این زنان می گوید:

   «آپارتمان کوچکی داریم، دوسال است که ازدواج کرده ایم و در این مدت چون خانواده هایمان در شهرستان هستند من ارتباطی با افراد دیگر ندارم.هنگامی که همسرم به سرکار می رود به انجام کارهای خانه می پردازم اما کار زیادی ندارم بنابراین یا می خوابم یا تلویزیون تماشا می کنم. گاهی حتی تلویزیون را خاموش می کنم و در تنهایی خود گریه می کنم. فاصله خانه ما تا کتابخانه دور است و من نیز انگیزه ای برای رفتن به بیرون ندارم. احساس می کنم خیلی تنها هستم. میخواهم بچه دار شوم تا از تنهایی دربیایم.»

 

  اگرچه کودک بسیاری از زمان های تنهایی یک مادر را پر می کند اما خلاءهایی که این زن بر اثر تنهایی دارد با فراغتی برنامه ریزی شده برطرف می شود.   یکی دیگر از زنان مورد مطالعه درباره پرکردن اوقات فراغت خود می گوید

  :«ما زنها چون سرکار نمی رویم، به پخت و پزو شستشو می پردازیم. رسیدگی به کار بچه ها و همسرمان کار ما هست، اما این کار هرگز به حساب نمی آید. چرا که بی مزد و منت هست. هیچ برنامه ای برای ساعات بیکاری نداریم. تمام کار ما شده صحبت تلفنی که آن هم مدام غیبت کردن است.»

 

  غالب زنان خانه دار مورد مطالعه با وجود دارا بودن تحصیلات دانشگاهی برنامه مشخصی جهت گذراندن اوقات فراغت خود ذکر نکردند.  علی رغم تمام کاستی هایی که در برنامه های تلویزیونی وجود دارد نسبت بالایی از زنان مورد مطالعه اظهار کردند که وقت فراغت خود را به تماشای تلویزیون می گذرانند. گوش کردن به موسیقی و رفتن به پارک و فضای سبز نزدیک خانه هم از سایر علاقه مندی های زنان خانه دار است.

 زهرا زن دیگری است که با او مصاحبه کردیم وی 25 ساله است و8 سال قبل ازدواج کرده، زمانی که از او درباره اوقات تنهایی و فراغت می پرسیم می گوید:

  «من شاغل بودم اما زمانی که بچه دار شدم کارم را کنار گذاشتم و به رسیدگی به او پرداختم. هنگامی که مشغول کار بودم روحیه سرزنده تری داشتم اما اکنون دچار افسردگی شده ام. صبح ها تا پاسی از روز می خوابم چون همسرم هم ناهار به خانه نمی آید. انگیزه ای برای کارها و انجام دادن آنها ندارم. وقتی تنهایم یا به پارک می روم و یا با تلفن با دوستانم در ارتباطم. خرید هم یکی دیگر از تفریحات من است. اما از این کارها خسته شده ام و دلم می خواهد برنامه مدون تری داشته باشم.»

 

    مصاحبه ها و گفتگوهایی که با زنان خانه دار انجام گرفت نشان می دهد که مساله استفاده بهینه از اوقات فراغت یکی از مسائل مهم در زندگی این زنان است که متاسفانه کمتر به آن توجه می شود.

 زنان خانه دار جامعه ایران برای تفریح و بازآفرینی قوای خود با محدودیتهایی روبرو هستند که گاه آنها را مجبور به خانه نشینی میکند. امن نبودن محیط پارکها برای زنان و یا تعصباتی که بعضی مردان بر همسران خود دارند و همچنین مشغله هایی که کودکان و همسران برای آنها ایجاد می کنند همگی باعث خانه نشینی زنان می شود.

   انزوای زن خانه دار تاکیدی است بر تفاوت او با دیگر کارگران. کارگران از حقوقی برخور دارند که زنان خانه دار از آن محرومند ساعات کار کارگران مشخص است و اوقات را از کار تعطیلند و به فراغت می پردازند در حالی که زنان خانه دار از این تعطیلات و دوری از فضای کار محرومند.

 

جمع بندی و نتیجه گیری

آمیختگی ترتیبات سنتی و مدرن زندگی و به ویژه مشکلات معیشتی، باعث شده که ما ایرانیان امروزه اوقات فراغت کمتری داشته باشیم ولی در این میان زنان خانه دار دچار مسائل فراغتی بیشتری هستند. شاید علت عمده آن باورهای فرهنگی سنتی باشد که از گذشته در جامعه و خانواده ایرانی وجود داشته است. باورهایی که بر اساس آن جای زن درخانه و مهم ترین مسئولیت او خانه داری، بچه داری و شوهرداری است و برای سعادت افراد خانواده و حفظ بنیان آن ،اوست که همیشه باید از خودش و نیازهای خودش بگذرد. از طرف دیگر ورود اندیشه های نوگرایانه، مقبولیت و مشروعیت این باورها و این شیوه از زندگی را زیر سوال برده و افق های جدیدی در پیش روی زنان ایرانی گشوده است. بنابراین اولین قدم در جهت رفع مشکلات فراغتی این قشر وسیع از جامعه،باز اندیشی در باورهای سنتی و رفع تبعیض های جنسیتی، مشارکت بیشتر زن در فعالیت های اجتماعی و حضور بیشتر مرد در کارهای مربوط به خانه و خانواده است.

 اما گذشته از این، گذران بهینه اوقات فراغت زنان خانه دار مستلزم برنامه ریزی های دقیق اجتماعی و ایجاد امکانات فیزیکی است.ایجاد امکاناتی برای ورزش، مطالعه و فعالیتهای اجتماعی می تواند هم به رفع مشکلات فراغتی این قشر از زنان کمک کند و هم جامعه را از توانمندی های نهفته آنها منتفع سازد.

   زنان خانه دار خارج از مشغله های روزانه ساعت های بسیاری را در تنهایی خود بدون داشتن

برنامه ای از پیش اندیشیده شده می گذرانند. غالب این زنان زمانی که وقت خود را بدون استفاده بهینه سپری می کنند، نوعی احساس ناخشنودی، نارضایتی و خستگی مزمن در آنان پدید می آید که آسیبهای فراوانی به دنبال دارد.

زنی که در فراغت های تکه تکه خود و در لحظات تنهایی امکانی برای تفریح و بازپروری جسمی و روانی نداشته باشد، خواه ناخواه مادری افسرده و همسری بی حوصله می شود. در تحقیقات انجام شده و مصاحبه هایی که با زنان مختلف انجام گرفت معلوم شد که فراغت در بین زنان خانه دار حتا در زنان دارای تحصیلات عالی دچار کاستی و سردرگمی است. فراغت در بین این زنان خرید، رفتن به آرایشگاه و گذراندن اوقاتی در آنجا، رفتن به پارک و یا سرگرمی با کودکان تعریف شده است. امکانات کم و محدودیت های اجتماعی و فرهنگی و مهم تر از همه نوع کارخانگی به خصوص بجه داری، امکانی برای فراغت های اندیشیده، هدفمند و سازنده که روحیه فرد را شاد و انگیزه او را برای بهتر شدن و بهتر زیستن افزایش می دهد به زنان نمی دهد .

  برای از میان بردن این محدودیت ها و شرایط بر جامعه، مسئولین باید فضاهایی را ایجاد کنند تا زنان و خانواده هایشان از اطمینان لازم برخوردار شوند. فضاهایی که کارهای جدید به زنان بیاموزد. کارهایی متفاوت از خانه داری و آشپزی. زنان باید در این مکان ها خلاقیت خود را شکوفا سازند.

اوقات فراغت، اوقات کار

خورشیدچهر

ناصر فکوهی

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

دختران جوان و آسیب‏های فراغتی (2)

بخش دوم
6 - 
روش پژوهش
مطالعات انجام شده در این تحقیق به دو روش اسنادی و پیمایشی به شرح زیر انجام شده است:
جهت آشنایی با نظریه ها و تحقیقات انجام گرفته در خصوص موضوع تحقیق، در بخش ابتدایی تحقیق از روش اسنادی یا کتابخانه‌ای استفاده شده است

، در این مرحله با مطالعات مقدماتی و اکتشافی  به تدوین مبانی و چارچوب نظری طرح، مفهوم‌سازی و شاخص‌سازی و ارائه مدل تحلیلی اقدام شده است و بدین ترتیب مقدمات لازم برای ورود به مرحله بعدی پژوهش یعنی مرحلة پیمایشی آماده گردید.
تکنیکهای مورد استفاده در روش پیمایشی مصاحبه اکتشافی و پرسشنامه بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه در این تحقیق، دختران جوان دانشجو (24-18 سالة) ساکن تهران هستند که در در سال تحصیلی 86-1385 در دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بوده اند.در این تحقیق نمونه مورد مطالعه، با روش نمونه گیری خوشه‌ای از بین دانشکده های این دانشگاه، چهار دانشکدة « پیراپزشکی»، « پرستاری- مامایی»، « علوم اجتماعی» و «علوم پایه» انتخاب گردید. حجم جامعة آماری که شامل دختران دانشجوی این دانشکده ‌ها در مقطع کارشناسی بوده، 2612 نفر بوده است. حجم نمونه در پژوهش حاضر از طریق فرمول کوکران محاسبه شده و معادل 180 دانشجو بوده است و با تعداد دانشجویان دختر در هر دانشکده تناسب دارد.
در این پژوهش پیش آزمون با 33 پرسشنامه انجام شده و سنجش پایایی پژوهش، از طریق ضریب آلفای کرونباخ  انجام گرفته است. به‌علاوه برای انحای گذران اوقات فراغت که متغیر وابسته تحقیق را تشکیل می دهد و در قالب یک مقیاس چند گویه ای سنجیده شده، تحلیل عاملی  انجام شد و گویه های مرتبط با آن بر روی دو عامل  مجزا بار شد با توجه به نحوه نمره گذاری، آنها را آسیب‌زا و غیرآسیب‌زا نام نهادیم. داده ها در دو بخش توصیفی، و تبیینی- استنباطی مورد تحلیل قرار گرفته است. فرضیه های تحقیق از طریق تحلیل عاملی، ضرایب همبستگی، جداول تقاطعی و رگرسیون چند متغیری مورد سنجش قرار گرفته است.

یافته های تحقیق
   
نتایج جداول تقاطعی نشان می‏دهد رابطه نحوه گذران اوقات فراغت با سن، رشته و عملکرد تحصیلی معنا دار نبوده و لذا تایید نشده است. همچنین رابطه متغیر وابسته با خود پنداره ضعیف بوده و تایید نشده است.
   
رابطه نحوه گذران اوقات فراغت با گرایش به خود آرایی؛ با ضریب همبستگی 26/0 و سطح معناداری 0.001 نشانگر رابطه مثبت بین دو متغیر بوده و نشان می دهد هر چه گرایش به خود آرایی افزایش می یابد نحوه گذران اوقات فراغت فرد آسیب زا تر می‏شود.
     
بین سبک  خرید و مصرف و نحوه گذران اوقات فراغت رابطه معکوسی دیده میشود به این ترتیب که هر چه معیارهای مدگرایانه درخرید پوشاک بیش تر باشد نحوه گذران اوقات فراغت فرد آسیب زاتر است و این رابطه با ضریب همبستگی 25/0 تایید شده است. همچنین میزان رضایت از زندگی با نحوه گذران فراغت رابطه ای ندارد؛ جدول دوبعدی مبین رابطه این دو متغیر، حاکی از یک رابطه ضعیف( با ضریب همبستگی12/0) است که به لحاظ آماری نیز معنادار نیست.
      
نحوه گذران اوقات فراغت با میزان در آمد شخصی قابل مصرف در ماه؛ دارای همبستگی بسیار ضعیفی بوده(066/0) و تایید نشده است. همچنین وجود رابطه بین میزان کنترل و نظارت خانواده و نحوه گذران اوقات فراغت رد شده است. میزان ارتباط صمیمی در خانواده نیز با  نحوه گذران اوقات فراغت  رابطه ای نداشته است.
    
رابطه میزان اطلاع خانواده از نحوه گذران اوقات فراغت، با نحوه گذران اوقات فراغت در جداول دو بعدی تایید نشده اما در تحلیل های رگرسیونی که در آن تاثیر سایر متغیرها کنترل شده؛این متغیر نشان دهنده تاثیری قابل توجه و معنادار است.
    
تاثیر پایگاه اجتماعی-اقتصادی خانواده و میزان همراهی خانواده در اوقات فراغت بر نحوه گذران فراغت تایید نشده است. از این گذشته رابطه نگرش به رابطه با جنس مخالف؛با نحوه گذران اوقات فراغت دارای ضریب همبستگی 22/0بوده و از لحاظ آماری دارای سطح معناداری بالای003/0 است. به عبارت دیگر هر چه نگرش به رابطه با جنس مخالف مثبت تر می‏شود نحوه گذران اوقات فراغت به شکل آسیب زا تمایل پیدا می کند.
   
ضریب همبستگی بین  میزان حضور پسر ها در مهمانیهای دوستانه و نحوه گذران فراغت برابر با 0.316 و سطح معناداری آن 0.001 است که رابطه مثبتی را بین این دو متغیر نشان می دهد به این معنی که هرچه میزان حضور پسر ها در مهمانیهای دوستانه دختران بیشتر باشد نحوه گذران اوقات  فراغت آسیب زا تر است.
          
همچنین رابطه بین دو متغیر نوع استفاده از ماهواره و نحوه گذران فراغت دارای ضریب همبستگی0.268 وسطح معناداری 0.001 بوده و تایید شده است. یعنی هر چه در استفاده از ماهواره  فرد به کانال های شو و مد علاقه بیشتری نشان داده، نحوه گذران اوقات فراغت  او آسیب زاتر بوده است.
        
متغیر گرایش دینی با نحوه گذران فراغت دارای همبستگی معکوس و ضریب همبستگی 244/0 و سطح معناداری 01/0 بوده است بدین معنی که هر چه میزان پایبندی افراد به دین افزایش می یابد نحوه گذران اوقات فراغت آنها سالم تر می‏شود و با کاهش میزان دینداری نحوه گذران اوقات فراغت به سوی آسیب زایی میل می کند.
   
پس از بررسی جداول دو بعدی، توسط رگرسیون چند متغیری، تاثیر خالص متغیرهای مستقل بر نحوه گذران فراغت را استخراج و با یکدیگر مقایسه کردیم. طبق جدول رگرسیونی نهایی از میان متغیر های مؤ ثر بر متغیر وابسته تنها سه متغیر«میزان اطلاع خانواده از نحوه گذران فراغت» با ضریب رگرسیون استاندارد279/0- ؛«نگرش به رابطه با جنس مخالف»  با ضریب رگرسیون  استاندارد 284/0  و«گرایش به خودآرایی»  با ضریب رگرسیون استاندارد352/0  با نحوه گذران فراغت، رابطه معناداری را نشان می دهند و تاثیر بقیه متغیرها بر متغیر وابسته ناچیز بوده یا اساسا معنادار و قابل تعمیم به جامعه آماری نبوده است.
 
پاسخگویی به پرسشهای تحقیق
پس از بررسی نتایج و داده های بدست آمده از پرسشنامه اکنون می توان به پرسشهای تحقیق پاسخ گفت :
1-
فراغت در ذهن دختران مورد مطالعه اساساً چه معنایی دارد؟
براساس نتایج تحقیق، اساساً فراغت در ذهن دختران مورد مطالعه چهار معنای مختلف داشته است. برای 34 درصد یعنی یک سوم این دختران، فراغت به معنای سرگرمی و تفریح بوده،22درصد یعنی حدود یک چهارم آنان فراغت را به معنای استراحت دانسته اند و 22درصد نیز فراغت را به معنای گذران وقت آزاد به شکل هدفمند  و رضایت بخش یعنی با برنامه ریزی قبلی و برای نیل به یک هدف خاص ابراز کرده اندو در نهایت 21 درصد پاسخگویان نیز فراغت را معادل  وقت آزاد یا بیکاری یعنی زمانی که فرد فارغ از هر نوع مسئولیتی است بر شمرده اند.
با توجه به پاسخهای فوق اکثریت پاسخگویان فراغت را به معنای تفریح و سرگرمی دانسته اند و در مجموع حدود77 درصد دختران مورد مطالعه از فراغت معنایی انفعالی و توام با بیکاری، استراحت و تفریح در ذهن دارند. نتایج فوق حاکی از آن است که اکثریت پاسخگویان (77درصد) به اوقات فراغت به عنوان زمانی برای فعالیتهای هدفمند که در کنار سرگرمی و لذت می تواند باعث تعالی آنها در زمینه های مختلف هنری ؛ورزشی؛ علمی و ...... شود نگاه نمی کنند و معمولا برنامه ریزی قبلی برای گذران اوقات فراغت خود ندارند.
2-
میزان فراغت دختران مزبور چقدر است و آن را چگونه سپری می کنند؟
حدود 40 در صد از پاسخگویان فراغت روزانه خود را 4-2 ساعت و 35 در صد از آنها کمتر از 2 ساعت ذکر کرده اند. 15 در صد از پاسخگویان  نیز اوقات فراغت روزانه شان بیش از 4 ساعت ذکر شده است.
3-
در فعالیتهای فراغتی دختران جوان چه الگوهای عمده‏ ای وجود دارد؟
با تحلیل عاملی  گویه های جدول فعالیتهای فراغتی پاسخگویان به دو گروه فعالیت های آسیب زا و غیر آسیب زا تقسیم شدند. در نتیجه الگوهای عمده فراغتی مورد بررسی در تحقیق فوق عبارتند از سالم ، نسبتا سالم و نسبتا آسیب زا و  کاملا آسیب زا .
4-
در این الگوهای فراغتی میزان  آسیب زا یی چقدر است؟
نتایج تحقیق حاکی از آن است که اگر چه در گذران اوقات فراغت دختران دانشجوی پاسخگو، الگوهای فراغتی آسیب زا وجود دارد، اما هیچکدام از پاسخگویان دارای الگوی فراغتی کاملا آسیب زا نیستند، و تنها 6 در صد آنان الگوی فراغتی نسبتا آسیب زا دارند و در مقابل81 در صد پاسخگویان دارای الگوی فراغتی نسبتا سالم و 12 در صد  آنان دارای الگوی فراغتی کاملا سالم بوده اند.
5-
عوامل فردی مؤثر بر اوقات فراغت دختران مورد مطالعه کدامند؟
طبق نتایج حاصل از روابط متقاطع و جداول دو بعدی ، بین متغیرهای سن، رشته تحصیلی ، عملکرد تحصیلی، خود پنداره، در آمد شخصی فابل مصرف در ماه با نحوه گذران اوقات فراغت همبستگی مشاهده نشد یا میزان همبستگی بسیار کم و قابل چشم پوشی بود در عوض میان گرایش به آرایش، سبک خرید و مصرف پوشاک ، نگرش به رابطه جنس مخالف، میزان حضور پسرها در مهمانیهای دوستانه و استفاده آسیب زا از ماهواره همبستگی مثبت و میان  میزان پایبندی به دین و نگرش منفی به رابطه با جنس مخالف همبستگی منفی و رابطه معکوس مشاهده گردید
6-
عوامل خانوادگی مؤثر بر اوقات فراغت دختران مورد مطالعه کدامند؟
با بررسی نتایج بدست آمده از جداول دو بعدی مبین روابط متقاطع بین متغیرهای عوامل خانوادگی با نحوه گذران اوقات فراغت می توان اظهار کرد:
بین میزان کنترل ونظارت خانواده؛ میزان ارتباط عاطفی در خانواده، پایگاه اقتصادی، اجتماعی خانواده و میزان  همراهی خانواده در گذران اوقات فراغت فرد  با متغیر وابسته همبستگی معنا داری وجود ندارد و  رابطه معنادار بین متغیرهای مربوط به عوامل خانوادگی با نحوه گذران اوقات فراغت تنها متغیر اطلاع خانواده از نحوه گذران اوقات فراغت فرد را شامل می‏شود.
5-    
چه عواملی بیشترین تأثیر را بر نحوه آسیب زای گذران اوقات فراغت دختر جوان دارند؟ برای پاسخگویی به این پرسش علاوه بر جداول دوبعدی که صرفا همبستگی دو متغیر را نشان می دهند و نه رابطه علی و خالص میان متغیرها را، از رگرسیون چندمتغیری استفاده کردیم تا روابط خالص و علی متغیرهای مستقل را  با متغیر وابسته استخراج و میزان تاثیر عوامل پیش بینی شده در مدل نظری تحقیق را با یکدیگر مقایسه کنیم.بر اساس نتیجه رگرسیون چندمتغیری از بین متغیرهای مستقلسن، عملکرد تحصیلی، خود پنداره یا برداشت از خود، ارزش ها و نگرش ها(در مورد رابطه با جنس مخالف و نیز در موردآرایش) میزان رضایت از زندگی، میزان درآمد قابل مصرف در ماه، میزان پایبندی به دین، نوع استفاده از ماهواره (که در زمره ویژگی های فردی جای دارند) و میزان اطلاع خانواده از نحوه گذراندن اوقات فراغت، میزان کنترل و نظارت خانواده، میزان همفکری بین اعضای خانواده، میزان روابط عاطفی در خانواده و پایگاه اقتصادی، اجتماعی خانواده (که در مقوله ویژگی های خانوادگی جای می گیرند )، سه متغیر میزان اطلاع خانواده از نحوه گذران فراغت( با ضریب رگرسیون استاندارد279/0-)، نگرش به رابطه با جنس مخالف(با ضریب رگرسیون استاندارد284/0) و نگرش به  آرایش( با ضریب استاندارد352/0)  ، رابطه ای معنادار با متغیر وابسته "نحوه گذران اوقات فراغت" داشتند.     به عبارت دیگر می توان اظهار داشت ارزش ها و نگرشهای دختران مورد مطالعه  و میزان اطلاع خانواده آنها از نحوه گذران فراغت شان بیشترین تاثیر را در نحوه گذران  اوقات فراغت آنان دارد. بدین معنی که هرچه نگرش آنان به رابطه با جنس مخالف مثبت‏تر و گرایش آنان به خودآرایی بیشتر و میزان اطلاع خانواده از نحوه گذران فراغت آنان کمتر باشد، گذران اوقات فراغت به شکل آسیب زا در آنان  بیشتر می شود.

 نتیجه‏گیری
  
در چارچوب نظری تحقیق که عمدتا بر اساس دیدگاه کنش متقابل نمادین و خصوصا بر پایه نظرات پیر بوردیو نگاشته شده ا ست؛ نحوه گذران ا وقات فراغت افراد از طرفی متاثر از عوامل فردی و از طرف دیگر تحت تاثیر شرایط خانوادگی بیان گردیده ا ست ؛ با توجه به نتایج بدست آمده نهایتا دو عامل فردی(نگرش به رابطه با جنس مخالف ونگرش به میزان خود آرایی) و تنها یک عامل(میزان اطلاع خانواده از نحوه گذران اوقات فراغت) از شرایط خانوادگی تاثیر واقعی بر متغیر وابسته را نشان دادند وبقیه عوامل هرچند که در جداول دو بعدی دارای ارتباط و همبستگی بودند در رگرسیون ارتباط معناداری را نشان نمی دهند و این موضوع مؤید این مطلب است که نحوه گذران اوقات فراغت دختران جوان علاوه بر خانواده می تواند تحت تاثیر عوامل دیگری مانند دانشگاه؛رسانه ها و فرهنگ وارداتی غربی هم که دایما از طریق کالاهای مادی و غیرمادی  مستقیم و غیر مستقیم تبلیغ می شود،قرار داشته باشد .

فهرست منابع فارسی
        
اباذری ، یوسف، حسن چاووشیان (1381) . از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی رویکردهای نوین در تحلیل جامعه شناختی هویت اجتماعی . دو فصلنامه علمی پژوهشی نامه علوم اجتماعی ، شماره مسلسل 20، پاییز و زمستان
       
ابوت، پاملا،کلر والاس (1385) جامعه شناسی زنان. منیژه نجم عراقی، تهران، نشر نی
       
اردلان ، فرنگیس (1352) جامعه شناسی اوقات فراغت (جزوه). دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی
      
استریناتی ، دومینیک (1384) مقدمه ای بر نظریه های فرهنگ عامه، ثریا پاک نظر، چاپ دوم، انتشارات گام نو، تهران
      
اسدی ، علی (1350) فراغت و تعاریف و دید ها . سمینار ملی رفاه اجتماعی، سازمان برنامه و بودجه، کمیته گذران اوقات فراغت، 18-22 اسفند
     
اسدی ، علی (1350) تعاریف فراغت و دیدگاههای آن، سمینار ملی رفاه اجتماعی، سازمان برنامه و بودجه کمیته گذاران اوقات فراغت ، تهران
   
اشرف الکتابی ، منوچهر (1379) بررسی تغییرات نحوه گذران اوقات فراغت در خانواده های شهر تهران طی سه نسل ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی
    
     
انصاری مهابادی، فرشته (1382) اوقات فراغت و شکل گیری شخصیت فرهنگی ،نمونه موردی دو دبیرستان دخترانه شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی
     
ایمانی جاجرمی ،حسین (1376) اوقات فراغت و زندگی اجتماعی ، روزنامه همشهری، سال پنجم ، شماره 1299 ، 18 تیر : 6
    
برازنده، علیرضا (1376) بررسی عوامل موثر بر چگونگی گذران اوقات فراغت کارمندان بانک مرکزی جمهوری اسلامی ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده علوم اجتماعی
   
بهرام، عباس (1376) بررسی چگونگی گذران اوقات فراغت دانش آموزان رزمنده با تأکید بر فعالیتهای ورزشی ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس
     
بهنام ، جمشید (1348) مقدمه ای بر جامعه شناسی ایران ، انتشارات خوارزمی ، تهران
   
بهنام، جمشید (1348) تطور کار و فراغت ، فرهنگ و زندگی، شماره اول 47-60
    
تور کیلدسن ، جرج (1382) اوقات فراغت و نیازهای مردم، عباس اردکانیان، انتشارات نوربخش ، تهران
    
خسرو شاهی ، فرامرز (1355) اوقات فراغت و تفریح،رساله دکترا، دانشگاه تهران
    
دانشور، محمد صادق (1375) گذران اوقات فراغت، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی
   
دبیرخانه شورای عالی جوانان (1374) چگونگی گذران اوقات فراغت جوانان ، انتشارات اهل قلم، تهران
  
دوس، دی، ای (1376) روش پیمایشی در تحقیق اجتماعی، مریم رفعت جاه و رخساره کاظم، ، نشر مرکز ملی مطالعات و سنجش افکار عمومی، تهران
  
دو مازیه، ژوفر (1352) مقدمه ای بر جامعه شناسی فراغت ، علی اسدی، فرهنگ و زندگی ، شماره 12 ، پاییز
 
دو مازیه، ژوفر (1352) زمان فراغت از دیدگاه تاریخی و جامعه شناسانه، م ، آدینه، فرهنگی و زندگی، شماره 12، پاییز : 13- 23
 
رابرتسون ، جرج (1378) آینده کار ،مهدی الوانی و حسن دانایی فرد ، چاپ اول، نشر نی ، تهران
 
رفعت جاه، مریم (1386) جنسیت و اوقات فراغت ،سمینار معماری کلان اوقات فراغت در تهران، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی، اردیبهشت 86
    
روحانی ، لطیف (1382) زن ایرانی و اوقات فراغت ، روزنامه اطلاعات، 8 مهر ماه : 10
    
ساروخانی ، باقر (1375) در آمدی بر دایره المعارف علوم اجتماعی، جلد دوم، انتشارات کیهان، تهران
   
ستوده ، هدایت ا... (1383) آسیب شناسی اجتماعی ، چاپ یازدهم، انتشارات آوای نور، تهران
    
سعیدی ، علی اصغر (1383) تحول مفهوم فراغت  ، فصلنامه مطالعات جوانان، شماره 6
   
سعیدی رضوانی ، نوید (1373) شهرداریها و اوقات فراغت شهروندان، گروه مطالعات و برنامه ریزی شهری، وزارت کشور
    
سلگی، محمد، بهرام صادق پور و همکاران (1382) بررسی وضعیت اوقات فراغت جوانان ،پژوهش و تحقیق سازمان ملی جوانان، گزارش ملی جوانان، انتشارات اهل قلم، تهران
   
شفیعی، سمیه سادات (1383) میزان رضامندی زنان از چگونگی گذران اوقات فراغت ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علامه طباطبایی
   
شکوری ، علی (1385) تمایز پذیری و هویت اجتماعی مبتنی بر مصرف ، مطالعه موردی شهر تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران
   
شیخاوندی، داور (1379) جامعه شناسی انحرافات، نشرمرندیز ، تهران
   
صدیق سروستانی، رحمت ا... (1385) آسیب شناسی اجتماعی، چاپ دوم، انتشارات آن، تهران
   
صرفه جو، علی اصغر (1382) نیاز به تفریح ، آشنای خانواده، سال دوازدهم ، شماره 94
    
صیادی فر، سمیه (1385) برنامه های اوقات فراغت تولید فرهنگ می کند، روزنامه اعتماد، شماره 1092 ، پنجشنبه 31 فروردین : 8
    
طهماسیان، پری و دیگران (1379) زنان و اوقات فراغت ، نشر یاسمن
   
عبداللهی ، محمود (1383) آسیبهای اجتماعی و روند تحول آن در ایران ، مجموعه مقالات دومین همایش ملی آسیب های اجتماعی در ایران خرداد 81، جلد یک، تهران
   
عصاره، علیرضا (1377) خانواده و ضرورت توجه به اوقات فراغت فرزندان، پیوند ، شماره 29 : 657-662
    
فاضلی نیا، فرزانه، (1380) نقش خانواده و مدرسه در آسیب زایی اجتماعی، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا
    
فرج الهی ، نصرت ا... (1373) بررسی جایگاه تربیت بدنی در گذران اوقات فراغت دانشجویان ، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران
   
فرجاد، محمد حسین (1378) آسیب های شناسی اجتماعی و جامعه شناسی انحرافات، انتشارات بدر، تهران
    
فکوهی، ناصر . فرشته انصاری مهابادی (1382) اوقات فراغت و شکل گیری شخصیت فرهنگی ، دو فصلنامه علمی پژوهش نامه انسان شناسی ، دوره اول، شماره چهارم، پاییز و زمستان
    
کاظمی ، عباس (1384) معنا و کارکرد نوین مصرف، روزنامه ایران، شماره 3337 ، 22 آذر : 10
     
کوهستانی ، حسینعلی ، علی اصغر خلیل زاده (1378) پژوهشی در اوقات فراغت و راههای بهره وری از آن ، چاپ اول، نشر تیهو، مشهد
    
کیویستیو ، پیتر (1378) اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی ، منوچهر صبوری، نشر نی ، تهران
    
گرجی ، مهدی (1381) اوقات فراغت در اسلام، نشر پیام عترت، تهران
     
گیویان، عصمت (1375) زنان و تعطیلات ، پیام زن ، سال 5 ، شماره 2 ، اردیبهشت 75 : 26-30
     
گرت ، استفانی (1382) جامعه شناسی جنسیت، کتایون بقایی، چاپ دوم، نشر دیگر ، تهران
    
محمدی، زهرا (1383) بررسی آسیبهای اجتماعی زنان در دهه (80-1370)، نشر روابط عمومی شورای فرهنگی – اجتماعی زنان تهران
   
مساواتی آذر، مجید (1374) آسیب شناسی اجتماعی ایران، انتشارات نوبل، تبریز
   
معلم، سید مرتضی (1356) نقش مؤسسات فراغتی در گذران اوقات فراغت جوانان شهرستان شهسوار، پایان نامه کارشناسی، دانشگاه تهران، دانشکده علوم اجتماعی
    
نجم عراقی ، لعیا (1384) جایگاه جنسیت در دنیای فراغت، روزنامه شرق ، 25 تیر ماه 84 : 21
    
نوابی نژاد ، شکوه (1379) رفتارهای بهنجار و ناهنجار نوجوانان و راههای پیشگیری و درمان، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، تهران
       
وحیدا، فریدون، رسول ربانی و همکاری (1383) رابطه پایگاه اقتصادی اجتماعی مصرف کالاهای فرهنگی، فرهنگ اصفهان، شماره 27 و 28، بهار و تابستان : 25-37
    
هی وود، لس و همکاران (1380) اوقات فراغت ، محمد احسانی ، نشر امید دانش ، تهران

فهرست منابع لاتین

       Furlong , A& Cartmel . (1997) Leisure and life style in young people and social chang , open university press : USA
        Green , (ed) (1990) . Womens leisure , whats leisure , Macmillan press: London
       Hargreaves , j (1989). The promise and problems of womens leisure and sprot , leisure for leisure , venture publishing : state collage
       Jones , j . Brain et al. (1995) Sociology , micro , macro and mega structures , New york: Harcourt Brace college Pub.

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

        فراغت در معنای جدید آن پدیده ای است ‌تازه که در اثر صنعتی‏شدن و شهر نشینی بوجود آمده و آن را نمی‌توان با بیکاری قرون گذشته مقایسه کرد. در این معنا اوقات فراغت  زمانی است که در آن شخص آنگونه که می‌خواهد عمل می‌کند و در آن الزامی وجود ندارد در نتیجه با نوعی طیب خاطر و رضایت سپری می‌شود . از این رو اوقات فراغت را می‌توان مهمترین و دلپذیرترین اوقات انسان دانست این اوقات ممکن است که برای عده‌ای متضمن تعمق و تفکر و ساختن و ابداع باشد و برای عده‌ای بیشتر شامل بازآفرینی قوای جسمی و روانی و برای برخی دیگر صرفا شامل سرگرمی و تفریح باشد.
        
فعالیتهای اوقات فراغت امروزه از چنان اهمیتی برخوردار است که حتی از آن به مثابة آیینة فرهنگ جامعه یاد می‌کنند به این معنی که چگونگی گذران اوقات فراغت افراد یک جامعه تا حد زیادی معرف ویژگیهای فرهنگ آن جامعه است. با ارتقاء ارزش فراغت ارزشهای مارکس و ریکاردو در زمینه اهمیت کار و جایگاه تولیدی در شکل دهی به شخصیت و هویت انسان کمرنگ شده است. در گذشته فراغت کم و بیش با بیکارگی و بی‌مصرفی همراه بود و مادر تمام شرها محسوب می شد. اما امروزه فراغت مبنای یک اخلاق جدید مبتنی بر نیک بختی است کسیکه از اوقات بیکاری خود استفاده نمی‌کند یا نمی‌تواند از آن بهره‌مند شود دیگر کاملاً ‌انسان شمرده نمی‏شود بلکه موجود عقب مانده‌ای میان حیوان و انسان به شمار میآید (اسدی به نقل از دو مازیه، 1352: 26).
      
در هر حال انسان به علت تفاوت ماهویش با سایر موجودات حتی در ساده‌ترین اشکال زندگی به فرصتی خارج از زندگی روزمره‌اش نیاز دارد تا در این فرصت بسیاری از کنجکاویها، تنوع طلبیها و نیازهایش را ارضا کند و این فرصت که آن را زمان فراغت می‌گوییم در بازپروری انسانها نقش به سزایی دارد.  در گذران اوقات فراغت ،‌ سن ، طبقه اجتماعی- اقتصادی،‌گرایش مذهبی و ‌جنسیت باعث ایجاد مرزبندی ها و تفاوت‏هایی می‌شود دراین میان بنظر می‌رسد سن بر نحوة گذران اوقات فراغت افراد مختلف تاثیر مهمی دارد.از آنجایی که در جامعه ما نسبت جوانان بالا است در مورد این قشر جنبه های آسیبی هم بیشتر مطرح می‌گردد. به همین علت در این پژوهش سعی ما بر این بوده که نحوة گذران اوقات فراغت دختران جوان  را  با  با تأکید بر عوامل آسیب‌شناختی آن، مورد بررسی قرار دهیم.

2-    طرح مسئله
پژوهشهای انجام شده در ایران حاکی از این مطلب است که بسیاری از موارد شدید انحرافات در میان جوانان نتیجه فقدان برنامه‌ریزی صحیح جهت گذران اوقات فراغت بوده است(سلگی، 1374؛ 3)
   
اگرچه انحای گذران اوقات فراغت ثابت نیست و بسته به شرایط اجتماعی و تاریخی متفاوت است اما  به دلیل خصایص ویژة دوره جوانی  در میان جوانان معمولا با آسیبهای بیشتری همراه است. افزایش سالهای تحصیل، و دیررسی ورود انسان به بازار کار و افزایش سن ازدواج، دوران خاصی را در زندگی انسانها پدید آورده که جوانی خوانده می‌شود. انسان جدید از کودکی مستقیماً‌به بزرگسالی قدم نمی‌گذارد بلکه دوره‌ای در زندگی او رخ نموده است که با فقدان یا قلت مسئولیت پذیری مترادف است و در آن اوقات فراغت سهم بزرگی یافته است. در این دوران گاه رفتارهایی از فرد سر می‌زند که از سوی جامعه توصیه و تجویز نمی‌شود و بعضاً نیز رفتارهای انحرافی تلقی می گردد. در بین رفتارهای فراغتی بر حسب عواملی مانند سن، جنس، طبقه اجتماعی و سبک زندگی می‌توان رویه‏هایی را مشاهده کرد که الگوهای فراغتی افراد را تشکیل می‌دهند. الگوهای فراغتی نامناسب به خصوص در قشر جوان می‌تواند آنها را از چارچوبهای پذیرفته شده در جامعه دور ساخته و آسیبهایی را در این گروه اجتماعی موجب گردد.
  
اگرچه نیاز به اوقات فراغت مربوط به یک قشر خاص نیست اما از آنجایی که ایران با میانگین سنی 16 سال (سلگی، 1381: 39) در ردیف جوانترین کشورها است توجه خاص و ایجاد امکانات برای گذراندن اوقات فراغت نوجوانان و جوانان می‌تواند نقش مؤثری در شکل‌گیری شخصیت آنان و همینطور سازندگی جامعه داشته باشد. تحقیقات متعدد در این زمینه نشان می‌دهد که رواج انواع تفریحات انحرافی بواسطه کمبود امکانات تفریحی و عدم آگاهی و عدم برنامه‌ریزی و اجرای صحیح سیاستهای اجتماعی و اقتصادی، جوانان را به سوی فعالیتهای ناسالم سوق می‏دهد و ممکن است مبنایی برای بروز کج روی در این قشر فراهم آورد(همان:39)
  
با توجه به مطالب فوق و با توجه به این که دسترسی گروههای مختلف اجتماعی به فضاها و امکانات فراغتی یکسان نیست در این پژوهش به تبیین جامعه شناختی فعالیتهای فراغتی دختران دانشجو و شناسایی عوامل موثر در آسیب زا شدن آن پرداخته ایم. دانشگاه آخرین مرکز تحصیل رسمی است که می‌تواند افراد را به فراگیری مهارتهای زندگی( اعم از کار و فراغت) تشویق کند و یکی از نقشهای نهادهای آموزشی، پرورش مهارتهای دانشجویان برای گذران اوقات فراغت است. از این رو مطالعه چگونگی اوقات فراغت دانشجویان به لحاظ میزان توجه به این نیاز ومهارت و تحقق آن در این افراد دارای اهمیت بیشتری است.
   
از طرف دیگر، تحلیل جنسیتی اوقات فراغت به ما کمک می‌کند تا بتوانیم نیازهای خاص فراغتی دختران جوان را بر اساس مقتضیات روحی، روانی و جسمانی آنان شناخته و جنبه‌های آسیب شناختی اوقات فراغت را در این گروه با دقت بیشتری بررسی کنیم. در این راستا در نظر داریم تا در پایان تحقیق فوق به پرسش زیر پاسخ گوییم:
 
اوقات فراغت دختران جوان چگونه سپزی می شود وتحت تأثیر چه عواملی قرار دارد و آسیبهای احتمالی ناشی از آن کدام است؟
برای پاسخ کامل‌تر به پرسش اصلی تحقیق  پرسشهایی به عنوان زیر مجموعة پرسش فوق مد نظر قرار گرفته که عبارتند از:
1.    
فراغت در ذهن دختران مورد مطالعه ما اساسا چه معنایی دارد؟
2.    
میزان فراغت  دختران مزبور چقدر است و آن را چگونه سپری می کنند؟
3.    
آیا در فراغت این دختران  جنبه های آسیب زا وجود دارد ؟
4.    
عوامل فردی و اجتماعی موثر بر فراغت دختران مورد مطالعه کدام است؟
5.    
چه عواملی بیشترین تاثیر را بر نحوه گذران اوقات فراغت دختران بر جای می‏گذارد؟

3-    ضرورت و اهداف تحقیق
بدون تردید زمانی که از اوقات فراغت صحبت می‌شود سخن از ارزشمندی این اوقات است زیرا اوقات فراغت بستر مناسبی است برای رشد شخصیت و اعتلای وجود و یا زمینه همواری است برای بروز اختلالات رفتاری، انحرافات اخلاقی و بزهکاریهای اجتماعی . اوقات فراغت ، علاوه بر بالا بردن استانة تحمل فرد به او فرصت تفکر دربارة آنچه گذشته و آنچه در پیش رو دارد را می‌دهد و از این لحاظ سبب تصمیم‌گیریها و برنامه‌ریزیهای دقیق همراه با تأمل است
  
امروزه به علت اهمیت و آثار سازنده و مثبتی که در نتیجه بهره‌وری مطلوب از اوقات فراغت در زمینه های مختلف وجود دارد، این امر مورد توجه خاص صاحبنظران و دست اندرکاران نظام و تربیت و مسئولان و برنامه ریزان امور فرهنگی قرار گرفته است و از طرف دیگر دید متفاوت انسان امروز به مقوله کار و فراغت، فراغت را به امری مهم تبدیل نموده که در برنامه ریزی دولتها از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
   
انسان امروزی، در بودجة خانوادگی خود سهم بیشتری به اوقات فراغت اختصاص می دهد به نظر دومازیه در قرن بیستم، فراغت رفته رفته، نه تنها به عنوان حق فرد، بلکه به عنوان یک ارزش تثبیت شده است و «احساس فقیر شدن» هنگامی به افراد دست می‏دهد که در زمینه اوقات فراغت،«نیازها» سریعتر از «میزان رضامندی» آنها افزایش یابد(اسدی به نقل ازدومازیه،1352،26).
    
دولتها در زمینه اوقات فراغت باید امکاناتی را برای افراد فراهم کنند و گرنه افراد خود از طرقی که همواره به نفع جامعه نیست راه¬حلهایی پیدا خواهند کرد. بنابراین سیاست فرهنگی باید موجب ایجاد وسایل سودمند گذران اوقات فراغت و راهنمایی مردم برای انتخاب آزادانه آن وسایل باشد. و در این میان، باید ذوق و عادات مردم را نیز در نظر داشت. یکی از مشکلات جوامع فعلی فراهم آوردن وسایل تفریحات سالم و کافی است، با اینکه فقدان وسایل تفریحی به هیچ وجه علت منحصر بفردکجروی نیست اما به عنوان یکی از عوامل آن محسوب می شود تحقیقات متعدد نشان داده است:
رواج انواع تفریحات انحرافی در بسیاری از کشورها از نداشتن امکانات مناسب تفریحی، عدم آگاهی، نداشتن برنامة صحیح و نیز سیاستهای اجتماعی و اقتصادی نادرست در این زمینه نشات گرفته و موجب شده بسیاری از نوجوانان و جوانان به سوی فعالیتها و تفریحات ناسالم کشیده شوند (سلگی، 1374 : 3) طبیعی است که نیاز به اوقات فراغت مربوط به قشر خاصی نیست و از طرفی ذخیرة اطلاعات افراد می تواند مرزبندیهای بیولوژیکی را محو کند اما چون جنبة آسیبی در قشر جوان جامعه بیشتر بوده و جمعیت جوان کشور ما از اکثریت قابل توجهی برخوردارند هدایت و ایجاد امکانات برای گذران اوقات فراغت جوانان و نوجوانان از اهمیت ویژه¬ای برخوردار بوده و در سازندگی جامعه نقش به سزایی دارد. در واقع فعالیتهای فراغتی برای یک جوان محلی برای آزمون و خطا و تجربه اندوزی است و او را برای ورود به اجتماع و مسئولیت پذیری در آینده آماده و مجهز می سازد. طبق بررسیهای جامعه شناسان رخ دادن بزهکاریها و کج رویها در اوقات فراغت بیش از اوقات کار است پس باید اوقات فراغت برای جوانان طوری طراحی شود تااز بروز موارد آسیب زا جلوگیری به عمل آورد.
 
در ایران پژوهشهای انجام شده حکایت از آن دارد که بسیاری از موارد شدید انحرافات در میان جوانان نتیجه بی¬برنامگی جهت گذران اوقات فراغت است. ساروخانی(1377 : 194) می گوید: هیچ انحرافی فارغ از نحوة گذران اوقات فراغت جوانان نیست هنگامی که زمان فراغت باخلاء مواجه می شود یعنی جوان سرگردان باقی می ماند و راهی برای گذران زمان آزادش نمی یابد، راهها و شیوه های غیرمتعارف بسیاری در برابرش باز می شوند. بنابراین هیچ جامعة سالمی نمی تواند نسبت به زمان آزاد اعضایش بی‌تفاوت باقی بماند. بی‏توجهی، بی‏تفاوتی و عدم احساس مسئولیت نهادهای حکومتی و خانواده نسبت به نیازهای فراغتی جوانان موجب می شود که جوانان تصور کنند جامعه نسبت به آنها بیگانه و بی‏توجه است از این رو تصورشان دربارة خانواده و جامعه با بدبینی و احساس تنهایی توأم می‏گردد در این شرایط ممکن است از طرق مختلف به فعالیت‏های فراغتی آسیب‏زا کشیده شوند.
    
از طرف دیگر بنظر می رسد دختران جوان به علت وضعیت خاص بیولوژیکی، اجتماعی و عرفی جامعه ایران نیاز به یک سری برنامه های فراغتی متفاوت از برنامه های فراغتی پسران داشته باشند. خستگی و افسردگی، علاوه بر کاهش کارایی در محیط کار و تحصیل، باعث تخریب روابط انسانی چه در حوزة اجتماع و چه در حوزة خانواده می‏شود. کمبود یا نبود فعالیتهای فراغتی و تفریحی مطلوب زنان و دختران جوان به این مساله دامن می‏زند.
زنان دارای نیازها و علائق خاص خود هستند. شاید یکی از علل مهم تفاوت الگوهای زندگی زنان و مردان و از جمله گذران اوقات فراغت آنان ناشی از تفاوت روحیات زنان و مردان باشد.
نگاهی به وضعیت کنونی زنان در ایران، حاکی از آن است که آنان در عرصه های مختلف سعی کرده اند تا توانایی‏های خود را نشان دهند. افزایش چشمگیر ورود دختران به مراکز آموزشی عالی در سالهای اخیر نشان دهنده این واقعیت است. دختران جوان امروز که زنان آینده ایران ما هستند چه در نقش‏های خانوادگی و چه در نقشهای اجتماعی درکنار آموختن و کار و تلاش، نیازمند اوقات فراغت برای تجدید قوا هستند و پژوهش در این زمینه اوقات فراغت این قشرمی تواند چند و چون و کاستی‏های احتمالی را در این زمینه روشن سازد .

4-    چارچوب نظری
شهر تهران به عنوان یکی از کلان شهرهای جوامع در حال توسعه در دهه‌های اخیر شاهد تحولات سریع و چشم‌گیری در همه ابعاد خود بوده است در این کلان شهر رو به توسعه ما همراه با تغییر در سبک و شیوة زندگی، شاهد تغییر در رفتارهای فراغتی نیز هستیم. اوقات فراغت و رفتارهای فراغتی ناشی از آن، بخشی از سبک زندگی مردم را آشکار می‌سازد و وابسته به مقوله‌هایی نظیر جنس، سن و طبقه اجتماعی بوده و در دو حوزة درون و بیرون از منزل قابل گذراندن هستند (خزائی، 1386: 11).
    
اوقات فراغت رابطه نزدیکی با ارزش ها و نگرش های افراد دارد، معمولا فرد در اوقات فراغت خود کاری را که دوست دارد انجام می دهد و از این طریق شخصیت خودرا شکل داده و آن را ابراز می کند. بنابراین هم ارزش ها و هم توانایی های فرد از طریق  اوقات فراغت او نمایان می شود. از این رو می توان نتیجه گرفت که چگونگی گذران اوقات فراغت افراد یک جامعه به میزان زیادی معرف فرهنگ آن جامعه است.(صیادی فر,8:1385)
  
درمفهوم فرهنگ توده ها فرض بر این استوار است که توده ها در برابر فرهنگی که آن رادر زندگی روزمره شان  باز می نمایانند مسئولیت دارند یعنی این فرهنگ به اولویتهای ارزشی  توده ها بستگی دارد.(استریناتی,94:1384) به عبارتی فرهنگ توده ای همان فرهنگ عامه است که با شیوه های صنعتی تولید به جمعیت انبوه مصرف کننده عرضه می شود.آنچه به این بحث مربوط می شود مفهوم خاص پیام گیران در فرهنگ توده ای است که جمعی  ازمصرف کنندگان منفعل هستندکه درمقابل نفوذ موثر تبلیغات آسیب پذیر بوده وغالبا  فریب فرهنگ ساختگی و مصرفی را می خورند .(استریناتی,35:1384و33) معدودی از افراد منتخب وروشن بین می توانند با استفاده از تجارب فکری و فرهنگی خود از این فرهنگ فاصله گرفته در مقابل قدرت شیوه های فرهنگ مصرفی مقاومت کنند.(استریناتی,111:1384)
اهمیت یافتن تمایزها، رتبه بندیها و هویتهای اجتماعی ناشی از الگوهای مصرف در دورة اخیر مدرنیته، این گرایش غالب را در بین برخی از صاحبنظران بوجود آورده که آنها را بواسطة اشکال فرهنگی و موقعیت اجتماعی در یک رابطه تعاملی تبیین کنند. "بوردیو" و "وبلن" از تئوری پردازان به نام این گرایش هستند.
  
به نظر" بوردیو" موقعیت های اجتماعی مشابه، ذائقه ها و سبک های زندگی مشابهی را می‌آفریند و برعکس الگوهای مصرف فرهنگی، طبقات اجتماعی مختلفی را باز تولید و نشانه‌گذاری می‌کند. این موقعیت اجتماعی، مبتنی بر میزان بهره‌مندی فرد از سرمایه اقتصادی و فرهنگی است درجه دسترسی به منابع مادی (سرمایه اقتصادی)و منابع فرهنگی ( شامل سطح تحصیلات ومیزان و نحوه استفاده از کالاهای فرهنگی) سهم سرمایه یک فرد را تعیین می‌کند و از آنجاکه دسترسی به این منابع در میان افراد بطور برابر توزیع نمی‌شود یک سلسله مراتب اجتماعی از گزینه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی عامه پسند و نخبه پسند ظهور می‌کند بطوریکه می‌توان با ملاحظه ذائقه افراد، طبقه اجتماعی آنها را حدس زد (شکوری، 1385 : 4)
   
در مورد نظریات مصرف دیدگاههای گوناگونی وجود دارد که دیدگاههای "پیربوردیو" و "وبلن" در جامعه شناسی مصرف بر پایه طبقات اجتماعی استوار است آنها کوشش مصرف کننده به مصرف کالاها را برای نشان دادن تمایز اجتماعی ارزیابی می‌کنند "وبلن" اعتقاد دارد مصرف کننده برای تشخص و احترام و منزلت اجتماعی است که مصرف می‌کند وی عقیده دارد، مصرف راه نشان دادن موقعیت اجتماعی و ثروت است و این کار از طریق مصرف تظاهری یا "اوقات فراغت تظاهری" انجام می‌شود (وبلن، 1383: 611-110).
  
نظریه پردازن جدید معتقدند شیوه های جدیدزندگی ومصرف، درشکل‏دهی به اوقات فراغت وهویت اشخاص نقش مهمی دارد. برای مثال فدرستون(Featherstone ) در این زمینه می گوید فرهنگ مصرف مشوق نفوذ فرهنگ زیبایی گرایی در امور روز مره زندگی است وطبق نظریه گیدنز در دوره تجدد، زندگی شخص به پروژه ای باز تابی تبدیل می شود که طی آن شخص باید دائما در پرتو معیارها و ارزش های مدرن، در زندگی روزمره خود از میان شیوه های گوناگون زندگی و مصرف دست به انتخاب بزند واز این طریق خود وهویت خویش را ایجاد و بازنمایی کند.(لس هی وود.1380:  384 (
  
یکی از عرصه های مهم زندگی و مصرف در دنیای جدید عرصه فراغت است زیرا با سبک زندگی و مصرف و انتخاب دلخواهانه رفتارها ارتباط  تنگاتنگی دارد و جنسیت یکی از تقسیمات اصلی دنیای فراغت است که به عنوان خط تقسیم کننده در اجتماع، نقشی دائمی و همیشگی بازی می‌کند و تاثیر آن بوضوح در جنبه‌های مختلف فعالیت های فراغتی به چشم می‌خورد. تمایز در فراغت در دل دیدگاه کلی جامعه درباره جنسیت و جایگاه آن دردنیا قرار دارد وعوامل متعددی در این قشر بندی جنسیتی دخیل هستند، مروری بر تحقیقات انجام شده در داخل کشور نشان داده است که میان تحصیلات و در آمد و نوع شغل با چگونگی گذراندن اوقات فراغت رابطة مستقیمی وجود دارد (برازنده، 1377: 58-  57).  به نظر ابوت و سپسفورد تحلیل پاسخهای زنان مصاحبه شونده اثبات می کند که زنان برای خود نوعی هویت طبقاتی قائلند واین هویت را از روی  شغل خود یا ویژگی های شخصی ودوران دوشیزگی شان مثل خاستگاه طبقاتی(که با شغل پدر تعیین می شود )و سطح تحصیلاتشان بهتر می توان دریافت تا با استناد به شغل شوهر.(ابوت,47:1385)
   
پایگاه اجتماعی و چگونگی گذراندن اوقات فراغت زنان و دختران با هم رابطه مستقیم دارد. (Green, 1990:19)  در این زمینه‌، هارگریوز تصریح می‌کند که اشتباه خواهد بود اگر زنان را گروهی همسان پنداریم زیرا نابرابریهای طبقاتی، نابرابریهای جنسیتی را در ورزش و تفریح و اوقات فراغت تشدید می کند(  Hardgraves,1989;137-138)                                                                                                       
مطالعات مربوط به اوقات فراغت دختران جوان نتایج مهمی در بردارد میزان و اوقات فراغت دختران جوان نسبت به پسران تفاوت بسیاری دارد. (Green, 1990; 114) و شاید بزرگترین نقد بر حوزه جامعه شناسی اوقات فراغت همسان پنداری دختران و پسران جوان در این خصوص است (Green, 1990;11)
   
دردهه های اخیر برخی دگرگونیهای فرهنگی و اجتماعی سبب شده که زنان ودختران از حصارمحدود خانه وارد فضای عمومی شوند. طبق نظر لس هی وود، طبقه, درآمد و تحصیلات پاره ای از محدودیت هایی راکه جامعه سنتی بر فرصتهای اوقات فراغت زنان تحمیل می کند ، کاهش داده است.(لس هی وود,376:1380) در هر حال این تغییرات,حضورزنان در عرصه ها و فضاهای شهری را اجتناب نا پذیر و نحوه ساماندهی شهری را دگرگون می سازد. با دگرگونی تدریجی سبک زندگی , زنان ودختران جوان برای سلامت , سرگرمی و فعالیتهای فراغتی برون خانگی اهمیت بیشتری قائل می شوند . پژوهشهای اخیر نشان می دهد الگوهای اوقات فراغت دختران جوان شهری به ویژه در اقشار متوسط از شکل انفعالی ودرون خانگی به شکل فعالانه و برون خانگی میل می کند که این موضوع در شهر تهران بیشتر به چشم می خورد .اما با محدودییتهاوموانعی که امروزه برای حضور دختران در غالب فضاهای عمومی شهری وجود داردبنظر می رسد فراغت این قشر می تواند از بیرون به مکانهای سر بسته ای که آسیبهای بیشتری در پی دارد کشانده شود ودر این راستا سیاستهای فرهنگی معطوف به فضاهای فراغتی می تواند گذران فعالانه و خلاقانه و غیر آسیب زای اوقات فراغت دختران جوان را بارور سازد.(رفعت جاه,9:1386,8)
از طرفی تمایل جوامع امروزی به شیوه های زندگی متجددانه و به مدرنیسم غربی به بحرانهای دامنه داری درمیان اقشار وطبقات گوناگون جوامع در حال توسعه دامن می زند دراین میان نقش وانتظارات اززنان ودختران جوامع مذکور شخصیت آنها را دچار نوعی دوگانگی وتضاد درنقش می کندکه می تواند زمینه ای برای بروز آسیبهای مختلف اجتماعی گردد.(محمدی.243:1383)
در تعریف آسیبهای اجتماعی جامعه شناسان به سختی قادرند مرزهای تثبیت شده هنجارهای فرهنگی جامعه را بازگو کنند ولی آنچه مسلم است اگر هنجار پذیرفته شده از سوی جامعه نادیده گرفته شود آنگاه کژ رفتاری بوجود می آید.(ستوده,17:1383) چنانچه در جامعه ای هنجارهای اجتماعی مراعات نشود کجروی و رفتار آسیب زا پدید می آید.(محمدی,21:1383)
در بحث اوقات فراغت آسیبها بیشتر به اعتیادها باز می گردد وبعضی رفتارها تا زمانی که به صورت عادت در نیاید جنبه آسیبی ندارد مثل اعتیاد اینترنتی یا اعتیاد به همراهی همیشگی با دوستان به حدی که فرد را از حوزه های کار و خانواده دور کند.(صیادی فربه نقل از دکتر سعیدی,8:1385)    
      
طراحی فضاهای شهری نقش مستقیمی در کنترل پذیری اوقات فراغت دارند و بدین وسیله محیط مناسبی برای گذران اوقات فراغت جوانان بویژه دختران جوان ایجاد می‌کنند، کلارک و کریچر ضمن تأکید بر تفریحات شایسته و در خور دختران جوان، فعالیتهای تفریحی آنان را فعالیتهایی می‌دانند که در زمان و مکان مشخص انجام می‌شود و با نقش های اجتماعی دختران جوان قابل تطبیق است(Clark and Critcher, 1985:160)
امروزه فراغت برون خانگی دختران جوان وتمایل آنها به سبکهای جدید زندگی نشاندهنده دگرگونی ارزشها و پبدایش مسائل هویتی در آنان است و در این برهه امکان حضور سالم و مناسب در این قشر از دختران می تواند بسیاری از آسیبهای شخصیتی و از جمله فراغتهای آسیب زا را در آنان کاهش دهد.از طرف دیگر سیاستهای فرهنگی معطوف به فضاهای فراغتی می تواند گذران فعالانه و خلاقانه و غبر آسیب زای اوقات آزاد دختران جوان را غنی تر سازد(رفعت جاه،1386: 9-7)
    
اماگرایشها ودیدگاههای عرفی ، مذهبی حاکم بر جامعه ایران قیودی را برای زنان و دختران در نحوه و مدت گذراندن اوقات فراغت چه خارج از منزل و چه در داخل منزل در بر دارد و این امر در مورد دختران با اعمال صلاحدید خانواده در شکل کنترل دوستان یا تعیین مدت زمان فراغت یا مکان آن اعمال شده و برکنشگری که خودآزادانه به دنبال انتخاب برنامه‌ای برای گذراندن اوقات فراغت خود است تاثیر می‏گذارد و عدم رضامندی ناشی از کنترل‏های افراطی و آمرانه در این زمینه، می‌تواند آسیبهایی را به دنبال داشته باشد (شفیعی، 1383: 153).
  
این موضوع مؤید حساسیت بسیار زیاد تاثیر نهاد خانواده بر بحث آسیب زایی اوقات فراغت است، به خصوص که اوقات فراغت در دوران جوانی دارای اهمیت زیادی بوده و جوان مایل به برقراری ارتباط با دیگران، به ویژه همسالان است و اگر نهاد خانواده در این زمان به درستی عمل نکند با اعمال شیوه‏های تربیتی آمرانه و محدودیت زیاد یا با عدم توجه، در هر دو صورت می‌تواندتاثیرات نامطلوب و جنبه‌های آسیبی را در گذران اوقات فراغت جوان باعث شود. (فاضلی‌نیا،1380: 51). دراین زمان هر چه عدم پذیرش والدین نسبت به فرزند زباد باشد یااینکه مراقبت و کنترل والدین افراطی ویا با ناهماهنگی و عدم تداوم همراه باشد و نیز چنان چه محیط خانوادگی با ناسازگاری قرین باشد گرایشهای پرخاشگرانه جوان ونو جوان روبه افزایش می گذارد واحتمال کجرو شدن او فزونی می گیرد.(محمدی,67:1383)
   
تحقیقات انجام شده در زمینه بررسی علل آسیبهای اجتماعی در میان جوانان نشان می‌دهد که بیکاری و نداشتن برنامه برای اوقات فراغت، نداشتن تحرک وفعالیتهای سالم و مورد علاقه جوانان تاثیر بسزایی در گرایش آنها به رفتارهای آسیبی دارد و این جا است که حساسیت برنامه‌ریزی اوقات فراغت جوان از یکسو و نظارت مدبرانه خانواده (والدین) از سوی دیگر به خصوص درجنبه آسیب زایی اوقات فراغت نمود پیدا می‌کند(نوابی نژاد، 1379، 51).
  
از آنجایی که علت بسیاری از آسیبهای اجتماعی و جرم وجنایت در شهرهای بزرگ ازهم پاشیدگی کانون خانوادگی است چنین بنظر می رسد که محیط خانوادگی ,تربیت صحیح ونظارت صحیح والدین در پیشگیری از وقوع جرم فرزندان تاثیر گذاراست وشواهد حاکی است به میزانی که خانواده زمان وانرژی بیشتری صرف تربیت فرزند کند اعضای خانواده کمتربه انحراف کشیده می شوند(محمدی.56:1383-55) در این میان مهمترین راههای پیشگیری از انحرافات درونی کردن ارزشها و هنجارهای پذیرفته شده توسط خانواده است, خانواده با اهتمام به اصول فرهنگی وپایبندی به ارزشهای اخلاقی و دینی می تواند باعث رشد و شکوفایی شخصیت و ایجاد هویت شخصی مستحکم در فرزندان خود شود که این هویت به نوبه خود آنها را در برابر آسیبها وانحرافات اجتماعی مصون خواهد ساخت.(محمدی57;1383,)
  
بر پایه نتایج پژوهشهایی در این زمینه واز میان عوامل موثر بر کجروی وآسیبهای اجتماعی دختران جوان, نقش خانواده, شدت وابستگی مذهبی و اجتماعی و فقر اقتصادی و فرهنگی از همه مهم تر هستند.(محمدی,68:1383)  
لذا به طور خلاصه می توان اظهار کرد; : نحوه گذران اوقات فراغت افراد از طرفی با عوامل فردی چون ارزشها و نگرشها؛ خود پنداره و میزان پایبندی به دین واز طرف دیگر  با شرایط خانوادگی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی خانواده ارتباط دارد. با توجه به چارچوب نظری فوق پرسشهایی که پاسخگویی به آن در این تحقیق مد نظر است  عبارتند از:
1.
فراغت در ذهن دختران مورد مطالعه ما اساسا چه معنایی دارد؟
2.
میزان فراغت  دختران مزبور چقدر است وآن راچگونه سپری می کنند؟
3.
در فعالیتهای فراغتی دختران جوان چه الگوهای عمده ای وجود دارد؟
4.
آیا دراین الگوهای فراغتی جنبه های آ سیب زا وجود دارد؟
5.
عوامل فردی موثر بر اوقات فراغت دختران مورد مطالعه کدام است؟
6- 
شرایط خانوادگی موثر بر اوقات فراغت دختران مورد مطالعه کدام است؟
7-
چه عواملی بیشترین تاثیر را بر آسیب زاشدن اوقات فراغت دختران جوان بر جای می‏گذارد؟

پایان بخش اول –ادامه دارد

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

دختران جوان و آسیب‏های فراغتی


چکیده  
تحقیق حاضر به تبیین جامعه شناختی فعالیتهای فراغتی دختران جوان ، به ویژه عوامل موثر آسیب زا شدن اوقات فراغت دختران جوان پرداخته است .چارچوب نظری این تحقیق عمدتا با الهام از دیدگاه کنش گرایی و آرای بوردیو تدوین شده است.

جامعه آماری این پژوهش دختران دانشجوی تهرانی مقطع لیسانس  دانشگاه تهران در سال 86-1385 بوده و نمونه گیری به روش خوشه ای انجام گرفته است. براساس مدل نظری و نتایج نهایی، متغیرهای مستقل را در دو گروه ویژگیهای فردی و شرایط خانوادگی می‏نوان جای داد. از میان متغیرهای فردی ارزش ها و نگرش ها، سبک خرید و مصرف، نوع استفاده از رسانه و میزان پایبندی به دین، بر نحوه گذران اوقات فراغت تاثیر داشته‏اند. از میان عوامل خانوادگی، وجود نظارت  و ارتباط عاطفی در خانواده، پایگاه اقتصادی- اجتماعی خانواده برنحوه گذران اوقات فراغت تاثیری نداشته است. اما میزان اطلاع خانواده تاثیر قابل توجهی بر نوع گذران اوقات فراغت داشته است.   براساس تحلیل های رگرسیونی میزان اطلاع خانواده از نحوه گذران فراغت»، و ارزشها و نگرش‏های فرد بیشترین تاثیر را بر نحوه گذران فراغت نشان داده اند .  این نتایج احتمالا ناشی از آن است که امروزه دراجتماعی شدن افراد از تاثیر خانواده کاسته شده و سایرنهادهای اجتماعی از جمله رسانه های جمعی تاثیر بیشتری بر نگرش و رفتار فرد بر جای می گذارند در نتیجه در نحوه آسیب‏زا‏شدن اوقات فراغت دختران جوان، رسانه‏ها ، فرهنگ و سبک زندگی غربی که دایما از طریق مدها  و کالاهای فرهنگی  غربی تبلیغ می شود تاثیر تعیین‏کننده‏ای بر جای می‏گذارد.  

واژگان کلیدی: اوقات فراغت، ارزشها و نگرشها، میزان پایبندی به دین ،خودپنداره، سبک خرید و مصرف ، میزان اطلاع خانواده از نحوه گذران فراغت،  میزان ارتباط عاطفی در خانواده، میزان کنترل و نظارت خانواده.   

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

نظریه ی فراغت: اصول و تجربه ها

کریس روجک، نظریه ی فراغت: اصول و تجربه ها، ترجمه ی عباس مخبر،تهران، نشر شهر، 1388.   
 
اوقات فراغت از مقوله هایی است که امروز بیش از گذشته مورد توجه است. در زمانه ی چالش ها و عدم قطعیت هایی زندگی می کنیم که در آن مسائل مربوط به ماهیت و مقاصد فراغت اهمیت دو چندان یافته است.

لغت Leisure از واژه ی لاتین Licere مشتق می شود، که به معنی "رخصت یافتن" یا در فرانسه Leisure به معنی "آزاد بودن" است، واژه ای که ابتدا در اوایل قرن 14 ظهور پیدا کرد ((Wikipedia. به طور کلی می توان فعالیت هایی را که افراد بر اساس علاقه ی شخصی و خارج از حوزه ی کار و پس از رهایی از تکالیف فردی و اجتماعی انجام می دهند و هدف آنها استراحت، تفریح و یا خود شکوفایی است، فعالیت گذران اوقات فراغت نامید. فراغت برآیندی از انتخاب آزاد و رهایی از تکالیف روزمره از نوع خانوادگی، اجتماعی و... است.
 
بر اساس طبقه بندی های یونسکو و بسیاری از کارشناسان در عرصه ی فرهنگ، گذران اوقات فراغت از جمله اقدامات فرهنگی تلقی می شود، هرچند همه ی صور گذران اوقات بیکاری مستقیم در ردیف گذران اوقات فراغت طبقه بندی نمی شود (محسنی، منوچهر. بررسی در جامعه شناسی فرهنگی ایران،1386: 393). به هر ترتیب افراد به دلیل استقرار خرده فرهنگ های خاص و یا گروه های مشخص ضمن حفظ مشخصات فردی دارای یک سری اشتراکات رفتاری هستند. در فعالیت های فرهنگی از هر نوع آن یکی از عوامل عمده، زمان فراغت است. به بیان دیگر با فرض وجود زمان فرغت، فعالیت های فرهنگی امکان پذیر می شود. فعالیتی که اعضای آن فارغ از اجبارهای محیط کار و الزامات زندگی، از طریق آن استعدادهای خود را توسعه بخشیده و شخصیت خود را گسترش می دهند.
 
فضای اوقات فراغت را می توان یک میدان فرهنگی یا فضای فرهنگی (طبق نظر بوردیو) در نظر گرفت که توسط خود افراد جامعه در طی زمان ساخته می شود و از طرفی افراد فرهنگ و فضای اجتماعی خود را در آن می سازند. هر میدان، به دلیل محتوای تعریف کننده ی خود، منطق متفاوتی و ساختار ضرورت و مناسبت بدیهی انگاشته ی متفاوتی دارد که هم محصول و هم تولید کننده ی ریختاری است که مختص و درخور آن میدان است ( جنکینز، ریچارد. پی یر بوردیو، لیلا جوافشانی و حسن چاوشیان، 1385: 136-135) "بوردیو در پی بررسی عملکرد بازتولید فرهنگی در جامعه بود و بازتولید فرهنگی را انتقال سرمایه ی فرهنگی از طریق توارث در نظر می گرفت به اعتقاد وی هر فرد کلان الگوهای نمادین اندیشه ها و ارزش ها را از طریق اجتماعی شدن جذب می کند، کلان لگوهایی که جهت گیری را تسهیل و نقش نشانگرهای تعلق را ایفا می کنند" (216).
دنبال کردن کارکردهای فراغت همواره آمیزه ای از انتخاب های غیر ارادی کنشگران و منطق بازتولید فرهنگی است. بنابر گفته ی بوردیو مفهوم کلیدی در بازتولید فرهنگی عادت واره است. عادت واره فرد را به گرایش هایی فراغتی تجهیز می کند که می تواند میان فراغت شخصی و جمعی پیوند برقرار کند. به عبارتی "عادت واره هم مبین منش و خصلت و رفتار فردی است و هم مبین شکلی از زندگی و نوعی فضا یا جو اجتماعی که در هیئت مجمعه ای از رسوم و ارزش ها و نهادهای جمعی عینیت یافته است" (بوردیو، پی یر. تکوین تاریخی زیباشناسی ناب، مراد فرهاد پور،فصلنامه ی ارغنون، ش17، 1379). کریس روجک در کتاب نظریه فراغت ( 159-125) 4 کارکرد  اصلی را برای فراغت عنوان می کند که عبارتند از؛ بازنمایی، شکل گیری هویت، کنترل و مقاومت. این 4 کارکرد در ارتباطی که میان فراغت و انواع تعادل های میان نظم و دگرگونی و هماهنگی و تعارض، وجود دارد، شکل می گیرند. در بیشتر موارد محتمل است که تجربه ی فراغت آمیزه ای از این کارکردها باشد.
نحوه گذران و غنی سازی اوقات فراغت بویژه در شهر ها مدنظر است، در واقع زندگی اجتماعی به سرعت د رحال شهری شدن است و پیش بینی می شود که 74 درصد از مردم در سال 1400 در مناطق شهری زندگی خواهند کرد. شهر و فضای شهری محیطی است که در جذب و اجتماعی شدن رفتارهای شهروندان نقش اساسی دارد و در رشد توانمندیها و ارتقاء اجتماعی افراد دارای دینامیک فرهنگی و اقتصادی است. گسترش سواد و ارتباطات همگانی، نوع جدیدی از شهروند را پدید آورده است که نسبت به گذشته بیشتر در معرض اموزش های نهادی قرار می گیرد و از طریق رسانه ها به اطلاعات و سیاست گذاری، دسترسی بی سابقه دارد، روایت تازه ای که روجک از آن به عنوان شهروندی فعال یاد کرده است.
"
شهروندی فعال مبتنی بر الگوی توانمند شده ای از فرد است که از حقوق و مسئولیت های مدنی خود آگاه است و آن را به کار می بندد. مفهوم شهروندی فعال در پی عملی کردن روایت تجدید نظر شده ای از حقوق شهروندی است و مسئولیت های شهروندی جدید را در باره ی حفاظت داوطلبانه از سرمایه ی اجتماعی و گسترش آن می پذیرد" ( 13-12).
یکی از وظایف مهمی که نظریه ی فراغت در این کتاب به دنبال آن بوده است مشخص کردن نقش فراغت در چارچوب یک سیاست هویت مترقی و شهروندی فعال است چنانچه در نتیجه گیری این کتاب آمده است " هنوز تا ادعای پیروزی درباره ی رسیدن به شهروندی جهانی فعال راه درازی در پیش است، اما مهم این است که حرکت به سمت آن آغاز شده است. یکی از مسئولیت های نظریه پردازان فراغت، اشاعه ی این اندیشه های تازه، آزمودن آنها در میدان و جذب اطلاعات جدید در باره ی صورت ها، مسیرها و تجربه های فراغت است. هرگونه دفاعی از نظریه ی فراغت باید آن را با مهمترین مسئله و دلبستگی انسان مرتبط سازد: ارتقای دمکراسی.
این کتاب کوششی است به منظور بررسی نحوه ی روایت شدن صورت ها و تجربه ی فراغت در سطوح کار میدانی و نظریه. در آغاز هر فصل خلاصه ای از آنچه بیان خواهد شد، آورده شده است و در انتها نیز نکته های مهم و قابل توجه مربوط به آن فصل ذکر شده تا خواننده بتواند محتوای کتاب را با علایق مطالعاتی خود متناسب کند و در صورت لزوم بار دیگر رجوعی به مفاهیم مهم تر داشته باشد. مطالب مهمی که در هر فصل آمده به قرار زیر هستند:
فصل اول: بازگویی فراغت
•    
معرفی مفهوم بازگویی فراغت
•    
بررسی دلایل قابل دفاع نبودن آزادی و انتخاب فردی در فراغت
•    
معرفی رویکردی که ابعاد ساختاری صورت و تجربه ی فراغت را به رسمیت می شناسد.
•    
طرح این اندیشه که صورت و تجربه ی فراغت چگونه در چارچوب ایدئولوژی تعیین می شود.
•    
آموزش پایه های تحلیل الف و ب
•    
طرح این پرسش که چگونه انگیزه ی فراغت در چارچوب مکان و بستر تحکیم می شود.
•    
ضعف های رویکرد روان شناختی به فراغت
•    
طرح محوری بودن پرسش های مربوط به جسمیت و مکانیت در فراغت
•    
ارزیابی اهمیت روش شناسی تاریخی-تطبیقی و اخلاق شناخت در مطالعه ی فراغت
فصل دوم: تحلیل کنش
•    
ویژگی های اصلی تحلیل کنش
•    
طرحی از « سیاست زندگی» و رابطه ی آن با با صورت ها و تجربه ی فراغت
•    
نقشه ای از مواضع محوری غیر روان شناختی/ اراده گرایانه د رنظریه ی فراغت، یعنی رویکرد نظام ها، کنش متقابل ، مارکسیسم و فمینسیم
•    
بررسی انتقادی هر یک از این مواضع
فصل سوم: کارکردهای اولیه
•    
آشنایی با مدلی که طبق آن شرایط کمیابی د رهمه ی جوامع باعث بروز معضلاتی در زمینه ی توزیع مازادها و مشروعیت نابرابری می شود
•    
پرداختن به ابعاد سیاسی تجربه و صورت های فراغت از لحاظ بازنمایی، هویت، کنترل و مقاومت
•    
آشنایی با رابطه ی بین این کارکردها در فراغت و مدیریت نسبت میان کمیابی
فصل چهارم: رمز گذاری و بازنمایی
•    
آشنایی با مفهوم شکل ها و تجربه های فراغت به عنوان گونه هایی از رمز گذاری و بازنمایی
•    
معرفی و توضیح تفاوت رمز گذاری و رمز زدایی
•    
ارزیابی مفهوم «نشانگرهای» مک کانل و «مضمون پردازی» گاتدینر
•    
درآمدی بر واکاوی رابطه ی اسطوره زایی و فراغت
فصل پنجم: دور زندگی و نسل ها
•    
پرداختن به اهمیت « چرخه عمر» به عنوان مفهوم محوری تحلیل کنش
•    
شناخت فرق میان جوانان، میان سالان و کهن سالان در زمینه ی فراغت
•    
بررسی اعتبار « نسل ها» در صورت ها و تجربه های فراغت
فصل ششم: قدرت و فراغت
•    
بررسی مدار محوری دوگانه ی تولید/مصرف و تنظیم مقررات امور جنسی و تعرض به عنوان اصول بنیادی جامعه
•    
شناخت رابطه ی فراغت و ثروت مازاد
•    
بررسی این گزاره که صورت ها و تجربه ی فراغت حول دو اصل تخصیص منابع کمیاب اقتصادی و توزیع منزلت می چرخد
•    
شناخت سلسله مراتب قدرت حاکم بر جامعه و آشنایی با مفاهیم قشرهای غارتگر، سازو کارهای تنظیمی و گروه های مخالف
•    
متمایز سازی نهاد های اعمال فشار هنجاری و ساز و کار تنظیمی
•    
شناخت اهمیت نظام های قدرت برای صورت های و تجربه های فراغت
فصل هفتم: ساز و کارهای تنظیمی
•    
آشنایی با چگونگی ارتباط صورت ها و تجربه ی فراغت با بازتولید فرهنگی
•    
شناخت طبقه، جنسیت، نژاد و شغل به عنوان سازو کار تنظیمی اصل فراغت در جامعه ی معاصر
•    
آشنایی با مفهوم « شانس زندگی» و رابطه ی آن با  صورت ها و تجربه ی فراغت
•    
در یافتن این نکته که ساز و کار تنظیمی ساختار های برنامه ریزی نشده و نا خواسته برای تخصیص منابع اقتصادی و توزیع منزلت هستند
فصل هشتم: اصول مکان
•    
آشنایی با مسائل روش شناختی بررسی تجربه ی مکان
•    
شناخت تفاوت تراز های شاخص، همگونی و یکپارچگی مکان پژوهی
•    
ارزیابی تمایز میان فراغت جدی و غیر جدی
•    
توجه به رابطه ی فراغت، تراکم اجتماعی و سرمایه ی اجتماعی و در نظر گرفتن ابعاد سیاسی صورت ها و تجربه ی فراغت به عنوان پیش نیاز پژوهش
•    
معنای مفاهیم «گریز»، « تجربه ی حدی» و «فعالیت پر خطر» در صورت ها و تجربه فراغت
•    
مدل صورت های غیر عادی فراغت
فصل نهم: مسائل عمده
این فصل مسائل عمده ی رویارویی فراغت را در دو عنوان کلی زیر مورد توجه قرار می دهد:
1-
پرسش های خاص میان رشته ای : این بخش با مسائل پایه ای نحوه ی سازمان دهی این رشته سرو کار دارد و به طور مشخص به تمایز های میان واقعیت/ ارزش، مسائل پیچیده ی سرمشق های چند گانه و استقلال حرفه ای می پردازد.
2-
چالش های تفسیری:
مجموعه مسائل این بخش عموما مؤلفه های توانمند سازی، عدالت توزیعی و در بر گیرندگی صورت ها و تجربه ی فراغت را مورد توجه قرار می دهد.      

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

اوقات فراغت و نیازهای مردم

 

 

در بحث‏های پیشین به سه مفهوم مرتبط با اوقات فراغت یعنی بازی، سرگرمی و تفریح پرداختیم. به نظر می‏رسد که مردم در رابطه با تفریح، سرگرمی و کلاً اوقات فراغت نیازهایی دارند. نتیجه برآورده شدن این نیازها جامعه را نیز منتفع می‏سازد.

گفته می‏شود که خدمات تفریحی و فراغتی در هر اجتماع برپایه نیازهای مردم آن بنا شده است. اما باید دید اوقات فراغت، سرگرمی و تفریح چگونه می‏تواند این نیازها را برآورده سازد. از این رو دراین بخش نگاهی مختصر به نیازهای مردم در رابطه با فراغت می‏اندازیم. این نیازها سبب شرکت افراد در فعالیت‏های فراغتی می‏شود.
ابتدا به نیاز به فراغت و چندوچون آن و سپس به تفاوت نیاز و تقاضا و درنهایت به عوامل تاثیرگذار بر شرکت مردم در فعالیت‏های فراغتی می‏پردازیم.
نیازهای انسانی چیزی است که با سائق drive متفاوت است و به معنای چیزی است که انسان جای آن را خالی می‏بیند و خلاء آن را احساس می‏کند. امروزه بحث‏ مک‏دوگال درباره غریزی بودن رفتار انسان منسوخ شده و تاثیر اجتماع و فرهنگ هم در نحوه برآورده ساختن غرایز یا سرکوب کردن آن و هم در ایجاد نیازهای گوناگون پذیرفته شده است. نیازها عمدتاً و ماهیتاً اجتماعی هستند اما خود سائق‏ها و انگیزه‏های جسمی و روانشناختی نیز دارای رشد و تکامل‏اند و در طول زندگی تغییر می‏پذیرند.
در مباحث مربوط به نیازها، نظریه مازلو بیشتر از سایر نظریه‏ها مورد توجه قرار می‏گیرد. او معتقد است که ترتیب نیازها به صورت سلسله مراتبی است. در سطح پایین این سلسله مراتب، نیازهایی وجود دارند که اولیه نامیده می‏شوندو دال بر نیازهای فیزیولوژیکی هستند مثل (غذا، خواب، مسکن) و در راس این سلسله مراتب نیازهایی وجود دارند که مرتبط با عوامل روانشناختی انسان مثل نیاز به خودشکوفایی (تحقق نفس)و خلاقیت است. بنابر نظریه مازلو پیش از آنکه نیازهای متعالی به ظهور برسند، نیازهای پست‏تر انسان باید برآورده شده باشند.
تیلمن با توجه به تئوری مازلو و مقوله‏بندی انواع گوناگون نیازهای انسان، ده نیاز را که به اعتقاد او برای تعیین «نیازهای فراغت» مردم مهم‏اند شناسایی کرده که عبارتند از:
1-
نیاز به تجربه‏های جدید مثل مسافرت و ماجراجویی
2-
نیاز به استراحت و تفریح
3-
نیاز به فعالیت جسمی و سلامتی
4-
نیاز به کسب هویت (شناخت چیستی و کیستی خود)
5-
نیاز به امنیت یعنی ایمنی از تشنگی، گرسنگی و درد
6-
نیاز به برتری یعنی توان کنترل دیگران در محیط
7-
نیاز به تعامل و ارتباط با دیگران
8-
نیاز به فعالیت ذهنی و خلاقیت
10-
نیاز به خدمت به دیگران یعنی نیاز به مفیدبودن
نیازهای کاذب و فراغت
چه بسا در زمینه فراغت نیازهایی خلق شود که اساساً ضرورتی نداشته باشد این نیازها درواقع نیازهای کاذب هستند. بین آنچه که خود فرد می‏داند که به آن نیاز دارد و آنچه دیگران فکر می‏کنند او به آن نیاز دارد تفاوت وجود دارد.
مارکوزه معتقد بود که اجتماع فرد را به داشتن برخی «نیازها»‏ ترغیب می‏کند که به هیچ وجه ضروری نیست از همین‏رو می‏بینیم که فرد به اتومبیل، تلویزیون و ویدئو و تلفن همراه نیاز پیدا می‏کند. مارکوزه این نیازها را نیازهای کاذب می‏داند زیرا چندان ضروری نیست( برای مثال رفتن گاه و بیگاه به سفر یا استفاده از غذای رستوران).
به علاوه نیازهای انسان در مراحل مختلف زندگی تغییر پیدا می‏کند. زیرا دلمشغولی‏ها، دلبستگی‏ها، علایق و فعالیت‏های انسان‏ها تغییر می‏کند برخی از دل‏مشغولی‏ها هرچند در تمام مدت زندگی ممکن است وجود داشته باشد، اما در یک مرحله خاص از زندگی برجسته و نمایان می‏شود. مراحل اصلی زندگی را به شرح زیر برشمرده‏اند:
1-
کودکی و نوجوانی (سال‏های مدرسه)
2-
جوانی (سال‏های بین اتمام مدرسه تا تشکیل زندگی مستقل)
3-
دوره میانسالی
4-
مرحله سالمندی(بازنشستگی)
به نظر راپویورت فعالیت‏های تفریحی ناشی از علایق هستند و علایق نیز خود ناشی از دلمشغولی است و به نظر می‏رسد که برخی علایق نیازها، خواسته‏ها و خدمات فراغتی و تفریحی، به مرحله خاصی از زندگی تعلق دارد.
غالباً «نیاز» need را با خواسته ‏ wanting برابر می‏گیرند. اما میان این دو تفاوت وجود دارد. به نظر می‏رسد که نیاز مفهومی اساسی‏تر است و خواسته از نیاز نشأت می‏گیرد.
محققان عموماً درصدد ایجاد خواسته‏های فراغتی بودند و کمتر به درک نیاز‏های مردم پرداخته‏اند و انگیزه‏های مردم برای تمایل به تفریح را هنوز کشف نکرده‏اند و توجه ندارند که چرا مردم در فعالیت‏های تفریحی شرکت می‏کنند؟
اگر قرار باشد در زمینه فراغت خدماتی ایجاد و ارائه شود بایستی مبتنی بر نیازهای مردم باشد (نیازهای افراد موردنظر). می‏گویند که موفقیت بسیاری از خدمات فراغتی و تفریحی مبتنی است بر توانایی گردهم آوردن افراد و سازگاری آنها با یکدیگر.
هرچند نیاز به خودشکوفایی غالباً تحت تاثیر مسائل فرهنگی است اما انسان‏ها به رشد روانی نیازمندند و نیازبه تعامل اجتماعی برای زندگی انسان‏ها، نیازی اساسی است.
بنابراین نیاز به تعامل اجتماعی، نیاز به رشد روانی و نیاز به خودشکوفایی از نیازهای غایی و نهایی انسان‏هاست.
فلسفه وجودی مدیریت و برنامه‏ریزی برای اوقات فراغت، ایجاد موقعیت‏هایی برای رضایت‏خاطر و رشد و تکامل فرد است. برای برنامه‏ریزی فراغت، می‏توان از طریق ارزیابی نیازها (نیازسنجی‏ها) از انگیزه‏های پنهان، علایق، افکار، عادات، خواسته‏ها و دانش افراد آگاه شد.
آگاهی از ویژگی‏های جمعیت‏شناختی، چگونگی استفاده از زمان، رفتار مردم در اوقات فراغت و نگرش آنها به موضوع فراغت، از راه‏های عملی این نیازسنجی است. شناسایی الگوهای فراغت افراد، مستلزم ارزیابی‏های کمی و کیفی است.
همه ما از نظر داشتن نیازهای اساسی به یکدیگر شباهت داریم. از این لحاظ که به برخی چیزها علاقه داریم یا پاره‏ای موضوعات برایمان مهم‏ترند نیز به بعضی افراد (نه همه آنها) شباهت داریم. (اشتراک در علایق) اما از بسیاری جهات نیز به هیچ کس شبیه نیستیم، بلکه موجودات

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

برنامه های تفریحی جوانان

مقدمه:
عالم جوانی، آمیزه ای شیرین و شگرف از شعر و شعور، شور و اشتیاق و احساس و اندیشه در زندگی انسان است. جوانان، شریان گرم و حیاتی جوامع، وجدان آگاه و بیدار ملت ها و بازوان کارآمد و توانای دولت ها محسوب می شوند. درایت و هوشمندی اسلامی و انقلابی ایجاب می کند که با تلاش و مجاهدت عمومی و بهره گیری از توانایی ها و امکانات ملی، فضاهای سالم فرهنگی برای پرورش روح های شفاف و روشن جوانان فراهم شود تا گل ایمان و معنویت در گلستان وجودشان بشکفد و گلاب کمال و فضیلت در بوستان ضمیرشان بجوشد.
برنامه کانون خانوادگی
ـ تشویق و ترغیب جوانان به نرمش و ورزش ساده در محدوده فضای آزاد خانه و خانواده
ـ تهیه امکانات و وسایل لازم برای سرگرمی های سالم فکری نسل جوانان در محیط خانواده
ـ ترغیب جوانان به استفاده از نشریات و مجلات مفید ورزشی برای سرگرمی در محیط خانواده
ـ انتقال تجربیات مفید ورزشی و بازی های سنّتی برای سرگرمی نسل جوان در کانون خانواده
ـ آموزش و توجیه جوانان در خصوص شیوه های تنظیم برنامه های اوقات فراغت در خانواده
ـ ایجاد تعادل در فعالیت های گوناگون جوانان اعم از کار، عبادت، استراحت، ورزش و تفریحات
ـ تنظیم برنامه های غذایی نوجوانان در جهت حفظ آمادگی بدنی و تأمین سلامت روانی آنان
ـ فراهم ساختن شرایط و فضای سالم فرهنگی و ایجاد امنیت خاطر برای نسل جوان در محیط خانواده
ـ اجرای ورزش صبحگاهی در فضاهای سبز و پارک های عمومی به کمک مربیان ورزش
ـ اقدام و مبادرت به گردش های دسته جمعی در باغ ها، پارک ها و فضاهای سبز همراه با جوانان
ـ اختصاص ساعاتی از اوقات فراغت جوانان به تماشای مسابقات ورزشی و تفریحی تلویزیون
ـ حضور جوانان و اعضای خانواده برای تماشای بازی های نمایشی و جشنواره های ورزشی
ـ همکاری و همراهی والدین با جوانان در ورزش های کوهستانی و تفریحات سالم در تعطیلات هفتگی
ـ توجیه نسل جوان در خصوص وسیله بودن ورزش و اجتناب از هدف سازی آن در زندگی
ـ تلاش در جهت تقویت روحیه حق طلبی، آزادگی، گذشت و فداکاری در ورزشکاران جوان
ـ تشویق جوانان به ورزش های سنّتی به منظور تکوین و تقویت روحیه جوانمردی و فتوّت در آنان
ـ تلاش در جهت فراهم ساختن شرایط و امکانات عضویت جوانان در باشگاه ها و مؤسسات ورزشی
ـ همکاری مستمر با کانون های فرهنگی و ورزشی در جهت غنی سازی برنامه های تفریحی جوانان
ـ حضور والدین در مسابقات ورزشی نهادهای فرهنگی و تربیتی برای تشویق فرزندان (به تفکیک جنس)
ـ تهیه جوایز و هدایای ورزشی برای فرزندان ورزشکار و ممتاز در مسابقات رشته های ورزشی
ـ آگاه ساختن نسل جوان نسبت به ضرورت فراگیری شیوه های دفاع شخصی و آیین رزمی
ـ ایجاد فضای سبز و گلستان های کوچک و محدود در محیط خانواده برای استفاده و سرگرمی جوانان
ـ استفاده از موسیقی سنّتی ایران برای ایجاد آرامش و تأمین بهداشت روانی جوانان در خانواده
ـ برنامه ریزی فصلی برای سرگرمی جوانان با صید و شکار در طبیعت اطراف محل زندگی
برنامه محیط های آموزش و دانشگاهی
ـ آموزش انواع بازی های محلی و سنّتی به نسل جوان در واحدهای آموزشی و مراکز فرهنگی وابسته
ـ ایجاد فرصت برای جوانان در استفاده از ورزش های همگانی متناسب با فضای فرهنگی مدرسه و دانشگاه
ـ سنجش توانایی های خاص بدنی جوانان جهت انتخاب رشته های ورزشی متناسب با استعداد آنان
ـ تدوین و تنظیم برنامه شیوه های سالم سازی جسم و روان در جریان فعالیت های زندگی
ـ استفاده از مؤسسات و مجتمع های ورزشی منطقه برای سرگرمی و تفریح دانش آموزان و دانشجویان
ـ ایجاد مکان های ورزشی برای دختران جوان در مؤسسات آموزشی و محیط های دانشگاهی
ـ برنامه ریزی در جهت تعمیم اندیشه ابزاری ورزش و اجتناب از هدف سازی آن در زندگی جوانان
ـ تقویت روحیه حق طلبی، آزادگی، گذشت و جوانمردی در جوانان به کمک ورزش های پهلوانی
ـ توجیه و تفهیم جوانان ورزشکار در ابعاد اخلاقی و فرهنگی و مراعات موازین اسلامی در عرصه ورزش
ـ تهیه امکانات اولیه و مقدماتی برای تمرینات ساده ورزشی جوانان در واحدهای مختلف آموزشی
ـ ترغیب جوانان به ورزشهای رزمی و دفاعی به منظور تقویت روحیه مقاومت و ایستادگی در آنان
ـ فراهم ساختن امکانات و شرایط تشکیل تیم های ورزشی و برگزاری مسابقات در رشته های مختلف
ـ برگزاری مسابقات ویژه بازی های سالم فکری بین دانش آموزان و دانشجویان در ساعات فراغت آنان
ـ برگزاری مسابقات ورزشی بین دانش آموزان و دانشجویان در سطح منطقه ای، کشوری و جهانی
ـ برگزاری المپیادهای ورزشی برای دانشجویان ورزشکار در سطح دانشگاه های داخل و خارج کشور
ـ معرفی ورزشکاران نمونه و ممتاز در مدارس و دانشگاه ها و اعطای جوایز شایسته به آنان
ـ برگزاری جلسات هفتگی در خصوص تبادل تجربیات و معرفی ابعاد تربیتی ورزش برای جوانان
ـ نمایش فیلم های مستند درباره نقش فرهنگی و تربیتی ورزش در پیشگیری از مفاسد اجتماعی
ـ برپایی جشنواره های فرهنگی ـ ورزشی برای جوانان به منظور ایجاد نشاط و آمادگی برای فعالیت های زندگی
ـ تشکیل اردوهای فرهنگی ـ ورزشی و تنظیم برنامه های ویژه برای تقویت روحیه جمعی و سازگاری جوانان
ـ تنظیم برنامه های مقطعی برای نسل جوان در خصوص ورزش های کوهستانی در روز های تعطیل
ـ استفاده از تلویزیون آموزشی برای نمایش مسابقات ورزشی و معرفی فنون ورزشی به نسل جوان
ـ اهتمام نسبت به تهیه جزوات و نشریات خاص آموزش فنون رشته های ورزشی برای نسل جوان
ـ تنظیم برنامه برگزاری سیرک ورزشی و بازی های نمایشی در مراکز آموزشی کشور (فصلی)
برنامه محله زندگی
ـ استقرار امکانات و وسایل ورزشی در خانه فرهنگ محله برای استفاده جوانان در روزهای تعطیل
ـ تشکیل تیم های محلی از نوجوانان و جوانان در محله های شهری و روستایی به کمک نهادهای محلی
ـ برگزاری مسابقات ورزشی بین تیم های محلی و اعطای جوایز شایسته به تیم ها و افراد برگزیده
ـ استفاده مقطعی از ابزارهای ورزشی و تفریحی برای سرگرمی و نشاط جوانان در مناطق مختلف
ـ تهیه نشریات ورزشی برای مطالعه و سرگرمی فکری جوانان در باشگاه ها و سالن های ورزشی محلات
ـ نام گذاری سالن ها و باشگاه های ورزشی محلی به اسامی ورزشکاران نمونه و مردمی در مناطق مختلف
ـ تنظیم برنامه در خصوص دیدار جوانان ورزشکار با خانواده شهدا، جانبازان و آزادگان محله
ـ همکاری و همراهی والدین با جوانان در ورزش های ساده و همگانی مکان های ورزشی محلات
ـ استفاده از فضاهای باز و زمین های خارج از محدوده برای ایجاد زمینه ورزشی فوتبال و والیبال
ـ توسعه فضاهای سبز، باغ ها و گردشگاه های محلی و منطقه ای برای تفریح و سرگرمی جوانان
ـ ارتباط مستمر مربیان تربیتی و مربیان ورزش با جوانان در مکان های ورزشی محلات و مناطق
ـ تشکیل کمیته بهداشتیاران جوان برای اعمال مراقبت های بهداشتی در جریان فعالیت های ورزشی
ـ تزیین کوچه های محله زندگی در اعیاد و جشن های ملی و مذهبی با همیاری جوانان محلات
ـ ایجاد کانون های محلی برای تجمع و تفریحات سالم جوانان به کمک شهرداری های مناطق مختلف
ـ ایجاد سالن های کوچک سرپوشیده در پارک های محلی برای ورزش و سرگرمی جوانان در روز های تعطیل
ـ همکاری داوطلبانه جوانان با خانه های فرهنگ در برگزاری ورزش های نمایشی برای ساکنان محله
ـ بکارگیری تلویزیون در باشگاه های محلی جهت نمایش مسابقات مهم ملی و جهانی برای جوانان
ـ تأسیس مکان های ورزشی جهت تمرینات ساده و انفرادی جوانان در محله های شهری و روستایی
ـ تهیه کامپیوتر و ابزارهای بازی فکری برای سرگرمی جوانان در خانه فرهنگ محلات
ـ تأسیس صندوق ورزش برای تهیه امکانات ورزشی جوانان در محله ها به کمک شهرداری های مناطق
ـ ایجاد گلستان ها و فضاهای سبز برای زیبا سازی محلات و باغبانی جوانان در اوقات فراغت
ـ استفاده از نوارهای طبیعت و موسیقی سنّتی در پارک ها برای تأمین بهداشت روانی اهالی محل
ـ بکارگیری جوانان ورزشکار برای کنترل و مراقبت و تأمین آرامش و امنیت عمومی محلات
ـ اختصاص فضاهایی به منظور ایجاد میدان اسب سواری و تیر اندازی برای سرگرمی جوانان
برنامه کانون های فرهنگی و هنری
ـ برنامه ریزی در خصوص آمیختن ورزش با آموزش های تربیتی، مذهبی و اخلاقی جوانان
ـ برگزاری دوره های آموزش رزمی و دفاعی برای تقویت روحیه حماسی و سلحشوری جوانان
ـ اجرای مسابقات ورزشی به تناسب سن، جنس، سطح توانایی ها و مهارت های فنی نسل جوان
ـ اهدای جوایز ارزنده و کاپهای ورزشی به ورزشکاران برگزیده جوانان در مسابقات مختلف
ـ تهیه دستگاه های بازی فکری و سرگرم کننده برای استفاده نوجوانان در اوقات فراغت
ـ تخصیص تعدادی از سالن های عمومی کانون ها برای تمرینات ورزشی نوجوانان ورزشکار
ـ تلاش در جهت شناسایی انواع ورزش های محلی و سنّتی برای معرفی اطلاع رسانی به نوجوانان
ـ تبیین جاذبه های صادق و کاذب ورزش برای جوانان جهت توسعه آگاهی و بینش اجتماعی آنان
ـ تنظیم برنامه برای بکار گیری ورزش در جهت تقویت روحیه آزادگی، آزاد منشی و وارستگی جوانان
ـ معرفی ضوابط شرعی در عرصه ورزش برای تنظیم رفتارها و مناسبات ورزشکاران با یکدیگر
ـ ایجاد تعادل و توازن در فعالیت های ورزشی و فراغتی جوانان بر اساس برنامه ریزی شبانه روزی
ـ فراهم ساختن ابزارها و امکانات رفاهی جوانان در برنامه های داخلی کانون های فرهنگی ـ هنری
ـ استفاده از تلویزیون آموزشی برای نمایش فیلم های مستند ورزشی در اوقات فراغت جوانان
ـ پخش مسابقات ورزشی در سطح ملی و جهانی برای جوانان در ساعات فراغت و روزهای تعطیل
ـ نمایش فیلم های آموزنده در خصوص معرفی اهل فتوت و آداب و رسوم زندگی جوانمردان به نوجوانان
ـ اختصاص سالنی از محل کانون های فرهنگی به بازی های فکری و کامپیوتری و مطالعات ورزشی جوانان
ـ برگزاری جشنواره های فرهنگی ـ ورزشی برای سرگرمی جوانان در مناطق مختلف شهری و روستایی
ـ نمایش سیرک و ورزش های رزمی و پهلوانی برای جوانان در مناطق مختلف شهری، روستایی و عشایری
ـ تشکیل اردوهای فرهنگی ـ ورزشی برای گذران مفید اوقات فراغت نسل جوان (فصلی)
ـ کنترل و مراقبت رفتاری ورزشکاران در اردوها و برنامه های جمعی آنان در اوقات فراغت
ـ تشکیل کمیته بهداشتیاران جوان برای اعمال مراقبت های بهداشتی در فعالیت های ورزرشی کانون ها
ـ احیا و تقویت ورزش های سنّتی خصوصاً ورزش باستانی (زور خانه ای) و کشتی پهلوانی
ـ معرفی و تشویق ورزشکاران نمونه در مناسبت های مقتضی با حضور مسئولان، والدین و مربیان
ـ برگزاری مراسم تجلیل و تقدیر از ورزشکاران ممتاز و نمونه جوان در سطح ملی (الگوسازی)
برنامه مساجد و کانون های مذهبی
ـ تبلیغ به منظور دمیدن روح تعهد، حمیت، تعاون و همکاری بین ورزشکاران جوان از منابر
ـ طرح و معرفی نمونه ها و الگوهای رفتاری از صالحان و جوانمردان برای ورزشکاران جوان
ـ همکاری با مؤسسات و سازمان های ورزشی در نشر و تبلیغ موازین اخلاقی و ارشاد فکری جوانان
ـ همکاری با نهادهای فرهنگی و تربیتی به منظور تسهیل فعالیت های ورزشی و سرگرم کننده نسل جوان
ـ ایجاد سرگرمی های مفرّح در کانون های فرهنگی مساجد و مراکز دینی برای گذران اوقات فراغت جوانان
ـ تخصیص محلی از بنای مساجد به ورزش های رزمی و دفاعی جوانان عضو کانون های مذهبی
ـ انتخاب مربیان مؤمن و صالح برای تربیت بدنی و تمرینات ورزشی جوانان مستعد و علاقه مند
ـ فراهم ساختن امکانات برای جوانان علاقه مند به ورزش از طریق خود یاری مؤمنین محل
ـ تشکیل تیم های ورزشی از جوانان عضو کانون های فرهنگی مساجد و انجمن های مذهبی مناطق
ـ همکاری هیات و انجمن های مذهبی محله های شهری و روستایی با تیم های ورزشی مختص جوانان
ـ برگزاری مسابقات محلی بین کانون های فرهنگی مساجد در امور ورزشی و سرگرمی های سالم
ـ حضور امام جماعت مساجد در مراسم اهدای جوایز و ورزشکاران برگزیده در مسابقات ورزشی
ـ همراهی امام جماعت مسجد با کوهنوردان جوان برای آموزش های دینی در جریان کوهپیمایی
ـ استفاده از وجوهات شرعیه برای پوشش فعالیت های ورزشی و سرگرمی های سالم جوانان محلّه
ـ استفاده از کمک های مردمی اماکن مذهبی و مشاهد مقدسه برای پوشش امور فراغتی جوانان
ـ فراهم ساختن امکانات و وسایل زیارتی ورزشکاران به مشاهد مقدسه و امکان متبرکه کشور
ـ جمع آوری وجوهات شرعیه و کمک های مردمی انجمن های مذهبی جهت ایجاد تأسیسات ورزشی
ـ توسعه و تجهیز مکان های ورزشی ویژه جوانان به کمک در آمدهای سازمان حج و اوقاف و امور خیریه
ـ مجهز ساختن پایگاه های مقاومت بسیج به کامپیوتر برای بازی ها و سرگرمی های فکری جوانان
ـ استفاده از تلویزیون و ویدئو برای نمایش مسابقات ورزشی ملی و جهانی در مساجد و انجمن ها
ـ برگزاری اردوهای ورزشی و تفریحی جهت ایجاد سرگرمی های سالم و مفرّح برای جوانان منطقه
ـ تأسیس زورخانه برای تعمیم ورزش باستانی و روحیه پهلوانی در فضای فرهنگی مساجد
ـ نمایش حرکات موزون ورزشی به مناسبت اعیاد و جشنهای ملی و مذهبی در کانون های فرهنگی مساجد
ـ تهیه ابزارها و وسایل بازی فکری و سرگرم کننده برای کانون های فرهنگی مساجد و مراکز دینی
برنامه محیط های شغلی و اداری
ـ ایجاد تعادل و توازن در فعالیت های ورزشی، استراحت و کار و تلاش جوانان در محیط کار و شغل
ـ آموزش ورزش های رزمی و دفاعی به کارگران و کارمندان جوان در محیط های شغلی و اداری
ـ تهیه وسایل و ابزارهای لازم برای بازی های فکری کارمندان و کارگران در محیط های شغلی و اداری
ـ اختصاص مکان های ورزشی و تفریحی در دستگاه های دولتی برای استفاده جوانان در اوقات فراغت
ـ افزایش قابلیت ها و تقویت توانایی های جوانان در ایجاد سرگرمی های ساده و ایجاد تنوع در فعالیت ها
ـ تخصیص سالنی در محل اشتغال جوانان برای سرگرمی و ایجاد تنوع در فعالیت های روزمره
ـ ایجاد فرصت برای استفاده جوانان شاغل از برنامه های ورزشی صدا و سیما در اوقات فراغت
ـ برگزاری مسابقات ورزشی برای کارکنان مؤسسات اداری و شغل در تعطیلات هفتگی و سالانه
ـ احیا و تقویت ورزش های سنّتی خصوصاً کشتی برای جوانان در واحدهای اداری و شغلی
ـ ساماندهی به فعالیت داوطلبانه جوانان شاغل جهت تشکیل تیم های ورزشی در رشته های مختلف
ـ تنظیم برنامه های اردویی برای ورزشکاران برگزیده در مسابقات ورزشی مؤسسات و ادارات دولتی
ـ تأسیس زورخانه در مجتمع های اداری و شغلی برای تمرینات ورزشی کارمندان و کارگران جوان
ـ همکاری داوطلبانه کارمندان و کارگران در تزیین و زیباسازی جلوه های ظاهری محیط کار و شغل
ـ اجرای نمایش های جذاب در محیط های شغلی و اداری برای سرگرمی و نشاط کارکنان جوان
ـ فراهم ساختن امکانات بازدید از نمایشگاه ها و موزه های مردم شناسی برای جوانان شاغل
ـ برگزاری جشنواره های ورزشی برای کارمندان و کارگران جوان در مؤسسات اداری و شغلی (فصلی)
ـ تنظیم قراردادنامه های دوره ای جهت استفاده کارمندان و کارگران از امکانات مؤسسات ورزشی
ـ ایجاد گلستان ها و فضاهای سبز در محیط های شغلی برای استفاده جوانان شاغل و اوقات فراغت
ـ تهیه وسایل و امکانات برای سرگرمی های سالم و تفریحی جوانان در محیط های نظامی و انتظامی
ـ برگزاری مسابقات و جشنواره های ورزشی در محل استقرار نیروهای نظامی و انتظامی (فصلی)
ـ ایجاد فضاهای ورزشی و تفریحی در پادگان ها برای سرگرمی و استفاده سربازان و درجه داران
ـ فراهم ساختن امکانات و تفریحات سالم فکری و جسمی برای سربازان و درجه داران جوان
ـ تشکیل تیم های کوهنوردی جهت تأمین صلابت و استواری جسم و سلامت روانی نسل جوان
ـ تنظیم برنامه جهت استفاده سربازان و درجه داران از میدان های اسب سواری و تیراندازی
برنامه نهادهای مرده
ـ برنامه ریزی در خصوص ایجاد فضاهای فرهنگی ـ ورزشی سالم جهت اشاعه ورزش بین جوانان
ـ همکاری با مسئولان اردوگاه های تربیتی در جهت فراهم ساختن امکانات اردوهای ورزشی جوانان
ـ همکاری با سازمان های ذیربط در تأسیس مکان ورزشی ویژه دختران جوان در مناطق شهری و روستایی
ـ ارتباط با مراکز فرهنگی و آموزشی در جهت تأمین تدارکات ورزشی برای ورزشکاران بی بضاعت
ـ کمک به انجمن های ورزشی به منظور تأمین اعتبارات و هزینه های لازم برای ورزش همگانی
ـ همکاری تدارکاتی برای برگزاری نمایش های ورزشی (سیرک) در مراکز آموزشی و فرهنگی کشور
ـ همکاری با شهرداری ها در ایجاد کانون هایی برای جوانان محلات و فراهم ساختن امکانات تفریحی آن
ـ همکاری با نیروهای انتظامی جهت اداره ورزشگاه ها در جریان برگزاری مسابقات ورزشی جوانان
ـ واگذاری مقطعی تأسیسات نهاد های مردمی برای ورزش و تفریحات سالم جوانان در روز های تعطیل
ـ همکاری با مراکز آموزشی و تربیتی در توسعه و تجهیز کانون های فرهنگی برای فعالیت های فوق برنامه
ـ کمک به تیم های ورزشی محلات و مناطق در تأمین تدارکات اساسی برگزاری مسابقات ورزشی
ـ کمک به جوانان داوطلب در حفظ محیط زیست و ایجاد فضاهای سبز و دلپذیر در مناطق شهری
ـ همکاری با بهداشتیاران در خصوص تأمین کمک های اولیه بهداشتی برای جوانان ورزشکار
ـ تلاش در جهت شناسایی انواع ورزش های سنّتی و مردمی رایج در مناطق روستایی و عشایری کشور
ـ تأمین بخشی از هزینه های برگزاری مسابقات ورزشی جوانان در مناطق روستایی و عشایری کشور
ـ همکاری با سازمان تربیت بدنی جهت برگزاری جشنواره های ورزشی در جشن ها و اعیاد ملی و مذهبی
ـ برگزاری جشنواره های فرهنگی ـ ورزشی در مناطق مختلف کشور متناسب با شرایط اقلیمی و فرهنگی
ـ تشویق و قدردانی از ورزشکاران نمونه و ممتاز در مناسبت های فرهنگی و اجتماعی (جشن ها و اعیاد)
ـ همکاری با سازمان تربیت بدنی جهت احداث مکان های ورزشی برای جوانان ورزشکار مناطق محروم
ـ تزیین و زیباسازی جلوه های ظاهری کوچه های محلات به کمک جوانان داوطلب و ساکنان مناطق
ـ اهتمام نسبت به ورزش معلولان و جانبازان از طریق همکاری فعال با بنیاد جانبازان انقلاب اسلامی
ـ همکاری با نهادهای فرهنگی در برگزاری گردشها و اردوهای برون شهری برای جوانان مناطق مختلف
ـ ایجاد کلبه های طعام در ورزشگاهها و مسیرهای کوهپیمایی با همکاری دستگاه های ذیربط
ـ همکاری با سازمان زندان ها و کانون های اصلاح و تربیت در تأمین تدارکات ورزشی برای جوانان بزهکار
صدا و سیما
ـ تبلیغ در خصوص تعمیم و اشاعه ورزش و تفریحات سالم بین نسل جوان (بسیج ورزشی)
ـ تبلیغ و اشاعه فرهنگ سالم ورزشی و حاکمیت اخلاق بر فعالیت های ورزشی و تفریحی جوانان
ـ ترغیب ورزشکاران جوان به حفظ و پاسداری از ارزش های اسلامی در فعالیت های ورزشی
ـ تبلیغ در جهت دمیدن روحیه تعهد، تعاون، همیاری و همکاری گروهی در جوانان ورزشکار
ـ تقویت روحیه حق طلبی و ستم ستیزی جوانان ورزشکار و تشویق آنان به گذشت و فداکاری در جوانان
ـ آموزش شیوه های سالم سازی جسم و روان در جریان فعالیت های زندگی، ورزش و تفریحات
ـ تأکید بر اجتناب جوانان از بطالت و بیکاری و تحذیر آنان از سرگرمی های تحذیری و اعتیاد
ـ ترغیب و تشویق جوانان به ایجاد سرگرمی های سازنده و نشاط انگیز برای گذران مفید اوقات فراغت
ـ تخصیص برنامه برای ورزش صبحگاهی و ترغیب جوانان به آماده سازی بدن برای فعالیت روزانه
ـ تهیه و تنظیم برنامه های اساسی در خصوص آموزش فنون و مهارت های ورزشی به نسل جوان
ـ تهیه گزارش مصوّر از ورزش های سنّتی جهت تبلیغ و اشاعه ورزش های محلی و پهلوانی کشور
ـ تشویق جوانان به ورزش های کوهستانی و رزمی جهت افزایش قدرت و مقاومت بدنی آنان
ـ تهیه فیلم های کوتاه از زندگی و سیره جوانمردان و قهرمانان ورزشی (الگوسازی در ورزش)
ـ پخش مسابقات ورزشی ویژه جوانان در سطح مدارس، دانشگاه ها و محیط های ورزشی و تربیتی
ـ تهیه گزارش ویژه از جریان مسابقات منطقه ای و کشوری جوانان در اردوگاه های ورزشی و تربیتی
ـ مراعات اعتدال در تفسیر مسابقات ورزشی و اجتناب از تبلیغات کاذب و هیجان انگیز در ورزش
ـ پخش مستقیم مسابقات ملی و جهانی در یکی از شبکه های تلویزیونی و صدای جمهوری اسلامی
ـ پخش اخبار ورزشی دختران و برنامه های هفتگی با توجه به موازین اخلاقی و احکام شرعی
ـ پخش گزارش مصوّر جشنواره های فرهنگی ـ ورزشی برای سرگرمی جوانان در اوقات فراغت
ـ معرفی ورزشکاران قهرمان و نمونه مناطق مختلف کشور جهت الگوسازی ورزشی برای جوانان
ـ انعکاس اخبار و گزارش های مربوط به فعالیت های ورزشی جوانان در مناطق روستایی و عشایری کشور
ـ تهیه گزارش مصوّر جهت انعکاس آخرین رویدادهای ورزشی در برنامه های ویژه جوانان
ـ تهیه گلچینی از مسابقات و رویدادهای ورزشی جهان برای سرگرمی جوانان در اوقات فراغت
ـ برگزاری میزگردهای ویژه جوانان جهت بررسی و تفسیر رویدادهای مهم ورزشی ایران و جهان
برنامه مطبوعات و نشریات
ـ تبلیغ در خصوص اشاعه ورزش همگانی و آمیختن فعالیت های ورزشی با آموزش های اخلاقی
ـ تبلیغ در جهت ایجاد تعادل روانی در جوانان و جلوگیری از هدف شدن ورزش در زندگی آنان
ـ آموزش والدین و مربیان در جهت شیوه های تنظیم برنامه زندگی و فعالیت های فراغتی و تفریحی جوانان
ـ تهیه مقالات علمی در خصوص معرفی انواع رشته های ورزشی به جوانان مشتاق و علاقه مند
ـ ترغیب جوانان به تلاش در جهت احیای ورزش های محلی و سنّتی سازگار با فرهنگ اسلامی
ـ تبلیغ در جهت ترغیب جوانان به فعالیت های ورزشی به منظور نجات از بطالت و انحرافات اجتماعی
ـ طبع و نشر مقالاتی در زمینه تقویت روحیه حق طلبی، آزادگی، گذشت و جوانمردی در جوانان
ـ تدوین اصول و ضوابط شرعی و شیوه های حاکمیت اخلاق اسلامی بر محیط های ورزشی و تفریحی
ـ طرح و تبیین آثار مفید تعاون و همکاری جمعی و آثار منفی تکروی و خود محوری در فعالیت های ورزشی
ـ طرح و تبیین جاذبه های صادق و کاذب ورزش در جهت هدایت فکری و فرهنگی نسل جوان
ـ اجتناب از بت سازی قهرمانان ورزشی و پرهیز از ایجاد هیجانات کاذب و مقطعی در تبلیغات ورزشی
ـ طرح نیازها و گرایش های فراغتی و ورزشی جوانان به کمک بررسی ها و نظرخواهی های علمی از نسل جوان
ـ طرح زندگینامه و سجایای اخلاقی جوانمردی و ورزشکاران پیشکسوت برای الگوسازی در عالم ورزش
ـ تهیه گزارش مصوّر از فعالیت های ورزشی جوانان در مناطق شهری، روستایی و عشایری کشور
ـ انعکاس اخبار و رویدادهای ورزشی ایران و جهان در روزنامه ها و نشریات هفتگی و ادواری
ـ اختصاص صفحاتی از روزنامه ها و نشریات هفتگی به ورزش جوانان در مناطق روستایی و عشایری
ـ تنظیم برنامه های بهداشت جسمی و روانی برای آمادگی جوانان در فعالیت های ورزشی و تفریحی
ـ معرفی پارک ها و تفرّجگاه های سرسبز و طبیعت سرشار از زیبایی و طراوت ایران به جوانان
ـ تهیه خبر وگزارش مستند از آخرین دستاوردها و پیشرفت های ورزشی جوانان در سطح جهانی
ـ معرفی جوانان ورزشکار و نمونه برای تشویق و تجلیل از مقام و منزلت آنان در جامعه ورزشی
ـ آموزش و تربیت عکاس و خبرنگار ورزشی از جوانان مشتاق و علاقه مند به ورزش در مناطق مختلف
ـ انتشار مجلات ورزشی برای جوانان جهت پوشش اخبار ورزشی آنان در سراسر کشور
ـ انتشار مجله «ورزش دختران» برای تشویق و ترغیب دختران به ورزش و تربیت بدنی
ـ تهیه خبر جهت انعکاس فعالیت های ورزشی جانبازان و معلولان در بخشی از نشریات هفتگی

بسم الله الرحمن الرحیم


اوقات فراغت


ایام جوانى به سرعت سپرى خواهد شد و بار دیگر بازنمى گردد.
جوان باید طورى برنامه زندگى خویش را تنظیم نماید که از اوقات فراغت خود به نفع سازندگى روحـى و روانى خویش بهره گیرد و براى ادامه تحصیل و شغل مناسب در آینده , آمادگى لازم را به دست آورد.باید قدر فرصتها و ایام پر ارزش جوانى را بداند و آن را بیهوده هدرندهد .
حـضـرت عـلـى (ع ) مـى فـرمـایـد: پـیش از آن که دوره پیرى ات فرابرسد ازجوانى خود استفاده کن .
و نیز مى فرماید: کسى که وقت خود را به کسالت و بیهودگى صرف کند, به خوشبختى نمى رسد.
جـوان بـایـد در زنـدگـى اش برنامه و نظم داشته باشد, تا اوقاتش چراگاه وسوسه هاى شیطانى نگردد.
او بـایـد از تـفریح و ورزش براى سالم سازى بدن در جهت پرورش روح , استفاده کند, زیرا تفریح سالم , انسان را از ملالت کارهاى یکنواخت زندگى , رهایى مى بخشد.
حضرت على (ع ) مى فرمایند: فرح و شادمانى , باعث وجد و نشاط روح مى شود.
متاسفانه بعضى از جوانان ما نمى دانند, چگونه از اوقات فراغت خود بهره جویند.
گـاهـى در خـلال ایـام تـعـطـیلى و فراغت مرتکب گناه مى شوند, و دست به کارهاى نامشروع مى زنند و در نتیجه , موجبات کسالت و پشیمانى خود ودیگران را فراهم مى سازند.
بـنـابـرایـن , جـوان مى تواند قسمتى از فرصتهاى خود را پس از مطالعه دروس به ورزش و انجام فـعـالـیـتهاى جسمى وهنرى با دوستان خوب اختصاص دهد, از این رو انجام اعمال زیر را در ایام فراغت پیشنهاد مى کنیم :.
ـ اسـتـفـاده از نـرمـش و حـرکـتـهاى سبک , بطورمرتب وروزانه و یا هفته اى یک بار پرداختن به ورزشـهاى سنگین , مانند کوهنوردى , شنا, والیبال , فوتبال ,کشتى وب ولى نباید همه اوقات فراغت صرف ورزش شود, بلکه با برنامه ریزى از فرصتها استفاده شایسته اى به عمل آید.
ـ هـر جوانى باید استعدادهاى ذوقى خود را نیز شناسایى کند و با اختصاص دادن وقت مناسبى آن را پـرورش دهد, مثلا, مى تواند در زمینه نقاشى ,عکاسى , خطاطى , شعر, مکانیکى و الکترونیکى و غـیـره , پـس از خـسـتـگـى ازمـطـالـعـه , پاره اى از فرصتهاى مرده را که معمولا بدون استفاده باقى مى مانند, به این قبیل امور تفننى اختصاص دهد تا در این زمینه ها تجربه اى کسب کند.
پرداختن به امور ذوقى از این جهت اهمیت دارد که اولا: برتوانایى انسان مى افزاید.
ثـانـیـا: سبب تلطیف روح مى شود و زندگى را ازحالت خشک وبى روح , خارج ساخته وشخصیت انسان را به صورت چند بعدى (نه یک بعدى )رشد مى دهد.
ـ در مـطالعه باید علاوه برکتب درسى و کتابهاى مفید در زمینه هاى اعتقـادى , اخلاقى , تاریخى , سیـاسى , به افزایش اطلاعـات عمومى و فراگیرى تجوید و قرات قرآن و زبانهاى خارجى نیز توجه داشت و درزمینه هاى مختلف بر اطلاعات خود افزود تا وسعت دید پیدا نمود.
ـ پـاره اى از مهارتهاى فنى و عملى نیز درزندگى مورد نیاز است و بهتر است در دوران جوانى با اسـتفاده از اوقات فراغت به فراگیرى آنها پرداخت ,از قبیل : تعمیر وسائل مکانیکى , برقى وب که ما را براى زندگى آینده آماده مى سازند.
پس باید همه جانبه فکر کرد و همه جانبه برنامه ریزى کرد و به پرورش استعدادهاى فکرى , ذوقى , هـنـرى , عـلـمى پرداخت تا دیدى واقع بینانه وشخصیتى جامع به دست آورده و به کمال انسانى نزدیک شد.

منبع:
http://www.al-shia.com


"شاهده"

16-07-09, 14:52

اوقات فراغت، گنج نهان

نویسنده: جواد محدّثی


«اوقات فراغت»، یکی از سرمایه های ارزشمند و گنج های نهان است. به شرط آن که توانایی استخراج و بهره گیری از این گنج را داشته باشیم.

این که گفته اند:«فرصت، به دست آمدنی نیست؛ بلکه به دست آوردنی است» کلامی درست است و کار کسانی است که خلاقیت آنان در «مدیریّت زمان» و ا ستفاده از «فرصت های موجود»، سبب می شود که زمان، گسترش یابد و از «هیچ»؛ «خیلی چیزها» پدید آید.
مثلاً اگر «تعطیلات»، نوعی فرصت و مهلت است، بدون برنامه ریزی برای استفاده از آن، این «منبع سود»، به راحتی تبدیل به «کانون زیان» می شود و این سرمایه از کف می رود.
این گونه است که ایّام فراغت، به ایّام حسرت تبدیل می شود و سرمایه به زیان!
گرچه دل انسان می خواهد ایّام فراغت را به خوشی و لذّت و تفریح و حتّی بیکاری و راحتی بگذراند، ولی با حسرت های بعدی این گونه رفتار با یک «نعمت الهی» چه کنیم؟
پیشوای پاکان و اسوه ی پاکی ها، علی (ع) فرمود:
ان یکن الشغل مجهدة فالفراغ مفسدة. (1)
اگر کار و اشتغال، زحمت دارد، بیکاری هم فساد انگیز است.
و این جایی است که فراغت را به معنای بیکاری بگیریم و این سرمایه را تباه سازیم؛ ولی اگر از این امکان موجود، برای آینده بهره بگیریم چه؟ نه تنها مفسده نیست، بلکه سودآور و مایه ی مسرّت خواهد بود.
آنچه به عنوان «ایّام فراغت» داریم، فرصتی است که هنوز گرفتاری ها واشتغالات، آن قدر ما را محاصره نکرده که به هیچ کاری نرسیم. مجال موجود و حال نقد را باید به بهترین صورت به بهره وری رساند؛ چرا که شاید دیگر پیش نیاید و مجالی دست ندهد.
باز هم از کلام مولا علی (ع) بیاموزیم که بر قلّه ی رفیع آگاهی و موعظت و حکمت نشسته و به ما نوآموزان و تازه پایان، چنین پند می دهد:
و اعلم ان الدنیا دار بلیة لم یفرغ صاحبها فیها ساعة الّا کانت فرغته علیه حسرة یوم القیامة. (2)
بدانید که دنیا، سرای گرفتاری است و اهل دنیا، هرگز ساعتی به فراغت و بیکاری و بی خیالی در آن نمی گذرانند؛ مگر آن که همین یک ساعت، مایه ی حسرتشان در روز قیامت خواهد بود.
پس چه باید کرد؟
ایّام فراغت را نباید به معنای ایّام بیکاری و تعطیلی کار و وانهادن خویش و از یاد بردن هدف و فرونشستن از طیّ طریق و ادامه ی مسیر دانست. این «آفت عمر» است. کدام جوان با همّت و هوشیاری این گونه عمل می کند؟
درست است که جسم و جان ما هم نیازمند «تفریحات سالم» است ولی تفریحات سالم چیست و چگونه روح ما شاد و انبساط خاطر می یابد؟
بعضی با تماشای مناظر طبیعی و قدم زدن در باغ و ساحل رودخانه و هوای آزاد و دامنه ی کوه، «انبساط خاطر» می یابند. بعضی با دید و بازدید و «صله ی رحم»، به مسرّت و شادی می رسند؛ برخی با ورزش و نرمش؛ بعضی با مطالعه و کارهای علمی و فعالیّت های هنری و ذوقی؛ برخی با حضور در یک مسجد و فضای روحانی و شرکت در مراسم مذهبی. بعضی هم این تفریح را در یک شب نشینی یا تماشای یک فیلم و مسابقه می جویند.
در مواردی، تفریح، به کام انسان زهر می شود و روح را آزرده و خسته می سازد و اعصاب را می فرساید و دل را چرکین، خشم را افزون، وقت را تلف، و دوستی ها را تبدیل به دشمنی و حسادت می کند.
راستی! از اوقات فراغت، چگونه باید بهره گرفت؟
بعضی از کسانی که در اوقات فراغت و روزهای تعطیلی، ساعت ها پای فیلم می نشینند و خود را از هوای آزاد و قدم زدن در دامن طبیعت و تحرّک بدنی و تجدید نشاط روحی محروم می کنند، به خیال تفریح، خود را خسته تر و فرسوده تر می سازند. در کنج خانه نشستن و تنها چشم به صفحه ی تلویزیون و صحنه ی فیلم دوختن، نوعی «تفریح کاذب» است. بیچاره «روح» که گاهی زیر دست و پای ندانم کاری های ما «له» می شود و برای یک قطره «معنویت» بال بال می زند و ما از آن دریغ داریم!
باری، چه کنیم که فراغتمان به حسرت تبدیل نشود؟
هوشیاری لازم است که با سرمایه ای به نام فراغت، بازی نکنیم.
از وصیت های حضرت رسول (ص)، به ابوذر غفاری این است که «پنج چیز را قبل از پنج چیز، غنیمت بشمار، یکی هم آسودگی و فراغت را پیش از گرفتاری و مشغولیت». (3)
یک بار دیگر هم جام روح و پیاله ی دلمان را زیر بارش حکمتی نغز از مولای متقیان قرار دهیم که می فرماید:
اجعل زمان رخائک عدة لأیّام بلائک. (4)
روزگار آسوده خاطری خویش را سرمایه و ره توشه ای برای روزهای گرفتاری ات قرار بده.
نیز، از سخنان حکیمانه ی اوست:
فلیعمل العامل منکم فی ایّام مهله قبل ارهاق اجله و فی فراغه قبل اوان شغله.(5) هر کوشنده و تلاشگری از شما، پیش از آن که اجلش فرا رسد، عمل کند و پیش از آن که دوران گرفتاری فرا رسد، در دوره ی فراغت بکوشد.
اگر دوره ی فراغت به بیکاری بگذرد که فساد خیز است، به خصوص برای جوانان:
جوانی و بیکاری و خواسته
بسی فتنه ها زین سه برخاسته
اگر به کم کاری و اهمال و پرداختن به امور کم ارزش وغیر اولویت دار هم بگذرد، باز، حسرت آور است و با روش و منش یک انسان دقیق و حسابگر – که ارزش زمان و عمر و قیمت فرصت ها و اوقات را می شناسد - ناسازگار است.
به هر حال، ما و زمان، در حال دادوستد با یکدیگریم. زمان از ما «عمر» و «فرصت»ها را می گیرد و ما، در «ظرف زمان»، به تلاش و تحصیل و مطالعه و فراگیری و تجربه اندوزی و خودسازی می پردازیم.
آیا نباید حساب کرد که چه می دهیم و چه می گیریم؟
سود می بریم یا زیان می کنیم؟
ما اکنون سر کلاس نشسته ایم؛ کلاس زندگی. در کلاس عمر، هر کس را یک بار می نشانند و درس می دهند و امتحان می گیرند. می توانیم دنیا را یک میدان وسیع مسابقه بدانیم که همه ی آدم ها رقیب مایند. ما هم در یک رقابت سالم، با همه شرکت کرده ایم. به خودمان نمره و امتیاز بدهیم که نحوه ی بهره گیری مان از فرصت هایمان چگونه است؟
در آغاز، به «مدیریّت زمان» اشاره کردیم. این وقتی است که اولویت ها را در زندگی خویش بشناسیم و به تناسب آن،فرصت های خود را خرج کنیم.
کسانی که در زندگی و مصرف سرمایه ی زمان، به اصلی و فرعی کردن مسائل نمی اندیشند و موضوعات را پیش خود به «مهم» و «مهم تر» و «لازم» و «لازم تر» تقسیم نمی کنند، کم ترین ضرر و ضایعه برایشان، این است که «آفتابه» را خرج «لحیم» می کنند و اصل را فدای فرع.
سرمایه ی ما همین یک بار زیستن است؛ ولی سود ما چیست؟
آنچه ندارد عوض، ای هوشیار!
عمر عزیز است، غنیمت شمار
کسی که اوقات فراغت خویش را به کارهای بیهوده یا کم اهمیت سپری کند، از کارهای مهم تر باز می ماند.
و این، خسارتی است بزرگ!

پی نوشت:
1. میزان الحکمه، ج 7، ص 459.
2. نهج البلاغه، تصحیح: صبحی الصالح، نامه ی 59.
3. ...و فراغک قبل شغلک (مکارم الأخلاق، ص 459).
4. تصنیف غرر الحکم، ص 473.
5. نهج البلاغه، خطبه ی 86.
منبع: نشریه ی زندگی، سال دوم ،شماره چهار، فروردین واردیبهشت 1381، ص ص 26و 27.

منبع: مجله ی حدیث زندگی

سایت راسخون


"شاهده"

16-07-09, 14:52

حدیث فراغت

نویسنده:محمدرضا سبحانی نیا


تلاش ما در این نوشتار، گردآوری آیات و احادیثی بوده است که به گونه ای به موضوع «فراغت» مربوط اند . نخست این نمونه ها را به عناوین فرعی و سپس در زیر این عناوین، متن آیات و احادیث را عرضه می کنیم.

الف) اقسام فراغت:


1. فراغت گوارا

امام سجاد(ع)
اللهم!... فان قدرت لنا فراغا من شغل فاجعله فراغ سلامه لاتدرکنا فیه تبعه و لا تلحقنا فیه سأمه حتّی ینصرف عنّا کتاب السیّئات بصحیفه خالیه من ذکر سیّئاتنا و یتوّلی کتاب الحسنات عنّا مسرورین بما کتبوا من حسناتنا. (1)
خداوندا!... اگر برای ما فراغتی از کارهای دنیا مقدّر فرموده ای، پس آن را فرصتی همراه با سلامتی قرار ده که در آن، رنجی حاصل نشود و ملالتی به وجود نیاید، تا این که فرشتگانی که به ثبت گناهان ما مأمورند، با صحیفه ای خالی از گناه از پیش ما بروند و فرشتگان مأمور به نیکی ها، خوشحال از اعمالی که از ما نوشته اند، از نزد ما برگردند.
امام علی(ع):
سهر العیون بذکر الله فرصه السعداء و نزهه الأولیاء. (2)
شب زنده داری با یاد خدا، فرصتی است برای افراد سعادتمند، و تفریح و آسایشی است برای اولیای خدا.

2. فراغت ناگوار

امام علی(ع):
مع الفراغ تکون الصبّوه. (3)
همراه با بیکاری و فراغت، تمایل به خواسته های شیطانی حاصل می شود.


"شاهده"

16-07-09, 14:53

ب) ویژگی اوقات فراغت:


1. قسمتی ازعمر باارزش انسان ها هستند

رسول اکرم (ص):
الّیل و النّهار مطیتان فارکبوهما بلاغا الی الآخره. (4)
شب و روز، دو مرکب رهوارند. پس برای رسیدن به آخرت، از آنها بهره بگیرید.
رسول اکرم در سفارشی به علی (ع):
یا علی! بادر باربع قبل اربع: شبابک قبل هرمک، و صحتک قبل سقمک، و غناک قبل فقرک، و حیاتک قبل موتک. (5)
ای علی! قبل از رسیدن به چهار چیز، در [ قدردانی از] چهارچیز، شتاب کن: قبل از رسیدن پیری ، از جوانی ات بهره گیر ؛ قبل از بیماری ، از سلامتی ات استفاده ببر؛ قبل از نیازمندی ات، توانگری ات را و قبل از مرگت، زندگی ات را قدر بدان.
امام علی(ع) در تفسیر آیه ی شریفه «لا تنس نصیبک من الدنیا» (6) می فرماید:
لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک ان تطلب بها الآخره. (7)
فراموش نکن که با بهره گیری از سلامتی و نیرو و فراغت و جوانی و شادابی ات، آخرت را به دست می آوری [یکی از بهره های انسان از این دنیا، سلامتی و فراغت و ... است].

2. زودگذرند

امام علی (ع):
الفرصه شریعه الفوت. (8)
فرصت ها به سرعت از دست می روند.
الفرصه تمر مر السحاب.(9)
فرصت ها مانند ابرها در گذرند. [با وجود فایده ی بسیار زیادی که دارند، با سرعت، درحرکت اند؛ ولی برای انسان، کند و بی حرکت می نمایند].

3. به آسانی به دست نمی آیند

امام علی (ع):
غافص الفرصه عند امکانها فانک غیر مدرکها بعد فوتها.(10)
فرصت های پیش آمده را صید کنید که اگر از دست بروند، دیگر آنها را به دست نمی آورید.
عود الفرصه بعید مرامها. (11)
بازگشت فرصت ها بعید است [وکم اتفاق می افتد].
الفرصه سریعه الفوت، بطیئه العود. (12)
فرصت ها به سرعت از دست می روند، ولی به کندی باز می گردند.

4. از دست دادن آنها موجب ناراحتی و پشیمانی است

امام علی(ع):
اذا أمکنک الفرصه فانتهزها فان اضاعه الفرصه غصه. (13)
اگر فرصتی برایت پیش آمد، به سرعت از آن بهره بگیر؛ چرا که از دست دادن فرصت ها اندوه، در پی خواهد داشت.
ان الفرص تمر مر السحاب ؛ (14) فانتهزوها اذا أمکنت فی أبواب الخیر و الا عادت ندما.
فرصت ، مانند ابر زودگذر است . پس اگر فرصتی برای انجام دادن کارهای خیر پیش آمد ، به سرعت آن را دریابید [و از آن استفاده کنید ] و الا پشیمانی و ندامت ، به دنبال خواهد داشت.


"شاهده"

16-07-09, 14:54

ج) بهترین کارها دراوقات فراغت:


1. بندگی خدا

قرآن کریم:
فاذا فرغت فانصب والی ربک فارغب. (15)
پس چون فراغت یافتی، به طاعت درکوش و با اشتیاق، به سوی پروردگارت روی آور.
رسول اکرم:
یقول الله سبحانه: یابن آدم! تفرغ لعبادتی أملأ صدرک غنّی و أسد فقرک و ان لم تفعل ملأت صدرک شغلا و لم أسد فقرک. (16)
خداوند سبحان می فرماید: خود را به بندگی من مشغول ساز تا سینه ات را از بی نیازی پر سازم وتهی دستی ات را برطرف کنم و اگر چنین نکنی، دلت را به کارهای مختلف مشغول می سازم ونیازت را برآورده نمی کنم.
امام علی(ع):
اللهم! فرغنی لما خلقتنی له و لا تشغلنی بما تکلفت لی به، و لا تحرمنی و انا أسألک، و لا تعذبنی و أنا استغفرک. (17)
خداوندا! برای رسیدن به هدفی که مرا برای آن خلق نمودی [فکر و تأمل در هدف خلقت و رسیدن به کمال]، به من فرصت بده و مرا فقط به تکالیفی که امر کرده ای مشغول مفرما. محرومم نساز، و حال آن که من خواهان توام. و کیفرم مده؛ در حالی که عذرخواه درگاهت هستم.

2. دوستی با خدا

امام سجاد(ع):
اللهم! صل علی محمد و آل محمد وفرغ قلبی لمحبتک و اشغله بذکرک. (18)
خداوندا! بر محمّد و خاندانش درود فرست و دلم را برای دوستی خودت فارغ گردان و آن را به یاد و ذکر خود، مشغول بدار.

3. اشتغال به کار آخرت

امام علی (ع):
أعرضوا عن کل عمل بکم غنی عنه، و اشغلوا أنفسکم من أمر الآخره بما لابدّ لکم منه. (19)
[ای مردم!] از هر عمل بی فایده ای که حاجتی را برطرف نمی سازد، روی گردانید و خود را به امور آخرتی که گریزی از آن نیست، مشغول سازید.
کن مشغولا بما أنت عنه مسؤول. (20)
به کاری مشغول باش که از آن، مورد سؤال و بازخواست واقع می شوی.

4. حسابرسی نفس

امام علی(ع):
ما أحق الانسان أن تکون له ساعه لا یشغله عنها شاغل، یحاسب فیها نفسه، فینظر فیما اکتسب لها و علیها فی لیلها و نهارها. (21)
چه قدر شایسته است که انسان در ساعتی از زندگی خود از مشغولیت های زندگی چشم بپوشد و به حساب نفس خود برسد و در آنچه که در روز و شب خود به دست آورده و یا از کف داده، اندیشه نماید.
امام صادق(ع):
اف للرجل المسلم أن لا یفرغ نفسه فی الأسبوع یوم الجمعه لأمر دینه فیسأل عنه.(22)
اف بر مسلمانی که برای کار دین خویش و پرس و جو درباره ی آن، [دست کم] روز جمعه ی هر هفته، خود را از [کارهای دیگر] فارغ نمی سازد.

5. انجام دادن کارها و حلّ مشکلات آینده

امام علی (ع):
اجعل زمان رخائک عده لأیّام بلائک. (23)
زمان فراغت و آسایشت را برای روزگار گرفتاری ات سرمایه و توشه قرار ده .

6. پرداختن به کارهای مهم

امام علی (ع) :
من اشتغل بغیر المهم ضیع الأهم .(24)
هر که خود را به کارهای بیهوده و غیر مهم مشغول سازد، عمر گرانمایه ی خویش را [که سرمایه ی با ارزش اوست]، از دست داده است


"شاهده"

16-07-09, 14:55

د) اقدامات شایسته درباره ی اوقات فراغت


1. انتظار کشیدن برای اوقات فراغت

امام حسن(ع) در پاسخ به سؤال پدر بزرگوارش که پرسید:«دوراندیشی چیست؟»، فرمود:
ان تنتظر فرصتک و تعاجل ما أمکنک. (25)
[دور اندیشی این است که] رسیدن اوقات فراغت را انتظار بکشی و سپس به سوی هر کار خیری که برایت ممکن شد، بشتابی.
امام حسن(ع) وقتی که درباره ی عقل، مورد سؤال واقع شد، فرمود:
التجرع للغصه حتی تنال الفرصه. (26)
[عقل این است که] جرعه نوش غم ها و غصه ها باشی تا فرصتی برایت پیش آید و از آن استفاده ببری.

2. شتاب درانجام دادن کارهای نیکو

رسول اکرم:
من فتح له باب خیر فلینتهزه فانه لا یدری متی یغلق عنه. (27)
هر کس انجام کار خیری برایش ممکن شود، باید به سرعت آن را دریابد؛ چرا که نمی داند چه وقت، این توفیق ازاو سلب می شود.
بادروا بالأعمال الصالحه قبل أن تشغلوا.(28)
قبل از این که به کارهای مختلف مشغول گردید [و فراغت خود را از دست دهید]، به اعمال نیک، روی آورید.
امام علی (ع):
التثبت خیر من العجله الّا فی فرص البر. (29)
آرامش در انجام دادن کارها بهتر از عجله کردن است؛ مگر درفرصت هایی که برای کارهای خوب، پیش می آید.
بادروا و الأبدان صحیحه و الألسن مطلقه و التوبه مسموعه و الأعمال مقبوله. (30)
تا وقتی که بدن ها سالم و زبان ها گویاست، و توبه پذیرفته و اعمال، قبول می شود، به انجام کارهای خیر، پیشی گیرید [و فرصت ها را ازدست ندهید].
بادروا العمل و أکذبوا الأمل و لاحظو الأجل. (31)
در انجام کارهای خیر، شتاب ورزید و آرزوهای دور و دراز را دروغ بدانید و اجل را در نظر داشته باشید.

3. جلوگیری از هدر رفتن فرصت ها

امام علی(ع):
حصن خلواتک من الاضاعه. (32)
خلوت و تنهایی ات را از تباه شدن، محافظت نما.
هیهات من نیل السعاده السکون الی الهوینا و البطاله. (33)
کسی که به سستی و تنبلی دل بندد، از رسیدن به سعادت، دور است.
شر ما شغل به المرء وقته الفضول. (34)
بدترین چیزی که یک فرد، وقت خود را با آن پر می سازد، امور بیهوده و گزاف است.
الأباطیل موقعه فی الأضالیل. (35)
کارهای بیهوده و باطل، انسان را به گمراهی می کشاند.

4. پرهیز از بیکاری

رسول اکرم:
ان الله تعالی لا یحب الفارغ الصحیح؛ لا فی عمل الدنیا و لا فی عمل الآخره. (36)
خداوند متعال، انسان آسوده و تندرستی را که نه در پی کار دنیای خود است و نه برای آخرت خویش می کوشد، دوست ندارد.
امام صادق(ع):
ان الله – عزوجل- یبغض کثره النوم و کثره الفراغ. (37)
خدای متعال، زیاد خوابیدن وزیاد بی کار بودن را دوست ندارد.
امام علی (ع)، در بیان صفات مؤمن فرمود:
مشغول وقته. (38)
تمام وقتش مشغول است [و به بیکاری نمی گذرد].

پی نوشت ها :

1. صحیفه سجادیه، دعای 11.2. غررالحکم، ح 5642.3. همان، ح 9743.4. الجامع الصغیر، ج 4، ص 475.
5. من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 352.6. سوره ی قصص، آیه ی 77.7. معانی الأخبار، ص 325.8. بحارالأنوار، ج 78، ص 112.9. نهج البلاغه، حکمت 21.10. غررالحکم، ح 6443.11. همان، ح 6340.12. بحارالأنوار، ج 78، ص 112.13. غررالحکم، ح 4124.14. همان، ح 3598.15. سوره ی انشراح، آیه ی 7 و 8.16. سنن ابن ماجه، ج 2، ص 1376.17. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 348.18. صحیفه ی سجادیه، دعای 21.19. غررالحکم، ح 2558.20. همان، ح 7143.21. همان، ح 9684.22. الخصال، ص 393.23. غررالحکم، ح 2380.24. همان، ح 8607.25. بحارالأنوار، ج 72، ص 193.26. همان، ج 1، ص 116، ح 9.27. عوالی اللآلی، ج 1، ص 289.28. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 343.29. غررالحکم، ح 1949.30. همان، ح 4373.31. همان، ح 4364.32. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 20، ص 318.33. غررالحکم، ح 10028.34. همان، ح 5697.35. همان، ح 1274.36. تنبیه الغافلین، ص 453.37. الکافی، ج 5، ص 84.38. نهج البلاغه، حکمت 333.منبع: نشریه ی زندگی، سال دوم،شماره چهار، فروردین واردیبهشت 1381، ص ص 54-57.


منبع: مجله ی حدیث زندگی. سایت راسخون


"شاهده"

16-07-09, 15:04

معنای اوقات فراغت


چنانچه از گروهی تصادفی برگزیده شده‌اند بپرسیم که نظرتان درباره اوقات فراغت چیست پاسخهای متفاوتی از مردم که به شکل می‌دهند. عده‌ای ممکن است بر این بارو باشند که اوقات فراغت مدت زمانی است که پس از انجام کار یا انجام وظائف و مسئولیتها باقی می‌ماند. عده دیگر ممکن است به فعالیتهای خاصی نظیر تماشای تلویزیون شرکت در فعالیتهای ورزشی ، صرف غذا در بیرون از منزل و هزاران نوع فعالیت دیگری که ممکن است برای آنان جالب باشند، اشاره کنند.
تنوع این پاسخها نشان می‌دهد که اوقات فراغت برای افراد مختلف معانی گوناگونی دارد. ولی آنچه مسلم است اوقات فراغت فقط زمان آزاد شده از بار کار نیست. بلکه فعالیتی غیر اجباری است. در فرهنگ عمید نیز درباره تعریف و فعال اوقات فراغت چنین آمده است: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش و آسودگی از کار و شغل است. فرد در این اوقات می‌خواهد که به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آنها علاقه نشان می‌دهد خواه به منظور استراحت خواه برای ایجاد تنوع.


"شاهده"

16-07-09, 15:05

کارکردهای اوقات فراغت رفع خستگی



یکی از کاکردهای اساسی اوقات فراغت رفع خستگی و تامین استراحت فرد است. انسانها به همه به استراحت و رفع خستگی نیاز دارند. کار مداوم بدون زمانی برای رفع خستگی موجب پائین آمدن بازده عمل و و خم خوردن سلامت روانی فرد می‌شود اما هدف از این اوقات بطالت نیست بلکه زمانی است که فرد به تمدد اعصاب می‌پردازد و حاصل آن افزایش بازده است.


"شاهده"

16-07-09, 15:06

کارکردهای اوقات فراغت ، نیاز به تفریح



پس از انجام کار در طی ایامی ، آدمی نیاز دارد تا اوقاتی را صرف تفریح کند. نقل می‌کنند که علی علیه‌السلام در روزهای جمعه به بیرون از شهر مدینه و به قصد تفریح می‌رفتند. تفریح جنبه‌های مختلفی برای افراد می‌تواند داشته باشد. در اسلام به تفریحات سالم متعددی اشاره شده است که می‌توانند نقش موثری در روح و روان فرد داشته باشند پیامبر اکرم با اشاره کردن به عنوان یک تفریح سالم می‌فرمایند: مسافرت کنید تا سلامت بمانید.


"شاهده"

16-07-09, 15:06

کارکردهای اوقات فراغت، شکوفایی استعدادها


استعدادهای انسان اگر در زمینه و شرائط مساعدی قرار گیرد به فعل تبدیل می‌شوند. از این جهت شناسائی این زمینه‌ها در زندگی فرد بسیار مهم است. اوقات فراغت یکی از این موقعیتهای بسیار مناسب است که فرد می‌تواند با استفاده از آن به شناسائی و تقویت استعدادهای خود بپردازد. مثلا کمی که در این اوقات به نقاشی و یا دیگر کارهایی می‌پردازد که استعداد دارد.


"شاهده"

16-07-09, 15:07

کارکردهای اوقات فراغت ، رشد اجتماعی فرد



اوقات فرد علاوه بر تاثیرات فردی که در شخصیت فرد دارد به رشد اجتماعی او نیز کمک می‌کند. شرکت فرد شبکه‌های اجتماعی موجب بهبود روابط اجتماعی فرد شده و پیشرفت از لحاظ اجتماعی کمک می‌کند. بسیاری از پیشرفتهای فرد با پیشرفت اجتماعی فرد پیوند تنگاتنگ دارد اگر فرد دارای بهترین و ارزنده ترین استعداد باشد تا زمانیکه به ارائه آنها در سطح اجتماعی توانایی نداشته باشد، چندان موفق نخواهد بود.


"شاهده"

16-07-09, 15:07

رهنمودهای عملی برای استفاده اوقات فراغت



اوقات فراغت معنای اصلی آن اشاره به اختیار و آزادی عمل فرد دارد. بنابراین پر کردن آن و حال و هوای کاری به آن دادن از کارکردهای آن می‌کاهد. بنابراین بهتر است فرد در این اوقات با خیالی آسوده و آزادی عمل کامل فعالیت مورد نظر را فقط به خاطر خود و دلخواه و حتی بدون توجه به نتایج مادی و غیره انجام دهد. بنابراین در مورد پر کردن اوقات فراغت کودکان نیز باید از تحمیل فعالیت دلخواه و مورد علاقه خود به کودکان و نوجوانان پرهیز کنیم. از سرگرمیها و فعالیتهای متنوع استفاده شود و البته نه به صورت فشرده تا موجب خستگی و دلزدگی فرد نشود. حتی الامکان در این اوقات بسته به علائق و تمایلات فرد از کارهای هنری نیز گنجانده شود.
هرچند برخی افراد عمدتا اوقات فراغت را با کارهای هنری پر می‌کنند اما این مساله بستگی زیادی به علاقه و استعداد فرد دارد و چون هدف فراز برنامه ریزی برای اوقات فراغت اجبار نیست بهتر است با علاقه و استعدادهای فرد مطابقت داشته باشد. برخی از افراد اوقات فراغت خود را با انواع فعالیتهای رایانه‌ای می‌گذراند که در راس این فعالیتها بازیهای کامپیوتری ،
Chat
و غیره قرار دارد. اما آنچه توصیه می‌شود اینکه نباید ساعات طولانی از دقت افراد و بویژه کودکان و نوجوانان صرف بازی با کامپیوتر شود زیرا عوارض زیادی در پی خواهد داشت که می‌توان به عوارض جسمانی ، روانی و اجتماعی و فرهنگی تقسیم کرد.
بروز چاقی یکی از عوارض جسمانی است و پرخاشگری نمونه‌ای از عوارض روانی اگر قرار است اوقات فراغت فرد با استفاده از کامپیوتر طی شود لازم است با برنامه ریزی و انتخاب فعالیتهای مطلوب انجام گیرد. صله رحم و دید و بازدید در اسلام به عنوان یکی از فعالیتهای اوقات فراغت معرفی می‌شود که هم آثار مطلوب فردی و هم اجتماعی دارد. در انتخاب فعالیتهای اوقات فراغت از دیگران تقلید نکنید. افراد از لحاظ میزان لذتی که از فعالیتها می‌برند، متفاوتند. اجازه ندهید فعالیتهای شما در اوقات فراغت به صورت عادت بیایدکه از فلسفه اساسی برنامه ریزی اوقات فراغت ساقط است.


"شاهده"

16-07-09, 15:08

سخن آخر



اوقات فراغت به معنای بیکاری نیست. چون در اوقات بیکاری فرد کاری برای انجام دادن ندارد ولی در اوقات فراغت کارهای متعددی می‌تواند داشته باشد که تفاوت آن با اوقات دیگرکه در آنها نیز به انجام کار و فعالیت مشغول است در هدف این کارها و فعالیتهاست. هدف از فعالیتهای اوقات فراغت کسب آرامش ، لذت وراقی است. فرد کاری را نه از روی اجبار و نه بخاطر منافع مادی انجام می‌دهد. این لحظات به خود اختصاص دارد و تنها با هدف مرتبط با شخص وی و آرزوها و خواستهای او انجام می‌شود.


"شاهده"

16-07-09, 15:09

http://www.rasekhoon.net/imgs/Loading-1.gif

http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/859/861/886/F278.jpg

مدیریت اوقات فراغت




توجه به آغاز فصل تابستان و مطرح شدن مسئله اوقات فراغت و اهمیت مدیریت بهینه آن ، تهیه برنامه های مفید در این رابطه ضروری به نظر می رسد .
آنچه حائز اهمیت است آشنائی خانواده ها ، والدین و فرزندان با چگونگی گذران سودمند این زمان است .
امروزه موضوع اوقات فراغت از چنان جایگاهی برخوردار است که برخی آن را به عنوان فرهنگ جامعه مطرح کرده اند ،‌چرا که چگونگی استفاده از زمان ریشه در فرهنگ ها دارد .
لذا این زمان می تواند فرصتی برای رشد فردی ، افزایش آگاهی درباره سرگرمی ها ، پی بردن به توانمندی ها و علائق ، درک نیازهای جسمی و روحی و یا بالعکس زمانی برای تنزل فرهنگی و شخصیتی باشد .
از طرفی اگر برنامه ریزی صحیحی وجود داشته باشد ، زمان فراغت به خدمت رشد و تعالی افراد بویژه نوجوانان و جوانان درخواهد آمد . اما در صورتی که برنامه از پیش تعیین شده ای در نظر گرفته نشود ، جز اتلاف وقت ، شکل گیری تفکرات منفی ، بی حوصلگی ، افت راندمان کاری ، کاهش خلاقیت و بالاخره ناهنجاری و آسیب های اجتماعی پیامدی حاصل نخواهد شد .
اساساً اگر اندیشه به سمت اهداف مثبت گرایش پیدا نکند به خمودی و نهایتاً منفی گرائی می انجامد .
اندیشمندان کارکردهای مختلفی را برای اوقات فراغت در نظر گرفته اند که از میان آنها به موارد زیر می توان اشاره کرد :
استراحت ، تجدید قوا و تمدد اعصاب
تفریح و سرگرمی ( دوری از فعالیت های منفی )
رشد شخصیت و برقراری تعادل در شکل گیری هویت
کسب معلومات و ارتقاء آگاهی ها
پرورش و شکوفایی استعداد و خلاقیت ها
که حصول به همه این موارد مستلزم آموزش صحیح است . بنابراین برنامه ریزی برای اوقات فراغت جوان ضمن اینکه نقش مکمل در برنامه های رسمی تربیتی آنان ایفا می کند مانع از گسترش بزهکاری شده و در شکل پیشرفته خود جوانان را مسئولیت پذیر ، جامع و مشارکت جو به بار می آورد .

منبع:
http://daneshnameh.roshd.ir


"شاهده"

16-07-09, 15:09

http://www.rasekhoon.net/imgs/Loading-1.gif

فراغت و بهره وری



نویسنده: لیلا علوی مقدّم



تمدّن، محصول اوقات فراغت ملّت هاست، مردمانی که خور و خواب و شکار و غارت، همه ی شب و روز آنها را پر کرده بود، هیچ تمدّنی نیافریدند. ظروف مقاوم تر، جامه های ظریف تر، معماری ماناتر، شعر زیباتر، ماشین ها، کتاب ها، ارتباطات، اختراعات، اکتشافات و ... همه ی وسایل رفاهی بشر، زاییده ی اوقات فراغت اویند.
ویل دورانت(1)

وقت فراغت، چه وقتی است؟


اوقات فراغت، ساعاتی است که باید بدون اجبار، صرف اموری شود که شخص به آنها «تمایل» دارد و تا حد ممکن نباید با نفع اقتصادی همراه باشد یا منبع درآمدی برای شخص، محسوب گردد؛ بلکه باید به کسب تنوع، ایجاد سرگرمی، فراهم آوردن امکانات رشد فکری و جسمی در راستای تعالی و رسیدن به ارزش های معنوی منجر گردد. (2)
در ارائه یک تعریف علمی از «اوقات فراغت»، دکتر «جی، بی، نیش» در کتاب «فلسفه ی فراغت و تفریحات سالم»، این گونه اظهار نظر می نماید: «فراغت، مربوط به اوقاتی از زندگی انسان می شود که از کار کردن، آزاد است و در خواب هم نیست». (3)
دکتر غلامعلی افروز معتقد است که:
«منظور از اوقات فراغت، فرصت و زمانی است که انسان مسئولیت پذیر، هیچ گونه تکلیف یا کار موظفی را عهده دار نبوده، زمان در اختیار اوست که با میل و انگیزه ی شخصی به امر خاصی بپردازد. به دیگر سخن، فراغت، زمانی است که پس از به انجام رساندن کار و تکلیف موظّف روزانه، باقی مانده است و انسان، فرصت می یابد که با رغبت و علاقه و انگیزه ی شخصی، فعالیت یا برنامه ی خاصی را انتخاب و پیگیری نماید». (4)
اوژه «اوقات فراغت» را چنین تعریف می کند :
«منظور از اوقات فراغت، وقت صرف شده برای سرگرمی ها، تفریحات و فعالیت هایی است که افراد به هنگام آسودگی از کار عادی با شوق و رغبت، به سوی آنها رو می آورند». (5)
گروه بین المللی جامعه شناسی، تعریف زیر را از «اوقات فراغت» ارائه کرده است:
«وقت صرف شده برای مجموعه ای از اشتغالات، که فرد با رضایت خاطر، به قصد استراحت، یا برای تفریح و یا به منظور توسعه آگاهی ها یا فراگیری غیر انتفاعی و مشارکت اجتماعی، داوطلبانه و بعد از رهایی از الزامات شغلی، خانوادگی و اجتماعی به آنها می پردازد».(6)
دومازیه، (7) جامعه شناس فرانسوی و مؤلف کتاب به سوی تمدّن فراغت، معتقد است:
فعالیت های اوقات فراغت (فوق برنامه ) ،مجموعه فعالیت هایی است که شخص ، پس از رهایی از تعهدات وتکالیف شغلی، خانوادگی واجتماعی، با میل واشتیاق به آن می پردازد و غرضش استراحت ، تفریح ، توسعه ی دانش ، به کمال رساندن شخصیت خویش، به ظهور رساندن استعدادها وخلاقیت ها، و سرانجام، مشارکت آزادانه در اجتماع است. (8)
کن براون (جامعه شناس)، اضافه می کند که:
وقت فراغت صرفاً وقتی نیست که صرف کار نشود، بلکه فعالیت هایی مانند مسافرت برای کار، مراقبت شخصی، کارهای خانه، خرید، مراقبت از بچه و خوابیدن، همه از امور ضروری اند که اکثر جامعه شناسان، آنها را به عنوان «فراغت» نمی شناسند. (9)
اکنون با بررسی این تعاریف می توان به این نکات اشاره کرد:
1- در ارائه تعریف «اوقات فراغت» عده ای صاحب نظران به «ویژگی های اوقات فراغت» اشاره نموده و عده ای دیگر «اهداف اوقات فراغت» و گروهی «آثار و نتایج اوقات فراغت» را مورد توجه قرار داده اند.
2- از میان تعاریف ارائده شده، تعریف دومازیه تقریباً «جامع ترین تعریف برای اوقات فراغت» (10) است، که در آن، علاوه بر ویژگی های «اوقات فراغت» به کارکردها و نتایج آن نیز اشاره شده است.


"شاهده"

16-07-09, 15:10

بهره وری چیست؟ بهره ور کیست؟


تعریف «بهره وری»: در مورد بهره وری، تعریف پذیرفته شده ای که مورد توافق همگان باشد تقریباً وجود ندارد؛ امّا در این جا به تعدادی از تعاریف معتبر، اشاره می شود.
استنیر می گوید: بهره وری، میزان و معیار عملکرد و یا قدرت و توان موجود در تولید کالا و خدمات است.
استیگل معتقد است که: بهره وری را می توان همان نسبت میان بازده و عملیات تولیدی مشخّص و معیّن دانست.
ماندل، اشاره می کند که: بهره وری به مفهوم نسبت بین «بازده تولید» و «واحد منابع مصرف شده» است که با یک نسبت مشابه در دوره ی دیگر، مقایسه می شود.
بهره وری برابر است با خارج قسمت خروجی (میزان تولید) بر یکی از (یا کلّ) عوامل تولید.
دیویس، تغییر به دست آمده در شکل محصول (در ازای منابع مصرف شده در مسیر تولید آن) را بهره وری می نامد. (11)
تعریف «بهره ور»: با توجه به تعاریفی که گذشت، یک سؤال اساسی مطرح می شود که: چه انسانی با چه ویژگی هایی می تواند یک فرد بهره ور باشد؟
سه ویژگی اساسی را برای یک فرد بهره ور می توان مورد شناسایی قرار داد.
الف) نارضایتی خلّاق:

رضایت ازوضع موجود پدیده ها و امور، باعث می شود که فرد، نسبت به تغییر دادن وضعیت آنها اقدامی نکند. نارضایتی خلّاق، یعنی همواره از زاویه ی نقد وضع موجود پدیده ها به آنها نگریستن و در جستجوی شکل برتر و بهتر آنها برآمدن .
نارضایتی خلّاق نسبت به دستاوردهای زندگی باعث می شود که ما همواره با خود، شعار زیر را زمزمه کنیم و بر اساس آن، عمل کنیم: «امروز بهتر از دیروز وفردا بهتر از امروز!».
ب) نگرش مثبت:

نگرش مثبت به معنای ندیدن «زشتی ها و نقص ها» و خوش بینی بسیار ودور از واقع بینی نیست؛ بلکه به معنای درست دیدن «نقص ها» برای دستیابی به راه های «رفع» آنهاست. آدمی آن گاه به رفع نقص و بهبود امور یا اصلاح دیگر افراد می اندیشد که بتواند به آن پدیده (شخص، چیز، روند)، با نگرشی مثبت نگاه کند. هر گاه فردی با تنفّر، انزجار و بدبینی با امور روبه رو شود، جریان اندیشه ی سازنده را نسبت به آن موضوع از دست می دهد و فرآیند بهره وری دچار رکود خواهد شد.
ج) خلّاقیت (توانایی تجسّم، پیش بینی و ایجاد ایده)

بهره وری در گرو اندیشه های نو برای بهبود «آنچه هست» و طراحی برای آینده است.(12)
راه کارهای متعدّدی برای پرورش استعداد و خلّاقیت وجود دارد؛ امّا در این جا تنها به یکی از آنها (13) اشاره می کنیم که می گوید:
خلّاقیت، نتیجه ی پاسخگویی به پرسش های زیر، در مواجهه با هر پدیده (شخص،چیز، روند برای تبدیل آن به پدیده ی بهتر و مطلوب تر است:
1- چه چیزی را می توان جایگزین کرد؟
2- چه چیزی را می توان با آن ترکیب کرد؟
3- چه چیز دیگری مثل این است؟
4- چرخش جدید؟ تغییر معنا، رنگ، صدا، رایحه، شکل، اندام؟ تغییرات دیگر؟
5- چه چیز بیفزاییم؟ زمان بیشتر؟ تکرار بیشتر؟ قوی تر؟ بلندتر؟ طولانی تر؟ ضخیم تر؟...
6- راه های جدید استفاده ازهمین که هست؟ کاربردهای دیگرش، اگر تغییراتی در آن داده شود؟
7- چه چیزی را حذف کنیم؟ چه چیزی را کم یا کوچک کنیم؟
8- جابه جا کردن اجزا و آرایش دوباره؟ الگوهای دیگر؟ (14)


"شاهده"

16-07-09, 15:11

ویژگی های اساسی «فراغت»


دومازیه در توضیح واژه ی «فراغت» در دایره المعارف علوم اجتماعی کوپر، چهار ویژگی اساسی برای فراغت، توصیف می کند:
الف) رها بودن از وظایف

فراغت، نتیجه ی انتخاب آزاد است. البته فراغت، همان آزادی نیست و اشتباه است اگر بگوییم وظایف، ابداً در هیچ بخشی از فراغت، وجود ندارد. با این حال، فراغت، آزاد بودن از دسته ی خاصی از وظایف را دربر می گیرد. در درجه ی اول، فراغت، رهایی از کار مزدگیرانه در محل کار است. فراغت، همچنین آزادی از مطالعه ای است که جزو برنامه های مدرسه است. همچنین فراغت، آزادی از وظایف اساسی ای است که توسط دیگر سازمان های اجتماعی (مانند: خانواده، اجتماع و مذهب)، تعیین شده اند.
دومازیه معتقد است که هنگامی که فعالیت فراغت، بخشی از کار شخصی (مانند ورزشکاران حرفه ای)، زندگی خانوادگی (گردش روز تعطیل) و یا وظایف مذهبی یا سیاسی (شرکت در یک اجتماع مذهبی یا تقویت حزب سیاسی) می شود، حتی اگر همان رضامندی قبلی را بدهد، ماهیت آن تغییر خواهد کرد.
ب) هدف و جهت مادّی نداشتن

برخلاف وظایف شغلی و خانوادگی و سیاسی، فراغت، هدف سودمندانه و مادی ندارد. اگر فراغت به وسیله اهداف تجاری، سودگرایانه یا ایدئولوژیکی کنترل شود، آن دیگر فراغت نیست. این چنین فراغتی تنها بخشی از ماهیت خود را حفظ می کند.
پ) احساس خشنودی

آنچه فعالیتی را به عنوان «فراغت» مشخص می سازد. جستجوی حالتی از رضایت است که دارای ماهیت لذّت جویی است. البته شادی صرفاً موضوع فراغت نیست؛ چون فرد می تواند در حال انجام وظایف اساسی اجتماعی نیز شاد باشد؛ امّا جستجو برای رضایت، خوشی وشادی، یکی ازویژگی های اساسی فراغت در جامعه ی جدید است و شرط اولیه ی فراغت، حالتی از رضایت است.
ت) تحقّق توانایی ها و رشد استعدادها

فراغت بایستی با تحقّق توانایی های بالقوه آدمی به صورتی آزادانه ارتباط داشته باشد. چنین هدفی، چه با نیازهای اجتماعی سازش پیدا کند و چه نکند، به خودی خود، هدف تلقّی می شود. (15)


"شاهده"

16-07-09, 15:12

کار کردهای اصلی «فراغت»


دومازیه سه کارکرد اصلی برای «فراغت» ذکر می کند:
1- رفع خستگی: فراغت به فرد، فرصت می دهد که خستگی کارها و تکالیف را از تن بیرون کند.
2- تفریح و سرگرمی: به وسیله سرگرمی، فضاهای جدیدی گشوده می شود که در آنها فرد می تواند از رنج روزانه ی یک سری وظایف محدود وعادی و نیز کارهای تکراری و محیط یکنواخت فرار کند، تا به رکود یا شکنندگی روانی دچار نشود.
3- رشد و تعالی شخصیت: فراغت، فرد را قادر می سازد تا از کارهای روزمرّه ی کلیشه ای که او را مجبور به پذیرش الزامات سازمان های اصلی اجتماعی می کنند، رهایی یابد، به کشف و اختراع و ابتکار دست بزند و اندیشه، محیط و افراد مرتبط با خود را متحوّل کند.
فراغت، در واقعی ترین مفهوم کلمه، هر سه ی این کارکردهای اساسی را برآورده ساخته، نیاز انسان را که با هر یک از آنها مرتبط است، ارضا می کند. (16)
بر همین اساس، از دیدگاه اکثر جامعه شناسان، اوقات فراغت، صرفاً وقتی نیست که فرد به کار مشغول نباشد؛ بلکه وقتی است که در آن، فرد از الزامات عملی آزاد باشد و فعالیتی است که فرد، آزادانه انتخاب می کند و موجب رشد استعدادها و آرامش و خشنودی او می گردد. (17)


"شاهده"

16-07-09, 15:13

تنوّع کارکرد و گستردگی فعالیت های اوقات فراغت



در چارچوب کارکردهای کلّی سه گانه ای که برای اوقات فراغت برشمردیم ، کارکردهای جزئی متنوّعی نیز قابل شناسایی اند که می توان هر کدام از آنها را سرفصلی برای فعالیت های اوقات فراغت (فوق برنامه) قرار داد، از جمله:
1) کسب اعتماد به نفس

روان شناسان می گویند: «هر نوع فکر و خیالی این گرایش را در خود دارد که به صورت یک واقعیت خارجی جامه ی عمل بر تن کند و عملی گردد. بنابراین می توان گفت نگرش واندیشه ای که هر فرد درباره ی خودش دارد، به زندگی او هویت می بخشد و نوع رفتار وشیوه ی زندگانی اش را بر روی این کره ی خاکی تعیین می کند.
صاحب نظران بر این عقیده اند که یأس انسان بعد از هر شکست، به مراتب، تأثیرات ویرانگرش بیشتر از خود شکست است. کسی در برابر شکست، تسلیم می شود که به توانایی ها و نیروهای درونی خویش ایمان ندارد. برای ایجاد روحیه ی خودباوری و تلقین مثبت در خویش، ابزاری لازم است تا بتوان با استفاده از آن، به این روحیه ی شکوفاگر رسید. بهترین ابزار و بستر برای ایجاد انگیزه و روحیه ی خودباوری، فعالیت های اوقات فراغت اند که شخص در جریان آنها می تواند در کمال آرامش و آسودگی، نیات درونی خویش را به منصه ی ظهور برساند و به تمرین ایجاد و تقویت این روحیه بپردازد.
2) یافتن درک سیاسی

در برنامه های اوقات فراغت، به مخاطبان کمک می شود تا دریابند که: کیستند، چه دارند و چه می توانند باشند، چگونه باید خویشتن سازی کنند، چگونه در مقابل هجوم های فرهنگی وایدئولوژی های استعماری مقاومت کنند و چگونه از آنها انتقاد علمی به عمل آورند، چگونه مسائل سیاسی را تجزیه و تحلیل کنند، چگونه فرهنگ های مختلف را مورد ارزیابی قرار دهند، چگونه فرهنگ موجودشان را در صورت مطلوب نبودن، به فرهنگ مطلوب تبدیل کنند و آن را کمال بخشند، و...
3) راهیابی تدریجی به فضاهای اقتصادی

جوان و نوجوان، در جهان پرشتاب کنونی و بویژه در شرایط دشوار جوامع در حال توسعه، ناگزیر از این است که پس ازسنوات تحصیل، خیلی زود به بازار کار و تولید، وارد شود. چنین جوانی، چنانچه در سال های پیش توانسته باشد در اوقات فراغت خود به حرفه ای یا فعالیتی اقتصادی یا علمی نزدیک شود و در سطوحی خود را و توانایی های خود را بیازماید، در هنگام ورود به بازار کار، نیروی انسانی آزموده (ماهر) خواهد بود. بماند که این گونه کارآموزی ها و کسب مهارت ها کمک بزرگی به رشد اقتصادی کشور نیز هست.
4) شناخت مقتضیات زمان

از آن جا که معمولاً متون درسی و آموزش های رسمی و نظام اداری کشورها از تحوّلات روز جهانی فاصله دارند. فعالیت های فوق برنامه هستند که وظیفه ی به روز کردن اطلاعات و توانایی های شهروندان را به عهده دارند. همچنین اطلاع یافتن از مباحثات و مجادلات علمی و فرهنگی میان روشنفکران ملّت ها و فرهنگ های مؤثر جهانی و نیز تجهیز نمودن خویشتن به فرهنگ خودی، فقط در اوقات فراغت، ممکن است.
5) تفریح و گردش وسرگرمی

سرگرمی، تفریح و گردش، در واقع، پاسخی است صحیح و منطقی به نیازها و غرایز درونی انسان و زمینه ای است برای ارتقای فکری و انبساط خاطر و تخلیه ی روحی و روانی. همان گونه که انسان به پرورش جسمی نیازمند است، به تفریح سالم نیز نیازمند است تا بتواند از این طریق، به آرامش روحی و فکری برسد.
6) تحرّک جسمی و حفظ ورزیدگی

یک ضرب المثل قدیمی است که می گوید: «عقل سالم در بدن سالم است». اگر بدن بخواهد سالم بماند، باید فعالیت های متنوّع و مطابق با وضعیت عمومی و مقتضیات سن انجام دهد. پرداختن به انواع فعالیت های ورزشی که به عنوان یکی از ضرورت های انکارناپذیر برای سلامت انسان مطرح است، در زمان اوقات فراغت، میسّر است. به عقیده ی کارشناسان، کم تحرّکی و نپرداختن به فعالیت های تحرک زا می تواند عواقب وخیم جسمی و روانی و بویژه افسردگی روحی به جا بگذارد. بماند که ورزش و نرمش صحیح و برنامه ریزی شده، در ایجاد روحیه ی نشاط و شادابی و اعتماد به نفس، فوق العاده مؤثّر است.
7) رسیدن به آرامش

فعالیت هایی که انسان در اوقات فراغت انجام می دهد، چون ازروی میل و با اشتیاق است و شخص در این راه، انگیزه ی لازم و آزادی کامل برای انتخاب نوع فعالیت را دارد، به همین خاطر، نوعی احساس رضایت و تمدّد اعصاب را در پی دارند.
معمولاً در افرادی که در کار و اشتغال روزانه ی خود انگیزه و رغبت لازم را ندارند وازروی اجبار و اکراه به انجام آن می پردازند، به مرور زمان، نوعی ناراحتی روانی و عصبی و نیز عدم رضایت و دلزدگی ناشی از کار مداوم و یکنواخت به وجود می آید که شایسته است جهت رفع این معضل- که در خارج از محیط کار و اشتغال و بر روی روان انسان نیز اثرات سوء و گاه مخرّب برجای می گذارد- اقدام لازم و مقتضی انجام دهند. بهترین اقدام در این زمینه، روی آوردن به فعالیت های متنوّع اوقات فراغت، مطابق ذوق و سلیقه ی شخصی است، تا بعد از یک تمدّد اعصاب و راحتی روان، مجدداً تمرکز اعصاب یافته، به کار و فعالیت بپردازند.
8) بهداشت روانی

برای یک زندگی سعادتمندانه، سلامت جسمانی و سلامت روانی لازم و ملزوم یکدیگرند. برای تأمین بهداشت روانی، فعالیت های متعددی را باید به انجام رساند، از جمله فراهم آوردن شرایط لازم برای تخلیه ی برخی از فشارهای روانی که در دوره ی اشتغال به کار به انسان وارد می شوند. اگر انسان در طول دوره اشتغال، مجبور به تحمّل شرایط و اشخاصی باشد که برای او آزار دهنده اند، در دوره ی فراغت می تواند ناراحتی های حاصل از تحمّل آنها را به اشکال گوناگون، از جمله هم صحبتی با افراد مورد علاقه ی خویش تخلیه کند. اگر فرصت لازم برای تخلیه ی چنین فشارهایی فراهم نشود، ممکن است تحمّل طولانی مدّت آنها به نوعی، تعادل روانی انسان را تهدید کند.
بررسی های متخصصان تربیت بدنی نشان داده است که بسیاری از ناراحتی های جسمی (مانند: اسهال، یبوست، ناراحتی های معده، کوفتگی عضلات، سردرد و ناراحتی های پوستی)، ریشه ی روانی(از قبیل: ترس، خشم، نگرانی و ناامیدی) دارند. از آثار و نتایج فعالیت های اوقات فراغت، جبران صدمات جسمی و روانی ناشی از هیجانات مداوم کار و نیز رهانیدن انسان از کسالت ناشی از یکنواختی انجام وظایف روزانه است.
9) خودسازی معنوی

نماز، تفکر در آسمان و زمین و آفاق و انفس، تدبّر در کلام خدا و پیشوایان معصوم، حضور درجماعات مسلمانان، عمل به سفارش های دین درباره ی انجام دادن مستحبّات و ترک مکروهات، دعا، ذکر، محاسبه ی اعمال، مراقبت از نفس، آموختن معارف دین و اخلاق، کسب نشاط برای عمل به واجبات و ... همه و همه در اوقات فراغت، ممکن اند.


"شاهده"

16-07-09, 15:13

10) تجدید قوا

فعالیت در قالب برنامه هر قدرهم لذت بخش باشد، باز خستگی هایی به دنبال خود دارد. بخشی از این خستگی، خستگی جسمانی است که معمولاً با استراحت (از جمله خواب) برطرف می شود. بخش دیگری از این خستگی، خستگی روانی است که معمولاً به دلیل مواجهه ی مستمر با یک محرّک به وجود می آید. انسان، وقتی به شکل مستمر با محرّک واحدی سر و کار داشته باشد، به لحاظ روانی از آن خسته وخواستار تغییر شرایط می شود. این خستگی بسیار مضر است و گاه ممکن است موجب دوری دائمی فرد ازچیزی شود.
اشباع، یک پدیده روان شناختی است که می تواند موجب ترک کامل یک رفتار شود. در چنین مواردی ضروری است فرد، جهت دوری از تکرار تنوّع در کار ایجاد نماید. بهترین کاری که شخص می تواند در چنین مواقعی به انجام برساند، برنامه ریزی برای فراغت است، تا از این طریق، قوای جسمانی خود را بازسازی کند و بتواند هم از نظرجسمانی و هم از نظر روحی و روانی برای شروع مجدّد کار، آماده شود. از این طریق، هم ضریب موفقیّت و کارآمدی فعالیت وی افزایش می یابد. و هم خللی در میزان انگیزه و ذوق و شوق وی برای انجام دادن آن فعالیت مستمر، ایجاد نگردد.
11) کسب ضریب بالای موفقیّت در آموزش

مقیّد شدن و اجبار درفعالیت جسمی و روحی، باعث کاهش بازده (راندمان) کار می شود و شخص، همیشه خویش را در حصار، احساس می کند. اکثر قریب به اتّفاق دانش آموزان ودانشجویان، چنین حالتی را در زمان تحصیل دارند. وجود انواع و اقسام فعالیت های آموزشی در زمینه های فرهنگی ، مذهبی، هنری، تربیتی، فنّی و ... در برنامه های اوقات فراغت، باعث می شود که این اوقات، در واقع، نقش زمان حضور در کلاس های رسمی را ایفا کنند. با این تفاوت که شخص در این زمان، با میل و رضایت خاطر و علاقه ی خویش در سر کلاس های آموزشی حضور می یابد. به همین خاطر، چون این فعالیت ها و زمان استفاده از آنها مطابق سلیقه و ذوق وی اند باعث افزایش ضریب یادگیری حرفه و آموزش می شوند.
12) داشتن برنامه برای تعطیلات

تعداد کلّ روزهایی که در طول سال با تعطیلی مواجه می شویم، چند ماه است، که این همه فرصت و زمان اوقات فراغت، نیاز به برنامه ریزی و تأمل بیشتر دارد. ملّتی موفق و خوش بخت است که حداکثر بهره برداری و استفاده را از زمان ببرد و فرصت ها را غنیمت بشمارد و برای لحظه لحظه ی اوقات، دارای برنامه ی مدوّن و کارشناسی شده باشد.
13) تمرین حیات اجتماعی

یکی از مهم ترین ویژگی های فعالیت های اوقات فراغت، انجام دادن برنامه های گروهی و دسته جمعی است که خود، عاملی است برای زندگی اجتماعی ورشد اجتماعی و نیز در این فعالیت هاست که انسان با جمع، آشنا می شود و دوستانی تازه پیدا می کند و از زندگی فردی و تنهایی خویش، رهایی می یابد. همان طور که می دانیم، زمینه سازی رشد انسان، در شکل گرفتن به موقع بعد اجتماعی وی است.
14) ارتقای مهارت های شناختی

اوقات فراغت، مناسب ترین فرصت ها برای توسعه ی مهارت های شناختی (مطالعه، پژوهش، پرسشگری، سخنرانی، و گفتگو و ...) و شکوفایی استعدادها هستند؛ زیرا هنگامی که فرد براساس علاقه و انگیزه ی شخصی (بدون داشتن اجبار و وظیفه ی رسمی) بخواهد در زمینه های متنوّع فعالیت داشته باشد، مسلماً تلاش او در چنین شرایط مطلوب و خوشایند ذهنی و روانی، از یک طرف در تأمین بهداشت جسمی و روانی وی مؤثر خواهد بود و از طرف دیگر، موجب فراگیری های پایدار در او خواهد شد.
15) بازشناسی و بازسازی شخصیّت

اوقات فراغت از دو جهت در تعالی بخشیدن به شخصیت، نقش دارند: اوّلاً اوقات فراغت به عنوان مناسب ترین فرصت به انسان این امکان را می دهند تا رفتار فردی و اجتماعی خود را مورد ارزیابی و ارزشیابی قرار داده، با آرامش خاطر، نسبت به خصوصیات اخلاقی، رفتاری و ..ی خود به تفکر بپردازد و نقاط قوّت و ضعف خود را دریابد ؛ ثانیاً اوقات فراغت- از آن جهت که فرصت مناسبی برای ظهور و رشد و شکوفایی استعدادها و توانایی ها و خلّاقیت ها و نوآوری های فردی هستند-، می توانند در تعالی بخشیدن به شخصیت فرد، مؤثر و مفید باشند.
16) آموختن فرهنگ عمومی

عدّه ای از صاحب نظران بر این عقیده اند که فعالیت های اوقات فراغت، درنهایت، موجب رشد و توسعه فرهنگی در جامعه خواهند شد.
در اثر فعالیت های سالم، از جمله: کتاب خوانی، فعالیت های هنری، شرکت کردن در اردوهای جمعی، انجام دادن فعالیت های جسمانی و ورزشی، انجام دادن فعالیت های فوق برنامه ی عملی وذوقی و ... نه تنها از فرصت های بیکاری و بعضاً تمایل به بزهکاری های اجتماعی کاسته می شود، بلکه فرهنگ عمومی اشاعه می یابد و توسعه ی فرهنگی ونشاط و سرزندگی در جامعه افزایش خواهد یافت.
17) شکوفایی خلّاقیت ها

خلّاقیت یعنی نوآوری انسان. در این زمینه تفکر را، به تفکر «همگرا» و «واگرا» تقسیم می کنند. تفکر همگرا تلاشی است برای حل مسئله با روش های سنّتی و آموخته شده، در حالی که تفکر واگرا تفکّری است مبتنی بر روش های نو و تازه. در تفکّر همگرا اندیشه صرفاً روی مسئله متمرکز می شود. در حالی که در تفکّر واگرا اندیشه بر پدیده های جانبی و حتی دور از مسئله نیز تمرکز پیدا می کند.
جهت تأمین فضای لازم برای رشد خلّاقیت، لازم است فرد در شرایطی قرار گیرد که ضمن مواجه شدن با مسئله به دنبال یافتن راه حل آن باشد. دومازیه، جامعه شناس فرانسوی، معتقد است که یکی از اهداف و نتایج فعالیت های اوقات فراغت، به ظهور رساندن استعدادها و خلّاقیت های فرد است. (18) دنیس کیور- که مطالعات زیادی در زمینه ی اوقات فراغت انجام داده است- می گوید: اوقات فراغت، فرصتی به فرد می دهند تا انرژی خود را آزاد کند و به خلّاقیت و خود شکوفایی نایل شود. (19)
برخی کارکردهای دیگر برنامه های اوقات فراغت (فعالیت های فوق برنامه)، عبارت اند از: سیر و سفر در سرزمین ها و عبرت گرفتن از تاریخ پیشینیان، شناخت طبیعت و حفظ آن و بهره گیری از آن، تحکیم خانواده و صله ی رحم و تعمیق پیوندهای خویشاوندی، رویکرد به هنر و هنرآموزی و لذّت بردن از آثار هنری، آموختن کمک های اوّلیه ی پزشکی و فوریت های امدادی و بهداشت فردی و اجتماعی، آشنایی با حقوق فردی و اجتماعی و آیین شهروندی و نظام مدنی، شناخت آسیب های اجتماعی (که عمدتاً تاشی از بهره ی صحیح نگرفتن از اوقات فراغت اند) و راه های مصون ماندن از آنها، دیدن آموزش های دفاع نظامی وغیر نظامی (بسیج نظامی، امدادی، بهداشتی وفرهنگی)، شادی آفرینی و برگزاری آیین ها (جشن ها، همایش ها ومراسم سوگواری)، فعالیت های خیریّه ی اجتماعی در محلّه ومدرسه و دانشگاه و شهر، و ...(20)
در پایان، همان جمله ی نخست این نوشتار را تکرار می کنم که: تمدّن، محصول اوقات فراغت ملّت هاست...

-------------
پی نوشت ها :

1. تاریخ تمدّن، ویل و آریل دورانت، تهران: انقلاب اسلامی، ج 1، ص 38(مقدّمه).
2. «چگونگی گذراندن اوقات فراغت»، باقر یوسفی، فصل نامه ی مدیریت در آموزش و پرورش، ش 13، ص 77.
3. همان جا.
4. «هنگامه های فراغت، زمینه ساز بهداشت روانی و بستر خلاقیت ها»، غلامعلی افروز،پیوند، ش 142 (تابستان 1370)، ص 124.
5. «خانواده و ضرورت توجه به اوقات فراغت فرزندان»، علیرضا عصاره،پیوند، ش 225(تابستان 1377)، ص 30.
6. «چگونگی گذراندن اوقات فراغت»، ص 77.
7. فرهنگ علوم اجتماعی، آلن بیرو، ترجمه: باقر ساروخانی، انتشارات کیهان، ص 203.
8. «خانواده و ضرورت توجه به اوقات فراغت فرزندان»، ص 30.
9. فرهنگ علوم اجتماعی، ص 204.
10. بنگرید به: جامعه شناسی فراغت، مجید زاهدی اصل، دفتر همکاری حوزه ودانشگاه، جزوه ی 31، ص 5.
11. پژوهشی در اوقات فراغت (ویژه ی معلمان)، حسینعلی کوهستانی و علی اصغر خلیل زاده، مشهد: تیهو، ص 113-114.
12. همان، ص 119-120.
13. این روش، به عنوان مدل
scammper
که نام اختصاری آن است، شناخته می شود.
14. «هنگامه های فراغت...»، ص 128-129؛پژوهشی در اوقات فراغت، ص 120-121.
15. جامعه شناسی اوقات فراغت، فرنگیس اردلان، تهران: دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، 1354، ص 2 (نقل از : همشهری، سال هفتم، ش 2878، صفحه ی اجتماعی).
16. فرهنگ علوم اجتماعی، ص 203.
17. همان، ص 204-205.
18. «چگونگی گذران اوقات فراغت»، ص 77.
19. همان، ص 81.
20. یک منبع بسیار سودمند برای آشنایی با کارکردهای متنوع برنامه ها ی اوقات فراغت، کتاب جوانان و تجربه ی زندگی در اوقات فراغت است که از سوی «سازمان ملی جوانان» تهیه و توسط نشر اسپید (تهران/1379) منتشر شده است. در این کتاب، فهرستی از صدها فعالیت فوق برنامه به صورت دسته بندی شده، به جوانان و نهادهای مدنی مرتبط با آنان ، معرفی شده است.

منبع: مجله ی حدیث زندگی/

سایت راسخون

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

اوقات فراغت هم از آن موضوع های کلیشه ای و دست خورده ای است که همه ساله از یک ماه قبل از تابستان و تعطیلات عید، می شود سوژه ی صدا و سیما و مجلات که برای اوقات فراغت جوانان « چه کنیم » و « چه نکنیم » . و این پروژه تا یک ماه بعد از پایان تعطیلات ، هم چنان بحث داغ محافل است که « چه کردیم » و « چه نکردیم» .
و این در حالی است که نتایج بررسی های صورت گرفته در خصوص رضایت جوانان از اوقات فراغت نشان می دهد ، 1 / 47درصد از جوانان بسیار کم و 12درصد نیز به هیچ عنوان از برنامه های طراحی شده در اوقات فراغت رضایت ندارند. به گفته ی کارشناسان تربیتی ، اگر فضا و امکانات سالم برای غنی سازی اوقات فراغت جوانان فراهم نباشد ، نسل جوان خودش فضایی را فراهم می سازد و همین موضوع به شکل گیری جریانات محفلی می انجامد و تبعات جبران ناپذیری به دنبال دارد.
طبق بررسی پرونده های قضایی و گزارشات پلیس می توان گفت ، بیشترین جرم و جنایات و ده ها تخلف متعلق به دانش آموزان ، همواره در طول سه ماه تعطیلی رخ می دهد. تحلیل این مسائل نشان می دهد ، در حال حاضر برای غنی سازی اوقات فراغت، برنامه ریزی مناسبی صورت نمی گیرد. به عبارت دیگر ، ما در این عرصه دچار فقر تغذیه ی نحوه ی گذران اوقات فراغت هستیم. تاگور، شاعر هندی می گوید: « تمدن های انسانی سرمایه های جاودانی هستند که از کاشت، داشت و برداشت صحیح اوقات فراغت متجلی گشته اند. »
حمیدرضا کفاش ، کارشناس امور تربیتی و آموزشی ، با تأکید بر اهمیت زاویه ی دید برنامه ریزان اوقات فراغت می گوید: « در برنامه ریزی های خود، باید اصلی را مدنظر قرار داد ؛ این که بدانیم قرار نیست برای جوانانی خلاف ، سرکش و عصیانگر برنامه ریزی کنیم. ما نمی خواهیم آنان را هدایت کنیم یا از خطا کردن بازشان داریم. باید حسن نظر داشت و برای جوانان پاک و صالح و سالم جامعه برنامه ریزی کرد ... »

- مقاله ی حمیدرضا کفاش درباره ی «نظام جامع فعالیت فوق برنامه » و ارتباط آن با مباحث امور تربیتی، بهانه ی خوبی بود برای این گفت و گو . از آن جا که بارها و بارها درباره ی اوقات فراغت شنیده ایم ، اما کمتر به ثمرات برنامه ریزی مناسب برای گذران اوقات فراغت پرداخته شده است ، از او درباره ی کارکردهای مستقیم و غیرمستقیم اوقات فراغت می پرسیم.

- به اعتقاد من ، برای بحث اوقات فراغت مقدمه ای کوتاه لازم است . باید ببینیم ، انسان برای ادامه ی یک زندگی ، به چه مهارت هایی نیازمند است و بدانیم ، اگر در مسیری قرار بگیریم که نتیجه ی حرکت های آموزش و پرورش کسب آن مهارت ها باشد ، یکی از اصلی ترین اهدافمان محقق شده است.
نخستین مهارت « با یکدیگر زیستن » است. ما باید یاد بگیریم ، در جامعه یا خانواده ، با هم زندگی خوبی داشته باشیم که یکی از پیش شرط های آن ، برطرف کردن نیازهای خود و دیگران است.

« تصمیم گیری و مهارت حل مسئله » ، از دیگر توانمندی هایی است که باید در خود و مخاطبمان به وجود آوریم.
ما باید قادر باشیم ، درست تصمیم بگیریم و تنش ناشی از هر تصمیم گیری را تحمل کنیم. از طرف دیگر ، شناخت مسئله مرحله ی مقدماتی است برای این که فرد بتواند ، راه حل های متعددی پیش بینی کند. باید توجه کنیم ، مرحله ی گزینش و انتخاب ، خود به نوعی مهارت نیاز دارد که ثمره ی آن تفکر خلاق و واگراست.
مهارت بعدی ، « تفکر انتقادی » است. هر روزی که می گذرد، کمبود آن بیش از پیش حس می شود. آمادگی برای نقد افکار دیگران، هم زمان با تقویت روحیه ی نقدپذیری در خود ، راهکار حل این معضل اجتماعی است. برقراری روابط مؤثر اجتماعی و ارتباط سالم با محیط ، هم سن و سالان ، خانواده ، همکاران و ... که این روزها به شدت کمیاب شده است نیز ، از جمله ی این مهارت هاست.
یکی دیگر از مهارت های مورد نیاز ، « خودشناسی » است؛ این که شخص به توان و استعدادهایش واقف باشد ، علاقه ها و سلیقه های خود را کشف کند و کشفیات درونش را به مرحله ی ظهور برساند، بسیار اهمیت دارد. و آخرین مهارت هم « داشتن روحیه ی همدلی » است. برای کنار آمدن با هیجان ها و فشارهای روانی ، راهی جز برقراری ارتباط بین افراد همدل وجود ندارد.
اگر این مهارت ها در فرد ایجاد نشوند، زندگی بسیار سخت و در شرایطی حتی غیرممکن می شود. نکته ی مهم این است که بدانیم ، بسیاری از مهارت های یاد شده به آموزش نیازمندند ؛ آموزشی صحیح و تعاملی که متأسفانه در نظام سنتی آموزشی ما به وجود نمی آید. نظام سنتی فاقد کارکرد ایجاد مهارت در افراد است. ما بسیاری از این مهارت ها را در فعالیت های خود در اوقات فراغت کسب می کنیم. یادگیری کیفی موجود در اردو، سفر و گردش های دسته جمعی ، هیچ گاه سر کلاس و در مدرسه حاصل نمی شود.

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

اوقات فراغت مانند شمشیر دولبه است ؛ یعنی می توان کاری کرد که دانش آموز در لحظاتی که اوقات فراغت نامیده می شود، تمام خلاقیتش را نابود سازد. از طرف دیگر ، می توان این اوقات را به بستری تبدیل کرد برای بروز خلاقیت ها . و این هنر کسی است که برنامه ریزی برای غنی سازی اوقات فراغت را به عهده می گیرد. اگر برنامه ریزی اوقات فراغت به ایجاد مهارت های فوق بینجامد ، می توانیم بگوییم از بعد تیز این شمشیر که خبر می آفریند، بهره برده ایم و اگر نتواند ، یعنی بعد از گذراندن اوقات فراغت ، ما احساس نکنیم که مهارت های ایجاد یا تقویت شده است ، یا یک گام در هر بعدی به جلو رفته ایم ، طبیعی است که نتوانسته ایم از این فرصت استفاده ی صحیح داشته باشیم.
نکته ی دیگر این که باید بپذیریم و بدانیم که چگونگی فعالیت در اوقات فراغت ، کاملا اختیاری است و آن چه به عنوان برنامه ریزی مطرح می شود، صرفا یک پیشنهاد است. فعالیت ها ، در اوقات فراغت منعطف هستند و در آن ها حق انتخاب وجود دارد. به علاوه ، تقریبا منطبق بر امیال و خواسته های فرد هستند که هیچ چارچوبی را هم برنمی تابد.

- یکی از اتفاق های بدی که در کشور ما رخ داده ، این است که گذران اوقات فراغت با فعالیت فوق برنامه خلط شده است. برای تعریف این دو مفهوم، چه حرکتی انجام شده است ؟

- فوق برنامه ، برنامه ی آموزش غیررسمی است که با آموزش رسمی می تواند به نسبت های متفاوت تشکیل دایره دهد. متأسفانه تلقی بسیاری از همکاران ما از فعالیت فوق برنامه اشتباه است. گفته می شود: فوق برنامه یعنی اگر رسیدیم ، انجام می دهیم و اگر نرسیدیم هم مهم نیست. اصل این نیست که ما برنامه را اجرا کنیم و اگر فرصت داشتیم ، سراغ فوق برنامه برویم. این نگاه مضرترین نگاه نسبت به فوق برنامه و کارکرد آن است. وقتی از مدیر مدرسه می پرسیم : « آیا برای شاگردانت فوق برنامه داری یا خیر؟ »
می گوید : « بله داریم. اگر برای درس ها وقت کم آوردیم ، آن ها را در فوق برنامه ارائه می دهیم ! »

اما اگر ما برای فوق برنامه سهمی قائل شویم ، یعنی کلمه ی آموزش غیررسمی و آموزش رسمی را جایگزین فوق برنامه و برنامه کنیم ، بسیاری از مشکلات رفع خواهند شد ؛ مثلا اگر بگوییم ، دانش آموز در طول 24 ساعت ، هشت ساعت در آموزش رسمی حضور دارد ، پس بقیه ی آن در آموزش غیررسمی است ؛ حتی زمانی که خواب است. بسیاری از علمای تعلیم و تربیت معتقدند که بخش عمده ای از آداب و تربیت باید هنگام غذا خوردن ، در مهمانی ها ، مراودات و معاشرت ها ، و سر سفره ، آموخته شود.

اگر ما بگوییم فعالیت فوق برنامه بخشی از زندگی انسان است که باید برای آن هم برنامه ای داشت ، بسیاری از گره ها را باز خواهیم کرد. این دو نگاه ، یعنی « باری به هر جهت نبودن فوق برنامه » و « الزام وجود برنامه » در بحث تعلیم و تربیت بسیار یاری رسان هستند. هیچ وقت نباید فراموش کرد ، تأثیری که دانش آموز در اردو می گیرد ، به مراتب بیشتر از تأثیری است که سر کلاس می گیرد. پس فعالیت فوق برنامه تعریفی جداگانه از آموزش های اجباری درس و مدرسه است که البته در کنار یکدیگر معنا خواهند داشت.
- ما در حال حاضر کجای این قصه قرار داریم و چه قدر برای تحقق این نظریه ها کاری انجام شده است ؟

- مهم ترین دغدغه و اصلی ترین مشکل ما در این زمان ، بی صاحب بودن فعالیت های فوق برنامه است. آموزش و پرورش خودش را متولی آموزش رسمی می داند و می گوید برنامه ریزی من برای شش یا هشت ساعت حضور (روزانه ) دانش آموز در مدرسه است. قبل از ورود به مدرسه یا بعد از خروج از آن ، دیگر وظیفه ای بر گردن من نیست. از طرف دیگر ، اوقات فراغت متولیان زیادی دارد ؛ در صورتی که باید برنامه ریز و مسئول واحدی وجود داشته باشد ، تا کارها راحت تر و سریع تر سامان بگیرند. سازمان ملی جوانان ، صدا و سیما ، مراکز شهری ، فرهنگ سراها و ... از جمله ی این مدعیان هستند و انصافا هم کارهای زیادی انجام داده اند. این در حالی است که هیچ کدام از این ارگان ها به یکدیگر وصل نیستند و بیشتر حرکت هایشان موازی کاری است. غافل از این که تنها مرهم این درد، انسجام نیروها و پیوستگی هزینه ها و تصمیم گیری هاست.

- با این توصیفات ، پس آموزش و پرورش هیچ گاه در برنامه ریزی ها دخالت ندارد ؟

- شهید باهنر می گوید : « مدرسه هم اگر تعطیل شود، تربیت تعطیل نمی شود. » بحثی که من کردم از منظر قانونی بود. وگرنه در حال حاضر، کارهای زیادی انجام می شود . دانش آموزی که صبح فردا وارد مدرسه می شود، بخشی از رفتارش نتیجه ی آموزشهای غیر رسمی از عصر امروز تا صبح فرداست . پس ما نمی توانیم بگوییم ، چون در شرح وظایف آموزش و پرورش برنامه ریزی برای اوقات فراغت وجود ندارد ، آن بخش به ما مربوط نیست. در حد توان باید برای بهبود کیفیت گذران این اوقات بکوشیم . مصداق عملی آن هم حرکت های تشکیلاتی دانش آموزی است که در مدارس به وجود آمده اند ؛ مثل سازمان دانش آموزی ، هلال احمر ، بسیج دانش آموزی و ان جی اوهای موجود در مدارس .

- در آموزه های دینی تعبیری داریم به این معنا که اوقات فراغت را ایجاد کنید. پس اصطلاح پر کردن اوقات فراغت که یکسره هم به گوش می خورد، از کجا آمده است ؟

- در قرآن کریم آمده است: « از کاری که فارغ شدی، خود را در کار دیگری بینداز. » یعنی کار بعدی را شروع کن. پس نتیجه می گیریم که اوقات فراغت، به معنی اوقات بی کاری نیست. «موجیم که آسودگی ما عدم ماست. » ما در آموزه های دینی ، برنامه ی جامعی برای زندگی انسان ها داریم که در آن همه چیز ، اعم از تفریح و استراحت، کار و عبادت ، درس و ورزش ، و مانند این ها وجود دارد؛ برنامه ای که پشتوانه ای فلسفی هم دارد. مثلا این که می گویند : « خواب مؤمن عبادت است » ، به این خاطر است که مؤمن می خوابد تا انرژی به دست آورد. و زمان بیداری بعدی را با توانایی بالاتری آغاز کند؛ یعنی بازده کاری بیشتری بیابد. در نگرش سیستمی درمی یابیم که اوقات فراغت ، جزئی از زندگی فرد ، و برنامه ریزی برای آن واجب است.
با این توضیحات معلوم می شود که پر کردن اوقات فراغت ، واژه ی غلطی است که معنا و مفهومش با آن چه هدف ماست ، تفاوت جدی دارد. ما قرار نیست اوقات فراغت کسی را پر کنیم ، بلکه می خواهیم برای بهتر گذراندن آن برنامه ریزی کنیم.

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

- برنامه ریزی هایی که توسط اولیای خانواده و مدرسه برای دانش آموزان در مقاطع متفاوت سنی طراحی می شود، بیشتر توسط کدام گروه سنی مورد استقبال قرار می گیرد؟

- دوره ی تحصیلی کودک هر چه پایین تر باشد ، استقبالی که از برنامه ها دارد ، بیشتر است. برنامه هایی که ما اعلام می کنیم ، اعم از ورزشی ، هنری و تفریحی ، بیشتر مورد پسند دانش آموزان ابتدایی و بعد راهنمایی هستند و کمتر برای دبیرستان ها جذاب اند. ما نتوانسته ایم جاذبه ی جدی برای دانش آموزان دبیرستانی ایجاد کنیم. فرض کنید مدارس ما مجهز به آی تی (
it) بودند ، یا امکانات ورزشی مورد علاقه ی آنان را داشتیم ، آن وقت می دیدید که میزان جذب چه قدر بالاتر می رفت ؛ زیرا متغیر عوض شده است. اگر گشتی در شهر داشته باشید ، متوجه می شوید که کافی نت ها و سالن های ورزشی ، مملواند از دانش آموزان دبیرستانی. اگر این امکانات را وارد مدارس خود کنیم ، دلیلی ندارد که دبیرستانی های ما کافی نت محل را به کافی نت مدرسه ترجیح دهد. ما باید برای گروه های سنی بالاتر ، برنامه هایی همخوان با نیازهای آنان و مطابق با فناوری روز داشته باشیم.

- در بسیاری از موارد ، به روز کردن برنامه های اوقات فراغت ، به معنی عبور از خطوط قرمز است. اگر قرار باشد اینترنت کامل و بی کنترل آن طور که در کافی نت ها وجود دارد، در دسترس دانش آموزان قرار بگیرد ، حتما آن ها جذب مدارس می شوند. اما با هنجار شکنی هایی که حتما در پی آن می آید ، چه می کنید ؟ به اولیای دانش آموزان و حتی کادر مدرسه چه پاسخی می دهید ؟

- برنامه ریزان ابتدا باید بپذیرند که مخاطبان ما سلیقه های مختلفی دارند و با ما هم متفاوت هستند. به تعبیر دیگر ، باید شرط مشتری محوری را بپذیرند. ضمنا باید قبول کرد که طبق آموزش های دینی و معرفتی ما ، اصلی وجود دارد که ما ملزم به رعایت آن هستیم ؛ این که : به میل تا آن جا میدان دهیم که عقل را زایل نکند. مثلا اگر بچه ها طالب یک بازی رایانه ای باشند که قطعا در آن بازی ذهن راکد می ماند و چه بسا آسیب می بیند، طبیعی است که در برنامه های ما جایگاهی ندارد. علاوه بر این ، باید خطوط قرمزمان را از نظر عقلی ، منطقی و شرعی مشخص سازیم.


شک نکنید که جوان می پذیرد ، فطرت او الهی است. اگر ما پا توی کفش او نکنیم ، آزارش ندهیم ، و مشروع ها را نامشروع جلوه ندهیم ، حتما خودش خطاها را می یابد. لازم نیست هر لحظه با چوب تعلیم و تربیت او را عذاب کنیم.

- اگر قرار باشد همین امروز شروع کنید به طراحی یک برنامه ی غنی و قوی برای دانش آموزان، چه قوانینی را برای خود وضع می کنید تا برنامه تان بهترین باشد ؟

- یکی از قوانین همان است که در پاسخ به سؤال قبلی گفتم : « توجه به اختلاف سلیقه در افراد. » مشارکت دادن جوان در برنامه ریزی می تواند یکی دیگر از راه حل ها باشد. ما می نشینیم و برنامه ریزی می کنیم بدون این که به خود جوان اجازه ی پذیرش نقش دهیم. ممکن است برنامه ی من خیلی هم عالی باشد ، اما مبنای آن دوره جوانی خودم باشد ، در حالی که بسیاری از نیازهای جوان آن روزها ، با این دوره متفاوت است . پس باید خود جوانان در کار مداخله کنند. راهکار حضور آن ها هم ، از طریق تشکیلات دانش آموزی است که بسیار هم فعال است.

در پایان باید این نکته ی بسیار مهم را گوشزد کنم که ما تأمین برنامه برای اوقات فراغت تأمین برنامه نمی کنیم تا فرد دچار فساد اخلاقی نشود. ما موظف هستیم برای همه ی بچه هایمان برنامه داشته باشیم که البته خروجی این ها مثل هم است. چون همه ی بدبختی ها و فسادها از بطالت به وجود می آید و شیطان در مزبله ی بطالت رشد می کند. اما بدانید نسل جوان ما سالم ترین نسل هاست. گاهی حساسیت های اجتماعی بی اندازه ی ما، پدر و مادرهاست که برخی از رفتارهای عادی این سنین را برایمان غیرطبیعی جلوه می دهد. ما نباید فراموش کنیم که اقتضای این دوران ، شیطنت ، شلوغی و جست و خیز است. و این ها نباید به حساب تخلف گذاشته شوند. در همین جریانات است که انسان ساخته می شود.
نگاه ما باید تربیتی و معلمی باشد ، نه قضایی . فرق دو نگاه مذکور در این است که در نگاه تربیتی ، فرد صالح است ، مگر خلافش ثابت شود ، و برعکس ، در نگاه قضایی ، اصل بر مجرمیت فرد است. پس در برنامه ریزی های خود فراموش نکنیم که می خواهیم برای جوانانی پاک و سالم برنامه ریزی کنیم ؛ هر چند که شیطنت و شور و شوق و گاهی سرکشی های طبیعی داشته باشند. قرار نیست برای جوانانی خلاف برنامه ریزی کنیم . تصمیم نداریم آن ها را به راه راست هدایت کنیم و از خطا کردن باز داریم که این یکی از بزرگ ترین ضبط های ماست.

- اوقات فراغت گاهی وقت ها بسیار نادر می شود. خصوصا برای قشرهایی از جامعه که ناچارند وقت بیشتری را به کار خود اختصاص دهند ؛ با انگیزه های مالی و معنوی متفاوت. اما به هر حال فرصت پرداختن به این مقوله بسیار کم می شود. از طرف دیگر، به نظر می رسد که در این گروه ها ، بازده کاری یا آرامش روح و روان ، با آنانی که از این فرصت بهره مندند تفاوت جدی دارد. به نظر شما ، بهداشت و سلامت روان چه ارتباطی با نحوه ی گذران اوقات فراغت و اندازه ی آن دارد ؟

- ارتباط مستقیم و تعاملی وجود دارد که هم علمی است و هم مورد قبول در اندیشه های نظری مطرح در جهان . یکی از ویژگی های جوامع صنعتی ، به هم خوردن روابط انسانی و عاطفی است. و متأسفانه این به هم ریختگی ، به سمت ضعیف شدن پیش می رود. زمان زیادی لازم است تا بشر بتواند، خود و روحیاتش را با این جامعه تطبیق دهد. شما اگر جوامع روستایی یا شهرهای کوچک گذشته را با شهرهای بزرگ امروزی مقایسه کنید ، آمارهای معناداری می یابید. میزان ساعت کار ، صرف نهار و شام بر یک سفره کنار دیگر اعضای خانواده ، خوردن چای و میوه و گپ ها و شب نشینی های بعد از شام ، تفریح و گشت و گذار آخر هفته ، عبادت ، خواب و ... همه براساس برنامه ای بسیار دقیق انجام می شدند که با برنامه های زمان فعلی ما بسیار متفاوت بود. قطعا نمی توانیم آرامش آن ها را با آرامش خود مقایسه کنیم. آن ها در نتیجه ی نداشتن استرس ها و اضطراب هایی که شما در اطرافیان بسیار مشاهده می کنید ، سلامت و طول عمر زیاد داشتند.

چیزی که در آن جامعه یافت می شد ، آرامش ، اوقات فراغت و نظم در زندگی بود ؛ تنظیم اوقات برای زندگی همان طور که در احادیث آمده است. توزیع زمان بین این فعالیت ها رمز موفقیت است و نداشتن چنین برنامه ای ، عاقبت دفن شدن در مسائل و مشکلات جامعه ی صنعتی است که گریبان ما را نیز گرفته است.

- فرانسیس دوگه می گوید : « به من بگویید اوقات فراغتتان را چگونه می گذرانید تا بگویم شما که هستید و فرزندانتان را چگونه تربیت می کنید . » برای پایان گفت و گویمان نظرتان را درباره ی این جمله بفرمایید ؟

- برنامه ریزی برای اوقات فراغت نشان دهنده شاکله ی شخصیتی فرد است. فردی که تمام مدت کتاب می خواند ، یا می خوابد یا تفریح می کند ، فرد متعادلی نیست. نزدیک ترین مثال ، بچه های نزدیک کنکور هستند. دانش آموزان ما تمام وقت خود را صرف خواندن و مرور کتاب های درسی می کنند. نتیجه ی آن در ترم اول دانشگاه خود را نشان می دهد که چه بلایی سرشان آمده است. کسی که یک یا دو سال از زندگی اش فقط درس خوانده است و گردش و تفریح ، کتاب غیردرسی ، سفر ، روابط اجتماعی را به صفر رسانده ، حالا که از آن برهه خارج شده است ، می بیند خیلی از نیازهایش مرتفع نشده و بسیاری از مهارت ها را نیاموخته است. پس کم می آورد و خستگی و پریشانی نتیجه ی این زیاده روی در گذران اوقات قبل از کنکور است که جبران آن به زمان زیادی نیاز دارد .

منبع: مجله مشاور مدرسه
سایت راسخون

نویسنده: حسینعلی أقایارلو - شنبه ٧ خرداد ۱۳٩٠

قتل عام ثانیه ها در اوقات فراغت


مؤلف کتاب های مدیریت آموزشی، انسان شناسی فرهنگی، جامعه شناسی آموزش و پرورش و مبانی جامعه شناسی که تعدادی از آن ها گاه تا پنج بار هم تجدید چاپ شده اند، می گوید: «هیچ کس نمی تواند ادعا کند اوقات فراغت ندارد»

دکتر قرایی مقدم حدود سه هزار مقاله با موضوعات مختلف و تحقیقات وسیعی در مورد گذراندن اوقات فراغت در میان دانشجویان و دانش آموزان تهرانی و دامغانی انجام داده است، وی در تعریف اوقات فراغت می گوید: «هر نوع کار و فعالیتی که فرد خارج از ایام و ساعات کار روزانه و حرفه اصلی اش انجام می دهد که در نهایت موجب احساس رضایت خاطر فرد می شود، بخشی از اوقات فراغت او به حساب می آید.»
و من هم در ادامه این تعریفش می گویم: پس نتیجه می گیریم این بحث و گفت و گو با موضوع مدیریت اوقات فراغت، بخشی از گذران اوقات فراغت شما محسوب می شود.

گفتید هیچ کس نمی تواند ادعا کند اوقات فراغت ندارد؟
نه، هیچ کس نیست که در طول شبانه روز، اوقات فراغت نداشته باشد، اوقاتی که بعد از ایام کار روزانه برای فرد باقی می ماند، اعم از این که آن زمان را در خانه سپری کند یا در خیابان و پارک باشد و یا این که به کارهای عقب افتاده اش برسد که در نتیجه آن، احساس نشاط، رضایت و سرگرمی کند، بخشی از اوقات فراغت فرد محسوب می شود.

گاهی انجام این کارهای عقب افتاده نتیجه اش خستگی مفرط است که حاصلش با تعریف شما از احساس رضایت و نشاط در اوقات فراغت متفاوت است. با وجود این، آن فعالیت، بخشی از کار روزانه فرد یا بخشی از اوقات فراغت او محسوب می شود؟
هر کاری که غیر از کار و حرفه روزانه فرد و به اختیار او در هر ساعتی از فراغت که مایل است انجام شود، هر قدر هم که سخت و خسته کننده باشد باز هم جزیی از گذران اوقات فراغت فرد محسوب می شود، زیرا بر خلاف کار روزانه هیچ اجباری برای انجام آن ندارد و می تواند زمان آن را تغییر دهد. البته این مسئله در مورد خانم ها متفاوت است. به ویژه خانم های شاغل، زمانی را که صرف امور خانه داری می کنند جزء اوقات فراغت آن ها به حساب نمی آید. در کل هر کاری حتی سخت و خسته کننده که فرد خارج از زمان کار اصلی اش انجام دهد و از آن احساس شادی کند یا این که برای زمان از دست رفته احساس زیان نکند، بخشی از اوقات فراغت فرد به حساب می آید.

تفاوت گذران اوقات فراغت و وقت تلف کردن در چیست؟
اگر پس از گذران اوقات فراغت فرد احساس رضایت و شادابی کرد و از آن فعالیت سود بصری و فکری برد، وقتش تلف نشده، اما اگر بعد از آن زمان دچار استرس، احساس گناه و از دست دادن زمان شد وقتش را تلف کرده است.

بیشتر جوان های ما اوقات فراغت شان را سپری می کنند و یا این که وقت شان را تلف می کنند؟
متأسفانه به چند دلیل عمده مردم ما در این اوقات که می تواند نقش بسیار مهمی در شناسایی و شکوفایی استعدادهایشان داشته باشد وقت تلف می کنند که بخش عمده آن به عدم وجود امکانات و بخشی به عدم مدیریت اوقات فراغت در حوزه افراد باز می گردد. به عقیده من، دولت و رسانه ها (رادیو و تلویزیون) نتوانسته اند نیاز جوانان و مردم را برطرف سازند. امکانات محدود تفریحی، ورزشی و فرهنگی و... و بالا بودن هزینه های استفاده از آن امکانات، عملا جوانان طبقه متوسط و ضعیف جامعه را از آن ها محروم ساخته است و از طرفی رسانه های ما در تسخیر عناصر فرهنگی، مذهبی، سیاسی هستند و نمی توانند برنامه ای شاد، متنوع و متناسب با نیاز مردم به ویژه جوانان تولید کنند. از بعد دیگر اوقات فراغت ما تحت تأثیر اشتغال ماست، عمده خانواده ها توان مالی برای سامان دهی و نظم بخشیدن به اوقات فراغت خانواده را ندارند و نمی توانند برای سفرهای فصلی، سالیانه و یا آخر هفته برنامه ریزی اقتصادی داشته باشند. به ناچار در اثر تمام این عوامل، بخشی از مردم ما به ویژه جوانان و نوجوانان در اوقات فراغت، وقت تلف می کنند و در نهایت، برای جبران کاستی ها جذب سی دی ها، ماهواره و گروه همسالان می شوند و اوقات فراغت شان سر گذرها، میادین و در خیابان ها با دود کردن سیگار و خوردن اکس و ... می گذرد.

می خواهید بگویید چگونگی گذران اوقات فراغت در میان جوانان یک جامعه تأثیر مستقیم در بروز آسیب های اجتماعی دارد؟
بله، به جرأت می توان گفت یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در بروز انواع آسیب های اجتماعی مربوط به عدم مدیریت و برنامه ریزی صحیح برای اوقات فراغت جوانان و نوجوانان است. اگر جوان از هر طبقه ای در جامعه، بتواند از امکانات تفریحی، ورزشی و... موجود استفاده کند و حق انتخاب داشته باشد و با تنوع سرگرمی ها رو به رو شود و از طرفی خانواده امکان مالی برای برنامه ریزی و تنظیم اوقات فراغت جوان را داشته باشد، جوانان در دوران بلوغ با سرعت جذب گروه همسالان نمی شوند و خودشان به ناچار برای اوقات فراغتشان برنامه ریزی نمی کنند. در غیر این صورت جامعه به سرعت دچار پاتولوژی «آسیب های اجتماعی» می شود.


"شاهده"

16-07-09, 15:21

مدیریت و برنامه ریزی در اوقات فراغت به عهده خود فرد است و یا جامعه و خانواده؟
اصل کار بر دوش دولت است که باید برای اوقات فراغت مردم و جوانان کشور برنامه ریزی و امکانات را مهیا کند، که البته طی سال های اخیر با فعال شدن فرهنگسراها و خانه فرهنگ ها کمی این کار انجام شده، اما کافی نیست. از طرفی خیلی هم متناسب با نیاز جوان امروز نیست. اما در حال حاضر این خانواده ها هستند که در بیشتر موارد با توجه به اقتصاد خانواده برای اوقات فراغت فرزندانشان برنامه ریزی می کنند و تصمیم گیرنده هستند. فرزندانی که به هر دلیلی از جمله فقر مالی یا فرهنگی برای اوقات فراغتش در خانواده برنامه ریزی نشود، جذب گروه همسالان می شوند و خودشان برای زمان هایشان برنامه ریزی می کنند که عمدتا به دلیل عدم آموزش جوانان و کمی تجربه وقتشان را تلف می کنند نه این که اوقات فراغتشان را سپری کنند.

جوان ها چگونه باید برای مدیریت اوقات فراغت شان آموزش ببینند؟ برای گذران اوقات فراغت مطلوب، یک تعریف و معیار جهانی وجود دارد؟ به نوعی ما باید فعالیت های ویژه «اوقات فراغت» را در کم و کیف هم سو با کشورهای پیشرفته و مدرن انجام دهیم؟
در مورد بخش اول سؤال باید بگویم: بله، اوقات فراغت باید از تنوع برخوردار باشد و فعالیت هایی که در آن زمان انجام می شود هدفمند باشد و از دید «کارکرد گرایان» هر عمل حتی در زمان اوقات فراغت باید یک نتیجه داشته باشد، خواه این نتیجه شادی باشد خواه سود ا